یکشنبه, ۷ بهمن, ۱۴۰۳ / 26 January, 2025
مجله ویستا

این جوانان را تحقیر نکنید، لطفا!


این جوانان را تحقیر نکنید، لطفا!

«این پسرهای شبه دختر»، عنوان یک نوشته بود که در سیاه و سفید پنج شنبه گذشته به چاپ رسید و نگاه انتقادی یک شهروند بود به پوشش و رفتار پسرانی که انگار دخترانه زندگی را مشق می کنند! …

«این پسرهای شبه دختر»، عنوان یک نوشته بود که در سیاه و سفید پنج شنبه گذشته به چاپ رسید و نگاه انتقادی یک شهروند بود به پوشش و رفتار پسرانی که انگار دخترانه زندگی را مشق می کنند! اهل زیر ابرو برداشتن هستند و زیورآلات به خود می آویزند، آن نوشته بازتاب هایی داشت از جمله، یک جوان که دست به قلم شد برای نوشتن که اگر تلخی جریان یافته در برخی کلماتش را برداریم، شیرینی نقد را مضاعف می کند من هم با بسیاری از حرف هایش موافقم و با بسیاری هم نه! به گفته هایش نقد دارم اما نقد او را هم به جریان گفت ها و گفتن های موجود وارد می دانم او نوشته است من مطمئن نیستم تو خودت به همه این حرف هایی که زده ای ایمان داری یا نه! همشهری!!!تا یادم می آید، (حالا فکر کن من هم جوانم ... تو را نمی دانم!) قرار بوده بجنگیم، شهید بشویم... سرباز این باشیم یا آن ... تا یادم می آید مرگ بر دیگران گفتیم و درود بر خودمان. مثلا هر که فلانی را قبول نداشته باشد باید کلا برود و بمیرد... و آن مذهب و حرف های مذهبی هم که گفتی! فکر نمی کنی که برای زدن این حرف ها خیلی دیر باشد جناب خبرنگار!!!نه!نه!نه! یک وقت متعصبانه با حرف های من برخورد نکنی و موضع نگیری که من! همین خواننده حرف های تو و امثال توام! ببین! من آدم مذهبی نبودم... اما به خیلی چیزها و آدم ها تا حدودی اعتقاد داشتم. حالا به ادعای خودم اعتقاد نصف و نیمه! فرق که نمی کند... هر کسی یک جوری است.

اما حالا... وقتی رفتار برخی ها را می بینم وقتی گفتار برخی ها را می شنوم بر همان اعتقاد نصف و نیمه ام می ترسم. می ترسم، توفان برخی رفتارهای خرافی همان باقی مانده اعتقادی ام را هم ببرد. ببخشید. ناراحت نشوید، به شما و هیچ کس دیگر هم برنخورد اما با رفتاری که بعضی ها دارند، با گفتار همان بعضی ها خواهید بخشید اگر گفته هایی از این دست را نپذیرم که شماها می نویسید! یا آن ها می گویند!... به نظر من مسائل خیلی مهم تر از زیرابرو برداشتن پسران وجود دارد که قلم خبرنگار باید آن ها را بکاود و برای اصلاحش فریاد برآورد اما... وقتی قلم ها و قدم ها فقط به سوی چنین مسائلی تغییر مسیر می دهد، آن فسادهای بزرگ تر فرصت رشد می یابند، به مسئله مفاسد اقتصادی تا حالا چقدر در روزنامه شما و به قلم شما پرداخته شده است؟ به دیگر مفاسد چه طور؟ به هر حال شما خبرنگارید و باید جسارت داشته باشید... اما بگذار یک مسئله را به شما و همه کسانی که مثل شما فکر می کنند بگویم، اگر روزی دشمن به این خاک چپ نگاه کند، همین جوانان زیرابرو برداشته، همین ها که شما تحقیرشان می کنید و حتی توی سرشان می زنید، قد علم خواهند کرد و حتی باعث سرفرازی این کشور خواهند شد. پس مراقب حرمت این جوان ها هم باشید لطفا!» این شهروند، حرف های دیگری هم گفته است، نقدهای دیگری هم به رفتار اجتماعی برخی سیاست مداران دارد، اما، به همین بسنده می کنیم انشاءا... ما را خواهد بخشید این شهروند... چون ما در «پیله تعصب نیستیم»، اما ... بگذریم به امید روزی که همه افراد حتی اگر اعتقادی هم ندارند، هنجارهای جامعه و قانون را رعایت کنند... باز هم بگذریم!