قیمت طلا امروز




 خفاش

 سایت روزنو / ۴۷ ساعت قبل

خفاش شب که بود و چه کرد؟

غلامرضا خوشرو هیچ تقاضا یا انتظار خاصی از من نداشت. حتی از من نخواست که از کسی درخواست کنم او را اعدام نکنند.
 خفاش شب که بود و چه کرد؟
توضیح «اعتماد»: ۲۲ مرداد‌ماه سال ۱۳۷۶ «غلامرضا خوشرو کوران کردیه» معروف به خفاش شب در ورزشگاه آزادی اعدام می‌شود.

به گزارش روز نو او که یکی از مخوف‌ترین جنایتکاران تاریخ ایران محسوب شده، عامل قتل‌های سریالی ۹ زن و دختر بوده است. غلامرضا خوشرو، قربانیان خود را به عنوان مسافر سوار ماشین کرده و زیورآلات آنان را سرقت می‌کرد و آنها را مورد تجاوز قرار می‌داد.

 سپس قربانیان را با ضربات متعدد چاقو به قتل می‌رساند و پس از ارتکاب قتل اجساد برخی مقتولان را آتش می‌زد؛ این قاتل سریالی به قدری بی‌رحمانه مرتکب قتل‌ها شده که در چند مورد چاقو‌ها شکسته‌اند؛ جنایاتی که غلامرضا خوشرو مرتکب شده با نامه‌ای که دو روز قبل از اعدام خود نوشته تأمل‌برانگیز است.

تصویر دست‌نوشته انگلیسی این قاتل سریالی در گزارش منتشر شده است؛ دستور زبان در این نامه به درستی رعایت نشده، اما آنچه تاحدودی معنای نامه را می‌رساند، آورده شده است؛ «همه دارند با من حرف می‌زنند، من نمی‌توانم بشنوم چه می‌گویند، تنها پژواک‌های ذهن خودم را می‌شنوم.

 مردم می‌ایستند و زل می‌زنند، من نمی‌توانم چهره‌هایشان را ببینم، تنها سایه‌های درون چشمانشان را می‌بینم. دارم به جایی می‌روم که خورشید همچنان به راه خود ادامه می‌دهد، جایی که آب‌وهوایش با لباس‌هایم سازگار باشد.

 سبک بال از روی اقیانوس می‌پرم، بر فراز رویایی شناور می‌شوم و مانند یک توفان از روی اقیانوس می‌گذرم.» غلامرضا خوشرو پس از نوشتن این نامه آن را به «باقر ساروخانی» پدر جامعه‌شناسی ایران تقدیم کرده است.

 «اعتماد» به مناسبت بیست و نهمین سالگرد اعدام این قاتل سریالی با این جامعه‌شناس که حدود پنج ساعت در زندان اوین با او مصاحبه‌ای انجام داده، گفت‌و‌گو کرده؛ این گزارش بنا به دلایلی با تاخیر و حدود یک هفته پس از سالگرد اعدام این قاتل سریالی منتشر شده است. با این حال خواندن این گزارش امکان دارد برای همه مناسب نباشد.

قبل از اینکه به جزییات گفت‌وگوی شما با غلامرضا خوشرو بپردازیم اگر مقدمه‌ای برای این پرونده وجود دارد، توضیح می‌دهید.

بحث یکی از مخوف‌ترین جانیان تاریخ ایران به میان است که به نوعی بی‌رحمانه‌ترین اعمال جنایی را مرتکب شده.

شاید کار‌هایی که او به عنوان یک انسان انجام داده در اندیشه آتیلا، چنگیز، تیمور و بزرگان حوزه جنایی تاریخ هم نگنجد؛ دختری در همدان دانشجو بود.

به تهران می‌آید تا والدین خود را ببیند، اما به محض اینکه به تهران می‌رسد جوان خوشرو و خوش قیافه‌ای را می‌بیند که به او می‌گوید؛ بفرمایید کجا می‌روید! 

این دختر که در اشتیاق دیدار پدر و مادر خود بوده و عجله داشته، سوار ماشین می‌شود، اما وسط راه متوجه می‌شود در یک بی‌راهه قرار گرفته، سعی می‌کند درِ ماشین را باز کند، اما درِ ماشین باز نمی‌شود.

 غلامرضا خوشرو ابتدا جواهرات این دختر را برمی‌دارد و بعد لباس دختر را از تنش بیرون می‌آورد تا آنها را به دیگران کادو بدهد. بعد این دختر را مورد تجاوز قرار می‌دهد و درنهایت او را به وحشیانه‌ترین شکل ممکن می‌کشد؛ این یک مورد از شرارت‌های او است.

 غلامرضا خوشرو در قتل‌ها بسیار خشونت داشته؛ او می‌گفت ضربات چاقو را به قدری با خشونت در بدن قربانیان فرو می‌کرد که چاقو به استخوان قربانی برمی‌خورد و می‌شکست.

این اقدامات در اوج بی‌رحمی و شقاوت صورت گرفته است. شاید هیتلر هم چنین شقاوتی را ندیده باشد. خوشرو به عنوان یک فرد، یکی از بزرگ‌ترین جنایتکاران تاریخ است، اما با این حال جنایتکار، جانی به دنیا نمی‌آید بلکه تبدیل به یک جانی می‌شود؛ در ورطه جامعه است که انگیزه‌های جنایت شکل می‌گیرد.

 البته آن زمان جامعه هم خیلی کنجکاو بود بداند چنین موجود مخوفی که تهران را به‌طور کلی تسخیر کرده چه کسی است!

 شب‌های تهران طوری بود که حتی بعضی‌ها جلوی درِ ورودی خانه‌هایشان صندلی می‌گذاشتند تا مبادا خفاش شب وارد شود؛ هراس جامعه را فرا گرفته بود.

چطور شد که شما برای مصاحبه با غلامرضا خوشرو انتخاب شدید؟

یک روز تابستانی در اتاق کارم نشسته بودم که تلفنم زنگ خورد. به من گفتند شما به زندان اوین بیایید و با خفاش شب مصاحبه کنید.

چهره خفاش شب را در روزنامه‌ها دیده بودم و به نظرم می‌رسید که بسیار مخوف باشد، بنابراین به این مصاحبه علاقه‌ای نداشتم و به آنها گفتم بنده اصلا جامعه‌شناسی جنایی کار نکرده‌ام، بهتر است سراغ آدم‌هایی بروید که در این حوزه فعالیت کردند. به من گفتند با اینکه بسیاری از افراد تمایل دارند با خفاش شب مصاحبه کنند، اما شورای وزارت کشور شما را انتخاب کرده.

