قیمت طلا امروز




 خیابان‌

 سایت جوان آنلاین / ۱ ساعت قبل

شلیک در ساعت ۷:۱۰ دقیقه

ساعت، ۷:۱۰ دقیقه صبح را نشان می‌داد، صدای دو گلوله سکوت خیابان ایران‌زمین را شکست
 شلیک در ساعت ۷:۱۰ دقیقه
جوان آنلاین: ساعت، ۷:۱۰ دقیقه صبح را نشان می‌داد، صدای دو گلوله سکوت خیابان ایران‌زمین را شکست. گلوله اول آن‌قدر ناگهانی بود که نگهبان کوچه یکم ابتدا تصور کرد صدای ترکیدن چیزی از داخل یکی از ساختمان‌ها آمده است. گلوله دوم، اما، تردیدی باقی نگذاشت. مرد سالخورده‌ای که چند قدم دورتر از در خانه‌اش روی پیاده‌رو ایستاده بود، ناگهان دستش را روی سینه گذاشت و زانوهایش خم شد. کیف چرمی از دستش افتاد و چند برگ کاغذ روی زمین پخش شد. مردی با کلاه تیره و صورت پوشیده، چند متر آن‌طرف‌تر ایستاد. نگاهی کوتاه به اطراف انداخت. هیچ‌کس فریاد نمی‌زد. هیچ‌کس هنوز نمی‌دانست چه اتفاقی افتاده است. مرد نقاب‌دار چرخید و با قدم‌هایی سریع وارد کوچه شد. نگهبان فقط توانست سایه او را ببیند. وقتی خودش را به پیاده‌رو رساند، دکتر آرمان میلانی دیگر تکان نمی‌خورد. نگهبان با دست‌های لرزان تلفن را برداشت.

ـ پلیس؟ یک نفر تیر خورده... فکر کنم کشته شده.

کارآگاه سرگرد نادری وقتی به محل رسید، نخستین چیزی که توجهش را جلب کرد، ساعت بود. ۷:۲۸ دقیقه. ده‌ها بار به صحنه‌های قتل رفته بود، اما همیشه عقیده داشت صحنه جنایت پیش از آنکه درباره قاتل حرف بزند، درباره مقتول حرف می‌زند. او کنار جسد ایستاد. مردی حدوداً سالخورده، با لباس مرتب، کفش‌های واکس‌خورده و مو‌های کاملاً سفید. دو گلوله. فاصله نزدیک. فرار از پشت سر. نادری خم شد و یکی از برگه‌های روی زمین را برداشت. چند عدد و یادداشت روی آن نوشته شده بود.

ـ کسی کیفش رو دست زده؟

یکی از مأموران گفت: «نه قربان. اولین نفر نگهبان بوده. دورش رو هم حفظ کردیم.» نادری به انتهای خیابان نگاه کرد.

ـ دوربین‌ها؟

_چند تا داریم. یکی روبه‌روی کوچه، یکی هم سر خیابون.

ـ قاتل؟

ـ صورتش مشخص نیست. کلاه و پوشش صورت داشته.

نادری آهسته گفت: «پس از قبل می‌دونسته دوربین کجاست.»

افسر جوانی که کنار او ایستاده بود پرسید: «یعنی برنامه‌ریزی شده بوده؟»

نادری نگاهش کرد.

ـ قاتلی که صبح زود، نیم ساعت قبل از رسیدن مقتول، سر جای مشخصی کمین می‌کنه، دو تیر می‌زنه و بدون عجله از مسیر کور دوربین‌ها فرار می‌کنه، معمولاً برای اولین بار نیست که به نقشه‌اش فکر کرده.

نگاهش دوباره روی ساعت افتاد. ۷:۱۰ دقیقه.

ـ باید بفهمیم چرا دقیقاً ۷:۱۰ دقیقه.

آرمان میلانی مرد ناشناخته‌ای نبود. سال‌ها پیش ریاست سازمان پزشکی قانونی را بر عهده داشت و مدتی نیز معاون وزیر بهداشت بود. پس از بازنشستگی، به فعالیت ساختمانی روی آورده بود و چند پروژه بزرگ را مدیریت می‌کرد. زندگی حرفه‌ای طولانی او، فهرست بلندی از همکاران، دوستان، مخالفان و کسانی ساخته بود که از تصمیم‌هایش ناراضی بودند. نادری می‌دانست در چنین پرونده‌ای بزرگ‌ترین اشتباه این است که از همان ابتدا دنبال یک قاتل بگردد. باید دنبال انگیزه می‌گشت و انگیزه‌ها معمولاً در گذشته پنهان می‌شدند. پرونده‌های مالی بررسی شد. اختلاف‌های کاری بررسی شد. شرکت‌ها و پروژه‌ها زیرورو شدند. سرانجام نامی از میان انبوه اسناد بیرون آمد: کامران. مردی ۴۵ ساله که سرپرست یکی از پروژه‌های ساختمانی میلانی بود. در پرونده کاری‌اش نکته‌ای وجود داشت که توجه کارآگاه نادری را جلب کرد. کامران چند ماه قبل از کار اخراج شده بود. اما این تمام ماجرا نبود. آپارتمانی که میلانی در اختیار او گذاشته بود نیز پس گرفته شده بود؛ و دو برادر که از دوستان نزدیک کامران بودند، آنها هم از پروژه کنار گذاشته شده بودند.

