شنبه, ۲۶ خرداد, ۱۴۰۳ / 15 June, 2024
مجله ویستا

غروب آفتاب پر فروغ امامت


غروب آفتاب پر فروغ امامت

به مناسبت هشتم ربیع الاول, سالروز شهادت امام حسن عسکری ع

آفتاب روز هشتم ربیع الاول در حال طلوع بود، که آفتابی پر فروغ از دیگر سو غروب می کرد. او یازدهمین پیشوای آسمانی مردمان، حضرت امام حسن عسکری علیه السلام بود، که شمع وجودش پس از۲۸ سال پرتو افشانی به خاموشی می گرایید. در سال روز شهادت آن امام همام بار دیگر زمین و آسمان در عزای سلاله ای پاک از خاندان نبوی سوگوار است، تا با گریه و فغان بر مظلومیتش با فرزندش حضرت ولی عصر (عجل الله تعالی فرجه الشریف) هم ناله شود. شهادت امام عسکری علیه السلام را بر دادگستر جهان، امام زمان(عج) و تمام روهروان راه آن حضرت، تسلیت می گوییم.

● گوشه ای از زندگی امام

یازدهمین پیشوای متقیان، امام حسن عسکری علیه السلام در سال۲۳۲ ه .ق چشم به جهان گشود. پدرش امام دهم، حضرت هادی علیه السلام و مادرش بانویی پارسا و شایسته به نام حدیثه است که برخی از او با نام سوسن یاد کرده اند.

از مشهورترین القاب حضرت، نقی و زکی و کنیه اش ابومحمد است. او۲۲ ساله بود که پدر ارجمندش به شهادت رسید. مدت امامتش شش سال و عمر شریفش۲۸ سال بود و در سال۲۶۰ ه .ق به شهادت رسید و در خانه خود در شهر سامرا کنار مرقد پدر بزرگوارش به خاک سپرده شد.

● لقب عسکری

از آن جا که امام یازدهم علیه السلام، همراه با پدر بزرگوارشان، امام هادی علیه السلام، به شهر سامرا، پایتخت خلافت عباسی، منتقل شده و در آن جا در محله «عسکر» سکونت اجباری داشتند «عسکری» نامیده شدند. بیشتر مردم، آن حضرت و پدر و جد ایشان را ملقب به «ابن الرضا» (فرزند امام علی بن موسی الرضا علیهما السلام) می نامیدند.

● در زندان

امام حسن عسکری علیه السلام، با اینکه تنها۲۸ سال زندگی کردند و فقط شش سال امام بودند، امام در همین مدت کوتاه، آزار و سختی های فراوانی کشیدند و بارها زندانی شدند. دشمنان، چون شنیده بودند که دوازدهمین امام، فرزند امام عسکری علیه السلام است، سعی می کردند به گونه ای از تولد آن نوزاد جلوگیری کنند و به همین خاطر، چند بار نقشه ترور و کشتن امام حسن عسکری علیه السلام را کشیدند، اما همچنان که خداوند، حضرت موسی را در مقابل فرعون حفظ کرد، امام مهدی(عج) را هم در برابر حاکمان ستم پیشه عباسی نگه داشت و نگذاشت آنها هیچ آسیبی به حضرت برسانند.

● درایت امام(ع) و شناسایی جاسوس

ابوهاشم جعفری می گوید: ما در زندان بودیم که امام حسن عسکری علیه السلام و برادرش جعفر را وارد زندان کردند. برای عرض ادب و خدمت، به سوی حضرت شتافتیم و دور ایشان جمع شدیم. در زندان مردی عجمی بود و ادعا می کرد که از علویان است. امام متوجه حضور وی شد و فرمود: اگر در جمع شما بیگانه نبود به شما می گفتم کی آزاد می شوید. آنگاه به مرد عجم اشاره فرمود که بیرون برود و او بیرون رفت. سپس فرمود: این مرد از شما نیست. از او بر حذر باشید. او گزارشی از آنچه گفته اید برای خلیفه تهیه کرده است که در لباس های اوست. یکی از حاضران او را تفتیش کرد و آن گزارش را که در لباسش پنهان کرده بود، پیدا کرد. او مطالب مهم و خطرناکی درباره ما نوشته بود.

