اکنون در سالگرد آن رویداد، بسیاری از رسانههای جهان بار دیگر به سراغ افغانستان رفتهاند؛ از سرنوشت حکومت طالبان تا وضعیت مردم و حقوق زنان و دختران. اما در ایران، با وجود همسایگی و پیوندهای عمیق تاریخی و فرهنگی، این رویداد بازتابی کمرنگ داشته است.
این سکوت رسانهای خود پرسشی جدی است: چرا افغانستان برای ما تا این اندازه به حاشیه رفته است؟
مسئله فقط یک سالگرد و یک رویداد خبری نیست. مسئله، نوع نگاه ما به افغانستان است؛ کشوری که در سیاست رسمی و فضای رسانهای ایران، اغلب در قالبهایی چون امنیت مرزها، مهاجرت، مواد مخدر، آب و تحولات سیاسی تعریف میشود؛ در حالی که افغانستان، برای ایران، بسیار فراتر از یک همسایه شرقی است.
افغانستان امروز کشوری مستقل با هویت ملی و سیاسی خویش است و مردم آن حق دارند سرنوشت سیاسی و اجتماعی خود را تعیین کنند. اما در عین حال، این سرزمین یکی از کانونهای مهم ایران فرهنگی و حوزه تمدنی نوروز است؛ حوزهای که قرنها پیش از شکلگیری مرزهای سیاسی امروز، بر پایه زبان، ادبیات، دانش، هنر، آیینها و حافظه تاریخی، مردمان این جغرافیا را به یکدیگر پیوند داده است.
از این منظر، «ایران فرهنگی» مفهومی سیاسی و سرزمینی نیست؛ سخن از حوزهای تمدنی است که بخشهایی از آن امروز در چند کشور مستقل قرار گرفته است.
زبان فارسی یکی از مهمترین ستونهای این پیوند است. خط و میراث مکتوب، نوروز، ادبیات فارسی، دانش و هنر، رشتههایی هستند که ایران امروز را به افغانستان و دیگر سرزمینهای این حوزه پیوند میدهند. …















































