 بنده ناخواسته انتخاب شدم، ولی چاره‌ای نبود آنها اصرار داشتند که باید با خفاش شب مصاحبه کنم. در زمان موعود به زندان اوین رفتم. مرا به اتاقی بردند و منتظر ماندم تا خفاش شب به آنجا منتقل شود. او را به اتاق آوردند.

لحظه‌ای که او را دیدم دیدگاهم عوض شد. دیدم این چهره، آن چهره مخوف نیست؛ یک جوان باریک اندام و خوشرو که لبخند به لب داشت.

 خوشرو پیش از این با خبرنگاران بسیاری مصاحبه کرده و منکر قتل‌ها شده و گفته بود بی‌گناه است، به همین خاطر آنجا یک تصمیم خاص گرفتم و به تمام عوامل قضایی و انتظامی گفتم ما را در اتاق تنها بگذارند. تصمیم خطرآفرینی بود. او با چنین شقاوتی درحالی که حکم اعدام داشت، می‌توانست هر کاری انجام دهد.

قرار بود صحبت ما در عرض نیم ساعت تمام شود، اما چهار، پنج ساعت طول کشید؛ لحظه‌ای رسید که خفاش شب به من گفت آقا نوار ضبط صوت خالی شده. فکر می‌کردم وقتی به عوامل قضایی و انتظامی گفتم از اتاق خارج شوید آنها پشت در مسلح ایستاده و آماده باشند. 

خفاش شب دستبند نداشت با احتیاط از کنارش رد شدم و درِ اتاق را باز کردم، اما هیچ‌کس پشت در نبود؛ همه برای ناهار و نماز آنجا را ترک و ما را رها کرده بودند؛ من مانده بودم و خفاش شب در یک اتاق!

غلامرضا خوشرو در طول مصاحبه برای حرف زدن مقاومت نکرد؟

از عوامل قضایی و انتظامی خواسته بودم اتاق را ترک کنند. این کارم نوعی احترام و اعتماد به او بود. در اولین جملاتم به خوشرو گفتم قصد دارم دوستانه صحبت کنیم. حتی به او گفتم وقتی با من حرف می‌زند فکر کند می‌خواهد با تاریخ صحبت کند؛ او از این جمله‌ام خوشحال شده بود.

مقاومتی هم نکرد و تمام اتفاقات را تعریف کرد، اما لحنش طوری بود که انگار خاطره می‌گوید. خوشرو که قبل از مصاحبه با بنده مدام منکر قتل‌ها شده و گفته بود بی‌گناه است در بخشی از صحبت‌هایش به من گفت اگر شما را دیده بودم این کار‌ها را نمی‌کردم؛ این جمله او به نوعی اعتراف محسوب می‌شد.

 البته شاید این حرف را از روی هیجان زده باشد، اما تنها نگرانی او این بود که دیگر نمی‌تواند مرا ببیند.

از کودکی و نوجوانی خوشرو می‌گویید. چه می‌شود که این فرد زندگی‌اش تغییر می‌کند؟

او در یک خانواده روستایی در اطراف مشهد متولد شده. خانه‌ای آرام و پدر و مادر خوبی داشته به‌طوری که حتی خانواده‌اش نمی‌دانستند کلانتری کجاست! غلامرضا عصر‌ها از مدرسه برای روستا و خانواده آب می‌برد و در حیاط خانه با بچه‌ها بازی می‌کرد.

 تا اینجا بی‌گناهی است و صفا و یک خانواده پاک، اما از اینجا به بعد سرچشمه جنایی باز می‌شود؛ فردی بنا از همین روستا نزد زنی در تهران کار می‌کرد. این زن دخترانش شوهر کرده بودند و آرزوی یک پسر داشت و به این بنا می‌گوید از روستا برای او یک پسر بیاورد.

 بنا به روستا می‌رود و به خانواده غلامرضا می‌رسد. آنجا غلامرضا را می‌بیند و ماجرای آن زن را برای خانواده تعریف می‌کند. اینکه چرا و چطور خانواده غلامرضا خوشرو رضایت می‌دهند فرزندشان را به این زن بدهند، چیزی نمی‌دانم.

 شاید به خاطر پول بوده و شاید هم این زن به خانواده وعده و وعید داده که بچه‌شان به تهران می‌آید و آنجا بزرگ می‌شود و عصای پیری آنها خواهد شد.

 غلامرضا به تهران می‌آید و در کنار مادری که مادرش نیست زندگی می‌کند.

وقتی خانواده، غلامرضا خوشرو را به این زن می‌سپارند او چه احساسی داشته است؟

خودش در این باره چیزی نمی‌گفت، اما احساس می‌کنم شاید از این ماجرا شادمان هم بوده باشد. به هر حال این آدم با ماشین دنبال غلامرضا رفته تا به تهران بیایند؛ اینها می‌تواند آرزوی یک نوجوان روستایی باشد. البته در این ماجرا نظر غلامرضا عاملیتی نداشته و خانواده بوده که تصمیم نهایی را گرفته است.

 این زن میانسال، امکانات چندانی هم نداشته و غلامرضا را به یک بقالی می‌فرستد تا کار کند، اما مدتی بعد مغازه‌دار به خاطر اینکه غلامرضا شناسنامه نداشته او را از آنجا بیرون می‌کند؛ اینها را خودش می‌گفت.

شاید هم موارد دیگری بوده، اما نمی‌گفت؛ خواه، ناخواه این‌طور آدم‌ها مواردی را هم سانسور می‌کنند. غلامرضا با این مادر سر می‌کند و به دوران جوانی می‌رسد. 

باید ببینیم غلامرضا خوشرو در چه شرایطی بوده و خودمان را جای او قرار دهیم؛ غلامرضا یک جوان تنها و بیکار بوده با مادری که مادرش نبوده و کنترلی روی او نداشته. او به نوعی یک جوان رها شده بود که طبیعتا نیاز‌هایی داشته است. 

اولین جوانه‌های انحراف از اینجا شکل می‌گیرد؛ یک روز غلامرضا به میدان انقلاب می‌رود و شروع به پرسه زدن می‌کند. او از یک مغازه میوه فروشی میوه‌ای می‌دزدد و فرار می‌کند. 

میوه‌فروش او را می‌گیرد و زود هم رها می‌کند. دزدیدن میوه شاید به ظاهر چیز کوچکی باشد، اما این جوانه‌های انحراف بعد‌ها آرام‌آرام تبدیل به نهال می‌شوند.

غلامرضا خوشرو در مرحله‌ای قبل از ارتکاب قتل‌ها به همراه یک نفر دیگر زنان و دختران را سوار ماشین می‌کرد و اموال آنان را سرقت و آنها را مورد تجاوز قرار می‌داد. در مورد این اقداماتش چیزی گفته بود؟

سراشیب جنایت همین‌جاست؛ آن‌طور که غلامرضا می‌گفت او با این فرد که درشت و قوی هیکل هم بوده، دوست می‌شود. آنها تصمیم می‌گیرند یک ماشین سرقت کنند. غلامرضا رانندگی می‌کرد و دوست او هم به عنوان مسافر در صندلی عقب ماشین می‌نشست.