● زندگی در محاصره دشمن

پس از مرگ مامون، معتصم وارد بغداد شد و از مردم برای حکومت خود بیعت گرفت. سپس به کمک ترک هایی که در منصب های مختلف دربار خدمت می کردند، شهر سامرا را در شمال شرقی بغداد بنیاد نهاد. در این شهر محله ای را به استقرار نیروهای نظامی اختصاص داد که به همین جهت «عسکر» نامیده شد. این محل که از ترس تحرکات شیعیان و دوستداران اهل بیت علیهم السلام به اقامتگاه اجباری امام هادی علیه السلام و فرزندان ایشان خصوصا امام حسن عسکری علیه السلام تبدیل شد، آنچنان تحت مراقبت حکومت بود که ارتباط شیعیان و دوستداران اهل بیت علیهم السلام را با امام تقریبا ناممکن می ساخت.

● نحوه ارتباط امام(ع) با شیعیان

امام حسن عسکری علیه السلام در طی شش سال دوران امام پر رنج خود اوضاع دشواری را در محله عسکر گذراندند. شیعیان، غالبا از دیدار ایشان محروم بودند و اطلاعات و اخبار شیعیان و رهنمودهای آن حضرت تنها به همت چند تن از دوستداران خاص حضرت رد و بدل می شد که به طور ناشناس در بین ماموران مراقب محله نفوذ کرده بودند یا به عناوین مختلف به محله رفت و آمد می کردند.

● آزار امام(ع) توسط عباسیان خبیث

بیست سال تحت محاصره و مراقبت شدید قرار دادن امام علیه السلام به تنهایی نمی توانست اهداف خبیث عباسیان را برآورده سازد و باعث سکوت یا نرمش و سازش امام گردد یا نور هدایت را بین دوستداران آن حضرت به ضعف و خاموشی کشاند. از این رو حکومت جور هر از چندی تدبیری تازه می اندیشید و در آزار آن بزرگوار می کوشید و شیعیان را با مشکلی جدید روبرو می ساخت.

● بیان برخی از ویژگی های امام (ع)

۱) نفوذ معنوی

اخلاق الهی و سیرت نبوی حضرت امام عسکری علیه السلام موجب نفوذ معنوی گسترده ای در بین مردم شده بود؛ به گونه ای که وقتی امام از منزل بیرون می آمدند، مردمان جهت دیدار و پرسیدن سئوال های خود، در برابر منزلشان صف می کشیدند. خلفای عباسی که از نفوذ معنوی امام بیم داشتند و از دیگر سو مشاهده می کردند که محدودیت ها و فشارهایی که بر ایشان وارد می کنند، اثر معکوس دارد و روز به روز بر محبوبیت ایشان در بین مردم افزوده می شود، امام را به زندان افکندند، تا مانع ارتباط ایشان با مردم شوند و به خیال خود از نفوذ معنوی شخصیت والای امام بکاهند.

۲) بخشش امام(ع)

در زمان امام حسن عسکری علیه السلام، شیعیان و دوستان آن حضرت، اجازه ملاقات با امام را نداشتند و نیروهای دشمن، سخت مراقب رفت و آمدهای امام بودند، اما با این حال، گاهی فرصت پیش می آمد که امام بتوانند دوستان خود را ببینند و در همان فرصت های کوتاه، گره های زندگی مردم را باز کنند.

یکی از دوستان امام به نام «ابویوسف» می گوید: من فقیر بودم و نمی توانستم به بچه هایم برسم، همه گرسنه و ناراحت بودند و بارها به کاخ پادشاهان عباسی رفتم تا از آنها کمکی بگیرم، ولی کسی به من توجهی نکرد. تا اینکه یک روز موفق شدم امام حسن عسکری علیه السلام را ببینیم و گرفتاری ام را برای ایشان بگویم. امام چهارصد دینار (سکه طلا) داشت. همه آنها را به من داد و فرمود: «برو و خانواده ات را از پریشانی و ناراحتی نجات بده.»

۳) عبادت امام علیه السلام

آنان که لذت مناجات را باخداوند چشیده و جانشان از محبت او لبریز است، حتی لحظه ای را بی نام و یاد او نمی گذرانند و زندگی را جز در راه بندگی و فرمان برداری خداوند متعال بر نمی تابند. امام حسن عسکری علیه السلام نمونه اعلای محبت و انس با خداوند مهربان بود. محمد شاکری روایت کرده است: «مولا و استادم امام حسن عسکری علیه السلام در محراب عبادت می نشست و به سجده می رفت و آن چنان سجده و ذکرش را طولانی می کرد که من می خوابیدم و بیدار می شدم در حالی که او هنوز در سجده بود.»

