وقتی خشم در سکوت سازمان مییابد
ناجنبشها در واقع کسانی هستند که در چرخه معیشت و زندگی رسمی جامعه جایی پیدا نکردند و به دلایل مختلف طرد شدهاند. جوانان، زنان و گروههای تهیدست، اصلیترین ساکنان این لایه هستند. تفاوت این وضعیت با جنبشهای معمولی در این است که این افراد لزوماً دنبال پرچم یا حزب خاصی نیستند، بلکه نارضایتی خود را در کارهای کوچک و روزمره نشان دادند.
کوثری معتقد است این وضعیت باعث شده تا خشم در لایههای زیرین شهر انباشته شود. در واقع این افراد به جای اعتراض سازمانیافته، در زندگی هرروزه دست به کارهای جنبشی غیرعلنی میزنند که اگرچه در ظاهر چندان مشخص نیست، اما زیر پوست جامعه جاری است. برای درک بهتر این موضوع، میتوان به خیابانهای تهران نگاه کرد.
وقتی اقتصاد خراب شد و تعداد دستفروشها زیاد شد، برخوردهای سخت شهرداری و جمع کردن بساط آنها، یک نوع خشم شهری ایجاد کرد. این خشم لزوماً به یک اعتراض بزرگ تبدیل نشد، اما به صورت یک ناجنبش در جامعه باقی ماند. وی همچنین به حجم عظیم موتوریهای تهران به عنوان نمونهای دیگر از این دست اشاره کرده و میگوید: وقتی نگاه میکنیم که تعداد موتوریها در سطح شهر به شدت زیاد شده و مشخص نیست چه کاری انجام دادند، متوجه میشویم که با لایهای از جامعه طرف هستیم که در اقتصاد رسمی جایی ندارند.
توسعه مشروط و زنجیرهای طلای سیاه …






















































































