شنبه, ۴ اسفند, ۱۴۰۳ / 22 February, 2025
مجله ویستا

تراژدی یا غمنامه


تراژدی, نمایش اعمال مهم و جدی ای است كه در مجموع به ضرر قهرمان اصلی تمام می شوند یعنی هسته داستانی Plot جدی به فاجعه Catastrophe منتهی می شود این فاجعه معمولاً مرگ جانگداز قهرمانان تراژدی است مرگی كه ابداً اتفاقی نیست بلكه نتیجه منطقی و مستقیم حوادث و سیر داستان است

تراژدی، نمایش اعمال مهم و جدی ای است كه در مجموع به ضرر قهرمان اصلی تمام می شوند؛ یعنی هسته داستانی Plot جدی به فاجعه Catastrophe منتهی می شود. این فاجعه معمولاً مرگ جانگداز قهرمانان تراژدی است. مرگی كه ابداً اتفاقی نیست بلكه نتیجه منطقی و مستقیم حوادث و سیر داستان است. ارسطو در فن شعر در تعریف تراژدی می نویسد: «تراژدی تقلید و محاكات است از كار و كرداری شگرف و تمام، دارای [درازی و] اندازه ای معلوم و معین، به وسیله ی كلامی به انواع زینت ها آراسته... و این تقلید و محاكات به وسیله ی كردار اشخاص تمام می گردد نه این كه به واسطه نقل روایت انجام پذیرد و شفقت و هراس را برانگیزد تا سبب تطهیر و تزكیه ی نفس انسان از این عواطف و انفعالات گردد.»

تطهیر و تزكیه، ترجمه واژه یونانی كاتارسیس Catharsis است كه از اصطلاحات مشهور نقد ادبی است و در زبان های اروپایی و Purgation و Purification ترجمه شده است. كاتارسیس را می توان «سَبُك شدگی» هم ترجمه كرد، زیرا غرض از آن این است كه بیننده بعد از دیدن تراژدی از این كه خود دچار چنان سرنوشتی نشده است احساس سبكی كند. در تراژدی، معمولاً قهرمان می میرد و این مرگ دلخراش باعث كاتارسیس می شود. ارسطو می گوید قهرمان تراژدی در ما هم حس شفقت را بیدار می كند و هم حس وحشت و هراس را. او نه خوب است و نه بد، مخلوطی از هر دواست، اما اگر از ما بهتر باشد، اثر تراژدی بیشتر می شود. قهرمان بر اثر بخت برگشتگی یا بازی سرنوشت، ناگاه از اوج سعادت به ورطه ی شقاوت فرو می افتد. تغییر سرنوشت نتیجه ی فعل خطایی است كه از قهرمان سرزده است. به قول محققان غربی او بر اثر نقطه ضعفی كه دارد مرتكب اشتباه می شود. به این نقطه ضعف در یونانی، همرتیا Hamartia گویند كه در انگلیسی به Tragic Flaw یعنی نقطه ی ضعف تراژیك ترجمه شده است. یكی از رایج ترین انواع نقطه ضعف در تراژدی های یونانی، هوبریس Hubris به معنی غرور است. از خود راضی بودن و اعتماد به نفس بیش از حد كه باعث می شود قهرمان تراژدی به نداها، اخطارها، علائم درونی و قلبی و آسمانی توجه نكند و از قوانین اخلاقی منحرف شود. از این دیدگاه شاید بتوان گفت كه این نقطه ضعف اخلاقی هم در رستم هست (داستان رستم و سهراب) و هم در اسفندیار (داستان رستم و اسفندیار).

اما این كه ارسطو از ترس و شفقت تراژیك سخن می گوید از این جاست كه قهرمان تراژدی آن قدر بد نیست كه دچار چنان سرنوشت رقت آوری شود، بلكه اصلاً بد نیست و حتی خوب است. آری تراژدی، نمایش و محاكات اعمال بزرگ و انسانی است، پس در ما حس شفقتی نسبت به او پیدا می شود، زیرا قهرمان بیش از گناه و خطایی كه كرده است عقوبت می شود. اما از آنجا كه ما در وجود جایز الخطای خود نیز در اوضاع و احوالی مشابه، احتمال اشتباهی مشابه اشتباه قهرمان حماسه می دهیم، دچار ترس و وحشت می گردیم. مبادا كه ما نیز زمانی دچار چنین بلایی شویم؟ احساس شفقت و هراس تا مرحله یی پیش می آید كه حوادث تراژدی آهسته آهسته به سوی فاجعه پیش می روند و برگشت بخت و معكوس شدن وضع را از سعادت و خوشی به بدبختی و شقاوت، كاملاً مشاهده می كنیم. آری به قول شوپنهاور تراژدی، نمایش یك شور بختی بزرگ است.

این مباحثی كه ارسطو مطرح كرده است، در آثار تراژدی نویسان بزرگ یونان از قبیل آخیلوس یا آشیل Aeschyls (كه در تراژدی نفر دومی را نیز وارد كرد) و سوفكلس Sophecles (كه در تراژدی نفر سوم را وارد كرد) و ائوریپیدس یا اوریپید Euripides دیده می شود و در تراژدی های ما هم كم و بیش هست. چنان كه بخت برگشتگی و اشتباه را، هم در رستم و سهراب می توان دید و هم در رستم و اسفندیار. البته تراژدی های ما قادرند و قالب آن را دارند تا در صحنه اجرا شوند، اما اساساً برای این هدف نوشته نشده اند. تراژدی های نویسنده ی رومی سنكا Seneca هم بیشتر به قصد مطالعه نوشته شده بود تا به روی صحنه آمدن و همین تراژدی های سنكا، در دوران رنسانس برای تراژدی نویسان، حكم نمونه و سرمشق را یافته بود.

در تراژدی های قدیم كه برای اجرا در صحنه نوشته می شد، دسته همسرایان Chorus هم نقش داشت. همچنین در اصول تراژدی نویسی از اصول وحدت های سه گانه Three Unities سخن رفته است: یعنی وحدت زمان و مكان و موضوع؛ به این معنی كه موضوعی واحد و یكپارچه در زمان و مكانی واحد اتفاق افتد، اما خود ارسطو از این اصول سخنی نگفته است.

ارسطو در تراژدی، شش عامل تشخیص داده بود:

۱- هسته داستان یا Plot، كه ترتیب منظم و منطقی حوادث و اعمال است.

۲- قهرمانان و اشخاص Character، كه بازیكنان نمایشنامه می باشند.

۳- اندیشه ها، كه حرف های قهرمانان یا نتایج اعمال آنان است.

۴- بیان یا گفتار، كه نحوه ی كاربرد و تأثیر كلمات در تراژدی است. طرز بیان باید سنگین و موزون باشد.

۵- آواز كُر، آوازهایی است كه دسته های همسرایان در تراژدی می خوانند.


شما در حال مطالعه صفحه 1 از یک مقاله 3 صفحه ای هستید. لطفا صفحات دیگر این مقاله را نیز مطالعه فرمایید.