۴) اعتراف دانشمند مسیحی به علم الهی امام(ع)

بدون شک علم هر امام معصوم که از سرچشمه وحی نشات می گیرد، از چنان عظمت و وسعتی برخوردار است که توصیف کردنی نیست. تجلی چنین علمی در وجود شریف امام حسن عسکری علیه السلام از لا به لای سخنان ایشان و روایاتی که حاکی از آگاهی های غیبی آن بزرگوار است، به خوبی آشکار است. با این همه اعتراف بزرگ ترین طبیب و دانشمند دربار عباسی که فردی مسیحی است، می تواند گواهی بر ثبوت این برتری علمی حتی در نزد مخالفان ایشان باشد. «بختیشوع» دانشمند مسیحی خطاب به شاگرد خود «بطریق» می گوید: «به سوی ابن الرضا ابومحمد عسکری برو و بدان که او در زمان ما دانشمندترین انسان در زیر آسمان است و بر حذر باش که در آنچه به تو دستور می دهد اعتراضی بر او داشته باشی.»

۵) کوشش های علمی حضرت

گرچه امام حسن عسکری علیه السلام به حکم اوضاع نامساعد و محدودیت بسیار شدیدی که حکومت عباسیان برقرار کرده بود، موفق به گسترش دامنه دانش خود در سطح جامعه نشد، اما در عین حال، در همان فشار و خفقان، شاگردانی تربیت کرد که هر کدام به سهم خود در نشر و گسترش معارف اسلام و رفع شبهات دشمنان نقش موثری داشتند. شیخ طوسی(ره) شاگردان حضرت را متجاوز از صد نفر ثبت کرده است که در میان آنها چهره های روشن و شخصیت های برجسته ای مانند احمد اشعری قمی، عثمان بن سعید عمری، علی بن جعفر و محمد بن حسن صفار به چشم می خورند.

۶) کرم امام(ع)

امام حسن عسگری علیه السلام همچون پدران بزرگوار خود منبع جود و سخا بود و در بسیاری از مواقع قبل از اینکه کسی چیزی بخواهد، او را بی نیاز می کرد. از ابویوسف، شاعر هم عصر حضرت، نقل شده است که گفت: تازه صاحب پسری شده بودم و دستم تنگ بود. کاغذی به عده ای نوشتم و از آن کمک خواستم، اما از آنها ناامید شدم. در این هنگام ابوحمزه، فرستاده امام حسن عسکری علیه السلام، در حالی که کیسه سیاهی به دست داشت و در آن چهارصد درهم بود بیرون آمد و گفت: مولایم فرمود: این مبلغ را برای آن کودک نورسیده صرف کن. خداوند در آن کودک برایت برکت قرار دهد.

● چرایی شهادت امام عسکری(ع)

معتمد عباسی که همواره از محبوبیت و نفوذ معنوی امام در جامعه نگران بود، چون دید توجه مردم به امام روز به روز بیشتر می شود و زندان و اختناق و مراقبت تاثیر معکوس دارد، سرانجام به همان شیوه مزورانه دیرینه متوسل شد و امام را پنهانی مسموم ساخت.

دانشمند نامدار جهان تشیع، «طبرسی»، می نویسد: بسیاری از دانشمندان ما گفته اند: امام عسکری- علیه السلام- بر اثر مسمومیت به شهادت رسید، چنان که پدرش و جدش و همه امامان، با شهادت از دنیا رفته اند. «کفعمی»، دانشمند معروف شیعه، می گوید: او را «معتمد» مسموم ساخت و «محمد بن جریر بن رستم»، از دانشمندان شیعی در قرن چهارم، معتقد است که: امام عسکری- علیه السلام- در اثر مسمومیت به درجه شهادت رسید.

یکی ازنشانه های شهادت امام توسط دربار عباسی، تحرک ها و تلاش های فوق العاده ای بود که معتمد عباسی در روزهای مسمومیت وشهادت امام، برای عادی جلوه دادن مرگ آن حضرت از خود نشان داد.

