جمعه, ۱۰ اسفند, ۱۴۰۳ / 28 February, 2025
طلایه دار حکمت ایرانی

شیخ شهید یحیی بن حبش بن امیرک سهروردی(شیخ اشراق) از عرفا و فلاسفه اشراقی نامدار قرن ششم هـ.ق در سهرورد زنجان دیده به عالم ناسوت گشود. وی پس از طی مراتب تحصیل در مراغه و اصفهان به سوریه سفر کرد و در حلب با ملک ظاهر پسر صلاحالدین ایوبی دوستی و همراه شد؛ اما در اثر سعایت زعمای دینی نزد صلاح الدین، وی دستور قتل شیخ را با وجود دوستی نزدیک و علاقه شدید پسر وی به سهروردی صادر کرد و شیخ در سن ۳۶ یا به روایتی ۳۸ سالگی به شهادت
رسید.
اما در همین دوره کوتاه زندگی آثار پر مغز و سترگی به یادگار نهاد که نشانگر عمق اندیشه و ژرفای سلوک معنوی و روحی وی است. سهروردی در اثر تماس با وارثان علوم دنیای باستان و آشنایی با فلسفه مشاء و آثار یونانیان و در اثر مراقبه و سلوک به کنه اعتقادات ایرانی- اسلامی و تشابهات و مطابقتهای هردو پی برده و ثمره آن را به یادگار گذارد.
اما درباره حکمت و فلسفه اشراق که بحق سهروردی را احیاگر این تفکر و فلسفه در ایران بعد از اسلام نامیدهاند میتوان گفت؛ توجه به اصل و مبدأ نور و کشش ذاتی انسان به امور معنوی و تلاش و کوشش در این مسیر باعث فتح ابوابی میشود که صاحب نورالانوار به بنده خود تفضلی نموده انکشافی رخ میدهد و این تجلی در اذهان ایرانی به صورت نور یا اخگر جلوهگر شده که حجابهای ظلمت و تاریکی به این وسیله از هم دریده میشوند؛ قرآن عظیمالشأن فرموده: الله نورالسماوات و العرض.
اشراق یا مشرق وجود یا محل طلوع آفتاب وجود که روشنایی بخش تاریکی نفس و حجاب ماده است، حکمت و اندیشهای است که قدمتی بس طولانی در ایران اسلامی دارد و در واقع این اندیشه با روح بلند ایران و ایرانی عجین شده است چه پیامبران و حکمای باستان نیز توجه خاصی به این موضوع مبذول داشته و در بیان و تبیین آن برای جامعه در طرق مختلف کوشیدهاند که سهروردی به خوبی به کنه این مطلب واقف و آن را به عینه لمس کرده بود.
بر اثر مساعی عدهای از ایرانیان، در گذشته حکمتی بس ژرف و دارای معانی عمیق شکل گرفت که مبنای آن اساس و مبدأ نور است که علتالعلل و مسببالاسباب تمام مخلوقات و موجودات است؛ ایرانی این گونه دریافت که نزاع بین نور و ظلمت و هجمههای عمال ظلمت، با توجه و تمرکز به باطن و حقیقت هستی که همان نور محض است مرتفع شده و هیچ گاه تاریکی یا شیطان یا نفس اماره نمیتواند در برابر قوای معنوی یا آتش عشق الهی یا نور، عرض اندام کند و نابود خواهد شد و یا تبدیل به نور میشود.
اندیشه نوریه و حکمت اشراقی نزد حکمای ایرانی جایگاهی بس متعالی دارد و بعد از طلوع آفتاب اسلام قرآن کریم نیز به نحو اتَم بر این حقیقت صحه گذارد و جان تازهای در رگ این اندیشه دمیده شد و معانی ژرف قرآنی و سیره حضرت ختمی مرتبت(ص) و ائمه معصومین(ع) که خود را نوری واحد(که همان حقیقت یا نور محمدیه است) معرفی نمودهاند (کلنا نورٌ واحد) سبب تعالی این اندیشه و حکمت در نزد واقفین و عاملین بدان شد و آیه نور در قرآن روح هر طالب نوری را مفتون و مجذوب خود میکند.