 آنها زنان تنها را شناسایی و به عنوان مسافر سوار می‌کردند و به مکان‌های مخوف می‌بردند. جواهرات و پول نقد آنان را می‌گرفتند و آنها را مورد تجاوز قرار می‌دادند و سپس رها می‌کردند.

 بعد‌ها یکی از همین زنان مشخصات این دو نفر را به پلیس می‌دهد و ماجرا را برای پلیس تعریف می‌کند. پلیس، غلامرضا و همدستش را شناسایی و دستگیر می‌کند.

 هر دو به زندان منتقل می‌شوند و حکم اعدام می‌گیرند. اینجا یک اتفاق عجیبی رخ می‌دهد که باور کردنی نیست، ولی واقعیت دارد؛ زمانی که می‌خواستند غلامرضا را به دادگاه منتقل کنند او از دست ماموران فرار می‌کند.

 او تعریف می‌کرد وقتی فرار کرده، لباس‌های زندان را از تنش بیرون آورده و داخل سطل آشغال انداخته و لباس‌های دیگری به تن کرده و مستقیم به سمت مشهد حرکت کرده است. او در مشهد هم یک ماشین سرقت کرده و مجدد شروع به مسافرکشی می‌کند، اما تصمیم به جنایت از این نقطه آغاز می‌شود.

او متوجه شده بود یکی از زنان قربانی مشخصات او و همدستش را به پلیس داده و آنها لو رفته‌اند؛ از همین‌جا یاد می‌گیرد قربانیان را به قتل برساند و نشان جنایی را از بین ببرد.

چرا در این مرحله از تاریخچه جنایی؛ غلامرضا خوشرو و همدستش زنان را طعمه خود قرار می‌دادند؟ فکر می‌کنید این انتخاب سرچشمه از انگیزه خاصی داشته است؟

آنها کاملا تصادفی سوژه‌ها را انتخاب می‌کردند. غلامرضا و همدستش برایشان فرقی نداشته و فقط کافی بوده زنی به دام آنها بیفتد.

 آنها دام را پهن می‌کردند و منتظر می‌ماندند، اما زنان امتیازاتی دارند که مردان ندارند؛ اولا زنان از نظر جثه ضعیف‌تر از مردان هستند. ثانیا زنان همراه خودشان زیورآلاتی دارند که اکثر آقایان ندارند.

شخصیت غلامرضا خوشرو را پس از اینکه از دست ماموران فرار می‌کند و به مشهد می‌رود و مجدد به تهران بازمی‌گردد چطور می‌بینید؟

زندان برای او آموزشگاه جنایی بوده است؛ زندانیان شب‌ها برای همدیگر از نیرنگ‌ها و توانایی‌های خود صحبت می‌کنند.

هرکسی هم سعی می‌کند توانایی‌های خود را بزرگ جلوه دهد. به‌طور کلی در زندان ارزش‌ها معکوس می‌شود؛ یعنی کسی برتر است که بالاترین جرم و جنایت را انجام داده. رد و بدل کردن تجربه‌ها و آموخته‌ها برای زندانیان جالب است، بنابراین غلامرضا وقتی از زندان فرار می‌کند و به مشهد می‌رود و از مشهد هم به تهران می‌آید دیگر یک آدم عادی نبوده. 

او زندان را تجربه کرده، از مرگ و حکم اعدام فرار کرده و از همه مهم‌تر در زندان دوستان جنایتکار پیدا کرده است.

 بنده معتقدم زندان جای خوبی نیست و باید زندانیان را از هم تفکیک و امنیت را برقرار کرد و جلوی تجاوز و جابه‌جایی موادمخدر را گرفت.

غلامرضا وقتی از مشهد به تهران می‌آید با همان دوستانی که در زندان پیدا کرده بود تماس می‌گیرد و این‌بار به سمت سرقت تخصصی ماشین می‌رود.

 او می‌گفت به قدری در سرقت قطعات ماشین تخصص پیدا کرده بود که نیازی به تخریب ماشین‌ها نداشته و فقط برخی قطعات ارزشمند را برمی‌داشت.

خوشرو در زمانی که سرقت می‌کرد، دستگیر نشد؟

طبق روایت‌های خودش، ماموران چندین‌بار به او مشکوک می‌شوند و او را دستگیر می‌کنند، اما او هربار خود را با اسم و فامیل جدیدی معرفی می‌کند، به همین خاطر هیچ سابقه‌ای از او ثبت نمی‌شود. حتی برایم تعریف کرد یک شب توسط بسیجیان مورد ظن قرار می‌گیرد، اما آنها هیچ سرنخی از او به دست نمی‌آورند.

غلامرضا خوشرو مدتی سراغ سرقت ماشین می‌رود. در فاصله سرقت تا جنایت زندگی او به چه سمتی می‌رود؟

او وقتی شروع به سرقت تخصصی ماشین می‌کند وضع مالی‌اش خوب می‌شود و ماشین بی‌ام‌و می‌خرد. او این‌بار سعی می‌کند برای خودش دوست دختر بگیرد.

غلامرضا یک دوست دختر خارجی داشته و زبان انگلیسی را از او یاد می‌گیرد. او داخل زندان برای بنده نامه‌ای به زبان انگلیسی می‌نویسد. غلامرضا می‌گفت شب‌ها دزدی می‌کرد و روز‌ها بیکار بود. او روز‌ها کت و شلوار گران‌قیمت می‌پوشید و عطر‌های گران می‌زد و با ماشین بی‌ام‌و اطراف دبیرستان‌های دخترانه پرسه می‌زد.

غلامرضا هوشمندی خاصی در برقراری ارتباط با دختران داشته. او تعریف می‌کرد برای ارتباط برقرار کردن با دختران این سناریو را داشته. 

او به دختران می‌گفت؛ قصد دارد آنها را به خانه‌شان برساند و خواه، ناخواه هم برخی دختران قبول می‌کردند. 

غلامرضا بعد از اینکه آنها سوار ماشینش می‌شدند حدود ۱۰‌دقیقه کاملا سکوت می‌کرد و حرف نمی‌زد، اما وقتی به نزدیکی خانه آنها می‌رسید، می‌گفت اجازه دارد خودش را معرفی کند! 

دختران هم که در این دقیقه از سکوت او خسته شده بودند این اجازه را می‌دادند. او خود را پزشک معرفی می‌کرد و می‌گفت در دانشگاه آکسفورد تحصیل کرده و، چون زبان انگلیسی هم بلد بود، حرفش را باور می‌کردند. 

