این بخش بهصورت خودکار گردآوری شده است. برای مطالعه کامل خبر، به منبع اصلی مراجعه کنید.
حسین جلیلی بال /در نگاه مدرن اقتصادی، ثروت یک کشور را باید در ظرفیت تولید آن جستوجو کرد؛ ظرفیتی که مجموعهای از سرمایه انسانی، فناوری، زیرساخت، بنگاههای اقتصادی، نظام مالی، نهادهای حقوقی، بهرهوری و اعتماد عمومی را دربرمیگیرد. کشوری که بتواند نیروی انسانی خود را آموزش دهد، سرمایه را به سمت فعالیتهای مولد هدایت کند، فناوری را توسعه دهد و محیطی امن و قابل پیشبینی برای فعالیت اقتصادی ایجاد کند، حتی اگر از منابع طبیعی محدودی برخوردار باشد، میتواند اقتصادی قدرتمند و پایدار بسازد. در مقابل، کشوری که منابع طبیعی فراوان دارد اما قادر به ایجاد ارزش افزوده و توسعه ظرفیتهای تولیدی نیست، ممکن است در ظاهر ثروتمند اما در عمل با فقر، بیکاری و کاهش رفاه عمومی مواجه شود.از همین منظر، بازتعریف مفهوم ثروت برای اقتصاد ایران یک ضرورت است. نفت و معدن میتوانند بخشی از ثروت ملی باشند، اما نباید جایگزین مفهوم گستردهتر ثروت شوند. نفت زمانی ثروت واقعی ایجاد میکند که درآمد حاصل از آن به سرمایهگذاری در زیرساخت، آموزش، فناوری، صنعت، انرژی، حملونقل و توسعه کسبوکارها تبدیل شود. معدن نیز زمانی موتور توسعه است که استخراج آن به ایجاد زنجیره ارزش، صنایع پاییندستی، اشتغال و صادرات محصولات با ارزش افزوده بالا منجر شود. در غیر این صورت، فروش خام منابع طبیعی بیشتر به معنای مصرف یک دارایی است تا خلق ثروت پایدار.ثروت زمانی شکل میگیرد که تولید زنده باشد …

































































































































































