جمعه, ۱۰ اسفند, ۱۴۰۳ / 28 February, 2025
مجله ویستا

نگاهی تطبیقی به عرفان شیعی و هندو


نگاهی تطبیقی به عرفان شیعی و هندو

از نظر ابوعلی سینا, عرفان بمعنای جداسازی روح از شواغل, دست افشاندن به ماسوی الله, دست شستن از خویش, فانی گشتن و رسیدن به مقام جمع است, برای ذاتی كه به تدریج, متخلق به اخلاق الهی می شود

عرفان شناسی تطبیقی اگر چه پیشینه تاریخی نسبتاً مقبول و موجهی دارد، لكن آنچنان روشمند و كارآمد و در عین حال مرسوم نبوده است، تا شاهد آثار وجودی گران سنگ عارفان بزرگ و پژوهشگران عرفانی در این زمینه ها باشیم؛ با این وجود در كتب و آثار محققین هر از چند گاهی بین مسائل عرفانی در حوزهٔ نظر و در حوزهٔ عمل بحثهای وافر و وافی صورت پذیرفته است. به طور كلی ادیان شناسی تطبیقی در نیمهٔ دوم قرن نوزدهم میلادی، در غرب رایج شد و در گذر زمان تعمیق و توسعه پیدا كرده است، مستشرقین آلمانی، فرانسوی و حتی انگلیسی نیز در صدد مقایسه عرفانهای ادیان و مكاتب برخاستند، لكن چون به همهٔ منابع اصیل دسترسی نداشته و با مبادی و مبانی عرفانها بخصوص عرفانهای وحیانی آشنایی عمیق نداشتند، لذا مباحث ابتر و ناقص باقی ماند؛ تا در نیمهٔ دوم قرن بیستم بزرگانی در این حوزه ظهور پیدا كردند، مانند «هانری كربن» فرانسوی كه زانوی شاگردی به محضر امثال علامه طباطبایی(رض) زد و «ایزوتسو» فلیسوف و عارف بزرگ ژاپنی كه از استاد جلال الدین آشتیانی محقق و مدقق حكمت و عرفان بهره برد و یا «آن ماری شیمل» كه در عرفان پژوهی و حتی بحثهای تطبیقی گامهای قابل توجهی برداشتند. بگونه‏ای كه عرفان اسلامی بخصوص عرفان شیعی كه در ذهن و زبان، غربیها، مستشرقین و حتی محققین شرق محجور مانده بود، توانست حیاتی دوباره بیابد و در حد خود تحولی نوین در این عرصه ایجاد نماید. با این وجود در دنیای پیشرفته غرب با تكنولوژی مدرن اطلاع رسانی، هنوز بسیاری از معارف و آمیزه های بلند و توانمند و سازندهٔ معرفتی ادارك نشده است، شگفت انگیز تر اینكه در تحقیقات آكادمیك نیز چنین می‏باشد و پژوهشهای انجام گرفته، تنها پدیدار شناسانه و تاریخی است، لذا عمق و اساس مسائل و غایات عرفانی روشن نشده است، چه برسد به اینكه ریشه یابی درونی و بیرونی شده باشد.

بنابر این با توجه به ضعف وخلل جدی در عرفان تطبیقی لازم دانسته شد سلسله مقالاتی به عرفان شناسی تطبیقی آنهم محتوایی و درونی نه تاریخی، پرداخته شود.

در این راستا عرفان اصیل اسلامی مورد بررسی مقایسه ای با عرفانهای هندویی، یهودی، مسیحی، سكولار و لیبرال نوین قرار می گیرد. تا افقی جدید در این عرصه گشوده شود و به برخی پرسشها و شبهات نسل جدید پاسخهای كافی و لازم داده شود تا سرفصل جدیدی برای اصحاب اهل فن و تحقیق قرار گیرد؛ البته قطعاً این مقالات نواقص و خلاءهای فراوانی دارند، لكن امید آن است كه دستمایهٔ حلقه‏های پژوهشی، دانشجویان و استادان عزیز و عظیم‏القدر چنین عرصه‏هایی باشد.

البته در زمان حاضر تلاشهای بی شائبه بزرگانی از حوزه مثل علامه طباطبایی(رض)، محمدرضا حكیمی و از دانشگاه عبدالحسین زرین كوب و جلال الدین همایی و … كه پیش زمینه های بسیار مفیدی را فراهم ساختند و بررسی های تاریخی و حتی محتوایی ارجمندی را فرا روی دانش پژوهان عرفان نهاده اند.

