درخت نخست سال گذشته سقوط کرد و اکنون، در مردادماه ۱۴۰۵، درخت دیگری در همان نقطه از ریشه کنده شده است.
این اتفاق در نگاه نخست شاید یک حادثه طبیعی به نظر برسد؛ درختی قدیمی بوده، باد آمده، ریشه ضعیف شده و درخت افتاده است. اما وقتی یک درخت بزرگ در یک نقطه سقوط میکند، موضوع باید برای درختان اطراف آن نقطه حساسیت بیشتری ایجاد کند. وقتی سال بعد درخت دیگری در همان محل سقوط میکند، پرسش دیگر فقط این نیست که «چرا این درخت افتاد؟»
پرسش مهمتر این است که بعد از سقوط درخت نخست، چه کسی سلامت درختان اطراف را بررسی کرد؟ چه چیزی بررسی شد؟ چه خطری شناسایی شد و چه اقدامی برای جلوگیری از تکرار حادثه انجام گرفت؟
این همان نقطهای است که یک حادثه شهری میتواند به یک مسئله مدیریتی تبدیل شود. استانداردهای حرفهای ارزیابی خطر درختان نیز اساساً بر همین نگاه استوارند؛ یعنی بررسی درخت صرفاً به دیدن ظاهر آن محدود نمیشود و باید احتمال شکست ریشه، تنه یا شاخه، شرایط محل و میزان خطر برای افراد و اموال نیز ارزیابی شود. درخت بزرگ یکشبه خطرناک نمیشود
درختان کهنسال ممکن است از بیرون سالم و سرسبز به نظر برسند اما در زیر زمین یا داخل تنه با مشکلات جدی روبهرو باشند.
پوسیدگی داخلی، ضعف ریشه، آسیبهای مکانیکی، بیماری، ترکهای ساختاری، کاهش سطح ریشه و تغییر شرایط خاک میتواند به مرور ظرفیت تحمل درخت را کاهش دهد.
به همین دلیل درختی که امروز سقوط میکند، لزوماً امروز بیمار نشده است.ممکن است فرایند ضعف آن از سالها قبل آغاز شده باشد.
این نکته درباره درختان شهری اهمیت بیشتری دارد؛ زیرا محیط شهری برخلاف یک جنگل طبیعی، دائماً در حال تغییر است. خاک حفاری میشود، آسفالت و بتن اضافه میشود، مسیر تأسیسات تغییر میکند، ساختمان ساخته میشود، ریشهها آسیب میبینند و شرایط آب و هوایی نیز تغییر میکند.
مطالعات تخصصی درباره درختان شهری نیز نشان میدهد فعالیتهای انسانی میتوانند با آسیب به سیستم ریشه، سلامت، طول عمر و پایداری درخت را کاهش دهند و کاهش یا قطع ریشهها میتواند پایداری مکانیکی درخت را تحت تأثیر قرار دهد. ریشه؛ بخش فراموششده درختان تهران
وقتی درختی سقوط میکند، نگاه عمومی معمولاً به تنه و شاخههای آن است؛ اما در بسیاری از موارد، پاسخ اصلی را باید در زیر خاک جستوجو کرد.
درخت برای ایستادن فقط به تنه نیاز ندارد. شبکه ریشهای آن بخش مهمی از سیستم نگهدارنده درخت است.اگر بخشی از ریشههای اصلی در جریان حفاری، گودبرداری، اجرای تأسیسات یا عملیات عمرانی قطع شده باشد، ممکن است درخت برای مدتی همچنان سبز بماند اما از نظر پایداری مکانیکی آسیب دیده باشد.
یعنی سبز بودن درخت الزاماً به معنای سالم بودن سیستم ریشه آن نیست.این مسئله در خیابانی مانند فرشته که ساختوساز، گودبرداری و فعالیتهای عمرانی در آن کم نیست، اهمیت مضاعف پیدا میکند.
بنابراین یکی از نخستین پرسشهای فنی درباره دو درخت سقوطکرده این است که آیا در فاصله میان دو حادثه، وضعیت ریشه درختان باقیمانده در آن محدوده بررسی شده است؟ اگر درخت اول افتاد، بررسی درخت دوم باید بلافاصله جدیتر میشد
این شاید مهمترین پرسش گزارش باشد. سقوط نخستین درخت در یک محدوده، صرفاً پایان عمر یک درخت نیست؛ میتواند اطلاعاتی درباره وضعیت همان محل ارائه کند.
