ایستگاه تعویض مدیران؛ نفرین یکساله بازگشت؟
بررسی تاریخچه انتصابات در ایمیدرو نشاندهنده یک تراژدی مدیریتی است ؛ بهجز دوره پنجساله مهدی کرباسیان، گویا هیچ مدیری توان عبور از سد «نفرین یکساله» را ندارد و حتی مدیرانی که با برچسب تخصص معدنی همچون آقاجانلو بر این صندلی تکیه زدند، بیش از ۱۴ ماه دوام نیاوردند که این بیثباتی مزمن، ایمیدرو را از یک سازمان برنامهمحور به محیطی تبدیل کرده که هیچ استراتژی بلندمدتی در آن فرصت بلوغ نمییابد و مدیران پیش از آنکه با چالشهای معدن آشنا شوند، باید چمدانهای خود را برای رفتن ببندند.
از «ماشین امضا» تا سقوط اختیارات...
برای خیلی ها سوال است که چرا صندلی ریاست ایمیدرو اینقدر لرزان و برای متخصصین بیجاذبه شده است؟ منابع آگاه به خبرنگار اقتصادی تابناک میگویند ساختار ایمیدرو چند سالی است که دچار یک استحاله خطرناک شده است ؛ به طوری که اختیارات مدیرعامل در حد یک «مدیرکل» تنزل یافته و رئیس این سازمان عملاً به «ماشین امضای» تصمیماتی تبدیل شده که در سطوح دیگر گرفته میشود . بنابراین وقتی یک سازمان توسعهای، استقلال عمل خود را از دست میدهد، طبیعی است که مدیران باسابقه، ماندن در چنین قفسی را به صلاح پیشینه حرفهای خود ندانند.
باندبازیهای قومی؛ جایگزین شایستهسالاری
البته یکی دیگر از جدیترین انتقادات وارده به دوران اخیر ایمیدرو، نفوذ معیارهای غیرتخصصی در انتصابات است؛ به طوری که شنیده ها حاکی از آن است که در این سازمان، «همزبانی و پیوندهای قومی» بر «تخصص و شایستگی» سایه انداخته است. موج انتصابات بر اساس تعلقات جغرافیایی (لر، کرد و شمالی) بدون در نظر گرفتن کارنامه حرفهای، بدنه کارشناسی و متخصص ایمیدرو را به شدت سرخورده کرده است.
کوچ متخصصان به بخش خصوصی!
اما در کنار بحران مدیریت ایمیدرو، معضل دیگری که این سازمان با آن دست و پنجه نرم می کند «تخلیه مغزهای متفکر » است که شکاف عمیق بین حقوق و مزایای دولتی با بخش خصوصی باعث شده تا کارشناسان خبره، عطای ماندن در سازمان را به لقایش ببخشند. بنابراین در شرایطی که ایمیدرو توان حفظ سرمایههای انسانی خود را ندارد، سپردن سکان آن به مدیرانی که تنها چند ماه دوام میآورند، تیر خلاصی بر پیکره بخش معدن کشور است.
پایان سمیعینژاد؛ تکرار یک چرخه باطل
اگرچه حضور امروز سمیعینژاد در اتاق کارش، شایعات برکناری آنی او را تا حدودی کمرنگ کرد، اما واقعیت غیرقابل انکار این است که او در آستانه انفصال و جدایی قرار دارد. جدایی او، فراتر از یک تغییر فردی، نشاندهنده شکست دوباره در تثبیت مدیریت در یکی از حیاتیترین بخشهای اقتصادی کشور است. دولت پزشکیان اکنون با این پرسش روبروست که آیا قرار است ایمیدرو همچنان «ایستگاه تعویض مدیران» باقی بماند یا ارادهای برای بازگرداندن اقتدار و ثبات به این سازمان حاکمیتی وجود دارد؟




















































































