کارآگاه نادری پرونده را بست و به افسرش گفت: «آدرس کامران رو پیدا کن.»

ـ فکر می‌کنید کار اونه؟

ـ هنوز نه.

ـ پس چرا؟

کارآگاه نادری لبخند کوتاهی زد.

ـ، چون اگر کار اون نباشه، باید بفهمیم چرا کسی می‌خواسته طوری به نظر برسه که کار اون باشه. کامران وقتی دستگیر شد، آرام بود. بیش از حد آرام. در اتاق بازجویی روبه‌روی کارآگاه نادری نشست و دست‌هایش را روی میز گذاشت.

ـ من دکتر میلانی رو نکشتم.

نادری هنوز سؤال نکرده بود.

ـ چه کسی گفت شما قاتلید؟

کامران مکث کرد.

ـ همه می‌دونستن من باهاش اختلاف داشتم.

ـ چه اختلافی؟

ـ مالی.

ـ آپارتمان؟

کامران نگاهش را پایین انداخت.

ـ اون هم پس گرفت.

ـ تهدیدش کرده بودید؟

چند ثانیه سکوت.

ـ نه.

کارآگاه نادری پرونده را ورق زد.

ـ مطمئنید؟

ـ بله.

کارآگاه یک عکس روی میز گذاشت. تصویری از خیابان ایران‌زمین.

ـ قاتل نیم ساعت قبل از قتل اونجا بوده.

کامران به عکس نگاه کرد.

ـ من نبودم.

ـ هنوز نگفتم شما بودید.

کامران چیزی نگفت.

کارآگاه نادری ادامه داد: «کسی که قاتل رو فرستاده، برنامه روزانه دکتر میلانی رو می‌دونسته. ساعت خروجش از خانه، زمان رسیدن راننده، مسیر رفت‌وآمدش... این اطلاعات رو هر کسی نداشته.» کامران سرش را بالا آورد.

ـ من از کجا باید بدونم؟

کارآگاه نادری به صندلی تکیه داد.

ـ، چون سال‌ها باهاش کار کردی.

سکوت.

ـ و، چون سه ماهه دنبال راهی برای برگشتن به پروژه بودی.

کامران ناگهان خندید.

ـ برگشتن به پروژه؟ منو اخراج کرد. همه چیزم رو گرفت. چرا باید برای کسی که زندگی منو خراب کرده کاری انجام بدم؟

کارآگاه نادری گفت:

ـ سؤال خوبی پرسیدی. چون گاهی آدم‌ها برای انتقام کاری می‌کنند که حتی اگر به قیمت آزادی‌شان تمام شود، باز هم انجامش می‌دهند.

بازجویی‌ها دو روز طول کشید. کامران ابتدا همه چیز را انکار کرد. بعد، وقتی مأموران ارتباط‌های مشکوک او را بررسی کردند، نام دو مرد دیگر وارد پرونده شد: میلاد و متین. دو برادر. هر دو سابقه‌دار. کارآگاه نادری وقتی اسامی را دید، به همکارش گفت: «اینجا داستان عوض می‌شه.»

ـ چرا؟

ـ، چون کامران اگر قاتل بود، خودش اسلحه می‌گرفت و می‌رفت. ولی اگر اجیرکننده باشه، باید آدم‌هایی داشته باشه که کار کثیف رو براش انجام بدن.

آدرس‌ها پیدا شد. اما پرنده‌ها پریده بودند. با این حال مأموران پلیس رد آنها را زدند و هر دو را در کرج بازداشت کردند. وقتی هر دو را به اداره آگاهی آوردند، پرونده دیگر تقریباً کامل شده بود. اما کارآگاه نادری هنوز یک سؤال داشت. چه کسی اسلحه را تهیه کرده بود؟ متین زودتر شکست. شاید به خاطر فشار بازجویی، شاید به خاطر ترسی که از آینده داشت. سرش را میان دست‌هایش گرفت و گفت:

ـ من شلیک کردم.

اتاق ساکت شد.

ـ چه کسی دستور داد؟

ـ کامران.

ـ چرا؟

ـ گفت با مقتول اختلاف مالی داره.

کارآگاه نادری به آرامی پرسید:

ـ پول؟

متین لبخند تلخی زد.

ـ پول.

ـ چقدر؟

ـ ۵۰ میلیون برای من، فعلاً.