اگر علت سقوط درخت اول پوسیدگی ریشه بوده، باید احتمال وجود مشکل مشابه در درختان مجاور بررسی میشد.
اگر علت، آسیب ناشی از حفاری بوده، باید سوابق عملیات عمرانی و تأسیساتی در محدوده بررسی میشد.
اگر خشکسالی و تنش آبی عامل بوده، باید وضعیت آبیاری درختان اطراف بررسی میشد.
اگر بیماری یا آفت مطرح بوده، باید درختان مجاور پایش میشدند.
و اگر علت سقوط مشخص نبوده، اتفاقاً همین موضوع باید ضرورت بررسی دقیقتر را بیشتر میکرد.
در ارزیابی حرفهای خطر، پس از شناسایی خطر، سطح ریسک تعیین و برای کاهش آن اقدام اصلاحی تعریف میشود. این ارزیابی حتی میتواند نیازمند بررسی مجدد در دورههای مشخص باشد.
بنابراین پرسش از مدیریت شهری روشن است.پس از سقوط درخت سال گذشته، آیا برای درختان اطراف آن نقطه ارزیابی خطر انجام شد یا نه؟ آیا شهرداری فقط وقتی درخت میافتد وارد عمل میشود؟
یکی از مشکلات مدیریت فضای سبز شهری میتواند این باشد که رسیدگی به درختان پس از وقوع حادثه انجام شود، نه پیش از آن.
اما مدیریت حرفهای درختان شهری اساساً باید مبتنی بر پیشگیری باشد.یعنی درختی که احتمال سقوط دارد، پیش از سقوط شناسایی شود.درختی که ریشهاش آسیب دیده، پیش از فروپاشی شناسایی شود.
درختی که درون تنهاش پوسیدگی دارد، پیش از آنکه بر سر خودرو یا عابر سقوط کند، مورد ارزیابی قرار گیرد.
اصلاً فلسفه ارزیابی خطر درختان همین است: شناسایی خطر، تعیین احتمال شکست و پیامد آن و سپس انتخاب راهکار کاهش ریسک. انجمن بینالمللی درختکاری نیز ارزیابی خطر را یک فرایند نظاممند برای شناسایی، تحلیل و ارزیابی خطر درختان معرفی میکند. خشک شدن درخت فقط به معنی قهوهای شدن برگها نیست
یکی از خطاهای رایج در مواجهه با درختان این است که تصور کنیم اگر درخت هنوز برگ دارد، پس سالم است.در حالی که ممکن است بخشهایی از سیستم ریشهای درخت دچار مشکل شده باشد و نشانههای ظاهری آن بسیار دیر نمایان شوند.
خشکسالی طولانی، کاهش دسترسی به آب، تغییر وضعیت خاک، آسیب ریشه، بیماریهای قارچی و پوسیدگی میتوانند در طول زمان توان درخت را کاهش دهند.
درخت ممکن است همچنان زنده باشد اما از نظر ساختاری به مرحلهای رسیده باشد که تحمل نیروهای محیطی را مانند گذشته نداشته باشد.
به همین دلیل، تشخیص سلامت درخت نباید صرفاً بر اساس مشاهده ظاهری تاج انجام شود.
تهران برای درختانش فقط آب نمیخواهد؛ خاک سالم هم میخواهد
درخت شهری در یک اکوسیستم مصنوعی زندگی میکند. ریشه آن ممکن است در فضای بسیار محدود میان آسفالت، جدول، ساختمان و تأسیسات محصور شده باشد.
خاک نیز ممکن است بر اثر رفتوآمد ماشینآلات، ساختوساز و فعالیتهای عمرانی فشرده شده باشد.فشردگی خاک میتواند شرایط رشد ریشه را نامناسب کند و محدودیت فضای ریشه نیز یکی از مشکلات شناختهشده درختان محیط شهری است.
بنابراین نگهداری از درخت فقط آبیاری سطحی نیست. درخت به فضای کافی برای ریشه، اکسیژن، رطوبت مناسب، خاک مناسب و امکان توسعه سیستم ریشهای نیاز دارد.
