این بخش بهصورت خودکار گردآوری شده است. برای مطالعه کامل خبر، به منبع اصلی مراجعه کنید.
کریمی/ این پدیده البته مختص ایران نیست و در بسیاری از اقتصادهای جهان، بهویژه اقتصادهایی که نهادهای نظارتی و رقابتی ضعیف هستند، امکان شکلگیری آن وجود دارد. با این حال، در ایران پیوند میان منابع بانکی، درآمدهای نفتی، بنگاههای دولتی و شبهدولتی، انحصارهای تجاری و ساختارهای قدرت، زمینهای ایجاد کرده که بحث درباره اقتصاد رفاقتی را به یکی از موضوعات مهم تحلیل اقتصاد سیاسی کشور تبدیل کرده است.دوره پس از پایان جنگ و بهویژه سالهای ۱۳۶۸ تا ۱۳۸۴ را میتوان یکی از مقاطع مهم تغییر ساختار اقتصادی ایران دانست. در این دوره، سیاستهای اقتصادی کشور در مسیر بازسازی، توسعه سرمایهگذاری، گسترش بخش خصوصی و تغییر نقش دولت در اقتصاد حرکت کرد. اما در کنار این تحولات، سازوکارهای جدیدی نیز برای توزیع منابع شکل گرفت که در برخی موارد به جای تقویت رقابت، زمینه ایجاد انحصار و تمرکز ثروت را فراهم کرد.اقتصاد رفاقتی زمانی شکل میگیرد که منابع کمیاب اقتصادی به جای آنکه بر اساس بهرهوری و توانایی تولید تخصیص پیدا کنند، تحت تأثیر رابطه، نفوذ و دسترسی قرار گیرند. در چنین شرایطی، وام بانکی دیگر صرفاً ابزار تأمین مالی تولید نیست؛ بلکه میتواند به وسیلهای برای انتقال ثروت تبدیل شود. مجوز واردات نیز تنها یک تصمیم تجاری نیست و میتواند به ایجاد سودهای بزرگ برای گروهی محدود منجر شود. همینطور انحصار در بازار کالاهایی مانند خودرو یا برخی محصولات کشاورزی میتواند رقابت را کاهش داده و هزینه آن را در نهایت مصرفکننده بپردازد.بانکها؛ نقطه آغاز توزیع نابرابر فرصتها …


































































































































