ـ فعلاً؟

ـ قرار بود بعدش بیشتر بده.

ـ و ماشین؟

متین سرش را پایین انداخت.

ـ یک پراید هم داد.

کارآگاه نادری چند لحظه چیزی نگفت.

بعد پرسید:

ـ چرا قبول کردی؟

ایرج جواب نداد.

ـ تو دکتر میلانی رو می‌شناختی؟

ـ نه.

ـ می‌دونستی چه کسیه؟

ـ نه.

ـ عکس رو چه کسی داد؟

ـ کامران.

کارآگاه نادری کمی جلو آمد.

ـ همه چیز یعنی چی؟

متین آهسته گفت:

ـ ساعت خروج از خانه. مسیر رفت‌وآمد. محل کار. حتی اینکه راننده‌اش چه ساعتی می‌رسه.

کارآگاه نادری ناگهان به یاد ساعت افتاد. ۷:۱۰ دقیقه. پس دلیل آن زمان دقیق، همین بود. متین ماجرا را از یک ماه قبل تعریف کرد. کامران سراغ دو برادر رفته بود. اول پیشنهاد را نپذیرفته بودند. اما وقتی پول روی میز آمد، مقاومت‌شان کمتر شد. کامران گفته بود فقط می‌خواهد از مردی انتقام بگیرد که حقش را خورده است. هیچ‌کس تصور نمی‌کرد آن انتقام به دو گلوله ختم شود. متین گفت: «کامران گفت آدم مهمی نیست. فقط یک پیرمردیه که پول منو خورده.»

کارآگاه نادری پرسید:

ـ اسلحه؟

ـ برادرم تهیه کرد.

ـ روز قتل؟

متین نفس عمیقی کشید.

ـ من دو روز قبلش از شهرستان اومدم تهران. مقتول رو زیر نظر گرفتم.

ـ و روز حادثه؟

متین لحظه‌ای مکث کرد.

ـ برادرم منو با ماشین تا میدان آزادی آورد. بعد با تاکسی رفتم نزدیک خانه دکتر. از قبل می‌دونستم چه ساعتی بیرون میاد.

کارآگاه نادری چیزی ننوشت. فقط گوش داد.

ـ حدود نیم ساعت منتظر موندم. وقتی از خونه بیرون اومد، چند دقیقه بعد باید راننده‌اش می‌رسید. نزدیکش شدم.

ـ بعد؟

متین چشم‌هایش را بست.

ـ دو تیر زدم.

ـ چرا دو تیر؟

ـ ترسیده بودم تیر اول کافی نباشه.

ـ بعد؟

ـ فرار کردم.

اما یک چیز در اعتراف متین با گزارش صحنه قتل جور درنمی‌آمد. کارآگاه نادری دوباره تصاویر دوربین‌ها را بررسی کرد. قاتل نیم ساعت پیش از قتل وارد محدوده شده بود. سپس در نقطه‌ای ایستاده بود که از آنجا خروج دکتر میلانی کاملاً قابل مشاهده بود. اما در فیلم، چیزی عجیب وجود داشت. قاتل چند بار به تلفنش نگاه کرده بود. کارآگاه نادری تصویر را متوقف کرد.

ـ اینجا.

افسر جوان نزدیک شد.

ـ چی؟

ـ بزرگش کن.

تصویر واضح‌تر شد.

قاتل دستش را بالا آورده بود و ظاهراً صفحه تلفن را نگاه می‌کرد. کارآگاه نادری گفت: «منتظر چی بوده؟» افسر گفت: «شاید منتظر مقتول.»

ـ نه.

ـ چرا؟

کارآگاه نادری به ساعت دیجیتال روی تصویر اشاره کرد.

ـ اگر ساعت خروج مقتول رو دقیق می‌دونسته، نیازی نداشته هر چند دقیقه تلفنش رو نگاه کنه.

تصویر دوباره پخش شد. قاتل یک پیام دریافت کرد. چند ثانیه بعد دکتر میلانی از خانه خارج شد. کارآگاه نادری به صندلی تکیه داد.

ـ کامران اطلاعات رو داده بود. اما احتمالاً آخرین علامت رو یک نفر دیگه فرستاده.

افسر پرسید:

ـ یعنی نفر چهارمی در کاره؟

کارآگاه نادری جواب نداد.

در پرونده‌های جنایی، یک احتمال تازه می‌توانست تمام چیزی را که تا آن لحظه ساخته شده بود، خراب کند. میلاد نیز سرانجام حرف زد. او گفت اسلحه را خودش تهیه کرده، اما درباره نفر چهارم چیزی نمی‌دانست.

ـ کامران فقط گفت وقتی پیام داد، متین باید کار رو انجام بده.

نادری پرسید: «پیام از طرف چه کسی بود؟»

ـ کامران.

ـ مطمئنی؟

میلاد سکوت کرد.

ـ جواب بده.

