چرا انسانها بارها همان غذای همیشگی را سفارش میدهند، مسیر آشنای رفتوآمد را انتخاب میکنند، به یک برند مشخص وفادار میمانند یا در شرایط جدید نیز همان گزینهای را انتخاب میکنند که قبلاً انتخاب کردهاند؟ آیا این رفتارها همیشه نتیجه مقایسه آگاهانه مزایا و معایب گزینههاست؟ پژوهشی از دانشگاه فنی درسدن نشان میدهد که پاسخ الزاماً مثبت نیست. خودِ تکرار یک انتخاب میتواند احتمال انتخاب دوباره آن را افزایش دهد و حتی باعث شود فرد بعدها همان گزینه را بهتر ارزیابی کند.
این یافته، درک ما از تصمیمگیری انسانی را وارد مرحله تازهای میکند. در نگاه کلاسیک، فرد میان گزینههای مختلف ارزشگذاری میکند، پیامدهای آنها را میسنجد و سپس گزینهای را انتخاب میکند که بیشترین فایده را دارد. پژوهش جدید نشان میدهد که در کنار ارزش، پاداش و پیامد، سابقه رفتار خود فرد نیز میتواند به عاملی مستقل در انتخاب بعدی تبدیل شود.
پژوهشگران چه چیزی را بررسی کردند؟
این پژوهش توسط بن واگنر، اچ. بندیکت ولف و استفان کیبل از دانشگاه فنی درسدن انجام شد و در مجله Communications Psychology منتشر شده است. مقاله اصلی با عنوان Action repetition biases choice in context-dependent decision-making در نوامبر ۲۰۲۵ منتشر شد و در سال ۲۰۲۶ دانشگاه درسدن یافتههای آن را در قالب یک گزارش علمی برای مخاطبان عمومی تشریح کرد.
پژوهشگران میخواستند بدانند وقتی فرد در یک موقعیت مشخص بارها گزینهای را انتخاب میکند، آیا این تکرار بعدها بر انتخاب او در موقعیتهای جدید نیز اثر میگذارد یا خیر.
برای پاسخ به این پرسش، پژوهشگران ۹ تکلیف جدید تصمیمگیری را اجرا کردند و دادههای ۶ مجموعهداده قبلی را نیز دوباره تحلیل کردند. در مجموع، دادههای بیش از ۷۰۰ شرکتکننده مورد بررسی قرار گرفت. در مطالعه اصلی جدید، ۳۴۹ نفر پس از اعمال معیارهای حذف وارد تحلیل شدند. شرکتکنندگان بزرگسالان ۱۸ تا ۴۹ ساله بودند.
ساختار آزمایشها به شکلی طراحی شده بود که افراد ابتدا با گزینههای مختلف در زمینههای مشخص مواجه شوند و انتخابهای خود را انجام دهند. سپس همان گزینهها در ترکیبها یا زمینههای جدید ظاهر میشدند. به این ترتیب پژوهشگران میتوانستند بررسی کنند که آیا افراد صرفاً بر اساس ارزش واقعی گزینهها تصمیم میگیرند یا سابقه انتخاب قبلی نیز رفتار آنها را هدایت میکند.
یافته اصلی چه بود؟
مهمترین نتیجه پژوهش این بود که افراد تمایل دارند انتخابهای قبلی خود را دوباره تکرار کنند، حتی زمانی که شرایط تغییر کرده باشد.
به زبان ساده، اگر فرد در یک موقعیت مشخص گزینهای را انتخاب کند، احتمال دارد این انتخاب در ذهن او به یک مسیر آشنا تبدیل شود. هنگامی که بعدها با گزینههای مشابه مواجه میشود، احتمال انتخاب همان گزینه افزایش پیدا میکند.
نکته مهم این است که پژوهشگران دریافتند این اثر الزاماً به دلیل افزایش ارزش واقعی گزینه ایجاد نمیشود. یعنی ممکن است گزینهای در نتیجه تکرار انتخاب، ارزشمندتر به نظر برسد؛ در حالی که ویژگیهای عینی آن تغییر نکرده است. دانشگاه درسدن این یافته را چنین خلاصه کرده است: گزینههایی که بیشتر انتخاب شده بودند، در ادامه نهتنها بیشتر انتخاب میشدند، بلکه بهتر نیز ارزیابی میشدند.
این موضوع یکی از جذابترین جنبههای پژوهش است. تکرار صرف یک رفتار میتواند در شکلگیری ترجیح نقش داشته باشد.
آیا مغز همیشه به دنبال بهترین گزینه نیست؟
یکی از برداشتهای مهم پژوهش این است که تصمیمگیری انسان را نمیتوان همیشه مانند یک محاسبه ریاضی در نظر گرفت.
اگر فرد بخواهد برای هر انتخاب تمام گزینهها را بررسی کند، پیامدهای آنها را مقایسه کند و سپس بهترین تصمیم ممکن را بگیرد، فرایند تصمیمگیری بسیار پرهزینه خواهد شد. مغز برای کاهش این هزینه شناختی از میانبرهای ذهنی استفاده میکند.
