اینروزها بار دیگر محمدرضا گلزار، ستاره سابق سینمای ایران، در کانون اخبار سینمایی قرار گرفته است. از آخرینباری که فیلمی از محمدرضا گلزار در سینمای ایران روی پرده رفت، نزدیک ۷ سال میگذرد، آخرین سریالش هم سال ۱۳۹۹ پخش شد. آخرین تصویر جدی او در سال ۱۴۰۲ و با حضور در برنامه «پانتولیگ» شبکه سه رقم خورد. با اینوجود، نام و تصویر گلزار بعد از این دوری چند ساله از سطح اول، هنوز هم میتواند بهاندازه کافی توجهها را جلب کند.
آغاز ماجرا
شاید برای درک ماجرای اینروزهایی که پیرامون محمدرضا گلزار وجود دارد، باید به فروردین ۱۴۰۱ رفت؛ جاییکه او در یک پست اینستاگرامی از خودش در حالیکه روی صندلی اتومبیل نشسته بود و یک کیف ۴هزار دلاری برند لوییویتون در آغوش گرفته و ساک ۱۲هزار دلاری هرمس را نیز روی زمین گذاشته، نوشت: «پز نیست، سبک زندگیمه». گلزار که بعد از حضور در تلویزیون، انتقادهای زیادی را از سوی جبهههای مختلف منتقدان دریافت کرده و کمی دور از فضای رسمی رسانهای بهنظر میرسید، بار دیگر به کانون اخبار بازگشت. شاید این یک مانور برای پروژهای بود که امروز سوپراستار سینمای ایران در دهه هشتاد، بار دیگر آن را کلید زده است؛ نه با کیفهای چندهزار دلاری، بلکه با یک رولزرویس- منصوری ۵۰۰هزار دلاری که درحال گشت و گذار در خیابانهای شمالشهر دیده میشد. اما چرا گلزار باید در روزهایی که بحث تحریمهای اقتصادی و بحران طبقاتی در ایران شدت گرفته، چنین نمایشی از ثروت و داراییاش را به رخ دیگران بکشد؟
قطعاً ایدهای که پشت این نمایش لاکچری وجود داشته، به این آگاه بوده که چنین رفتار و محتوایی چه میزان واکنشهای منفی دریافت خواهد کرد؛ آنهم در روزگاری که کوچکترین رفتار سلبریتیها با خشنترین و رادیکالترین واکنشها از سوی کاربران فضای مجازی همراه میشود. انتشار یک مصاحبه از گلزار که حکم مکمل آن تصاویر را داشت نیز توانست بار دیگر تبدیل به موضوع گزارش رسانهها و همچنین فضای مجازی شود. حرفهای او در این مصاحبه نیز در نوع خودشان میتوانند جالب توجه باشند. او میگوید ۲۴ سال است که روی بیلبورد است و برای آن زحمت کشیده است: «بگویید یکی دیگر هم هست اسکی با بچههای تیم ملی انجام میدهد، والیبال در حد ملی بازی میکند، بسکتبالیست است، چند ساز را در حد نرمال میزند. نمیگویم حرفهای، گیتار و پرکاشن و درام و کیبورد میزند. مهندس مکانیک است، به زبان انگلیسی مسلط است… من اگر نمیآیم اینها را بگویم، عادی شده است. من تلاش کردم. آدم ۶ صبح بیدار شدن هستم. الان نیاز مالی ندارم اما یک زمانی داشتم. فکر میکنند رضا گلزار پولدار است، آهنگ میخواند. من پولدار نبودم و با گرفتاری در هجده سالگی آمدم بیرون. زیر صفر بودم و وضعیت مالی پدرم بههمریخته بود. اینها نکاتی است که بهش نپرداختیم. شما هم کارکن پول درآر… من بیست سال بعد از شروع بازیگری آهنگ خواندم. این نتیجه بیستوسه، چهار سال زحمت است. کارهای من را بخواهید بنویسید، زمان میبرد و چند کاغذ آچهار نیاز است. ۲۴ سال است روی بیلبورد هستم. ۲۴ سال از خیلی چیزها زدم که روی بیلبورد هستم. ۴۷ سالم است، بگویید یک بیست ساله بیاید با من ورزش کند. آن زمانیکه من کار میکردم، خیلیاتون خواب بودید». هرچند بهنظر این مصاحبه سعی دارد تصویری واقعی از یک ستاره سینما به مخاطب بدهد که یکشبه ره صدساله!!! را نرفته و زحمات زیادی کشیده است، اما با توجه به شرایط امروز جامعه و برخورد و نگرشی که نسبت به سلبریتیها وجود دارد و البته پیشینه خود گلزار، این مصاحبه از نوع منفیاش، جنجالی از آب درآمد. بازهم این سوال مطرح است که آیا گلزار یا تیم برنامهریزش، نمیدانستند که چنین حرفهایی بیشتر از آنکه همذاتپنداری جلب کند، دافعه ایجاد میکند؟
سالهای دور از سینما
