پنجشنبه, ۴ مرداد, ۱۴۰۳ / 25 July, 2024
مجله ویستا

فیلمسازی با مولف های تکراری اما جذاب


فیلمسازی با مولف های تکراری اما جذاب

شاخص ترین فیلمسازان کشور در دوره های مختلف, کسانی هستند که رو به جامعه داشته و در آثار خود به بازتاب بخشی از آن مبادرت می ورزند که بدون شک «مسعود کیمیایی» جزء این گروه انگشت شمار محسوب می شود

شاخص‌ترین فیلمسازان کشور در دوره‌های مختلف، کسانی هستند که رو به جامعه داشته و در آثار خود به بازتاب بخشی از آن مبادرت می‌ورزند که بدون شک «مسعود کیمیایی» جزء این گروه انگشت شمار محسوب می‌شود. وی که این روزها با فیلم «متروپل» عزم خود را برای بازگشت به سینمای مورد علاقه‌اش جزم کرده، هشتم مرداد سال ۱۳۲۰ متولد شد و دهه پرالتهاب ۲۰ و ۳۰ ایران را به چشم دید که آثار آن را بوضوح در بسیاری از ساخته‌های سینمایی او به‌ویژه «سرب» مشاهده می‌کنیم. کیمیایی در کودکی مجذوب سینما و فیلم‌های سریالی آن دوران شد. همین علاقه وی را در ابتدای جوانی به سمت استودیوهای فیلمسازی کشاند که البته به نتیجه خاصی منتهی نشد. کیمیایی سرانجام در سال ۱۳۴۶ نخستین فیلم خود را با عنوان «بیگانه بیا» کلید زد که با شکست تجاری و هنری مواجه شد.

پرونده‌های واقعی همواره الهام‌بخش سینماگران برای ساخت فیلم بوده که این فیلمساز جوان آن روزها نیز از آن مستثنی نبود. وی ماجرایی را که به صفحه حوادث روزنامه‌ها هم کشیده شده بود را مبنای نگارش فیلمنامه «قیصر» قرار داد که با وجود کمبودهای مالی به هنگام تولید، به یکی از موفق‌ترین و پربیننده‌ترین فیلم‌های تاریخ سینمای ایران بدل شد. کیمیایی در «قیصر» تئوری انتقام شخصی را مطرح کرد که بعدها به بنیان فکری فیلم‌های وی طی سه دهه تبدیل شد. این ایده با توجه به خفقان دوران شاهنشاهی بسیار مورد توجه مردم و روشنفکران جامعه همچون دکتر علی شریعتی و جلال آل‌احمد قرار گرفت. وی در سال‌های بعد و تا پیروزی انقلاب پنج فیلم دیگر ساخت که از آن میان دو فیلم «گوزن ها» و «سفر سنگ» با استقبال انبوه مردم مواجه شد. کیمیایی پس از پیروزی انقلاب فیلم «خط قرمز» را با محوریت یک مامور امنیتی رژیم شاه ساخت اما به علت برخی مشکلات برای همیشه توقیف شد و فقط در نخستین جشنواره دوره جشنواره فیلم فجر نمایش محدودی داشت.

«تیغ و ابریشم» یکی از فیلم‌های ضعیف کارنامه کاری اوست که تک لحظات درخشانی داشته اما در کلیت خود مغشوش و سردرگم نشان می‌دهد که البته ممیزی‌های اعمال شده نیز نقش مهمی‌در این مهم داشته است. «سرب» بازگشت درخشان مسعود کیمیایی به دنیای مختص به خود است. «دندان مار» و «ردپای گرگ» فیلم‌های بعدی کیمیایی که هر دو نیز با ممیزی‌های بسیار مواجه شدند، پخته‌ترین آثار این فیلمساز در دهه پنجم عمر وی هستند که لحظات نابی را با خود دارند.

