گلستان از آن استانهایی است که اگر گردشگر با نگاه دقیق به آن وارد شود، در هر گوشهاش نشانهای از جاذبه میبیند. از جنگلهای هیرکانی تا پهنههای ساحلی خزر، از ارتفاعات شرقی تا دشتهای سبز و روستاهای بکر، از میراث تاریخی ترکمنصحرا تا بافتهای فرهنگی و قومی متنوع. با این همه، تصویر رایج از گلستان هنوز بیشتر شبیه یک استان عبوری است تا یک مقصد ماندگار. همین تضاد میان «توانمندی» و «واقعیت موجود» مهمترین مسئله گردشگری استان را رقم زده است: ظرفیتها فراوانند، اما زنجیره بهرهبرداری از آنها کامل نشده است.
در این میان، بسیاری از مصوبات و وعدههای سنوات گذشته، از توسعه جزیره آشوراده و ساماندهی اسکله بندرترکمن تا تکمیل پروژههای اقامتی و تقویت حملونقل، در حد کاغذ و جلسه ماندهاند. نتیجه آن شده که بخشی از فرصتهای سرمایهگذاری به استانهای همجوار کوچ کرده و گلستان از منافع اقتصادی این صنعت بیبهره مانده است.
دبیر شورای انجمنهای حرفهای گردشگری گلستان در گفتوگو با «جوان» با انتقاد از کندی حرکت این صنعت در استان میگوید: «گلستان با وجود همه مزیتهای طبیعی و جغرافیایی، هنوز نتوانسته از گردشگری به عنوان یک موتور واقعی توسعه استفاده کند. ما سالهاست نشست برگزار میکنیم، اما خروجی ملموس این جلسات کم بوده است. اگر زیرساخت حملونقل، اقامت و دسترسی به موقع تقویت نشود، حتی بهترین جاذبهها هم در بازار رقابتی گردشگری دیده نمیشوند.»
حمید نیکزاد میافزاید: «سرمایهگذار به دنبال اطمینان است. وقتی مسیر دسترسی، اقامت، خدمات و برنامه اجرایی شفاف نباشد، طبیعی است که سرمایه به سمت استانهای آمادهتر حرکت میکند. ما فرصتهای زیادی را از دست دادهایم، چون بعضی تصمیمها یا اجرا نشده یا خیلی دیر اجرا شدهاند.»
به گفته او، خسارتهای ناشی از سیل ۱۳۹۸ و سپس کرونا نیز بر پیکره این صنعت فشار مضاعف وارد کرده و بسیاری از فعالان گردشگری را در وضعیتی فرسایشی قرار داده است.
آشوراده، بندرترکمن نیازمند احیا
یکی از محورهای اصلی بحث درباره آینده گردشگری گلستان، پروژههایی است که سالها درباره آنها سخن گفته شده، اما به سرانجام نرسیدهاند. جزیره آشوراده، اسکله بندرترکمن، بازارچه مرزی اینچهبرون، تکمیل هتلهای نیمهتمام و تقویت مسیرهای جادهای، ریلی و هوایی از مهمترین این گرهها هستند. هر یک از این ظرفیتها میتواند به تنهایی در جذب مسافر و سرمایه نقش جدی داشته باشد، اما در نبود هماهنگی نهادی، این فرصتها به مزیت بالفعل تبدیل نشدهاند.
یک سرمایهگذار و مدیر فعال در حوزه ساختوساز میگوید: «گلستان اگر زیرساخت و اراده اجرایی داشته باشد، میتواند در گردشگری جایگاهی بسیار بالاتر از وضعیت فعلی پیدا کند، اما وقتی پروژههای نیمهکاره سالها باقی میمانند، پیام روشن آن برای سرمایهگذار این است که بازگشت سرمایه تضمینشده نیست.»
علی تجری ادامه میدهد: «در شرایطی که هزینه سفر برای بسیاری از خانوادهها بالا رفته، گردشگری داخلی میتواند به یک فرصت اقتصادی جدی برای گلستان تبدیل شود، اما بدون ایرلاین، بدون شبکه حملونقل کارآمد و بدون حمایت از پروژههای اقامتی، استان از این بازار عقب میماند. امروز مردم و سرمایهگذار هر دو دنبال اطمینان و برنامه هستند.»
در بخش دیگری از این گفتوگوها، مسئولان و فعالان حوزه گردشگری بر این نکته تأکید دارند که توسعه این صنعت تنها با صدور مجوز یا برگزاری نشست به نتیجه نمیرسد، بلکه نیازمند هماهنگی اجرایی و مشارکت واقعی بخش خصوصی است.
معاون گردشگری اداره کل میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی گلستان، یکی از صریحترین روایتها را از وضعیت موجود ارائه میکند.
یاسر قندهاری میگوید: «گردشگری گلستان حال خوبی ندارد و اگر قرار است از این وضعیت عبور کنیم، باید به سمت برنامههای عملیاتی برویم. حملونقل، اقامت، خدمات رفاهی و مدیریت بحران، حلقههای بههمپیوستهاند. اگر یکی از این حلقهها نباشد، زنجیره توسعه ناقص میماند.»