با یکی از این دختران با همین روش آشنا می‌شود و ازدواج می‌کند، اما بعد از مدتی که از زندگی مشترک آنها می‌گذرد، دختر به رفتار‌های غلامرضا مشکوک و چهره واقعی او را می‌بیند و متوجه می‌شود او سارق است. غلامرضا چند بار دیگر هم با همین روش ازدواج می‌کند، اما جدا می‌شود. 

غلامرضا می‌گفت این دختران چنان تسخیر او شده بودند که حتی حاضر نبودند خانواده‌هایشان برای تحقیقات بیشتر قدم بردارند. فقط یک خانواده قبول نمی‌کند که دخترش را بدون تحقیق به او بدهد. 

این خانواده برای تحقیق به محل مورد‌نظر می‌روند و مشخصات غلامرضا را به یک مغازه تعویض روغنی می‌دهند و از او می‌پرسند فلانی چگونه شخصیتی دارد! مغازه‌دار غلامرضا را می‌شناخت.

 از او تعریف می‌کند و می‌گوید او آدم خوبی است و هربار برای تعویض روغن به اینجا می‌آید، انعام خوبی می‌دهد، اما این ازدواج هم دوام نمی‌آورد و غلامرضا بعد از این جدایی‌ها مجدد تنها می‌شود؛ تنهایی جانی، بحث مهمی است.

فکر می‌کنید غلامرضا خوشرو پس از شکست در ازدواج‌هایی که داشته، مرتکب قتل‌ها شده است؟

از اینجا به بعد دریچه تازه‌ای به روی او گشوده و خفاش شب متولد می‌شود؛ غلامرضا خوشرو چاقو‌های متعدد تهیه و مسلح می‌شود. او یک ماشین سرقت و زنان را به عنوان مسافر سوار می‌کند؛ آنها را می‌رباید، اموالشان را سرقت می‌کند و مورد تجاوز قرار می‌دهد و سپس با ضربات متعدد چاقو به قتل می‌رساند. غلامرضا خوشرو خاطرات زیادی در زمینه جنایات خود داشته.

 او تعریف می‌کرد یک شب زنی را سوار ماشین می‌کند و به مکانی خلوت می‌برد تا کارش را انجام دهد.

آنجا ساختمان نیمه‌کاره‌ای بوده که کارگران آن متوجه ایستادن ماشین او می‌شوند. کارگران فکر می‌کردند صاحب ماشین یک زن تن‌فروش را به آن مکان آورده یا زنی را سوار ماشین کرده و قصد تعرض دارد به همین خاطر با چوب و چماق به سمت ماشین او حمله می‌کنند و غلامرضا مجبور می‌شود فرار کند.

 یک شب هم زنی را به عنوان مسافر سوار می‌کند، اما، چون آن زن جثه بزرگ و قوی داشته با پا به در ماشین می‌کوبد و در می‌شکند و فرار می‌کند.

 غلامرضا خوشرو در بخش دیگری از روایت‌هایش در مورد قتل‌ها می‌گفت یک شب مادر و دختری را سوار ماشین می‌کند. ابتدا مادر را جلوی چشمان دخترش می‌کشد و سپس دختر را به قتل می‌رساند.

شقاوت اینجا به اوج خود رسیده. اسکلت انسان است. گوش دارد، چشم و بینی دارد، اما عملا تبدیل به موجود مخوفی شده که کمتر تاریخ به چشم دیده است.

خوشرو در طول مصاحبه از شما تقاضای خاصی نداشت یا حرف خاصی نزد؟

غلامرضا خوشرو هیچ تقاضا یا انتظار خاصی از من نداشت. حتی از من نخواست که از کسی درخواست کنم او را اعدام نکنند.

 غلامرضا روحیه بسیار قوی داشت و به نوعی با وجدان خودش روبه رو شده بود. آن روز ناهار برای ما راگو آوردند.

بنده فقط نصف غذایم را خوردم، اما غلامرضا خوشرو تمام غذایش را خورد و از من خواست نصف غذایم را به او بدهم. غلامرضا به من گفت دوست دارد با شکم سیر اعدام شود؛ همین جمله او نشان می‌دهد فرد خاصی بوده است. 

بنده حتی به او گفتم یک بار دیگر برای ملاقاتش به زندان می‌آیم، اما او گفت دو روز دیگر اعدام می‌شود. غلامرضا وقتی از اعدام می‌گفت انگار از رفتن به یک مهمانی صحبت می‌کرد.

 او در کمال آرامش حرف می‌زد و به‌طور مستقیم ابراز پشیمانی نمی‌کرد، اما این جمله او را در نظر بگیرید که گفت اگر شما را می‌دیدم این کار‌ها را نمی‌کردم؛ تفسیر بنده از این جمله همان ابراز پشیمانی است. مشخص بود وجدان خفته او تازه بیدار شده است.

خوشرو قبل از اعدام هم رفتار عجیبی داشته؛ وقتی به او گفته‌اند چه چیزی می‌خواهی، گفته صبحانه! این رفتار او ناشی از چه عواملی است؟

سه تئوری جنایی وجود دارد؛ تئوری روانشناختی، ژنتیک و جامعه شناختی. در تئوری روانشناختی گفته می‌شود که او ذهنیت خاصی داشته و این ذهن است که در دنیا تجسم می‌یابد. در تئوری ژنتیک عنوان می‌شود تستسترون آدم‌های جانی بسیار بالا است، اما بنده در زمینه ژنتیک اصلا کار نکردم و اطلاعاتم براساس شنیده‌هایم است.

 با این حال ما نمی‌توانیم بگوییم خفاش‌شب جانی متولد شده است؛ حتی این موضوع علاج‌پذیر هم نیست؛ چگونه می‌توان ژن را جابه‌جا کرد! آیا دستگاه‌هایی وجود دارد که تشخیص دهد در کروموزوم فرد این ژن وجود دارد و آن ژن را خارج کنند! بنابراین بحث ژنتیک در این مورد نه مطالعه‌پذیر و نه درمان‌پذیر است، اما ما در مورد چنین کیس‌هایی تمام عوامل را جامعه‌شناختی می‌دانیم.

به نظر شما غلامرضا خوشرو دچار تنفر یا حتی وسوسه انتقام از جامعه شده است؟

در طول مصاحبه هیچ‌وقت از تنفر صحبت نکرد، اما احساس او احساس محرومیت بود. چرا بچه‌های دیگر مادر دارند و او نداشته! چرا شناسنامه دارند و او نداشته! چرا امکانات دارند و به مدرسه رفته‌اند و او نرفته!

چرا لباس خوب می‌پوشند و غذای خوب می‌خورند و او از این امکانات بهره‌مند نبوده! تمام این نداشتن‌ها در او جمع شده بود و واقعا هم او هیچ یک از اینها را نداشته. خفاش‌شب یک مشت محرومیت را با خود حمل می‌کرد. 