آخرینباری که محمدرضا گلزار روی پرده سینما ظاهر شد، با فیلم «ما همه با هم هستیم» ساخته کمال تبریزی بود که یک شکست کامل برای کارگردانش بهحساب میآید. فیلم با مجموعهای از بازیگران و چهرههای سینمایی ساخته شده بود، ازجمله مهران مدیری، لیلا حاتمی، پژمان جمشیدی، جواد عزتی و… محمدرضا گلزار. فیلم با توجه به حضور تعداد زیادی ستاره گرانقیمت، نتوانست در اکران، به رکورد قابلتوجهی برسد و کارش را با فروشی بیش از ۱۰میلیارد تومان به پایان رساند. رقمی که بعید است که توانسته باشد هزینه حتی یکی دو بازیگر را در آن دوران تأمین کرده باشد. گلزار در این سال، فیلم دیگری هم داشت: «رحمان ۱۴۰۰» ساخته منوچهر هادی، که سه ستاره کمدی و پرطرفدار یعنی مهران مدیری، سعید آقاخانی و بهرام افشاری نیز در آن بازی میکردند. این فیلم بیش از ۲۲میلیارد فروش داشت و چهارمین فیلم پرفروش سال بود. اما آنچه میتواند تصویری کوچک اما کاربردی از برخورد سینمای ایران با ستارهاش بهدست بدهد، فیلمهایی است که در همان سال که گلزار دو فیلم روی پرده داشت، توانستند به فروش بالاتری برسند. مطرب، متری ششونیم و تگزاس، سه فیلمی بودند که فروش بالاتری داشتند، هرچند نمیتوان فروش دو فیلم «رحمان ۱۴۰۰» و «ما همه با هم هستیم» را نیز مستقیم به حضور گلزار ربط داد، چرا که بازیگرانی مانند مهران مدیری، بهرام افشاری، پژمان جمشیدی، جواد عزتی، لیلا حاتمی، سعید آقاخانی و… نیز در جذب مخاطب نقش داشتهاند. با اینوجود، گلزار بعد از این فیلم، به مدت ۷ سال در سطح اول سینما حضور نداشت و بهنوعی جای خود را به بازیگرانی چون پژمان جمشیدی، رضا عطاران، بهرام افشاری و چند ستاره دیگر داد که در تمام اینسالها، پوستر فیلمهای عامهپسند را قرق کردند.
بازیگر حاشیه
طی ماههای اخیر صحبت از بازگشت او با سریالی به اسم «ریمی» ساخته مجید توکلی بود اما در خبرها آمد که گلزار از حضور در این سریال کنار کشیده است! با اینوجود، او حالا مدتی است که نامش در میان ستارههای سینمای ایران دیده نمیشود. آخرین فیلم پرفروشی که او بازی کرد «سلام بمبئی» یک فیلم ناموفق از نظر هنری و نسبتاً موفق از نظر فروش بود و بعد از آن تقریباً گلزار از سطح اول کنار رفت. حضور در تلویزیون هم نتوانست کاری کند که او بتواند کمربند سوپراستاریاش را بازپس بگیرد. اما شاید نمایش رولزرویس کالینان و یک مصاحبه گوشت تلخ مملو از تمجید از خود! بتواند.
محمدرضا گلزار شاید نخواهد و به بیان بهتر نتواند بار دیگر بهعنوان ستاره، به سینمایی بازگردد که گویی از مرحله فیلمهایی که قهرمانهایش برای او نوشته میشدند، عبور کرده است. زمانی سینمای عامیانه در راستای بازگشت به سینمای ستارهمحور اواخر دهه ۴۰ و ۵۰ به سراغ ساخت ملودرام! سطحی رفت، که قهرمانانش یک پسر و دختر زیبا بودند. گلزار در دهه هشتاد، ستاره اصلی چنین سینمایی بود اما بازار بیرحمتر از هنر است و در طی سالهای اخیر که فیلمهای کمدی در کانون توجه مخاطبان است، سرمایهگذاریاش را معطوف به عطاران، جمشیدی، افشاری و عزتی و دیگران کرد.
محمدرضا گلزار با وجود تمام آپشنهایی که درباره خودش برشمرد اما هیچگاه نتوانست بهعنوان یک بازیگر، نظر منتقدان و کارشناسان و مخاطبان جدی سینما را جلب کند. او که زمانی طرفداران جدی و انبوه داشت، در سالهای اخیر یکی از میمهای پرطرفدار فضای مجازی بهعنوان بازیگری بد! شد. گلزار اما هرچقدر در بازیگری بهعنوان یک بازیگر! با تواناییهای ایفای نقش موفق نبود اما در فضای تبلیغاتی او بیتردید یکی از موفقترین چهرهها بوده است. حالا هم بعید است که گلزار با این نمایش، قصد بازگشت به سطح اول سینما را داشته باشد بلکه بهنظر قدم مثبتی در راستای برنامه تبلیغاتی تازهاش برداشته است. گلزار شاید بازیگر بزرگی نبوده اما بازی در فضای مجازی و حاشیه و صدالبته بازار تجاری را خوب میشناسد.


































































































































