اگر مدیریت شهری فقط تاج و تنه را ببیند و زیر خاک را فراموش کند، ممکن است سالها از سلامت ظاهری یک درخت محافظت شود در حالی که سیستم نگهدارنده آن در حال از بین رفتن است. گودبرداری و ساختوساز؛ متهمی که باید بررسی شود، نه اینکه از پیش محکوم شود
در مورد درختان خیابان فرشته، موضوع ساختوساز و گودبرداریهای اطراف را نمیتوان بدون سند متهم کرد؛ اما نمیتوان آن را نیز نادیده گرفت.
برای هر دو درخت باید مشخص شود در سالهای گذشته چه عملیات عمرانی در اطراف آنها انجام شده است.
آیا گودبرداری نزدیک درخت انجام شده؟ آیا مسیر تأسیسات تغییر کرده؟ آیا حفاری در محدوده ریشه اتفاق افتاده؟
آیا کفسازی یا تغییر سطح زمین انجام شده؟ آیا ریشههای درخت در جریان عملیات عمرانی آسیب دیدهاند؟ اینها پرسشهایی کاملاً فنی و قابل بررسی هستند.
در پژوهشهای مربوط به مدیریت ریشه درختان شهری، آسیبهای ناشی از فعالیتهای انسانی یکی از عوامل مهم کاهش سلامت و پایداری درختان معرفی شده است.
بنابراین اگر قرار است علت سقوط دومین درخت مشخص شود، بررسی سوابق عمرانی محل باید بخشی از پرونده باشد. حتی درخت سالم هم ممکن است پس از تغییر محیط، آسیبپذیرتر شود
یک نکته تخصصی دیگر نیز وجود دارد که در بررسیهای عمومی کمتر دیده میشود. درختان شهری بخشی از بار باد را در تعامل با درختان اطراف تحمل میکنند. اگر یک درخت بزرگ از میان چند درخت حذف شود، شرایط باد برای درختان باقیمانده میتواند تغییر کند.
در گزارشهای تخصصی ارزیابی خطر نیز تغییر شرایط محیطی پس از سقوط یک درخت، از جمله افزایش مواجهه درختان باقیمانده با باد، بهعنوان عاملی قابل بررسی مطرح شده است.
بنابراین سقوط نخستین درخت میتوانست دلیلی برای بررسی مجدد درختان باقیمانده باشد؛ نه اینکه پرونده با جمعآوری تنه درخت پایان پیدا کند. پوسیدگی پنهان؛ خطری که با چشم دیده نمیشود
یکی از مهمترین دلایل شکست درخت، پوسیدگی است. اما پوسیدگی الزاماً از بیرون قابل مشاهده نیست. ممکن است درخت ظاهری نسبتاً سالم داشته باشد اما درون تنه یا در ناحیه ریشه و طوقه دچار ضعف شده باشد.
در ارزیابیهای پیشرفته، روشهایی مانند مقاومتسنجی و توموگرافی صوتی میتوانند برای بررسی میزان پوسیدگی و وضعیت ساختاری درخت مورد استفاده قرار گیرند. استانداردهای جدید ارزیابی خطر نیز بر استفاده از ارزیابیهای پیشرفته در موارد لازم تأکید دارند.
پس اگر درختی در یک نقطه سقوط کرده و درخت دیگری در همان نقطه یا محدوده در معرض خطر است، صرفاً نگاه کردن به تنه و برگهای آن برای اعلام سلامت کافی نیست. بعد از سقوط درخت اول، چه آزمایشهایی میتوانست انجام شود؟
یک بررسی جدی میتوانست با ارزیابی وضعیت ریشه، طوقه، تنه، تاج و خاک درختان باقیمانده آغاز شود.
درختان باید از نظر پوسیدگی، ترک، حفره، ضعف اتصال شاخهها، میزان انحراف، وضعیت ریشه و شرایط خاک بررسی میشدند.
در صورت وجود نشانههای خطر، ارزیابیهای پیشرفتهتر نیز میتوانست انجام شود.