اگر یک نوجوان در روستا متولد شود و همانجا زندگی کند مشکلی برایش پیش نمی‌آید، اما وقتی به تهران می‌آید خودش را با دیگران مقایسه می‌کند. بالاترین مشکلی که وجود دارد مقایسه است.

 بچه در ذهنش نمی‌تواند مسائل را هضم کند و امکان دارد برایش این سوال‌ها پیش بیاید او چه کرده که بچه‌های دیگر نکرده‌اند! بچه‌های دیگر چه کرده‌اند که همه‌چیز دارند و او ندارد و این مقایسه وحشتناک است.

عوامل مهمی که باعث می‌شود چنین افرادی در جامعه ظهور پیدا کنند را چه می‌دانید؟

اگر بخواهیم چنین موجوداتی در جامعه پیدا نشوند باید به سه عنصر مهم ازجمله: خانواده پاک، مدرسه خوب و رسانه موثر توجه ویژه داشته باشیم. سه عامل دیگر هم تاثیرگذار هستند؛ ۱) عوامل کلان زمینه فراخنای جامعه؛ وقتی بیکاری در جامعه تشدید می‌شود، جنایت و ارتشا تولید می‌شود. ۲) عوامل میانه؛ یعنی اطرافیان، دوستان، همسایه و... ۳) عوامل خرد؛ ذات فرد، شخصیت اساسی فرد و آگاهی فردی او برای ارتکاب به جنایت؛ بنابراین با آنچه قید شد شرایط در پیدایی جنایت اثر‌گذار هستند.

بنده وقتی خودم را جای غلامرضا خوشرو قرار می‌دهم متوجه می‌شوم اگر من هم جای او بودم همین کار‌ها را می‌کردم، اما شاید به خاطر عاملیت فردی جرایم کمتری مرتکب می‌شدم.

 در شرایط سخت عاملیت فرد کم می‌شود. کتاب بینوایان نوشته ویکتور هوگو را مثال می‌زنم. ژان والژان یک آدم عادی است که بچه‌ها را به او سپرده‌اند.

 کار می‌کند و برای بچه‌ها نان می‌برد تا اینکه او بیکار می‌شود و نمی‌تواند برای بچه‌های گرسنه و چشم‌انتظار نان بخرد؛ اینجا چه اتفاقی می‌افتد؟ او نان می‌دزدد و از همین دزدی نان، ژان والژان متولد می‌شود.

فکر می‌کنید برای اینکه چنین افرادی در جامعه رشد پیدا نکنند چه راهکار‌هایی وجود دارد؟

بنده پیشنهاداتی به دستگاه قضا دارم؛ هر یک از قضات باید یادشان باشد وقتی حکم صادر می‌کنند تصمیم‌شان در آینه تاریخ قرار می‌گیرد.

 در تصمیم آنها چند عنصر اهمیت دارد؛ ۱) قانون، تصمیمی که قاضی می‌گیرد باید با قانون همخوانی داشته و هم‌راستا باشد. ۲) زمینه؛ قاضی باید ببیند جنایت در چه زمینه‌ای رخ داده است. ۳) قاضی باید بتواند خود را جای متهم قرار دهد. ۴) دستگاه قضا نباید دستگاه تخریب باشد بلکه باید دستگاه بازسازی باشد؛ نباید مجرم را نابود کرد تا اقرار گرفت، کار دستگاه قضا اصلاح مجرم است. بنابراین باید مددکار اجتماعی در خدمت مجرم قرار دهیم. ۵) دستگاه قضا باید خدا را هم درنظر بگیرد و از روی هیجان یا تحت فشار عوامل دیگر تصمیم نگیرد.



 پشت پرده زندگی«خفاش‌شب»
۲ روز قبل / ۱۴۰۵/۰۵/۲۸ / روزنامه اعتماد

پشت پرده زندگی«خفاش‌شب»

بهاره شبانکارئیان
    
    




جمعه ۳۰ مرداد ۱۴۰۵ - 21 August 2026
میگنا - Workaholism» یا اعتیاد به کار چیست ؟
سایت میگنا

میگنا - Workaholism» یا اعتیاد به کار چیست ؟

به گزارش میگنا رسانه سلامت روان و تاب آوری ایران «Workaholism» اعتیاد به کار یا «کارزدگی» به وضعیتی گفته می‌شود که فرد به شکل مداوم و اجباری به کار کردن گرایش دارد و نمی‌تواند به‌آسانی از کار فاصله بگیرد.
میگنا - تفاوت‌های جنسیتی در ریسک‌پذیری و انضباط مالی
سایت میگنا

میگنا - تفاوت‌های جنسیتی در ریسک‌پذیری و انضباط مالی

تفاوت‌های جنسیتی در مسائل مالی واقعی بوده و ریشه در ساختارهای عمیق‌تر ذهنی مانند زیان‌گریزی و خوش‌بینی دارند.
هفت دهه جست‌و‌جو برای یک پاسخ: چرا دولت مصدق سقوط کرد؟
سایت فراز

هفت دهه جست‌و‌جو برای یک پاسخ: چرا دولت مصدق سقوط کرد؟

بیش از هفت دهه از ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ گذشته است، اما سقوط دولت محمد مصدق همچنان یکی از مناقشه‌برانگیزترین موضوعات تاریخ معاصر ایران است. در این هفت دهه، ده‌ها کتاب...
سایت انصاف نیوز

بدن چگونه کمبود ویتامین‌ها را اطلاع می‌دهد؟ | انصاف نیوز

آسفالت و بتن‌ریزی بستر رودخانه‌ها، کار عجیب شهرداری‌ها
روزنامه هفت صبح

آسفالت و بتن‌ریزی بستر رودخانه‌ها، کار عجیب شهرداری‌ها

دستکاری بستر رودخانه‌های شهری با بتن و آسفالت سرعت و قدرت جریان آب را افزایش می‌دهد و خطر سیلاب را بیشتر می‌کند
کالا برگ در محاصره گرانی تورم چه بلایی بر سر کالابرگ یک میلیون تومانی آورد؟ | نفت ما
سایت نفت ما

کالا برگ در محاصره گرانی تورم چه بلایی بر سر کالابرگ یک میلیون تومانی آورد؟ | نفت ما

دی ماه سال گذشته بود که همزمان با حذف ارز ترجیحی، کالابرگ یک میلیون تومانی به همه مردم ایران داده شد. کالابرگی که قرار بود با تغییر نرخ کالاهای اساسی نیز اعتبار آن افزایش یابد اما نه تنها این رقم ثابت مانده بلکه برخی فروشگاه‌های طرف قرارداد کالابرگ نیز به دنبال لغو قرارداد هستند و برخی از آنها نیز فروش …
سایت فرارو

تصاویر؛ حاشیه‌هایی از کنکور سراسری سال ۱۴۰۵

روزنامه هفت صبح

پدرم به من لکسوس نداد نقشه قتلش را کشیدم

سایت دیدبان ایران

نجات زن جوان از چنگ گروگان‌گیر در غرب تهران

سایت عصرایران

تخریب برج ۱۰ طبقۀ ۲ هزار میلیاردی در اراضی ملی میگون

واقعاً فراجناحی بود؟!
روزنامه توسعه ایرانی

واقعاً فراجناحی بود؟!

