در این تحلیل که با محوریت کتاب جدید نویسنده با عنوان «رها از قید: چگونه رشد اقتصادی میتواند دیکتاتورهای جهان را شکست دهد» نگارش یافته، تأکید شده، محاسبه نادرست توان رقبا، از شوروی سابق تا ایران و چین، ریشه در بحرانهای ساختاری خود آمریکا دارد.
خطای محاسباتی واشنگتن؛ از شوروی تا تهران
روهاتس در ابتدای این مطلب با اشاره به قضاوت نادرست «دونالد ترامپ»، رئیسجمهور آمریکا در قبال ایران، آن را دارای دلایلی مشخص از جمله «تخریب عمدی فرآیند عادی سیاستگذاری» در دولت وی دانسته و مینویسد: تاریخ ایالات متحده مملو از نمونههای اشتباهات جدی در ارزیابی دشمنان است؛ گاهی آنها را غولپیکر پنداشتهایم و گاهی از توان واقعیشان غافل ماندهایم.
وی با ذکر نمونهای تاریخی از دوران جنگ سرد میافزاید که حتی «پل ساموئلسون»، اقتصاددان مشهور آمریکایی، در متد درسی اقتصادی معروف خود برای دههها نموداری را منتشر میکرد که نشان میداد تولید شوروی با نرخی تقریباً دو برابر آمریکا در حال رشد است و این پیشی گرفتن را بین سالهای ۱۹۸۴ تا ۱۹۹۷ پیشبینی میکرد؛ امری که هرگز محقق نشد.
این تحلیلگر غربی سپس به اشتباه محاسباتی غرب پیش از حمله روسیه به اوکراین اشاره کرده و اذعان میدارد که اجماع غربی بر این باور بود که کییف در رویارویی با دشمنی بسیار بزرگتر شانسی ندارد؛ تحلیلی که «بزرگیِ فساد، اتلاف و دزدی در ساختار روسیه» را نادیده گرفته بود.
آنچه مهمتر از تولید خام است: کیفیت و تابآوری نهادی …



































































































































