ـ نه.

ـ یعنی چی؟

ـ من ندیدم.

کارآگاه نادری به آرامی گفت: «پس ممکنه کامران به شما دروغ گفته باشه.»

میلاد سرش را بلند کرد. برای اولین بار ترس در چهره‌اش دیده شد.

ـ من فقط می‌دونستم پول می‌گیریم.

ـ و حالا قتل اتفاق افتاده.

ـ من نکشتم.

ـ ولی اسلحه رو تهیه کردی.

میلاد چیزی نگفت.

همان شب، کارآگاه نادری به سراغ تلفن‌های توقیف‌شده رفت. پیام‌ها بررسی شدند. تماس‌ها بررسی شدند. در میان انبوه شماره‌ها، یک ارتباط کوتاه وجود داشت که ابتدا اهمیت چندانی نداشت. شماره‌ای ناشناس. یک تماس چندثانیه‌ای در صبح حادثه. زمان تماس: ۷:۰۹ دقیقه. یک دقیقه پیش از قتل. کارآگاه نادری به صفحه خیره شد. ۷:۰۹ دقیقه. پیامی که قاتل منتظرش بود؛ و یک دقیقه بعد، دو گلوله. اما صاحب شماره چه کسی بود؟ رد شماره به یک شماره تلفن می‌رسید که از مدت‌ها قبل استفاده نشده بود. بن‌بست. کارآگاه نادری لبخند زد.

ـ پس این معما رو هم گذاشتی برای من.

افسر گفت: «قربان؟»

ـ هیچی.

روز بعد، کامران دوباره مقابل کارآگاه نادری نشست. این بار خبری از آرامش قبلی در چهره‌اش نبود. کارآگاه نادری یک برگ کاغذ روی میز گذاشت.

ـ ساعت ۷:۰۹ دقیقه.

کامران چیزی نگفت.

ـ یک تماس.

ـ من چیزی نمی‌دونم.

ـ یک دقیقه بعد، میلانی کشته شد.

ـ گفتم من قاتل نیستم.

کارآگاه نادری جلو آمد.

ـ من هم نگفتم قاتلی.

کامران برای چند ثانیه به او خیره ماند.

ـ پس چرا اینجام؟

ـ، چون سه نفر به یک اسم اشاره کردند.

کامران رنگش پرید.

کارآگاه نادری ادامه داد: «تو.»

ـ من فقط باهاش اختلاف داشتم.

ـ و به متین و میلاد پول دادی.

سکوت.

ـ ۵۰ میلیون.

کامران سرش را پایین انداخت. دیگر چیزی برای انکار باقی نمانده بود.

ـ بله.

صدایش آرام بود.

ـ من اون‌ها رو فرستادم.

کارآگاه نادری پرسید:

ـ چرا؟

کامران جواب داد: «چون هر روز که می‌گذشت، بیشتر احساس می‌کردم زندگی‌ام رو از من گرفته.»

ـ برای انتقام؟

ـ بله.

کارآگاه نادری به ساعت دیواری نگاه کرد. ۷:۱۰ دقیقه. همان ساعتی که یک زندگی تمام شده بود. اما یک سؤال هنوز باقی بود.

ـ یک چیز دیگه.

کامران نگاهش کرد.

ـ صبح قتل، چه کسی به متین پیام داد؟

کامران سکوت کرد.

کارآگاه نادری گفت: «چون اگر تو نبودی، پس چه کسی می‌دونست میلانی دقیقاً چه زمانی از خانه خارج می‌شه؟.»

چهره کامران برای لحظه‌ای تغییر کرد. فقط یک لحظه. اما همان یک لحظه برای کارآگاه نادری کافی بود. پرونده هنوز تمام نشده بود. اعتراف‌ها ثبت شده بود. عاملان شناسایی شده بودند. اما کارآگاه نادری می‌دانست در پرونده‌های قتل، اعتراف همیشه پایان داستان نیست. گاهی اعتراف فقط دری است که به اتاق دیگری باز می‌شود. اتاقی تاریک‌تر. با سؤال‌هایی بیشتر. آن شب وقتی ساختمان آگاهی را ترک می‌کرد، تلفنش زنگ خورد. افسر پرونده بود.

ـ قربان، اون شماره ناشناس رو پیدا کردیم. کارآگاه نادری ایستاد.

ـ صاحبش؟

ـ شماره به نام کسیه که چند ماه قبل برای یکی از پروژه‌های ساختمانی دکتر میلانی کار می‌کرده.

کارآگاه نادری چند ثانیه سکوت کرد.

ـ اسمش؟

صدای افسر از پشت تلفن آمد.