محمدتقی زاده سه شنبه شب، ۲۷ مردادماه، اختتامیه جشنواره انجمن روزنامه نگاران ایران در حالی برگزار شد که بیانیه هیأت داوران و لحن و متن
سایت فرتاک

«غر زدن» بهانه حمله خونین به همسر؛ زن ۳۸ ساله تا یک قدمی مرگ رفت

سایت برترینها

تصویر کلثوم اکبری در نشریه نیویورک پست آمریکا

سایت تابناک

حادثه وحشتناک در علم‌کوه؛ داستان ۲۴ ساعت نجات!

سایت رویداد‌ ۲۴

ببینید| تصویری از آتش‌سوزی در پالایشگاه تهران

سایت تابناک

رانندگی پرخطر، جاده را جهنم کرد+شمار فوتی‌ها

آتش، بلای جان بازارها | همه آتش‌سوزی هایی که در بازارهای تاریخی اتفاق افتاد
خبرگزاری همشهری‌آنلاین

آتش، بلای جان بازارها | همه آتش‌سوزی هایی که در بازارهای تاریخی اتفاق افتاد

آتش‌سوزی‌های پیاپی در بازارهای تاریخی ایران، تنها چند حجره و مغازه را تهدید نمی‌کند؛ هر بار بخشی از میراث معماری و قلب تپنده اقتصادی شهرها در معرض تخریب و خسارت قرار می‌گیرند.
چرا برخی به روایت‌های غیررسمی اعتماد می‌کنند؟
خبرگزاری ایسنا

چرا برخی به روایت‌های غیررسمی اعتماد می‌کنند؟

یک کارشناس حوزه رسانه و ارتباطات گفت: اگر رسانه رسمی می‌خواهد دوباره جایگاه خود را تقویت کند، باید چیزی بیشتر از خبر درست ارائه دهد. باید اعتماد تولید کند. اعتماد با لوگو یا بخشنامه یا حتی با تکرار عبارت منابع آگاه ساخته نمی‌شود. اعتماد از شفافیت، پاسخگویی، سرعت، پذیرش خطا و مهمتر از همه از احترام به …
وقتی پسماندهای ساختمانی؛ روان جمعی شهرها را برهم می‌زنند
خبرگزاری ایسنا

وقتی پسماندهای ساختمانی؛ روان جمعی شهرها را برهم می‌زنند

روان‌پزشکان و متخصصان سلامت محیط هشدار می‌دهند که انباشت نخاله‌های ساختمانی در معابر شهری، فراتر از یک آلودگی بصری، عاملی قدرتمند برای افزایش استرس، اضطراب و فرسایش سرمایه روانی شهروندان است.
نقدی بر ابهام حکمرانی در «شستا»/ کارگران و بازنشستگان خواستار نظارت دائمی بر عملکرد شرکت‌ها هستند
خبرگزاری ایلنا

نقدی بر ابهام حکمرانی در «شستا»/ کارگران و بازنشستگان خواستار نظارت دائمی بر عملکرد شرکت‌ها هستند

یک فعال کارگری گفت: پرسش امروز میلیون‌ها بیمه شده‌ی تامین اجتماعی روشن است؛ وقتی هیچ نظام نظارتی جامع و قانونی برای نظارت بر شستا وجود ندارد، مدیران این مجموعه در برابر چه مرجع مستقلی و با چه سازوکار الزام‌آوری باید پاسخگوی تصمیمات و عملکرد خود باشند؟
آهسته برانید؛ هلیا در حال پیدا کردن قلمرو برای توله‌هایش
خبرگزاری ایسنا

آهسته برانید؛ هلیا در حال پیدا کردن قلمرو برای توله‌هایش

پناهگاه حیات‌وحش میاندشت جاجرم بار دیگر میزبان یوز ماده «هلیا» و سه توله‌اش شده است؛ حضوری که ضرورت همراهی مردم برای حفاظت از این گونه ارزشمند و در معرض خطر انقراض را دوچندان کرده است.
دریا تنها قاتلی که محاکمه نمی‌شود!
خبرگزاری ایرنا

دریا تنها قاتلی که محاکمه نمی‌شود!

ساری - ایرنا - همزمان با اوج‌گیری حضور مسافران در سواحل استان مازندران، گزارش‌های رسمی از جان باختن ۲۱ نفر در آب‌های ساحلی این استان خبر می‌دهد؛ رخدادهایی که ریشه در بی‌احتیاطی و نادیده گرفتن هشدارهای ایمنی دارد.
خبرگزاری ایرنا

شناسایی جنسیت یوزپلنگ رها در طبیعت؛ «هیوا» نر است

دانش‌آموزان در کشاکش کتاب و گوشی؛ وقتی «مهارت تمرکز» کمیاب می‌شود
خبرگزاری ایرنا

دانش‌آموزان در کشاکش کتاب و گوشی؛ وقتی «مهارت تمرکز» کمیاب می‌شود

بروجرد - ایرنا - کاهش تمرکز و عمق مطالعه دانش‌آموزان به موضوعی جدی برای خانواده‌ها و معلمان تبدیل شده است به نحوی که والدین از وابستگی فرزندان به گوشی می‌گویند، معلمان ضعف حل مساله و کارشناسان «تغییر سبک شناختی» نسل جدید را گزارش می‌کنند که به گفته آنان با هوش مصنوعی و بمباران اطلاعاتی، ابعاد تازه‌ای …
روایت هویت ایرانی در ۱۶۰ سند تاریخی؛ گشت‌وگذاری در موزه ثبت احوال تهران
خبرگزاری ایرنا

روایت هویت ایرانی در ۱۶۰ سند تاریخی؛ گشت‌وگذاری در موزه ثبت احوال تهران

تهران- ایرنا- موزه ثبت احوال ایران تاریخچه ای از فرایند سجلی ایرانیان را در خود به یادگار جای داده که در آن شناسنامه افراد و چهره‌های مشهور ایرانی برای نسل های آینده بایگانی شده است.
جنگل گلریز قرق هر روز زخم تازه‌ای برمی‌دارد
روزنامه هفت صبح