«ابن صباغ مالکی»، یکی از دانشمندان اهل سنت، از قول «عبیدالله بن خاقان»، یکی از درباریان عباسی می نویسد: ...« هنگام درگذشت ابو محمد حسن بن علی عسکری- علیه السلام- معتمد، خلیفه عباسی حال مخصوصی پیدا کرد که ما از آن شگفت زده شدیم و فکر نمی کردیم چنین حالی در او (که خلیفه وقت بود و قدرت را در دست داشت) دیده شود. وقتی «ابو محمد» (امام عسکری) رنجور شد، پنج نفر از اطرافیان خاص خلیفه که همه از فقیهان درباری بودند، به خانه او گسیل شدند، معتماد به آنان دستور داد در خانه ابومحمد بمانند و هر چه روی می دهد به او گزارش کنند، عده ای را به عنوان پرستار فرستاد تا ملازم او باشند و همچنین به «قاضی بن بختیار» فرمان داد ده نفر از معتمدین را انتخاب کند و به خانه ابو محمد بفرستد و آنان هر صبح و شام نزد او بروند و حال او را زیر نظر بگیرند. دو یا سه روز بعد به خلیفه خبر دادند حال ابومحمد سخت تر شده و بعید است بهتر شود. خلیفه دستور داد شب و روز ملازم خانه او باشند و آنان پیوسته ملازم خانه آن بزرگوار بودند تا پس از چند روز رحلت فرمود. وقتی خبر در گذشت آن حضرت پخش شد، سامرا به حرکت درآمد و سراپا فریاد و ناله گردید و بازارها تعطیل و مغازه ها بسته شد. بنی هاشم، دیوانیان، امرای لشکر، قاضیان شهر، شعرا، شهود و گواهان و سایر مردم برای شرکت در مراسم تشییع حرکت کردند، سامرا در آن روز یادآور صحنه قیامت بود!وقتی جنازه آماده دفن شد، خلیفه برادر خود، «عیسی بن متوکل»، را فرستاد تا بر جنازه آن حضرت نماز بگذارد. هنگامی که جنازه را برای نماز روی زمین گذاشتند، عیسی نزدیک رفت و صورت آن حضرت را باز کرد و به علویان و عباسیان و قاضیان و نویسندگان و شهود نشان داد و گفت: این «ابو محمد عسکری» است که به مرگ طبیعی در گذشته است و فلان و فلان از خدمتگزاران خلیفه نیز شاهد بوده اند! بعد روی جنازه را پوشاند و بر او نماز خواند و فرمان داد برای دفن ببرند....»

البته این نماز جنبه تشریفاتی داشت و طرحی بود که رژیم حاکم بر لوث کردن ماجرای شهادت امام ریخته بود و چنان که در میان دانشمندان شیعه مشهور است، حضرت مهدی(عج) به طور خصوصی بر جنازه پدر بزرگوارش امام عسکری - علیه السلام- نماز گزارد. این حادثه جانگداز، روز جمعه هشتم ربیع الاول سال ۲۶۰( ق) بعد از نماز صبح اتفاق افتاد. ارتحال نابهنگام آن امام بزرگوار ضایعه بزرگی بود که در آن روزگار بر مسلمانان وارد شد و آنان رهبر و پیشوای محبوب و مصلح بزرگ خود را از دست دادند؛ کسی که همواره غمخوار ضعیفان و یتیمان و مستمندان بود. ناله و شیون از خانه امام(ع) بلند شد و کم کم صدای ضجه و ناله زنان و مردان و کودکان آل علی در سراسر سامرا به گوش رسید. بنابراین، امامت امام مهدی(ع) از همین تاریخ آغاز شد و آن حضرت تا به امروز در پس پرده غیب قرار دارد. به امید روزی که آن حضرت ظهور و جهان را پر از عدل و قسط کند.

اسدالله افشار

منابع:

۱- اعلام الوری، الطبعه الثالثه، دارالکتب الاسلامیه، ص ۳۶۷.

۲- حاج شیخ عباس قمی، الانوار البهیه، مشهد، کتابفروشی جعفری، ص ۱۶۲.

۳- دلائل الامامه، نجف منشورات المکتبه الحیدریه،۱۳۸۳ ه-.ق، ص ۲۲۳.

۴- الفصول المهمه، چاپ قدیم، ص۳۰۷ -۳۰۸.

۵- صدوق، کمال الدین، قم، موسسه النشر الاسلامی، (التابعه) نجماعه المدرسین، بقم المشرفه،۱۴۰۵ ه-.ق، باب۴۳ ، ص۴۷۵ - مجلسی، بحارالانوار، الطبعه الثانیه، تهران، المکتبه الاسلامیه،۱۳۹۵ ه-.ق، ج۵۰، ص۳۳۲ -۳۳۳.

۶- سیره الائمه الاثنی عشر، هاشم معروف الحسنی، ج۲، ص ۴۹۲.

۷- نهج الدعوات و منهج العبادات، علی بن موسی بن محمد بن طاووس، ص ۲۷۵.

۸- الارشاد، مفید، ص ۳۸۳.