به نوشته این وبگاه این اظهارات پیش از حمله به پایگاه ابوالظهور، صدور جدیدترین حکم بازداشت بنیامین نتانیاهو از سوی آنکارا و جدال لفظی میان دو طرف، از جمله اظهاراتی درباره «دیکتاتور یهودستیز» و «مانور نفرتانگیز»، مطرح شد. گزارشهای بعدی همه این تحولات را بخشی از یک روند واحد و فزاینده دانستهاند، اما چنین برداشتی دقیق نیست. ترکیه از مدتها قبل در حال آمادهسازی خود برای رویاروییای بود که انتظار داشت در جغرافیایی متفاوت رخ دهد. چرایی بحران
این وبگاه در ادامه آورد: جرقه این بحران جدی است. ۱۸ اوت، اسرائیل پایگاه هوایی ابوالظهور در نزدیکی حلب را هدف قرار داد و در هشت مرحله، باندهای پروازی و آشیانههای آن را بمباران کرد. اسرائیل مدعی است دولت انتقالی سوریه به ریاست احمد الشرع در حال آمادهسازی این پایگاه برای استقرار نیروهای ترکیه است و این اقدام را نقض تفاهمهای امنیتی غیررسمی می داند که پس از سقوط بشار اسد شکل گرفته. ترکیه وجود هرگونه حضور نظامی خود در این پایگاه را رد کرد.
سه روز بعد، وزیر دادگستری ترکیه از صدور حکم بازداشت جدیدی برای بنیامین نتانیاهو خبر داد؛ این بار در ارتباط با توقیف ناوگان «گلوبال صمود» در ماه مه که عازم غزه بود. در این پرونده، اتهامهایی مانند جنایت علیه بشریت، شکنجه و ربایش نیز به اتهام نسلکشی افزوده شد؛ اتهامی که آنکارا نخستینبار در نوامبر علیه نتانیاهو مطرح کرده بود.
ترکیه اکنون در حال پیگیری درخواست صدور اعلان قرمز اینترپل است؛ سازوکاری که از کشورهای عضو میخواهد فرد تحت تعقیب را شناسایی و تا زمان بررسی درخواست استرداد، بهطور موقت بازداشت کنند. با این حال، مقررات اینترپل مانع مداخله این سازمان در پروندههایی میشود که از نظر آن عمدتا ماهیت سیاسی داشته باشند.
این تحولات نیز در خلا رخ نمیدهند. اسرائیل در دسامبر یک برنامه رسمی همکاری نظامی سهجانبه با یونان و قبرس امضا کرد که برگزاری رزمایشهای مشترک هوایی و دریایی در سال ۲۰۲۶ را دربرمیگیرد. نتانیاهو هنگام امضای این توافق، آن را پیامی برای کسانی توصیف کرد که «خیال بازسازی امپراتوریها» در منطقه را در سر دارند؛ اشارهای که مخاطب آن برای همه روشن بود: ترکیه. چرا آنکارا مسیر حقوقی را انتخاب کرده است؟
پاسخ ترکیه به حمله هوایی اسرائیل تاکنون در دادگاهها و عرصه حقوقی مطرح بوده، نه در آسمان سوریه. این انتخاب را نباید صرفا ناشی از محدودیتهای ترکیه دانست؛ بلکه تصمیمی حسابشده است.
هاکان فیدان، وزیر خارجه ترکیه، بارها تاکید کرده که آنکارا خواهان رویارویی با اسرائیل در سوریه نیست. پشت این خویشتنداری، یک منطق راهبردی جدی وجود دارد. برخی تحلیلگران اسرائیلی طی روزهای اخیر استدلال کردهاند که ماده ۵ ناتو ــ بندی که اعضا را ملزم میکند حمله به یک عضو را حمله به همه اعضا تلقی کنند ــ صرفا قلمرو اصلی کشورهای عضو را پوشش میدهد و شامل نیروهای اعزامی آنها در خاک کشور دیگر نمیشود.
ناتو چنین تفسیری را تایید نکرده، اما اگر این برداشت درست باشد، برای ترکیه پیامد مهمی دارد: هرگونه درگیری بر سر یک پایگاه هوایی در نزدیکی حلب، در عمل میتواند نبردی باشد که آنکارا ناچار شود بهتنهایی در برابر نیروی هوایی برتر اسرائیل دنبال کند. این معامله راهبردی مطلوبی برای ترکیه نیست و برنامهریزان نظامی این کشور نیز از آن آگاهاند.
در مقابل، حکم بازداشت نتانیاهو ابزاری در اختیار اردوغان قرار میدهد که پایگاه هوایی سوریه نمیتواند فراهم کند. هدف این حکم لزوما بازداشت فیزیکی نتانیاهو نیست؛ مقررات بیطرفی سیاسی اینترپل صدور اعلان قرمز را دشوار میکند و اسرائیل نیز تحت هیچ شرایطی نتانیاهو را تحویل نخواهد داد.