جنگل گلریز قرق هر روز زخم تازه‌ای برمی‌دارد

مدیرکل منابع طبیعی گلستان تنها یک مورد تخلف را تأیید می‌کند، در حالی که منابع محلی از تخلفات گسترده‌تری خبر می‌دهند
استخدام را از واسطه پس بگیرید
روزنامه هفت صبح

استخدام را از واسطه پس بگیرید

۳۱ هزار شرکت تأمین نیروی انسانی فعال‌اند اما میزان دریافتی‌شان و سهم واقعی کارکنان‌ آنها همچنان شفاف نیست
سایت رکنا

عکس صحنه مرگ دردناک 2 دختر 22 و 25 ساله در کوییک مچاله شده / ببینید خودرو ایرانی چه بر سر 2 دختر آورد

بازار سوخته
سایت روزنامه سازندگی

بازار سوخته

حریق گسترده بیش از ۲۰ مغازه را در بافت تاریخی گرگان خاکستر کرد
افتخار در استکهلم
سایت روزنامه سازندگی

افتخار در استکهلم

کاوه مدنی برنده جایزه نوبل آب جهانی شد
سرمقاله خراسان/ امیدهای جدید از انتصابات جدید عدلیه | آخرین خبر
سایت آخرین خبر

سرمقاله خراسان/ امیدهای جدید از انتصابات جدید عدلیه | آخرین خبر

خراسان/ «امیدهای جدید از انتصابات جدید عدلیه» عنوان یادداشت روز در روزنامه خراسان به قلم صادق غفوریان است که می‌توانید آن را در ادامه بخوانید: قوه قضاییه روز گذشته، یک اتفاق بزرگ در عرصه مدیران عالی خود را تجربه کرد؛ صدور حکم انتصاب ۹ مدیر عالی‌رتبه این قوه در یک روز، صرفاً یک جابه‌جایی اداری نیست؛
مخل امنیت ملی است
سایت روزنامه سازندگی

مخل امنیت ملی است

معاون حقوقی پزشکیان خبر داد: طرح «مقابله با نفوذ» مغایر حقوق شهروندی و خلاف موازین شرع است
سایت رویداد‌ ۲۴

ببینید| حمایت ترانه علیدوستی از ملیکا پارسادوست شاکی پرونده پژمان جمشیدی

سایت رویداد‌ ۲۴

ببینید| یک روحانی خود را خلع لباس کرد؛ با لباس شخصی بر منبر حاضر می‌شوم

مسعود کوثری: خشم شهریِ «ناجنبش ها» و بیکاران، یک بمب ساعتی است که زیر جامعه و حکومت قرار دارد
سایت عصرایران

مسعود کوثری: خشم شهریِ «ناجنبش ها» و بیکاران، یک بمب ساعتی است که زیر جامعه و حکومت قرار دارد

ناجنبش‌ها گروه‌هایی از مردم هستند که دلخور و ناراضی‌اند، جای خودشان را در جامعه پیدا نمی‌کنند: مثل جوان‌ها ، زنان و گروه‌های تهیدست جامعه. اینها به سمت یک جن...
سایت رویداد‌ ۲۴

حکم اعدام قائم حسینی اجرا شد

روایت ملیکا پارسادوست از شب حادثه و دادگاه پژمان جمشیدی؛ پشت پرده پرونده‌ای که جامعه را تکان داد
سایت رویداد‌ ۲۴

روایت ملیکا پارسادوست از شب حادثه و دادگاه پژمان جمشیدی؛ پشت پرده پرونده‌ای که جامعه را تکان داد

روایت ملیکا پارسادوست از پرونده شکایتش علیه پژمان جمشیدی، فراتر از جزئیات یک پرونده قضایی، تصویری از دشواری مسیر شاکیان آزار جنسی در ایران ارائه می‌کند؛ از سرگردانی میان کلانتری و پزشکی قانونی تا حضور در دادگاهی که به گفته او، در آن احساس می‌کرد به جای شاکی، خودش زیر ذره‌بین قرار گرفته است.
سایت تجارت نیوز

تکذیب ‌آتش‌سوزی در پالایشگاه تهران/ ماجرای غلیظ ‌‌‌چه بود؟

ضعف ساختاری، مانع شکوفایی استعدادها - مردم سالاری آنلاین
روزنامه مردم سالاری

ضعف ساختاری، مانع شکوفایی استعدادها - مردم سالاری آنلاین

ایران در شاخص جهانی نوآوری ۲۰۲۵ (Global Innovation Index) که توسط سازمان جهانی مالکیت فکری (WIPO) ...
         
دو سال بلاتکلیفی محیط‌بان مجروح
روزنامه شرق

دو سال بلاتکلیفی محیط‌بان مجروح

پرونده قضائی محیط‌بان مجروح اصفهان در پله اول رسیدگی قضائی است و متخلفی که به سمت «علی جمشیدیان» شلیک کرده، از مشورت دو وکیل بهره می‌برد، اما علی که به ‌عنوان محیط‌بان و مأمور دولت هنگام خدمت مورد حمله قرار گرفته و دچار آسیب چشمی شده، از داشتن حتی یک وکیل هم محروم است.
مسأله کارگران افزایش روزانه قیمت‌هاست، نه استیضاح میدری
روزنامه توسعه ایرانی

مسأله کارگران افزایش روزانه قیمت‌هاست، نه استیضاح میدری

عضو تیم کارگری شورای عالی کار با اشاره به افزایش قابل توجه هزینه های زندگی، از دو برابر شدن هزینه سبد معیشت کارگران نسبت به رقم مصوب دی ماه سال
تاب آوری «اداراکی» ریشه‌ها ، مخاطرات و پیامدها
روزنامه آرمان امروز

تاب آوری «اداراکی» ریشه‌ها ، مخاطرات و پیامدها

آرمان امروز- حمید باقری زواره- کارشناس مسائل اجتماعی: در ادبیات کلاسیک امنیت ملی، همواره تمرکز بر حفظ مرزهای جغرافیایی و تمامیت ارضی بوده است؛ اما در پیچیدگی‌های جامعه مدرن، مفهومی بسیار حساس‌تر و حیاتی‌تر وجود دارد که می‌تواند ستون‌های یک ملت را در لرزه اندازد: «تمامیت ذهنی». آنچه امروز در لایه‌های …
چرا اصلاح مصرف باید پیش از افزایش نرخ باشد؟
روزنامه توسعه ایرانی

چرا اصلاح مصرف باید پیش از افزایش نرخ باشد؟

عضو پیشین کمیسیون انرژی با تأکید بر اینکه شرایط فعلی کشور برای افزایش قیمت بنزین مناسب نیست، اصلاح ناترازی انرژی را نیازمند مجموعه ای از سیاست های
    
