پنجشنبه, ۱۰ خرداد, ۱۴۰۳ / 30 May, 2024
مجله ویستا

حاج میرزا ابراهیم خان شرف الدوله


حاج میرزا ابراهیم خان شرف الدوله

حاج میرزا ابراهیم خان باغمیشه ای ملقب به شرف الدوله, فرزند حاجی میرزا علی نقی باغمیشه معروف به حاجی كلانتر بود

حاج میرزا ابراهیم خان باغمیشه ای ملقب به شرف الدوله، فرزند حاجی میرزا علی نقی باغمیشه معروف به حاجی كلانتر بود. او در حدود سال ۱۲۷۲ هـ.ق در تبریز متولد شد و تحصیلات خود را در آن شهر به پایان رساند و در حدود سال ۱۲۹۷ به خدمت دیوانی و دربار مظفرالدین میرزای ولیعهد وارد شد و با عنوان مستوفی سر كاری به خدمت پرداخت . پس از مدتی نیز علاوه بر مستوفی سركاری، كدخدایی باغمیشه را عهده دار شد و در سال ۱۳۰۶ هـ.ق به جای پدر خود كلانتر تبریز گشت. او كه مسوولیت اداره ارزاق شهر را بر عهده داشت بارها با مشكل قحطی و گرانی نان مواجه شد. پس از مرگ ناصرالدین شاه و حركت دربار مظفرالدین شاه به تهران، گرانی و قحطی نان افزایش یافت. محمدعلی میرزا اعتضادالسلطنه كه خود دارای مزارع گندم فراوان در آذربایجان بود، با انبار كردن گندم بر قیمت آن می افزود. در سال ۱۳۱۶ هـ.ق ، در تبریز شورشی علیه گرانی و كمبود نان صورت گرفت و مردم بر حاكم آذربایجان امیر نظام گروسی شوریدند. محمد علی میرزا، میرزا ابراهیم خان كلانتر و برادرش میرزا صالح خان سالار اكرم (آصف الدوله بعدی) را در نزد مظفرالدین شاه مسبب این واقعه معرفی نمود. این دو برادر، برای تبرئه خود از این اتهام و شكایت از حكومت محمدعلی میرزا به تهران رفتند و مدتی در تهران بودند.

حسین قلی خان نظام السلطنه مافی در محرم ۱۳۱۷ هـ.ق به حكومت تبریز منصوب شد و وساطت این دو برادر را برای بازگشت به تبریز نزد محمدعلی میرزا نمود و پس از كسب اجازه، میرزا ابراهیم خان كلانتر به تبریز بازگشت. نظام السلطنه در این مورد می نویسد: «وقتی كه مامور آذربایجان شدم، مرخصی هر دو برادر را استدعا كردم. ولیعهد در باب میرزا صالح خان كه معتمد الرعایا لقب داشت راضی نشد ولی كلانتر را اكراهاً امضا كرد. او را از جلو با درشكه چاپاری فرستاده بودم، روزی كه به قریه باسمنج وارد شدم، عریضه ای نوشته و بار خانه فرستاده، ضمناً هم محرمانه اطلاع داده بود كه من می خواستم بیایم استقبال، ولیعهد مایل نبود، نیامدم، دانستم عمداً فساد می كند. جواب نوشتم، تكلیف شما امتثال امر است و البته مصلحتی اقتضای این اراده را داشته است.

در این سال میرزا ابراهیم خان كلانتر ملقب به شرف الدوله شد و حسینقلی خان نظام السلطنه ریاست تجار را به او واگذار نمود. مشكل گرانی و كسود نان باقی بود و حسینقلی خان نظارت بر امر پخت و توزیع نان را بر عهده گرفت. در سال ۱۳۱۸ ق میرزا ابراهیم خان به نظام السلطنه مراجعه نمود و از او خواست تا نظارت بر مساله نان بر عهده او گذاشته شود. ظاهراً كار به اوسپرده شد ولی پس از مدتی كوتاه بنا به دستور محمدعلی میرزا بر كنار و به كربلا تبعید شد. نظام السلطنه می نویسد: «در بین این كشاكش ادعای ضرر و كافی نبودن مقدار جنس برای دكاكین، چند دفعه محمد ابراهیم خان كلانتر كه من ریاست تجار را به او داده بودم نزد من آمد و ایرج میرزا و دوام الملك را هم واسطه قرار دارد كه اگر عمل شهر با من باشد من اداره خبازخانه را منظم و نان شهر را مرتب می كنم.