نادری دیگر چیزی نگفت. به خیابان خیره شد. چراغ‌های شهر در تاریکی می‌درخشیدند. پرونده‌ای که قرار بود با دستگیری سه نفر تمام شود، حالا دوباره زنده شده بود. او تلفن را قطع کرد. ساعتش را نگاه کرد. ۷:۱۰ دقیقه نبود. اما برای نخستین بار فهمید که شاید راز اصلی آن قتل، نه در لحظه شلیک، بلکه در تمام ساعت‌هایی پنهان بوده که پیش از آن گذشته بود؛ و در پرونده‌هایی از این دست، قاتل همیشه کسی نیست که ماشه را می‌کشد. گاهی کسی که ماشه را می‌کشد، فقط آخرین حلقه زنجیری است که خیلی زودتر از آنچه تصور می‌کنیم ساخته شده است. کارآگاه نادری به سمت ماشینش رفت. پرونده را زیر بغل گرفت. روی جلد آن نوشته شده بود: آرمان میلانی ـ قتل در ایران‌زمین؛ و زیر عنوان، با خودکار قرمز یک جمله اضافه شده بود: ۷:۱۰ دقیقه؛ اما داستان از خیلی قبل شروع شده بود.







دوشنبه ۲ شهریور ۱۴۰۵ - 24 August 2026
سایت خبرآنلاین

ببینید | رئیس سازمان بهینه‌سازی حرف دل مردم را زد: کیفیت خودروها دلیل مصرف بالای بنزین

آموزش کشتن پسر ترامپ همراه با جایزه 10میلیون دلاری در تلویزیون
سایت تابناک

آموزش کشتن پسر ترامپ همراه با جایزه 10میلیون دلاری در تلویزیون

صداوسیما در اقدامی کم سابقه ، اطلاعات محرمانه و مکان‌های دقیق تردد بارون ترامپ پسر دونالد ترامپ و نقاطی که وی در تیررس است را منتشر کرد و در انتها برای کشتن...
         
سناریوی ممتد یک فاجعه
خبرگزاری ایرنا

سناریوی ممتد یک فاجعه

تهران- ایرنا- پیش از آنکه بوی سوختن تن‌ها و فریادهای بلند مردان و زنان از پشت درهای بسته سینمارکس، گوش آبادان را کر کند، این قدرت و سید بودند که روی پرده «گوزن‌ها» نقش آفرینی می‌کردند. فیلمی که به سبب قصه‌اش، حواشی زیادی داشت و سوختنِ تماشاگرانش در آن شب گرم مردادماه در سینما رکس، خود تبدیل شد به هیزمی …
چیتگر؛ رد یک جنایت عجیب میان درختان / درخت‌ها قبل از مرگ زخمی شده بودند
سایت عصرایران

چیتگر؛ رد یک جنایت عجیب میان درختان / درخت‌ها قبل از مرگ زخمی شده بودند

در برخی نقاط، نشانه‌هایی از خراش‌های عمیق روی تنه درختان دیده می‌شود؛ خراش‌هایی که به نظر می‌رسد با ابزار نوک‌تیز ایجاد شده‌اند. از محل این زخم‌ها، شیره یا ر...
         
سایت تابناک

ویدیوی کامل مجری درباره «جنوب ایران فدای جنوب لبنان»

پایان یک صدا، آغاز صدها خاطره
خبرگزاری ایرنا

پایان یک صدا، آغاز صدها خاطره

تهران- ایرنا- بعضی صداها، فقط شنیده نمی‌شوند؛ در خاطره‌ها می‌مانند. صدای ایرج از همان صداها بود؛ صدایی که سال‌ها از رادیو به خانه‌ها آمد، روی تصویر ستاره‌های سینما نشست و با فردین چنان گره خورد که بخشی از حافظه سینمای ایران شد. حالا با رفتن ایرج، شاید صاحبِ صدا نباشد، اما صدایش هنوز زنده است.
سایت اقتصاد ۲۴

فیلم / توهین زشت یک نماینده مجلس به مهسا امینی

سایت انتخاب

ببینید/ روایتی از کهن ترین سکونتگاه بشر در ایران

خبرگزاری ایسنا

ویدیو/ هلند؛ سرزمین آب، حالا تشنه مانده است!

ایران خودرو و سایپا مسئول بحران بنزین شدند
سایت تابناک

ایران خودرو و سایپا مسئول بحران بنزین شدند

اسماعیل سقاب اصفهانی معاون رئیس‌جمهور ایران و رئیس سازمان بهینه‌سازی و مدیریت راهبردی گفت: «...به دلیل شرایط جنگی و محدودیت‌هایی که در آن قرار داریم باید به...
نسل زد چگونه خود را آرام می‌کند؟
خبرگزاری ایسنا