قبل از ورود به بحث ذكر دو نكته لازم است:

▪ اول، روش ما بررسی مقارنه ای برخی مؤلفه ها و شاخص های عرفانی می باشد از قبیل: توحید، انسان كامل (ولایت)، مقام و موقعیت سلوكی انسانها و زبان عرفانی می باشد البته با بررسی مطلوب و جامع فاصله دارد، بلكه فقط نقبی و نقدی بر بعضی و راهكارهای عملی سیر و سلوكی زده می شود، تا زمینه برای آسیب شناسی سلوكی و هدف شناسی عرفانی فراهم گردد و دریابیم كه «راه چنان روید كه راهروان رفتند» یعنی تنها عرفان اصیل اسلامی یا عرفان ناب با شریعت محور، توان رساندن انسان به سرور و سعادت حقیقی را دارد و نداها و خواسته های فطری را در كمال شناسی و كمال‏یابی پاسخگو می باشد. بنابراین در عرفان تطبیقی، مؤلفه‏های ساختاری، شاخص ها، روشها و غایت مورد توجه قرار می‏گیرند و همهٔ وجوه عرفانی مورد نظر نیست. چه اینكه محور اساسی تطبیق، شناخت عناصر اصلی تكوین، تكامل عرفانها، ماهیت شناسی و دریافت نقاط قوت و ضعف هر كدام خواهد بود.

▪ دوم، عرفان مورد نظر در این نوشتار، عرفان به معنای اعم است، به عبارت دیگر عرفان در نخستین كاربرد اصطلاحی خویش همراه با كلمهٔ «تصوف» به معنای شاخه ای از شاخه های معرفت بشری است كه بر ذوق، اشراق، كشف حقیقت و پایه های درونی و سلوكی تكیه و تأكید می‏ورزد و «قسیم» معرفت‏های علمی، فلسفی، هنری، فقهی و … می‏باشد؛ بنابراین عرفان، علم به مبدأ اعلی از راه اسماء، صفات الهی، شناخت ویژگیهای مبدأ و معاد، از طرق سیر و سلوك می‏باشد كه در دو حوزهٔ نظری علمی یا عرفان اصولی و سلوكی عملی یا عرفان وصولی متبلور شده است بدین جهت برخی جنبه های اجتماعی آن را «تصوف» نامیده‏اند. اما عرفان در یك نگاه كاربردی تر و در عین حال بسیار ژرف و شگرف به معنای «معنویت خواهی» و «وجههٔ توحیدی و الهی» تحول یافته كه در حوزهٔ عرفان و تصوف رسمی محدود نمی‏گردد و حتی قسیم دیگر انواع و شاخه های معرفت بشری نیز نخواهد بود، بلكه مفهومی گسترده داشته و همهٔ ساحتهای دانش و بینش الهی و بشری را نیز شامل می‏گردد كه در فطرت و سرشت آدمیان هم ریشه دارد، اگر این نگاه و رویكرد عرفانی منظور قرار گیرد، نقد ایجابی و سلبی یا آرایشی و پیرایشی عرفانهای الهی و بشری بهتر و جامع تر صورت خواهد پذیرفت كه همان هدف اولی و اصلی در نگارش این مقاله خواهد بود.

● پیشینه تاریخی

نخستین فردی كه در شرق به بررسی مقایسه‏ای عرفان اسلامی و هندویی پرداخت و توجه ویژه‏ای در این خصوص داشت، دانشمند جامع، مرحوم «ابوریحان بیرونی» می‏باشد كه نقش بسیار مؤثری در تحقیق پیرامون آئین هندوان و آشنا سازی مسلمانان با عرفانهای هندوئی داشته است. وی معتقد بود بین عرفان اسلامی با عرفان هندویی وجوه تشابه فراوانی وجود دارد، حتی مشابهت هایی بین اندیشهٔ بایزید، حلاج و شبلی با مكتب «پاتانجل» وجود دارد كه بیشتر ناظر به عرفان صوفیانه است، چنانكه ابوریحان می‏گوید: «تا زمانی كه داری اشاره می‏كنی «موحد» نیستی، مگر پس از آن كه «حق» بر اشارهٔ تو مستولی شود و اشاره در تو محو گردد و دیگر «مشیر» و «اشاره» ای باقی نماند. در كلام صوفیان مطالبی وجود دارد كه اشاره به عقیدهٔ اتحاد ذات و موضوع دارد؛ مانند پاسخ یكی از صوفیان به پرسش از «حق» كه می‏گوید: چگونه محقق نكنم كسی را كه آن كس منم در «انیت» و نه در «اینیّت»؟ اگر باز گردم با بازگشت، جدا می‏شوم و اگر غفلت ورزم، باتخلف سبك بار می‏شوم و با اتحاد «یكی» می‏گردم. مانند گفته ابوبكر شبلی كه : بِكَن از كل تا با كلیت به ما پیوندی، پس باشی و اخبارت از ما نباشد و كردارت كردار ما باشد و مانند پاسخ ابویزید بسطامی كه از وی پرسیده شد:‌ به چه چیزی رسیدی؟ گفت: من از خویش بریدم، آنگونه كه مار از پوستش جدا می‏شود، سپس به ذات خویش نگریستم، دیدم كه من «او» یم.»