استانداردهای ارزیابی خطر درختان حتی میان بازرسی معمولی و ارزیابی پیشرفته تفاوت قائل میشوند و در صورت وجود ابهام، انجام ارزیابی پیشرفته را توصیه میکنند. آیا هرس میتوانست از سقوط جلوگیری کند؟
نه لزوماً. هرس فقط در شرایط مشخص میتواند بخشی از ریسک را کاهش دهد. اگر مشکل درخت شاخههای خشک یا وزن نامتوازن تاج باشد، هرس اصولی ممکن است بخشی از بار را کاهش دهد. اما اگر مشکل اصلی ریشه پوسیده یا قطعشده باشد، هرس شاخهها درمان مشکل ریشه نیست.
در نمونههای تخصصی ارزیابی خطر نیز تأکید شده که حذف شاخههای خشک میتواند ریسک ناشی از همان شاخهها را کاهش دهد اما الزاماً خطر ناشی از پوسیدگی ریشه را برطرف نمیکند.
پس سؤال درست این نیست که «چرا درخت را هرس نکردند؟» سؤال این است که اصلاً علت خطر چه بوده و آیا اقدام انجامشده متناسب با علت خطر بوده است؟ قطع درخت همیشه سادهترین راهحل نیست
از سوی دیگر، نباید نتیجه گرفت که هر درخت قدیمی که احتمال خطر دارد باید قطع شود. درختان بالغ و کهنسال ارزش اکولوژیک، سایهاندازی، تعدیل دما، جذب آلایندهها و ارزش اجتماعی بالایی دارند.
هدف مدیریت حرفهای، حذف درخت نیست؛ هدف آن کاهش خطر تا حد قابل قبول و حفظ درخت تا جایی است که امکانپذیر باشد.
در استانداردهای ارزیابی خطر نیز کاهش ریسک از طریق اقدامات اصلاحی و در عین حال حفظ مزایای درخت مورد توجه قرار گرفته است. بنابراین میان «بیتوجهی به خطر» و «قطع فوری درخت» یک طیف بزرگ از اقدامات پیشگیرانه وجود دارد. اما احتمال عمدی بودن سقوط را هم نباید بدون بررسی کنار گذاشت
در این پرونده، صحبت از عمدی بودن سقوط درخت بدون مدرک، نه حرفهای است و نه از نظر حقوقی قابل دفاع. اما این نیز درست نیست که احتمال دخالت انسانی از ابتدا کنار گذاشته شود. اگر درختی سالم بوده و ناگهان دچار ضعف شده، باید مشخص شود آیا در محدوده ریشه عملیات عمرانی انجام شده یا خیر.
اگر آثار آسیب مکانیکی وجود دارد، باید بررسی شود. اگر درختان دیگر همان محل نیز دچار آسیب مشابهاند، باید علت مشترک جستوجو شود. اگر در محدوده، پروژه ساختمانی یا تغییر کاربری مهمی اتفاق افتاده، سوابق آن باید بررسی شود. اینها اتهام نیست؛ فرایند کشف علت است. درختی که سقوط کرده، یک «صحنه قابل بررسی» است و نه فقط یک مانع شهری که باید جمعآوری شود. چرا باید درباره درخت سقوطکرده کالبدشکافی انجام شود؟
یکی از مهمترین اقدامات پس از چنین حادثهای، بررسی خود درخت سقوطکرده است. تنه، ریشه، محل شکست، پوسیدگی، الگوی ریشهها و وضعیت خاک میتواند اطلاعات ارزشمندی درباره علت حادثه بدهد. اگر درخت از ریشه کنده شده، شکل و وضعیت توده ریشه نیز اهمیت دارد.