روزهایی كه بعضی دكاكین را برای این دو مساله می بستند و تازه دو ساعت بیشتر پخت نمی كردند و اندك جمعیتی درب دكاكین بود ولیعهد گفت كه من مفتش امین فرستاده ام، این زن ها از محله باغمیشه كه متعلق به كلانتر است آمده اند. اگر چه باقراین هم تصادف كرد ولی اساس اصلی، بی میلی ولیعهد به این دو برادر - میرزا صالح خان برادر بزرگ و میرزا ابراهیم خان برادر كوچك بود ... بالجمله روزی كه در منزل من بود قرار داد كه ده سوار بفرستند او را بگیرند، ببرند از سرد رود بگذرانند كه به كربلا برود، و از این قرار معمول داشت.

من از قبل وقوع او را خواستم و نصیحت كردم و محبت خودم را در تصفیه حساب او با عین الدوله یادآوری كردم و همچنین رجوع عمل تجارت را بدون پیشكش، به قسم های خلاف تبرك جست.» تبعید میرزا ابراهیم خان یكسال بیشتر طول نكشید و در سال ۱۳۱۹ او به تبریز بازگشت .

در دوره بیگلربیگی علی تقی خان مفاخرالدوله در سال ۱۳۲۰ هـ ق به سمت كلانتری تبریز در آمد، در ۱۳۲۱ سفری به روسیه داشت. محمد ولی خان تنكابنی در سال ۱۳۲۲ ق به حكومت اردبیل، مشكین، خلخال و طالش منصوب شد. و به علت مناسبات دوستانه با شرف الدوله، او را با خود به اردبیل برد و به نیابت حكومت اردبیل منصوب كرد. محمد ولی خان تنكابنی در سال ۱۳۲۳ ق به تهران و شرف الدوله به تبریز بازگشت.

در بازگشت به تبریز و آغاز حركت مشروطه خواهی او فعالیت هایی پنهانی علیه محمد علی میرزا ولیعهد و حاج میرزا حسن مجتهد و حاجی میرزا عبدالكریم امام جمعه را آغاز نمود.

با صدور فرمان مشروطیت انتخاب نمایندگان آغاز شد. میرزا ابراهیم خان شرف الدوله با ۳۷ رای از سوی اعیان تبریز نماینده شد و در ۲۳ ذیقعده ۱۳۲۴ به همراه شش نماینده دیگر تبریز، از راه باكو و تفلیس عازم تهران شدند.

نمایندگان تبریزدر ۲۴ ذیحجه ۱۳۲۴ ق. به تهران وارد شدند و مورد استقبال فراوان قرار گرفتند. از همان آغاز ورود نمایندگان آذربایجان درگیری بر سر مشروطه آغاز شد و نمایندگان آذربایجان خواهان پذیرش اصل مشروطیت از سوی محمدعلیشاه بودند و در این مورد فخر السلطنه را به عنوان واسطه برگزیدند ولی محمد علیشاه از پذیرش هفت تقاضای نمایندگان امتناع ورزید و همه پیشنهادها را نپذیرفت به غیر از ۱۲ اصل مهم كه به رسمیت شناختن مشروطه و استقرار انجمن های ایالتی و ولایتی بود.

شرف الدوله در بسیاری از موارد با و كلای تندروی آذربایجان مانند مستشار الدوله، حاجی میرزا ابراهیم آقا تبریزی و تقی زاده دارای اختلاف نظر بود.

میرزا ابراهیم خان شرف الدوله با میرزا جواد خان سعدالدوله رابطه بسیار دوستانه ای داشت و زمانی كه سعدالدوله از نمایندگی استعفا داد در خاطرات خود نوشت: «... مثل او در مجلس نداریم و از هر جهت كامل و دانا و عاقل است و اگر اعضای مجلس به او تاسی می كردند و قبول می كردند و حركات و فرمایش های ایشان را سرمشق قرار می دادند تا حال بسیاری از كارها تصفیه شده بود …»

