موشکها مانند امواجی نورانی در این گستره، آسمان را به تسخیر خود درآورده بودند. صدای برخورد پرطنین آنان در یکصد موج بیوقفه، پایگاههای دشمنان را در غرب آسیا به لرزه درآورده بود.
روی زمین در استقبال و بدرقه این موشکها تصاویری شگفت انگیز از مردم کشورهای مختلف، در قاب تاریخ نشست؛ گوشهایی که در انتظار طنین و صفیر موشکها هشیار بود، انگشتهایی که نقاطی در آسمان را به دیگران نشان میداد، چشمهایی که به نورهایی درخشان در پهنه سیاه شب دوخته میشد، صداهایی که از شوق و هیجان به شور و حماسه بلند بود و محصول همه اینها، جوانه امیدی بود که به فردای بدون استعمار و اشغالگری و سلطه در دلهای مردم مسلمان منطقه سر میزد.
این جاده نورانی در آسمان اگرچه از شهرهای موشکی و پهپادی و در کنار لانچرها و سکوهای پرتاب آغاز میشد و به قلب دشمن مینشست، اما مبدا واقعی دیگری داشت. نقطه مبدأ این شلیکها از مغز دانشمندان جوان و مهندسان نخبه، همت کارگران و متخصصان پرتلاش و مدیران گمنام صنایع پرافتخار دفاعی کشورمان است.
روز دوم جنگ تحمیلی سوم، خبر شهادت وزیر شهید دفاع امیر نصیرزاده منتشر شد. دشمن قلب صنایع دفاعی کشور را نشانه رفته بود به این پندار واهی که دست رزمندگان اسلام را خالی کند و امواج قدرتمند و خروشان این رود آسمانی را از نفس بیاندازد. روز سوم جنگ سرپرست جدید وزارت دفاع ـ که جانشین امیر نصیرزاده بودـ معرفی شد، هنوز یک روز از این … …

































































