تمایز میان داشتن دارایی و ثروتمند بودن، در مفهوم «قدرت خرید» و «رفاه واقعی» است. داشتن یک قطعه زمین بزرگ که خریدار ندارد یا سهمی از یک شرکت که سودی تقسیم نمیکند، شاید روی کاغذ ارزش ریالی بالایی داشته باشد، اما تا زمانی که این دارایی نتواند به کالاها و خدمات مورد نیاز فرد تبدیل شود، رفاهی ایجاد نمیکند. رفاه فردی حاصل جریان مستمر امکانات برای پاسخ به خواستههاست، نه راکد ماندن سرمایه در قالب اشیاء.
فردی که میتواند با درآمد ماهانه خود به راحتی برای بهداشت، آموزش، مسکن، پوشاک، تغذیه مناسب و تفریح هزینه میکند، به مراتب ثروتمندتر از فردی است که روی تلی از داراییهای غیرنقد نشسته اما توانایی تامین نیازهای روزمره خود را ندارد. در واقع ارزش هر دارایی برای فرد، به ارزیابی ذهنی او از میزان گرهگشایی آن دارایی از زندگیاش بستگی دارد. اگر دارایی نتواند در خدمت مصرف و ارتقای کیفیت زندگی قرار گیرد، به معنی ثروتمند بودن فرد نیست. آنچه میزان ثروت یک فرد را تعیین میکند، عددی نیست که روی داراییهای او قیمت میگذارند، بلکه میزان کالایی است که او میتواند در بازار بخرد و مصرف کند. خبر مرتبط 13 باور عمومی غلط در اقتصاد | بدیهیاتی که نادرست هستند | ریشه این باورها کجاست؟ | چرا شهود ما برای درک اقتصاد کافی نیست؟ چه کشورهایی ثروتمند هستند؟ …




















































































































