نسل زد چگونه خود را آرام می‌کند؟

زندگی در شهرهای بزرگ، با سرعت بی‌سابقه‌ای در جریان است؛ از مسیر رفت‌وآمد و محل کار تا ساعت‌هایی که در فضای مجازی و صفحه‌های موبایل سپری می‌شود. میان دغدغه‌های اقتصادی، فشارهای تحصیلی و نگرانی درباره آینده مبهم، استرس برای بسیاری از جوانان به بخشی از زندگی روزمره تبدیل شده است. جنگ علیه ایران هم فشار …
ویدیو/ چرا مغز انسانِ امروزی در اوج ثبات نسبی، سیگنالِ فقر صادر می‌کند؟
خبرگزاری ایسنا

ویدیو/ چرا مغز انسانِ امروزی در اوج ثبات نسبی، سیگنالِ فقر صادر می‌کند؟

شبکه‌های اجتماعی با نمایش مداوم سبک زندگی‌های لوکس، معیار جوانان برای سنجش ثروت و امنیت مالی را تغییر داده‌اند؛ به‌طوری که حتی برخی افراد با وضعیت اقتصادی باثبات نیز احساس می‌کنند از نظر مالی عقب مانده‌اند.
         
ویدیو/ بدرقه «پهلوان آواز» تا خانه ابدی
خبرگزاری ایسنا

ویدیو/ بدرقه «پهلوان آواز» تا خانه ابدی

مراسم تشییع پیکر ایرج، خواننده پیشکسوت موسیقی ایران، امروز جمعه (۲۳ مرداد ۱۴۰۵)، با حضور جمعی از هنرمندان، مسئولان فرهنگی، اهالی موسیقی و مردم از مقابل تالار وحدت تهران برگزار شد. حسین خواجه امیری معروف به «ایرج» از خوانندگان نامدار موسیقی ایرانی که طی ماه‌های گذشته در بستر بیماری بود، روز چهارشنبه (۲۱ …
سایت خبرآنلاین

ببینید | اعتراف عجیب مسعود فراستی درباره بهرام افشاری

سایت تابناک

ماجرای پلمب کافه‌ها چیست؟

ببینید | تراستی‌ها کیستند و چه نقشی در اقتصاد تحریم‌زده ایران دارند؟
سایت خبرآنلاین

ببینید | تراستی‌ها کیستند و چه نقشی در اقتصاد تحریم‌زده ایران دارند؟

با تداوم تحریم‌ها، تراستی‌ها به یکی از ابزارهای انتقال درآمدهای نفتی ایران بدل شدند؛ شبکه‌هایی که نقششان مهم است اما همچنان با ابهام نظارتی همراه‌اند. اصلاح «تراستی» در سال‌های اخیر به یکی از پرکاربردترین واژه‌ها در ادبیات اقتصادی ایران تبدیل شده است؛ مفهومی که اگرچه ریشه در واژه انگلیسی Trust دارد، …
         
لحظه انتقال گروگانگیر خیابان ولیعصر تهران توسط نوپو | ویدئو
خبرگزاری همشهری‌آنلاین

لحظه انتقال گروگانگیر خیابان ولیعصر تهران توسط نوپو | ویدئو

حادثه گروگانگیری در خیابان ولیعصر تهران با حضور مأموران به آزادی گروگان منجر شد.
سایت رکنا

فیلم / شوخی نا متعارف آقای مجری با خانم مجری روی آنتن زنده / پیمان طالبی کیف زنانه را بازرسی کرد

سایت عصرایران

زنِ بادیگارد محافظ نیوشا ضیغمی در مسجد شهرک غرب

ساعت ۸:۱۵ ششم اوت ؛ هیروشیما / وقتی شهر در دیگ قیر می‌جوشید
سایت عصرایران

ساعت ۸:۱۵ ششم اوت ؛ هیروشیما / وقتی شهر در دیگ قیر می‌جوشید

هنوز بامداد ششم اوت فرانرسیده بود که گزارش‌های هواشناسی، از میان گزینه‌های تعیین‌شده برای بمباران، هیروشیما را به‌عنوان هدف نهایی انتخاب کرد. تصور کنید؛ تنها...
سایت عصرایران

برخورد تاریخی موشک فالکون ۹ با ماه

ویدیو/ چرا مغز ما عاشق داستان است؟
خبرگزاری ایسنا

ویدیو/ چرا مغز ما عاشق داستان است؟

ما میدانیم هری پاتر، فرودو یا لوک واقعی نیستند. اما چرا وقتی برایشان اتفاقی می افتد، ناراحت یا خوشحال می شویم؟ چرا مغز ما عاشق داستان است؟
ایران و استهلاک اقتصاد
روزنامه شرق

ایران و استهلاک اقتصاد

اقتصاد ایران در سالهای گذشته مدام کوچک و کوچکتر و به تعبیر محمدمهدی بهکیش، اقتصاددان مستهلک شده است. او به شرق می گوید که در دهه های گذشته
سایت تابناک

نحوه قتل فجیع مامور نیروی انتظامی در حوادث دی

سایت تابناک

تصاویر آماده سازی یگان ویژه سپاه برای جنگ زمینی

ویدیوی آموزش کشتن همسر دونالد ترامپ
سایت تابناک

ویدیوی آموزش کشتن همسر دونالد ترامپ

ویدیوی آموزش کشتن ملانیا ترامپ همسر دونالد ترامپ که توسط برخی رسانه‌ها منتشر شده را می‌بینید.
سایت تابناک

ویدیوی منتشر نشده از لیندسی گراهام درباره برنامه رژیم چنج در چند هفته!

