در ابتدا باید مشخص کنیم هدفمان از اختصاص سهمیه به عزیزان ایثارگر و خانوادههایشان چیست؟ آیا افراد مشمول، با دغدغههای فراوان و رنجهای باقیمانده از گذشته، به این حمایتهای غیرحرفهای نیاز دارند؟ بازخورد این عمل در جامعه چیست؟ به نظر میرسد اینگونه کمکها تنها توانسته یک چیز را هدف قرار دهد و آن اعتبار این عزیزان داغدیده است. بهتر نبود بهجای برهمزدن روند نصفهونیمه کنکور سراسری، شرایط متعارف و معمول دیگری را برای کمک به آنها برمیگزیدیم؟ مثلاً بودجه کمکآموزشی یا هزینه و تخفیف کلاسهای کنکور به آنان اختصاص میدادیم یا مشاوران تحصیلی رایگان در اختیارشان قرار میدادیم؟ اختصاص دانشگاهها و مراکز آموزشی ویژه برای این عزیزان نیز قطعاً اشتباه خواهد بود. آنها جدا و منفک از جامعه نیستند؛ آنها همانند بقیه اعضای جامعه، از حقوق شهروندی برخوردارند. باید آزادانه و بهصورت برابر حق انتخاب داشته باشند. ازاینرو، نتیجه و بازخورد مراکز آموزشی مشابه «شاهد» شاید آنطور که باید موفق نبوده است. قدر مسلم، این سهمیهها اعتبار تحصیلی مراکز آموزشی معتبر را نیز زیر سؤال برده است. سؤال این است که چرا دیگر خبری از پرورش نخبگان در مراکز آموزشی معتبر و تاریخی ما نیست و هر آنچه هست، همچنان مربوط به گذشته است؟ ایرج افشارها، اسلامی ندوشنها، صفینژادها، احمد بیرشکها، پیرنیا و… کجایند؟
اگر شرط ورود به دانشگاه آزمون است، پس قرار نیست در این دوی ماراتن مضحک، عدهای کیلومترها جلوتر منتظر شروع مسابقه باشند. موضوع دیگر این است که این افراد در ادامه تحصیل نیز امکان دارد ناموفق باشند، توان رقابت با سایرین را نداشته باشند و سرخورده شوند. این ۳۰ درصد سهمیه اختصاصدادهشده به عزیزان ایثارگر، نیازمند کار کارشناسی همهجانبه است و باید زودتر درباره آن تصمیم گرفت. باید فرد از ایثارگری برای کشورش افتخار کند، نه اینکه بهتدریج بهدلیل فشار جامعه آن را کتمان کند و بهنوعی دچار طرد اجتماعی شود. راهحل اساسی دیگر برای اصلاح این سیاست تبعیضآمیز غلط، نظرسنجی از مردم است ــ حلقه گمشده رهایی از بسیاری از مشکلات ــ تا راهحلهای بهتری برای حذف سهمیهها و معرفی جایگزینهای کارآمدتر ارائه شود.
فراموش نکنیم که کمک به این عزیزان باید در جهت رفع تبعیض، دردها و کمبودهای گذشته باشد، نه ایجاد مشکلات تازه برای کسانی که احتمالاً باید پرستار و مددکار عزیزان جانباز نیز باشند. حکایت ما همانند کسی است که میخواهد ابرو را درست کند، اما چشم را نیز از کار میاندازد. آنچه مسلم است، باید جلوی ایجاد شکاف و بیشترشدن مرزبندی میان خودی و غیرخودی در این جامعه زخمی را بگیریم.
در کنار این مسئله حلنشده قدیمی، اخیراً وزیر علوم اعلام کرده است که آسیبدیدگان جنگهای اخیر نیز سهمیه کنکور خواهند گرفت! با چه استدلالی و با چه هدفی؟ احتمالاً دانشگاه را با جای دیگری اشتباه گرفتهاید که هر زمان خواستید چیزی به آن اضافه یا از آن کم کنید. آیا در این تصمیمگیریهای نسنجیده و شتابزده، نظر استادان و هیئتهای علمی دانشگاهها را پرسیدهاید؟ هر جا درمیمانیم، نباید سراغ دانشگاه و اعتبارش برویم و آن را به حراج بگذاریم.
سخن پایانی اینکه ارجوقرب صفاتی همچون ازخودگذشتگی و ایثار برای کشور را با پروژههای شکستخورده از بین نبریم. باید فشار اجتماعی بیهوده را از روی گروهی خاص برداریم. بسیاری از بزرگواران ایثارگر حکایت آش نخورده و دهان سوختهاند و در عمل، خدمات و حمایتهای اساسی و موردنیاز را دریافت نمیکنند؛ فقط بیهوده زیر ذرهبین حساس جامعه رفته و انگ خوردهاند. بنابراین، بیاییم بازخورد این سیاست غلط دستکم ۳۰ساله را از زمان آغاز آن مشخص کنیم و در نظر داشته باشیم که قرار نیست از روی تعصب، یک مسیر اشتباه را همچنان ادامه دهیم.



































