یکی از این میانبرها میتواند تکرار رفتار قبلی باشد.
وقتی یک انتخاب قبلاً انجام شده است، مغز اطلاعاتی درباره آن در اختیار دارد. انتخاب مجدد همان گزینه نیازمند بررسی کامل و دوباره تمام گزینهها نیست. از این منظر، تکرار میتواند نوعی راهبرد کمهزینه برای تصمیمگیری باشد.
پژوهشگران درسدن معتقدند بسیاری از ترجیحات ظاهراً غیرمنطقی ممکن است از همین سازوکار ناشی شوند. فرد الزاماً همه گزینهها را با یکدیگر مقایسه نمیکند؛ گاهی سابقه رفتاری او مسیر تصمیم بعدی را مشخص میکند.
نقش حافظه در انتخابهای روزمره
این یافته اهمیت حافظه را در تصمیمگیری بیشتر میکند. وقتی فرد یک رفتار را انجام میدهد، آن رفتار فقط به عنوان یک اتفاق گذشته باقی نمیماند؛ ممکن است احتمال تکرار همان رفتار را در آینده افزایش دهد.
برای نمونه، فردی را تصور کنید که در یک رستوران چند بار غذای مشخصی را سفارش داده است. اگر بعدها در منوی مشابهی قرار گیرد، احتمال دارد همان غذا را دوباره انتخاب کند. این انتخاب ممکن است واقعاً به دلیل کیفیت غذا باشد، اما پژوهش نشان میدهد خود سابقه انتخاب نیز میتواند در ترجیح بعدی سهم داشته باشد.
همین سازوکار میتواند درباره خرید، مسیر رفتوآمد، استفاده از فناوری، انتخاب سرگرمی، برنامه روزانه و بسیاری از رفتارهای تکرارشونده مطرح باشد.
در چنین شرایطی، چیزی که «ترجیح شخصی» به نظر میرسد ممکن است تا حدی محصول تاریخچه انتخابهای فرد باشد.
از انتخاب تا عادت
یکی از پیامدهای مهم این پژوهش برای علوم رفتاری، ارتباط میان تکرار، انتخاب و عادت است.
عادتها معمولاً از رفتارهای تکرارشونده شکل میگیرند. یک رفتار در ابتدا ممکن است کاملاً آگاهانه باشد، اما با تکرار، انجام آن آسانتر و انتخاب آن محتملتر میشود.
پژوهش درسدن نشان میدهد که برای فهم عادتها نباید تنها به پاداش یا نتیجه رفتار توجه کرد. خودِ انجام دادن یک عمل نیز میتواند احتمال تکرار آن را افزایش دهد. در مطالعه دیگری از همین گروه پژوهشی که در سال ۲۰۲۵ منتشر شد، مدلسازی محاسباتی نیز شواهدی برای افزایش احتمال انتخاب یک عمل با هر بار تکرار آن ارائه کرد.
این موضوع به مفهوم «یادگیری تقویتی» نیز ارتباط پیدا میکند؛ با این تفاوت که در اینجا پژوهشگران بر سازوکاری تأکید میکنند که در آن **تکرار رفتار، حتی مستقل از ارزش یا پاداش، میتواند احتمال انتخاب بعدی را افزایش دهد.**
آیا تکرار همیشه بد است؟
خیر. این یافته را نباید به معنای منفی بودن تکرار تفسیر کرد.
تکرار میتواند برای یادگیری و ایجاد رفتارهای مفید ضروری باشد. بسیاری از مهارتها از طریق تمرین و تکرار تثبیت میشوند. اگر هر بار برای انجام یک رفتار ساده مجبور به تصمیمگیری کامل باشیم، انرژی شناختی زیادی مصرف خواهد شد.
مشکل زمانی ایجاد میشود که یک انتخاب قدیمی در شرایطی جدید همچنان ادامه پیدا کند، در حالی که شرایط تغییر کرده است.
برای مثال، ممکن است فرد سالها یک روش خاص برای انجام کاری داشته باشد، اما فناوری یا شرایط محیطی تغییر کند و روش بهتری به وجود آید. با وجود این، فرد همچنان روش قدیمی را انتخاب کند، زیرا مغز او به مسیر قبلی عادت کرده است.
در چنین شرایطی، آشنایی با یک انتخاب میتواند با بهتر بودن آن اشتباه گرفته شود.
ارتباط پژوهش با تصمیمهای به ظاهر غیرمنطقی
یکی از ارزشهای مهم این پژوهش آن است که میتواند بخشی از رفتارهای ظاهراً غیرمنطقی را توضیح دهد.
گاهی از خود میپرسیم چرا فردی با وجود آگاهی از گزینههای بهتر، همچنان انتخاب قبلی را ادامه میدهد. پاسخ ممکن است در بخشی از تاریخچه انتخاب او قرار داشته باشد.
اگر فرد یک گزینه را بارها انتخاب کرده باشد، احتمال دارد آن گزینه در ذهن او به انتخاب پیشفرض تبدیل شود. در نتیجه برای تغییر رفتار، ارائه اطلاعات جدید به تنهایی کافی نباشد؛ لازم است **الگوی رفتاری نیز تغییر کند.**
این نکته برای آموزش، اصلاح عادتها، رفتار سازمانی و حتی طراحی محیطهای تصمیمگیری اهمیت دارد.