در «دندان مار» مخاطب با تصویری تکان دهنده از جنوب تهران پس از پایان جنگ مواجه می‌شود که پیش از این در هیچیک از فیلم‌های آن ایام ندیده است. وی در «رد پای گرگ» نیز قهرمان تنها و زخمی‌خود را به مصاف آدم‌های بدی می‌فرستد که قصد جانش را دارند. با ورود به دهه ۷۰ و موفقیت اندک فیلم‌های جوان پسند آن ایام، کیمیایی نیز به فکر جوان‌تر کردن قهرمان‌های آثار خود افتاد و «تجارت» را در آلمان جلوی دوربین برد. او در سال‌های بعد نیز این روند را ادامه داد و فیلم‌هایی همچون «ضیافت»، «سلطان»، «مرسدس» و «اعتراض» را جلوی دوربین برد که تقریبا هیچکدام به جز «ضیافت» نتوانست علاقه مندان جدی این سینماگر باتجربه را راضی کند.

در واقع قهرمان‌های امروزی کیمیایی تنها سایه‌ای از امروزی بودن را با خود داشته و سرگردان میان دو دنیای کاملا متفاوت مانده اند!. کیمیایی در دهه ۸۰ و پس از چهار سال دوری از فیلمسازی با «سربازهای جمعه» به میدان بازگشت. «حکم» بازگشت دوباره کیمیایی به سینمای گنگستری است که قرینه سازی هایش توذوق نزده و برای مخاطب جذاب و دیدنی جلوه می‌کند. قهرمان کیمیایی در «حکم» جاعل کهنه کاریست که با گروهی خلافکار جوان برخورده و تا پایان با آنها می‌ماند. نقطه قوت «حکم» به استثنای موسیقی و ترانه غافلگیرکننده، حضور ضدقهرمانی درخشان با بازی فوق‌العاده پولاد کیمیایی است که رنگ و بوی دیگری به قصه بخشیده و تاثیرگذاری‌اش را افزایش داده است. اما «رییس» شوک بدی به دوستداران سینمای کیمیایی است که جز چند لحظه درخشان چیز دیگری نداشته و مخاطب برای تعریف قصه آن برای فرد دیگری که فیلم را ندیده، آشکارا با مشکلات بسیاری مواجه است! در این میان فقط می‌توان به حضور تکان دهنده خسرو شکیبایی در نقش پزشکی درب و داغان در ابتدای فیلم در کنار بازی خوب پولاد کیمیایی دلخوش کرد. شکست سنگین «رییس»، کیمیایی را به فکر تغییر ریل انداخت و «محاکمه در خیابان» را با فیلم‌نوشتی از اصغر فرهادی به همین نیت ساخت.

یک فیلم خیابانی خوش ساخت با ته مایه‌ای قهوه‌ای رنگ که کاملا با دنیای خاکستری فیلم هماهنگ شده است. «جرم» آخرین ساخته سینمایی به نمایش درآمده از مسعود کیمیایی که به شکل غیرمنتظره‌ای مورد توجه هیات داوران جشنواره فیلم فجر نیز قرار گرفت، چرخش دوباره فیلمساز به دنیای قدیمی‌خودش است منتها با این تفاوت که مخاطب دیگر برای دوست داشتن قهرمان آدم کش فیلم با مشکلات بسیار روبه‌روست و بیشتر با «ناصر»(وردست قهرمان) همذات‌پنداری می‌کند. «جرم» به مانند بسیاری از فیلم‌های کاملا معمولی مسعود کیمیایی لحظات درخشانی دارد که برای ساخت فیلمی‌ماندگار کفایت نمی‌کند. مسعود کیمیایی از آن دسته فیلمسازهای مهم و ماندگار سینمای ایران است که حتی خبر آغاز فیلمبرداری فیلم جدیدش به خبر اصلی صفحات هنری روزنامه‌ها تبدیل شده و همچنان مخاطبان جدی آثارش مننتظر خلق ماندگارترین فیلم کارنامه فیلمسازی او هستند. اتفاق نادری که تنها برای معدودی فیلمساز رخ داده و نسل جوان سینمای ایران تقریبا از آن بی‌بهره مانده است.