دکتر رضایی درباره تعریف نشخوار فکری یا overthinking میگوید: «این حالت زمانی رخ میدهد که ذهن انسان برای مدتی طولانی با افکار منفی درگیر میشود و این افکار به شکلی بیپایان مدام تکرار میشوند و اغلب منشأ آن اتفاقات ناخوشایند گذشته است. در چنین شرایطی، فرد پیوسته درباره چرایی و چگونگی آن رویداد از خود سؤال میپرسد؛ سؤالهایی مثل اینکه چرا این اتفاق افتاد، چرا این حرف یا رفتار از من سر زد، چرا دیگران با من اینطور برخورد کردند و اصلاً چرا همیشه این اتفاقها برای من میافتد...»
او توضیح میدهد: «در نشخوار فکری، سؤالات پیاپی در ذهن شکل میگیرند و هر جوابی دوباره به یک سؤال تازه ختم میشود. به همین دلیل، نشخوار فکری را به یک گرداب تشبیه میکنند؛ گردابی که مدام در حال چرخش و تکرار است و فرد نمیتواند به این راحتیها از آن خارج شود.»
رضایی به تفاوت overthinking و تحلیل و تفکر عمیق اشاره میکند و میگوید: «در نشخوار فکری فرد دائماً افکارش را مرور میکند، اما این مرور همیشگی برعکس یک تفکر منطقی، هیچوقت به نتیجه، تصمیم یا راهحلی منجر نمیشود.» …































































