یک مطالعه دیگر از درسدن چه میگوید؟
این پژوهش در خلأ انجام نشده است. گروه پژوهشی دانشگاه فنی درسدن پیشتر نیز در سال ۲۰۲۴ در مطالعهای درباره «سوگیری تکرار انتخاب» نشان داده بود که افراد در تصمیمهای مربوط به پاداشهای فوری و تأخیری نیز تمایل دارند انتخاب قبلی خود را تکرار کنند و هنگام تغییر به گزینه دیگر کندتر عمل کنند. این مطالعه با استفاده از ردیابی حرکات چشم انجام شد و در Journal of Behavioral Decision Making منتشر شد.
مجموع این یافتهها تصویری منسجمتر ارائه میکند: انتخاب قبلی میتواند بر انتخاب بعدی اثر بگذارد و این اثر در موقعیتهای مختلف تصمیمگیری مشاهده شود.
محدودیتهای پژوهش
با وجود اهمیت یافتهها، نباید آنها را بیش از اندازه تعمیم داد. مطالعه اصلی در شرایط آزمایشگاهی و با تکالیف تصمیمگیری طراحیشده انجام شده است. شرکتکنندگان نیز گروهی محدود از بزرگسالان ۱۸ تا ۴۹ ساله بودند. پژوهشگران خود نیز تأکید نکردهاند که تمام ترجیحات انسان از طریق تکرار شکل میگیرند.
همچنین این مطالعه مستقیماً نشان نمیدهد که کدام بخش مشخص از مغز مسئول این اثر است. بنابراین بهتر است یافته حاضر را بیشتر در حوزه **علوم اعصاب شناختی، مدلسازی محاسباتی و روانشناسی تصمیمگیری** قرار دهیم، نه به عنوان کشف یک ناحیه خاص مغزی.
اهمیت پژوهش برای زندگی روزمره
این پژوهش یک پیام کاربردی مهم دارد: گاهی برای تغییر یک رفتار، لازم است ابتدا متوجه شویم چقدر از انتخابهای ما محصول انتخابهای قبلی هستند.
اگر فردی میخواهد عادتی را تغییر دهد، شاید لازم باشد فرصتهایی برای تجربه گزینههای جدید ایجاد کند. انتخاب یک گزینه متفاوت میتواند چرخه تکرار را بشکند و امکان ارزیابی دوباره گزینهها را فراهم کند.
در محیطهای آموزشی نیز میتوان از این یافته استفاده کرد. دانشآموز یا دانشجویی که همیشه از یک روش مطالعه استفاده میکند، ممکن است به دلیل آشنایی با آن روش، آن را بهترین روش تصور کند؛ در حالی که تجربه روشهای دیگر میتواند امکان انتخاب آگاهانهتری ایجاد کند.
در محیط سازمانی نیز تصمیمهایی که سالها به یک شکل گرفتهاند، ممکن است صرفاً به دلیل تکرار ادامه پیدا کنند. بررسی دورهای تصمیمها و ایجاد فرصت برای مقایسه گزینههای جدید میتواند از تثبیت عادتهای ناکارآمد جلوگیری کند.
زهرا نیازاده روانشناس و نویسنده کتاب مسیر تاب آوری در پایان تاکید میکند پژوهش دانشگاه فنی درسدن نشان میدهد که انتخابهای گذشته فقط نتیجه تصمیمهای ما نیستند؛ میتوانند تصمیمهای آینده ما را نیز شکل دهند. هر بار که یک گزینه را انتخاب میکنیم، احتمال دارد مسیر انتخاب دوباره آن گزینه در آینده تقویت شود.
مهمتر از آن، تکرار میتواند بر ارزیابی ذهنی ما از گزینه نیز اثر بگذارد. گزینهای که بیشتر انتخاب کردهایم ممکن است به تدریج بهتر به نظر برسد، حتی اگر ویژگیهای واقعی آن تغییر نکرده باشد.
از منظر نوروساینس شناختی و علوم رفتاری، این یافته یادآور نکته مهمی است: انسان همیشه بر اساس مقایسه آگاهانه ارزشها تصمیم نمیگیرد؛ تاریخچه رفتار، حافظه، عادت و تکرار نیز در ساختن ترجیحات نقش دارند.
در نتیجه، برای شناخت تصمیمهای انسانی باید علاوه بر پرسش «کدام گزینه بهتر است؟» پرسش دیگری را نیز مطرح کنیم: «من این گزینه را چند بار پیش از این انتخاب کردهام؟»
همین پرسش ساده میتواند دریچهای تازه برای فهم عادتها، تصمیمگیری، تغییر رفتار و حتی برخی انتخابهای به ظاهر غیرمنطقی انسان باز کند.































