سایت رکنا

فیلم / ۵۰۰ سال باید بگذرد تا اکبر عبدی دیگری بیاید / محمدرضا شریفی‌نیا به زبان ستایش گفت

سایت تابناک

ادای احترام جناب‌خان به مرحوم اکبر عبدی

ویدیو/ پرسوناهای اکبر عبدی
خبرگزاری ایسنا

ویدیو/ پرسوناهای اکبر عبدی

اکبر عبدی بازیگر شناخته شده سینما و تلویزیون، در شامگاه جمعه ۲ مرداد ماه به دلیل سکته‌ی قلبی درگذشت. این هنرمند که به مرد هزارچهره سینمای ایران شهرت داشت، مهارت ویژه‌ای در ایفای نقش‌های مختلف با تکیه بر گریم‌های سنگین و دقیق داشت.
سایت خبرآنلاین

ببینید | اعتراض کیتی پری به اقدام کاخ سفید درباره جنگ ایران

سایت خبرآنلاین

ببینید | ادبیات عجیب و توهین‌آمیز مجری شبکه دو در آنتن زنده تلویزیون نسبت به هیات مذاکره‌کننده

سایت تابناک

مداحی مجید بنی فاطمه برای اکبر عبدی

سایت تابناک

حرف‌های اکبر عبدی درباره ترسش از جنگ

سایت تابناک

آخرین تصاویر پل‌ها و تونل‌های مورد حمله آمریکا

سایت تابناک

تصاویر جانفداها با سلاح لبه تنگه هرمز

از خنده تا اشک؛ بهترین نقش‌های اکبر عبدی در یک ویدئو
سایت الف

از خنده تا اشک؛ بهترین نقش‌های اکبر عبدی در یک ویدئو

اکبر عبدی در ۶۶ سالگی از دنیا رفت؛ بازیگری که بیش از چهار دهه با نقش‌های ماندگارش در حافظه جمعی ایرانیان جاودانه شد.
فیلم|۱۱۰سال روایت دانایی
خبرگزاری ایرنا

فیلم|۱۱۰سال روایت دانایی

تبریز - ایرنا - دبیرستان فردوسی تبریز، که به عنوان یکی از نخستین کانون‌های آموزشی نوین در ایران شناخته می‌شود، در آستانه ورود به دومین قرن حیات فرهنگی خود قرار دارد؛ مدرسه‌ای که از زمان تأسیس در سال ۱۲۹۳ شمسی تاکنون، با پرورش خیل عظیمی از مشاهیر، دانشمندان و مفاخر برجسته ادبی و علمی ایران، سهمی بی‌بدیل …
فیلم | قنات‌های دوقلوی بَم؛ سازه‌های مهجورِ جهانی
خبرگزاری ایرنا

فیلم | قنات‌های دوقلوی بَم؛ سازه‌های مهجورِ جهانی

کرمان – ایرنا – قنات‌های اکبرآباد و قاسم‌آباد بَروات بم در شرق استان کرمان، صدها سال است که صبورانه و سخاوتمندانه آب را از دل زمین عبور داده و به نخلستان‌ها می‌رسانند. این ۲ قنات که قدمت آن را مربوط به دوران قاجار می‌دانند با وجود اینکه در سال ۹۵ در فهرست آثار جهانی یونسکو قرار گرفته‌اند، چندان شناخته‌شده …
سایت تابناک

مجری صداوسیما: سریع کشورهای عربی را تخلیه کنید؛ وقت شترسواری است!

شهرآرانیوز

ویدئو | اشک‌های مجید صالحی مقابل منزل زنده‌یاد اکبر عبدی

سایت تابناک

آخرین ویدیوی اکبر عبدی؛ گریه‌ تلخ برای شرایط اقتصادی

تماس موساد با وزیر نفت حین منفجر کردن خطوط اصلی گاز ایران!
سایت تابناک

تماس موساد با وزیر نفت حین منفجر کردن خطوط اصلی گاز ایران!