کارکرد اصلی این اقدام، ایجاد امکان واکنش سریع اردوغان به حمله اسرائیل، بدون به حرکت درآوردن نیروهای نظامی است. این اقدام از آنکارا تا جاکارتا میتواند تصویری از واکنش قاطع ترکیه ایجاد کند، در حالی که هیچ هزینه نظامی مستقیمی برای آنکارا ندارد. همچنین جنگ غزه را همچنان در چارچوب حقوق بینالملل و نهادهای قضایی نگه میدارد، نه در قالب تسویهحساب دوجانبه میان ترکیه و اسرائیل.
بنابراین، حکم بازداشت را نمیتوان الزاما شکست در واکنش به اسرائیل دانست؛ بلکه خود این اقدام، نوعی واکنش متناسب با تصمیم ترکیه برای وارد نشدن به رویارویی نظامی در سوریه است. چرا قبرس متفاوت است؟
قبرس در این معادله تفاوت اساسی دارد و همین تفاوت، مهمترین بخش تحلیل است.قبرس شمالی برای ترکیه یک موقعیت موقت در جنگ داخلی کشور دیگری نیست که امنیت آن به رضایت یک دولت انتقالی وابسته باشد. ترکیه از سال ۱۹۷۴ بهطور مستمر در این منطقه حضور نظامی داشته و حدود ۳۵ هزار نیرو در آن مستقر است. آنکارا در این منطقه پایگاههای هوایی و زیرساختهای نظامی در اختیار دارد و برای استقرار جنگندههای اف-۱۶ یا توسعه باندهای پروازی نیازی به اجازه دولت دیگری ندارد.
از این منظر، وقتی گولر از «بهروزرسانی دقیق» آمادگی نظامی ترکیه در قبرس سخن میگوید، در واقع از تقویت موضعی صحبت میکند که آنکارا سالهاست بهطور مستقیم کنترل میکند؛ اقدامی که ماهیت آن با تکذیب حضور ترکیه در ابوالظهور متفاوت است.
در سوی دیگر، توافق نظامی اسرائیل، یونان و قبرس نیز صرفا یک موضعگیری سیاسی نیست؛ این توافق رسمی است و برای سال ۲۰۲۶ برنامه رزمایشهای مشترک دارد و اساسا در چارچوب مقابله با آنچه نتانیاهو «جاهطلبی منطقهای ترکیه» میداند، شکل گرفته است.
بنابراین، اگر نیروهای ترکیه در حال تقویت یک موقعیت ثابت و تحت کنترل خود در قبرس باشند و همزمان ائتلاف اسرائیل، یونان و قبرس نیز در حال تمرین عملیات نظامی در نزدیکی همان منطقه باشد، شرایطی شکل میگیرد که در سوریه وجود ندارد: احتمال تماس مستقیم و ناخواسته میان ظرفیتهای نظامی دو طرف. خواب ترکیه برای قبرس
مهمترین انتقاد این است که تقویت مواضع ترکیه در قبرس از ماه مارس آغاز شده بود؛ یعنی ماهها پیش از تشدید تنش اخیر و در واکنش به حملات پهپادی مورد حمایت ایران علیه پایگاههای بریتانیا در آکروتیری و دکلیا.این استدلال درباره ماه مارس درست است، اما برای توضیح وضعیت اوت کافی نیست.
سخنان گولر در اوت مطرح شد و او همان وضعیت نظامی موجود را در چارچوب تهدیدی متفاوت بازتعریف کرد. زیرساخت نظامی ترکیه میان مارس و اوت تغییر اساسی نکرده؛ آنچه تغییر کرده، تهدیدی است که این ظرفیت نظامی برای مقابله با آن در نظر گرفته میشود.
همین بازتعریف، مهمتر از خود تجهیزات نظامی است. آنکارا دیگر در وضعیت دفاعی بهجامانده از بحران بهار قرار ندارد، بلکه در حال بازتنظیم همان ظرفیتها با تمرکز مشخص بر اسرائیل است.
این البته به معنای آن نیست که اردوغان خواهان رویارویی نظامی با اسرائیل است. برعکس، شواهد موجود نشان میدهد که چنین سناریویی مطلوب آنکارا نیست و خویشتنداری فیدان نیز صرفا یک موضعگیری برای مصرف داخلی نیست.اما اجتناب از رویارویی و آماده شدن برای احتمال رویارویی، لزوما دو سیاست متناقض نیستند. دولتی که نمیتواند بهطور کامل به خویشتنداری خود یا رقیبش اعتماد کند، همزمان تلاش میکند از درگیری جلوگیری کند و برای احتمال شکست این خویشتنداری آماده باشد.
در این چارچوب، حکم بازداشت نتانیاهو ابزاری است که به اردوغان اجازه میدهد در داخل کشور تصویری قاطع از خود ارائه کند، بدون آنکه وارد اقدام نظامی شود؛ و تقویت مواضع نظامی در قبرس، پوشش راهبردی ترکیه برای زمانی است که این محاسبه اشتباه از آب دربیاید. سناریوهای پیشرو
سناریوی پایه ــ احتمال حدود ۵۵ درصد:الگوی «دو مسیر موازی» تا پایان سال ۲۰۲۶ ادامه پیدا میکند. اسرائیل همچنان زیرساختهای مستقر در سوریه را که آنها را مرتبط با استقرار احتمالی نیروهای ترکیه میداند، هدف قرار خواهد داد و ترکیه نیز به جای استفاده از نیروی نظامی، از ابزارهای حقوقی و دیپلماتیک استفاده خواهد کرد؛ از جمله صدور احکام بازداشت بیشتر و ادامه پیگیری اعلان قرمز اینترپل، حتی اگر این درخواست در مراحل اولیه متوقف شود.