رابطه نزدیك شرف الدوله با سعدالدوله عضو هیات مدیره جامع آدمیت، منجر به عضویت او در این انجمن فراماسونری شد. وی درباره ورود خود به جامع آدمیت در خاطرات روز ۵ جمادی الاول خود نوشت: «پاره ای اشخاص محترم انجمن ترتیب داده اند كه بعد از غروب سه ساعت از شب رفته منعقد می شود بنده نیز دو شب است داخل انجمن شده ام تا بدانم مقصود از این انجمن چیست. عجالتاً طرفدار مجلسند و می خواهند از هر جا صدمه ای به مجلس وارد می شود رفع و دفع نمایند. ظاهراً شرف الدوله مدتی كوتاه در جامع آدمیت عضو بود. از سویی دیگر او در مجلس به صورت رابط سعدالدوله عمل می كرد و ترتیب ملاقات او را بادیگر نمایندگان می داد.

در مساله شورش پسر رحیم خان چلبیانلو و زنجیر برداشتن از رحیم خان در تهران، شرف الدوله به دیگر وكلای آذربایجان پیوست و در مقابل تصمیم مجلس مبنی بر آزاد كردن رحیم خان، متفقاً مجلس را تحریك كرد.

شرف الدوله كه در روز ترور امین السلطان ترتیب ملاقاتی بین دو مخالف جدی او، سعدالدوله و تقی زاده داده بود با شنیدن خبر ترور او اظهار تاسف كرد و در خاطراتش او را بی نظیر و خادم به ملت خواند.

در رمضان ۱۳۲۵ ق او تلاش زیادی برای جلب نظر احتشام السلطنه و نمایندگان مجلس در مورد صدارت سعدالدوله نمود.

نمایندگان آذربایجان و دیگر نمایندگان آذری مجلس، انجمنی به نام آذربایجان تشكیل دادند كه میرزا ابراهیم خان نیز در آن چند جلسه شركت نمود.

او در شوال ۱۳۲۵ ق. به عضویت در كمیسیون جنگ و كمیسیون مالیه انتخاب شد.

میرزا ابراهیم خان شرف الدوله تا ۲۲ جمادی الاول ۱۳۲۶ ق در جلسات مجلس حضور یافت و پس از به توپ بسته شدن مجلس، از منزل خود متواری شد و در ۲۴ جمادی الاول ۱۳۲۶ ق. به منزل میرزا جواد خان سعدالدوله پناه برد.

«بحمدالله به سلامت وارد منزل سعدالدوله، پهلوی سفارت هولند شدم. از ورود من بی نهایت خوشوقت شدند و بدون این كه از من اشارتی شود شرحی به امیر بهادر نوشتند كه فلانی اینجا آمده است. ایشان همیشه با من هم عقیده و هم اندیشه بوده و كمال رفاقت را با من دارند. امروز قزاق ها معترض به او شده اند. صبح قزاق ها جواب تكذیب آوردند و امیر بهادر نوشته بود كسی با فلانی كاری ندارد.» «ولی منزل او در تبریز توسط قوای رحیم خان غارت و ویران شد.»

پس از تصرف تهران توسط قوای مجاهدین، محمدولی خان سپهدار اعظم به شرف الدوله پیشنهاد حكومت قزوین را داد و در جمادی الاول ،۱۳۲۷ شرف الدوله به حكومت قزوین منصوب شد ولی بیش از چند ماهی در این سمت باقی نماند و به تهران بازگشت.

میرزا ابراهیم خان در ۱۳۲۸ ق. به تبریز بازگشت و در سال ۱۳۳۰ كه صمدخان شجاع الدوله به تبریز حمله برد و آن را تصرف نمود و در نهم محرم ۱۳۳۰ شرف الدوله توسط ماموران شجاع الدوله دستگیر و به یاسمنج فرستاده شد.

وی پس از مدتی كوتاه آزاد شد. شرف الدوله پس از آزادی ایران را ترك كرد و برای ملاقات فرزندان خود راهی روسیه شد؛ با آرام شدن اوضاع و خروج نیروهای روس، به تبریز بازگشت و همچنان سمت كلانتری تبریز را بر عهده داشت. وی در مدرسه ای با نام شرف یا شرفیه در محله باغمیشه در سال ۱۳۳۴ ق تاسیس نمود و ۱۳۴۶ ق نیز كارخانه قالی بافی در باغمیشه تاسیس كرد. میرزا ابراهیم خان باغمیشه ای در سال ۱۳۱۱ ش - ۱۳۵۱ ق در باغمیشه درگذشت.

فاطمه معزی