اعلام آمادگی بانک مرکزی برای مداخله در بازار ارز را باید فراتر از یک موضعگیری معمول درباره نوسان نرخها دید، چراکه پیام اصلی این تصمیم آن است که سیاستگذار قصد ندارد تعیین مسیر بازار را به تقاضای هیجانی و معاملات سفتهبازانه واگذار کند و در صورت فاصله گرفتن نرخها از آنچه متناسب با متغیرهای بنیادی اقتصاد ارزیابی میشود، از ابزارهای موجود استفاده خواهد کرد. این رویکرد در زمانی مطرح شده است که بازار ارز تحت تأثیر اخبار سیاسی، محدودیتهای تجاری و افزایش تقاضای احتیاطی قرار دارد.
اهمیت این موضع از آنجا بیشتر میشود که بانک مرکزی همزمان بر وضعیت منابع ارزی خود تأکید کرده است و مطابق آمار اعلامشده، از ابتدای سال تاکنون بیش از ۱۷ میلیارد دلار برای بخشهای صنعت، کشاورزی، دارو و بهداشت تأمین ارز شده و فاصله زمانی تخصیص تا تأمین ارز نیز به حداکثر دو هفته رسیده است. طبعاً این رقم در کنار موضوع تقویت ذخایر ارزی، مبنای استدلال سیاستگذار برای ورود فعالتر به بازار است.
مسئله اصلی از نگاه سیاستگذار، تفکیک تقاضای واقعی از تقاضایی است که با هدف پوشش ریسک، سفتهبازی یا خروج سرمایه شکل میگیرد. نیاز واردکننده برای تأمین کالا و مواداولیه ماهیتی متفاوت از خرید ارزی دارد که صرفاً با هدف حفظ ارزش دارایی یا استفاده از افزایش احتمالی قیمت انجام میشود و هرچه سهم تقاضای دوم در بازار افزایش پیدا کند، اخبار سیاسی و انتظارات نقش بیشتری در تعیین قیمت پیدا میکنند و دامنه نوسان نیز بزرگتر میشود. …



































































































































