جواد اوجی وزیر نفت دولت ابراهیم رئیسی فاش کرد که در 25 بهمن 1402 شاه لوله‌های انتقال گاز ایران توسط اسرائیل منفجر شده و روایت عجیبی از آن تعریف کرد. اوجی گفت...
سایت فرارو

ویدئو؛ استقرار موشک ذوالفقار در میدان آزادی

۳ دقیقه از مناظره جنجالی ثابتی با یک نماینده مجلس
سایت فرارو

۳ دقیقه از مناظره جنجالی ثابتی با یک نماینده مجلس

محمدمهدی شهریاری خطاب به امیرحسین ثابتی که هر دو از اعضای نمایندگان مجلس هستند، گفت: «شما نمی‌توانید سر میز مذاکره بنشینید و بگویید می‌کشم‌تان»، و او در پاسخ تأکید کرد: «باید عمل کنیم.»
سایت انتخاب

ببینید/ تقلید حرکات ترامپ توسط فرد حاضر در سخنرانی وی

به‌یادماندنی‌ترین فیلم‌های کودک سینمای ایران
سایت برترینها

به‌یادماندنی‌ترین فیلم‌های کودک سینمای ایران

مروری داریم بر به‌یادماندنی‌ترین فیلم‌های کودک در دهه شصت و هفتاد؛ آثاری که هنوز هم با دیدن چند ثانیه از آن‌ها، بوی کودکی در ذهن زنده می‌شود.
چرا گذار روسیه به سرمایه‌داری شکست خورد؟
سایت تابناک

چرا گذار روسیه به سرمایه‌داری شکست خورد؟

این گزارش به گذار اقتصادی روسیه پس از فروپاشی شوروی می‌پردازد و آن را با تجربه چین و لهستان مقایسه می‌کند. اصلاحات سریع شامل آزادسازی قیمت‌ها و خصوصی‌سازی گس...
         
وحید تاج روی پل بمباران شده کرج خواند
سایت برترینها

وحید تاج روی پل بمباران شده کرج خواند

وحید تاج، خواننده، اجرای جدیدی را روی پل B1 ضبط کرده و منتشر کرد.
ویدیو/ چرا ایرانی‌ها در گرما چایی می‌نوشند، اما اروپایی‌ها می‌میرند؟
خبرگزاری ایسنا

ویدیو/ چرا ایرانی‌ها در گرما چایی می‌نوشند، اما اروپایی‌ها می‌میرند؟

خبرگزاری ایسنا

ویدیو/ وقتی استخرهای لوکس، شالیزارهای بالی را خشک می‌کنند

بمپور؛ دژ دائم دوران
خبرگزاری ایرنا

بمپور؛ دژ دائم دوران

تهران-ایرنا-قلعه بمپور یکی از شاهکارهای مهندسی ایرانیان باستان، در معماری دفاعی با دیوارهای بلند، برج‌های نگهبانی و دروازه‌های محکم است که در قالب یک دژ تسخیرناپذیر، سال‌ها در برابر تهاجم دشمنان این خاک پایدار مانده است. اگرچه دشمن آمریکایی صهیونیستی بامداد چهارشنبه ۲۴ تیر ماه با ۱۳ فروند موشک، آسایشگاه …
سایت آخرین خبر

هیرمند در وضعیت بحرانی؛ طوفان و ریزگرد زندگی مردم را مختل کرد

خبرگزاری ایرنا

صدای ایستادگی از قلب خلیج فارس

سایت فرارو

ملاقات نادر با فرمانده پلیس زن در حکومت طالبان

بیت‌کوین چگونه کار می‌کند؟
سایت تابناک

بیت‌کوین چگونه کار می‌کند؟

بیت‌کوین به عنوان شناخته‌شده‌ترین رمزارز جهان، مدلی متفاوت از پول دیجیتال را معرفی می‌کند؛ مدلی که برخلاف تراکنش‌های بانکی و پرداخت‌های کارت اعتباری، به نهاد مرکزی، دولت یا شرکت پردازشگر وابسته نیست. این ویدیو توضیح می‌دهد که تراکنش‌های بیت‌کوین چگونه در شبکه‌ای توزیع‌شده از رایانه‌ها ثبت و تأیید می‌شوند، …
سایت فرارو

ببینید؛ اجرای بیژن مرتضوی با ارکستر فیلارمونیک در نیمه فینال جام جهانی

فیلم کامل صحبت های عراقچی در ماجرای جنگ جواد موگویی
سایت فرارو

فیلم کامل صحبت های عراقچی در ماجرای جنگ جواد موگویی

فیلم کامل گفت‌وگوی عباس عراقچی، وزیر امور خارجه، با جواد موگویی درباره جزئیات جنگ، تصمیم‌گیری‌های شورای عالی امنیت ملی، روند مذاکرات، حملات نظامی و ارزیابی او از تحولات اخیر منتشر شد. در این ویدئو، عراقچی به پرسش‌های مختلف درباره جنگ، مذاکرات و سیاست خارجی ایران پاسخ می‌دهد.
سایت خبرآنلاین

ببینید | ایمان صفا: ما پرسپولیسی نمی‌شویم، ما پرسپولیسی به دنیا می‌آییم

سایت خبرآنلاین

ببینید | جملات عجیب جواد خیابانی برای خداحافظی با مسی با شعر مدونا!