آیا ریشهها سالم بودهاند؟ آیا بخشی از ریشهها قبلاً قطع شده بود؟ آیا پوسیدگی وجود داشته؟ آیا خاک اطراف ریشه فشرده یا دچار تغییر شده؟ آیا نشانهای از بیماری وجود داشته؟
پاسخ این پرسشها میتواند مشخص کند که با یک حادثه منفرد روبهرو بودهایم یا با مشکلی که احتمالاً در درختان مجاور نیز وجود دارد. سؤال اصلی از شهرداری تهران؛ بعد از حادثه اول چه کردید؟
این گزارش بیش از آنکه بخواهد درباره علت سقوط دومین درخت حکم قطعی صادر کند، یک مطالبه روشن دارد. شهرداری تهران باید اعلام کند:
پس از سقوط درخت نخست در سال گذشته، آیا درختان مجاور آن نقطه مورد ارزیابی تخصصی قرار گرفتند؟ اگر بله، ارزیابی توسط چه کارشناسانی انجام شد؟ آیا گزارش مکتوبی وجود دارد؟ آیا ریشه و خاک بررسی شد؟ آیا درختان مجاور از نظر پوسیدگی، بیماری و آسیب ساختاری ارزیابی شدند؟ آیا سوابق حفاری و ساختوساز اطراف بررسی شد؟ آیا برای درختان پرخطر اقدام اصلاحی انجام شد؟ و اگر هیچکدام انجام نشده، چرا؟
این پرسشها نه مطالبهای غیرعادی، بلکه حداقل انتظار از مدیریت فضای سبز شهری در برابر تکرار یک حادثه در یک نقطه مشخص است. تهران با هر درختی که میافتد فقط یک درخت از دست نمیدهد
درختی که در خیابان تهران سقوط میکند، فقط یک تنه چوبی نیست که باید از سطح معبر جمع شود. یک درخت بالغ، سالها برای رشد زمان برده است. سالها سایه تولید کرده، دمای محیط اطراف خود را تعدیل کرده، به کیفیت منظر شهری کمک کرده و بخشی از اکوسیستم شهری بوده است. نهال جدیدی که جای آن کاشته میشود، اگرچه ضروری است، اما نمیتواند در کوتاهمدت همان کارکرد یک درخت چند دهساله را داشته باشد.
به همین دلیل، سیاست درست برای فضای سبز تهران نباید «جایگزینی بعد از سقوط» باشد؛ باید «پیشگیری پیش از سقوط» باشد. یک نقطه، دو سقوط؛ این بار باید پاسخ روشن باشد
آنچه در خیابان فرشته رخ داده، فرصتی است برای اینکه یک پرسش جدیتر درباره مدیریت درختان تهران مطرح شود.
اگر سقوط اول قابل پیشبینی نبود، علت آن چیست؟ اگر قابل پیشبینی بود، چرا پیشگیری نشد؟ اگر علت سقوط اول مشخص شده بود، چرا درخت دوم همچنان در معرض همان خطر قرار گرفت؟ و اگر علت مشخص نشده بود، چرا پس از حادثه نخست، یک ارزیابی جامع از درختان همان محدوده انجام نشد؟
درخت دوم که افتاد، دیگر نمیتوان همه چیز را به «باد»، «خشکسالی» یا «قدمت درخت» نسبت داد و پرونده را بست.
دو درخت در یک نقطه طی یک سال، دستکم یک هشدار جدی است؛ هشداری که باید با گزارش فنی پاسخ داده شود، نه فقط با جمعآوری تنه درخت.
اکنون باید مشخص شود این دو درخت چرا افتادند، وضعیت درختان باقیمانده در همان محدوده چگونه است و مهمتر از همه، آیا مدیریت شهری پس از سقوط نخستین درخت، از این حادثه برای پیشگیری از حادثه دوم استفاده کرده بود یا نه.
اگر پاسخ مثبت است، نتیجه آن کجاست؟
و اگر پاسخ منفی است، چه تضمینی وجود دارد که سومین درخت، در همان نقطه یا نقطهای دیگر، قربانی همین غفلت نشود؟
این دیگر فقط داستان سقوط دو درخت نیست؛ داستان این است که آیا تهران برای حفظ درختان قدیمی خود، پیش از سقوط آنها کاری انجام میدهد یا تنها پس از سقوط، به فکر جمعکردن بقایای آنها میافتد.
پایان خبر / رکنا / کدخبر 1243259
اخبار وبگردی را در اینجا بخوانید: خبر ویژه شمار تلفات فوک خزری در سواحل مازندران به ۲۷ قلاده رسید «بابا هنوز زندهای... قلبت جای دیگری میتپد»






![[ارمغان زمانفشمی] قطع هزاران درخت در چیتگر](/news/u/2026-08-28/ettelaat-edabs.jpg)



























































































































