شهرفروشی، نسخه ویرانی تهران
روزنامه شرق

شهرفروشی، نسخه ویرانی تهران

شهردار سابق تهران می‌گوید تصمیم‌های شهرسازی از آن تصمیم‌هایی هستند که «صدایشان بعدا درمی‌آید» و متخصصانی که پیامد این تصمیم‌ها را می‌دانند، وظیفه دارند نسبت به آنها حساس باشند. پیروز حناچی در گفت‌وگو با «شرق» از کاهش وابستگی بودجه شهرداری به درآمدهای شهرسازی در دوره مدیریتش، نقش کمیسیون ماده ۵، توسعه …
مصوبه دولت، ترس از تبرج؛ گواهینامه موتورسواری زنان قربانی نگرانی‌های حجاب شد؟
روزنامه شرق

مصوبه دولت، ترس از تبرج؛ گواهینامه موتورسواری زنان قربانی نگرانی‌های حجاب شد؟

علیرغم طی شدن تمام فرایندهای حقوقی و قانونی و همچنین مصوبه صریح دولت برای صدور گواهینامه زنان، اجرای این قانون در پیچ‌وخم جاده انتظامی گیر کرده است. در تبصره ماده ۲۰ قانون رسیدگی به تخلفات رانندگی مصوب ۱۳۸۹، صدور گواهینامه موتورسیکلت برای «مردان» بر عهده نیروی انتظامی گذاشته شده است. از آنجا که در متن …
سایت رویداد‌ ۲۴

ببینید| تعقیب و گریز و تیراندازی پلیس به خودروهای سوخت‌بر در هرمزگان

سایت عصرایران

استعفای شهردار رباط‌کریم یک روز پس از انتخاب

سایت فرارو

۱۴ مصدوم و ۲ جان‌باخته در تصادفات جاده‌ای استان سمنان

«خالی‌فروشی طلا» مربوط به کدام پلتفرم بود؟
سایت فرارو

«خالی‌فروشی طلا» مربوط به کدام پلتفرم بود؟

معاون پلیس فتا با اشاره به موضوع خالی‌فروشی در پلتفرم‌های آنلاین طلا گفت: در این بازه زمانی، یک پلتفرم به دلیل خالی‌فروشی جمع‌آوری شد و حدود ۲۰۰ هزار مورد خالی‌فروشی در آن وجود داشت.
مقاله سیروس پرویزی که سروش دباغ از هویت او به عنوان جواد طباطبایی سوال کرد/ کشف فیلسوف زیرزمینی
سایت خبرآنلاین

مقاله سیروس پرویزی که سروش دباغ از هویت او به عنوان جواد طباطبایی سوال کرد/ کشف فیلسوف زیرزمینی

به نظر می‌رسد که دور جدیدی در بحث‌های نظری در ایران آغاز شده باشد و تردیدی نیست که از بسیاری جهات طباطبایی پیشگام این بحث‌های جدید است. من در نخستین بخش این نوشته از حضور غایب او سخن گفتم که تصور می‌کنم توصیف ناروایی نیست، اما به نوبه‌ی خودم تأسف می‌خورم که طباطبایی بیش از آن چه حضور دارد، حضور ندارد!
پرسش سروش دباغ از قوچانی و غنی نژاد: آیا سیروس پرویزی همان سیدجواد طباطبایی است؟ / قوچانی مفتون کاپیتالیسم
سایت خبرآنلاین

پرسش سروش دباغ از قوچانی و غنی نژاد: آیا سیروس پرویزی همان سیدجواد طباطبایی است؟ / قوچانی مفتون کاپیتالیسم

سروش دباغ روانشناس و فیلسوف، در متنی به مقاله محمد قوچانی به نام «لیبرالیسم نقابدار» پاسخ داد و نوشت که «اگر اقتصاددان و روزنامه‌نگار ما ذره‌بین در دست گرفته و مجدّانه و صادقانه از پی شناسایی و شناساندنِ جماعت شیاد روان گشته‎‌اند، بد نیست در اطرافیان و همفکران خود هم نظر کنند و سراغی از نویسندۀ واقعی …
امنیت سفر برای زنان در اسنپ؛ از پیشگیری تا پیگیری
روزنامه شرق

امنیت سفر برای زنان در اسنپ؛ از پیشگیری تا پیگیری

قابلیت ها و فرایندهای امنیت سفر اسنپ برای همه کاربران، فارغ از جنسیت، طراحی شده اند؛ با این حال، برخی از آن ها در پیشگیری و رسیدگی به
         
سایت رویداد‌ ۲۴

مرگ دختر ۶ ساله بر اثر مصرف تریاک پدرش

سایت رویداد‌ ۲۴

ببینید| سرقت آیفون ۱۶ از داخل ماشین در مشهد!

سایت رویداد‌ ۲۴

مشاهده موج جدید آلودگی نفتی در سوزای قشم

تخاصم کسالت‌بار کلیشه‌ها/ متهم‌کردن شریعتی به‌ خاطر ماجرای شاندل، یک داستان تکراری است
سایت فرارو

تخاصم کسالت‌بار کلیشه‌ها/ متهم‌کردن شریعتی به‌ خاطر ماجرای شاندل، یک داستان تکراری است

تا همین چند سال پیش برای فروش یک اتومبیل یا خانه ویلایی، عبارت «ناگهان چقدر زود دیر می‌شود» روی تابلوهای تبلیغات شهری دیده می‌شد. هدف ترغیب مشتری به خرید بود. معنایی جز این نداشت که شتاب کن از دستت نرود. اما این عبارت بخشی از شعر قیصر امین‌پور بود: حرف‌های ما هنوز ناتمام، تا نگاه می‌کنی، وقت رفتن است. …
سایت عصرایران

هشدار جدی درباره پل B1 کرج؛ ۶۰ متر از عرشه بدون کابل اصلی رها شده است

علت مرگ فوک‌های خزری چیست؟ / آیا بیماری ویروسی در میان فوک‌های خزری شیوع پیدا کرده است؟
سایت اعتماد آنلاین

علت مرگ فوک‌های خزری چیست؟ / آیا بیماری ویروسی در میان فوک‌های خزری شیوع پیدا کرده است؟

آیا یک بیماری ویروسی در میان فوک‌های خزری شیوع پیدا کرده است؟ آیا آلودگی‌های دریایی و ورود پساب‌ها و فاضلاب‌ها به خزر در این تلفات نقش دارند؟ آیا تغییرات اقلیمی و کاهش منابع غذایی، وضعیت این گونه را شکننده‌تر کرده است؟ یا بخشی از لاشه‌هایی که در سواحل مازندران پیدا می‌شوند، اساساً در آب‌های ایران تلف …
سایت عصرایران

رونمایی از «کوله اضطراری برای بقا» در تهران

سایت تابناک

درآمد شگفت انگیز زن گدا در نیم ساعت!