همزمان، دو طرف به تقویت مواضع خود در قبرس ادامه میدهند، بدون آنکه مستقیما با یکدیگر درگیر شوند. تحقق این سناریو به ادامه رویکرد خویشتندارانه فیدان در آنکارا و همچنین فشار واشنگتن بر هر دو طرف بستگی دارد؛ فشاری که میتواند از طریق افرادی مانند تام باراک، سفیر آمریکا، و رابطه شخصی ترامپ با اردوغان اعمال شود تا هیچیک از دو دولت احساس نکنند برای اقدام نظامی دست کاملاً بازی دارند.
سناریوی بدبینانه:سازوکار تشدید تنش در این حالت مشخص است. اسرائیل، یونان و قبرس طبق توافق همکاری نظامی دسامبر، تا پایان سال ۲۰۲۶ رزمایشهای مشترک خواهند داشت و ترکیه نیز جنگندههای اف-۱۶ خود را در قبرس شمالی مستقر کرده تا به آنچه فعالیت اسرائیل در اطراف منطقه میخواند، پاسخ دهد.
اگر یک هواپیمای اسرائیلی یا یکی از اعضای این ائتلاف در چارچوب رزمایشها وارد محدوده رهگیری نیروهای ترکیه در اطراف منطقه حائل قبرس شود، نخستین تماس مستقیم نظامی میان ترکیه و اسرائیل در جریان بحران اخیر میتواند رخ دهد؛ نه لزوما به شکل یک جنگ، بلکه در قالب رهگیری، قفل راداری یا یک برخورد نزدیک که هیچیک از دو بازیگر با توجه به ادبیات فعلی خود نمیتواند بهسادگی از کنار آن عبور کند.
سناریوی خوشبینانه: اینترپل با صدور اعلان قرمز علیه نتانیاهو مخالفت میکند؛ تصمیمی که با توجه به محدودیت این سازمان در پروندههای عمدتا سیاسی چندان دور از انتظار نیست. چنین تصمیمی میتواند مهمترین ابزار اجرایی کارزار حقوقی آنکارا را تضعیف کند.
اگر این تحول با تداوم فشار آمریکا بر هر دو طرف همراه شود، ممکن است ترکیه و اسرائیل به سمت ایجاد یک کانال واقعی تنشزدایی و عدم برخورد مستقیم در سوریه حرکت کنند. چنین سازوکاری حتی میتواند بخشی از توجیه فعلی ترکیه برای تقویت مواضعش در قبرس را نیز کاهش دهد؛ زیرا گولر مشخصاً فعالیت اسرائیل را بهعنوان یکی از دلایل این آمادگی نظامی مطرح کرده است.
در نهایت باید گفت اگر از هیاهوی رسانهای فاصله بگیریم، توالی تحولات با آنچه تاکنون گزارش شده تفاوت دارد. رویارویی بر سر باند فرودگاه نزدیک حلب، همان مناقشهای است که هر دو بازیگر میتوانند آن را در سطحی نمادین نگه دارند: اسرائیل به دلیل برتری هوایی بدون رقیب خود در آن منطقه و ترکیه به این دلیل که فیدان از قبل نشان داده است قصد ندارد وارد دام رویارویی نظامی شود.
اما بحرانی که کمتر مورد توجه قرار گرفته، در آبها و حریم هوایی قبرس در حال شکلگیری است؛ منطقهای که هر دو طرف آن را برای منافع امنیتی خود حیاتی میدانند و بهطور فعال در حال تقویت ظرفیتهای نظامی خود در آن هستند.
خطر اصلی در قبرس نه لزوما طراحی یک رویارویی عمدی، بلکه وقوع یک برخورد ناخواسته است. از این رو، برای ارزیابی مسیر بعدی روابط ترکیه و اسرائیل، باید بیش از دمشق، به قبرس توجه کرد؛ بهویژه به این موضوع که آیا برنامه رزمایشهای اسرائیل، یونان و قبرس و استقرار فزاینده نیروهای ترکیه در قبرس شمالی در یک زمان و در یک فضای عملیاتی با یکدیگر تلاقی خواهند کرد یا نه.
تصمیم اینترپل درباره اعلان قرمز احتمالاً تیتر بزرگتر و پرسروصداتری خواهد ساخت؛ اما آنچه واقعاً میتواند مسیر بحران را تعیین کند، تحولات در منطقه حائل قبرس و احتمال تماس مستقیم نیروهای ترکیه و اسرائیل در این منطقه است.





















































































