از سوی دیگر ابوریحان مقایسه های مختلفی پیرامون محتوا و مضمون كتاب «گیتا» و گفته های صوفیان انجام داده است كه بیشتر درصدد اثبات مشابهت بین هندویی و صوفیانه می‏باشد، لكن دو ضعف عمده دارد:

الف) عدم تفكیك بین عرفان وحیانی و ناب اسلامی با عرفان هندوئی است، زیرا تكوین و تكامل عرفان اسلامی بر پایه های قرآنی، سنت، سیرهٔ علمی و عملی پیامبر اكرم (ص) و عترت طاهره‏اش(ع) می باشد، برعكس عرفان هندوئی كه از پایه های وحیانی و عقلی خالی می‏باشد.

ب) در بررسی وجوه امتیاز، افتراق و ضعف عرفانهای صوفیانه و هندویی نقد سلبی ننموده است.

اما در نیمه دوم قرن نوزدهم، در غرب نیز پس از تحولات علمی، فرهنگی و گرایش به متدلوژی علوم و ادیان شناسی تطبیقی، نخستین كسی كه تصوف اسلامی را متأثر از عرفان هندویی قلمداد نمود، «ویلیام جونز» است وی معتقد بود، می‏توان «وحدت وجود» صوفیانه را به مذهب عرفانی «وندانتا» مقایسه نمود، ایشان حتی بین مثنوی مولوی و غزلیات حافظ شیرازی با «گیتا گاوندای» پیوندی نزدیك برقرار نموده است.

پس از «ویلیام جونز»، «آلفرد كرمر» در سال ۱۸۶۸ م. و «راین هارت دوزی» در سال ۱۸۶۹م. مقوله تأثیر پذیری تصوف اسلامی از ادیان و مكاتب هندی را مطرح نمودند. همچنین تطبیق، در بین نظریات برخی از مستشرقین چون «ماسینیون»، «نیكلسون» و نیز مورخان مسلمان ایرانی، مثل «دكتر قاسم غنی»، «زرین كوب» و … نیز چنین اعتقادی (با شدت و ضعف) وجود داشته و مقایسه هایی نیز صورت گرفته است به طور كلی، مجموعه دیدگاههای عالمان و پژوهشگران اسلامی نسبت به استقلال یا عدم استقلال عرفان اسلامی و نسبت دین با عرفان، سه نظریه كلی وجود دارد:

الف)عرفان؛ مقوله ایی بیرونی و وارداتی است كه محدثان و فقهاء با انگیزهٔ دفاع از دین به مخالفت با آن پرداخته اند.

ب) ‌عرفان؛ مقوله ایی درونی و اصیل اسلامی است كه با مایه ها و پایه های قرآنی ـ روایی شكل گرفته و از منابع دینی سرچشمه یافته است، لكن در عرفان چنین اشتباهاتی رخ داده كه به نظر رسیده، بیشتر عرفان اسلامی، عرفان متصوفه است؛ اما با این وجود در متصوفه هم ضدیت با اسلام و عناد با آن مطمح نظر نبوده و آنان نسبت به اسلام صمیمیت و خلوص كامل داشته اند.

ج) عرفان مقوله ایی تركیبی و تلفیقی است، این نظر را برخی متجددان به جهت مخالفت با اسلام مطرح كرده اند. به هر حال با اعتقاد به اصالت و غنای فرهنگ عرفانی اسلام و نگرش عرفان قرآنی ـ ولایی، نه عرفان تلفیقی، تركیبی و التقاطی (عرفان اسلامی با عرفان هندویی، مسیحی، یهودی، نوافلاطونی، زرتشتی و …) در چند مقوله و مؤلفه به تطبیق عرفان اسلامی با عرفان هندویی می‏پردازیم:

نویسنده: محمدرضا رودگر


شما در حال مطالعه صفحه 1 از یک مقاله 3 صفحه ای هستید. لطفا صفحات دیگر این مقاله را نیز مطالعه فرمایید.