او اضافه میکند: «ما به کمیتهای تخصصی با حضور بخش خصوصی برای حملونقل نیاز داریم. همچنین باید برای شرایط بحرانی، سند و صندوق حمایتی داشته باشیم تا فعالان گردشگری در زمان بحران تنها نمانند. رویدادهای فرهنگی نیز میتوانند ماندگاری مسافر را افزایش دهند و جشنوارهها از مهمترین ابزارهای معرفی استان هستند.»
قندهاری همچنین بر این باور است که توسعه گردشگری بدون سرمایهگذاری ممکن نیست و سرمایهگذاری نیز بدون رفع موانع اداری، انگیزه خود را از دست میدهد.
اشتغال، ارزآوری و آیندهای روشن
رئیس کمیسیون گردشگری اتاق بازرگانی گرگان گردشگری را یکی از پیشرانهای اصلی اقتصاد استان میداند. صنعتی که میتواند برای جوانان شغل ایجاد کند و برای استان درآمد پایدار بسازد.
حاجمحمد زاودی میگوید: «حملونقل زیربنای گردشگری است. ما اگر شبکه جادهای، ریلی و هوایی را تقویت نکنیم، عملاً ظرفیتهای استان را نیمهفعال نگه داشتهایم. گردشگری زمانی شکوفا میشود که سرمایهگذار احساس امنیت و چشمانداز روشن داشته باشد.»
او میافزاید: «گلستان در حوزه بومگردی، اکوتوریسم، گردشگری کشاورزی، گردشگری سلامت و همچنین بهرهگیری از مرز اینچهبرون ظرفیتهای ویژهای دارد. اینها اگر در یک برنامه منسجم قرار بگیرند، میتوانند هم اشتغال بسازند و هم جایگاه استان را در سطح ملی ارتقا دهند.»
زاودی نیز همانند دیگر فعالان این حوزه، بر تکمیل پروژههای نیمهتمام و ایجاد بستر برای مشارکت بیشتر بخش خصوصی تأکید میکند.
سرمایهگذاری، شرط شکوفایی گردشگری
یکی از مشکلات ریشهای گردشگری گلستان، ناهماهنگی میان دستگاهها و سختی مسیر سرمایهگذاری است. مدیر یک مزرعه گردشگری در استان میگوید که بسیاری از سرمایهگذاران، قبل از آغاز کار، به دلیل نبود زیرساخت یا پیچیدگی اداری از ادامه مسیر منصرف میشوند.
مجید زمانی توضیح میدهد: «سرمایهگذار زمانی وارد میشود که مطمئن باشد سرمایهاش در یک بستر امن و قابل پیشبینی قرار میگیرد. وقتی راه دسترسی، خدمات و حمایت اجرایی مشخص نباشد، ریسک بالا میرود و سرمایهگذار عقب میکشد.»
وی میگوید: کمکاری برخی دستگاهها در اجرای زیرساختها، سبب کمرنگ شدن حضور بخش خصوصی در استان شده است.
در همین حال، سیدمحمد مرتضوی، سازنده و سرمایهگذار تأکید میکند: «توسعه گردشگری بدون انسجام مدیریتی و مشارکت واقعی بخش خصوصی پیش نمیرود. هیچ دستگاهی نباید توسعه این حوزه را به نام خود ثبت کند، چون گردشگری حاصل همکاری همه بازیگران است. اگر انجمنهای تخصصی تقویت شوند، میتوانند مطالبات را به صورت منسجم پیگیری کنند و اجازه ندهند جلسات به نتیجههای مقطعی ختم شود.»
او سهمخواهیهای داخلی را یکی از آسیبهای مهم در فراری دادن سرمایهها میداند و تصریح میکند: «بخشی از پروژهها به جای ماندن در استان به استانهای دیگر منتقل شدهاند. این موضوع نشان میدهد که هماهنگی و نگاه مشترک، شرط اول توسعه است.»
گلستان امروز در نقطهای ایستاده که از یک سو گنجینهای از جاذبههای طبیعی، تاریخی و فرهنگی را در خود دارد و از سوی دیگر، هنوز از منافع واقعی این ثروت عظیم بهره نبرده است. اگر زیرساختها تکمیل نشوند، دستگاهها همصدا عمل نکنند و سرمایهگذار احساس امنیت و همراهی نکند، این استان همچنان تماشاگر عبور فرصتها خواهد بود، اما اگر تصمیمها از پشت درهای بسته به میدان اجرا بیایند، گلستان میتواند از یک استان عبوری به مقصدی ماندگار در گردشگری ایران تبدیل شود که هم برای کشور ارزآوری دارد و هم برای مردم خود اشتغال، امید و ماندگاری.


































































































































