بعد از اسلام و با توجه به آموزههای اسلام و نحوه سلوک حضرات معصومین(ع) حکمت ایرانی تحتالشعاع حکمت اسلامی قرار گرفت و حکیم ایرانی دریافت که بنمایه و اساس و آبشخور این دو اندیشه و حکمت نمیتواند غیر از هم بوده و توجه باطنی در هر دو شکل و شیوه به مبدأ فیاض و حقیقت و باطن نور است که سهروردی در آثار خویش از جمله حکمتالاشراق به تبیین و تشریح این موضوع پرداخته است (سهروردی با توجه به این آموزهها و دریافتهای روحی خویش وجود را تعبیر به نور نموده و مراتب و درجات آن را بیان و حضرت احدیت را ینبوع النور یا سرچشمه جوشان نور اطلاق نموده است).
در حکمت اشراقی نه بر طریق مشاء، سالک یا پوینده راه با مجاهده و سلوک شرعی شروع به مبارزه با منهیات نفسانی و قوای اهریمنی میکند و قوای جسمی خود را تقلیل داده و قدرت روحی را افزایش میدهد و چندان در این امر ثابت قدم میماند تا به تأیید ازلی انوار قدسیه حق تعالی بر قلب و وجود سالک تابیده و حجابها مرتفع شده و حقیقت به اندازه ظرف روحی سالک بر وی متجلی میشود و در این سفر روحانی مطالبی درمییابد که پس از بازگشت به جامعه بنا بر وظیفه روحی خود آن را برای افراد جامعه تبیین مینماید؛ رسائل فارسی و عربی شیخ اشراق مملو از این گونه کنایات و استعارات در نحوه مشاهدات و دریافتهای روحی وی است، برای مثال در عقل سرخ انسان کامل را بنا بر اعتقادات ایرانی به سئنا یا سیمرغ تشبیه کرده که بر سر درخت طوبی لانه دارد و برای هدایت سالک و رهایی وی از بندهای مختلف به یاری میشتابد و یا در قصه غربت غربیه، انسان درمانده در ناسوت را به غریبی تشبیه میکند که در چاه ظلمت اسیر و آرزوی وطن حقیقی خویش و مشرق جان را دارد که همان کشش باطنی انسان به سوی غیب و مبدأ خویش و دیار آشنا است و باید برای رسیدن به آن از چاه تاریک و ظلمانی خارج شد تا بلکه باز بیند دیدار آشنا را.
سهروردی بر این عقیده است که راه رسیدن به اشراق و مبتدای آن تعلیم و یادگیری حکمت مشاء یا طریق عقلانی است تا بتواند با استدلالات عقلانی راه را از چاه باز شناسد و خود را از بند تشکیک در مسائلی که بر وی عارض میشود برهاند و بتواند دریافتهای روحی خود را با زبان فلسفه و حکمت با بیانی که قابل فهمتر برای عموم است بیان نماید.
آثار تعلیمات و تفکر سهروردی در شاگردان وی متجلی شدهاست که از آن جمله میتوان به شهرزوری(شارح حکمت الاشراق)، میر داماد، رجبعلی تبریزی و ودود تبریزی(صاحب حاشیه بر الواح عمادی) اشاره کرد که هرکدام، از طلایهداران عالم حکمت و معرفت ایرانی هستند.
ایران مسعود پزشکیان دولت چهاردهم پزشکیان مجلس شورای اسلامی محمدرضا عارف دولت مجلس کابینه دولت چهاردهم اسماعیل هنیه کابینه پزشکیان محمدجواد ظریف
پیاده روی اربعین تهران عراق پلیس تصادف هواشناسی شهرداری تهران سرقت بازنشستگان قتل آموزش و پرورش دستگیری
ایران خودرو خودرو وام قیمت طلا قیمت دلار قیمت خودرو بانک مرکزی برق بازار خودرو بورس بازار سرمایه قیمت سکه
میراث فرهنگی میدان آزادی سینما رهبر انقلاب بیتا فرهی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی سینمای ایران تلویزیون کتاب تئاتر موسیقی
وزارت علوم تحقیقات و فناوری آزمون
رژیم صهیونیستی غزه روسیه حماس آمریکا فلسطین جنگ غزه اوکراین حزب الله لبنان دونالد ترامپ طوفان الاقصی ترکیه
پرسپولیس فوتبال ذوب آهن لیگ برتر استقلال لیگ برتر ایران المپیک المپیک 2024 پاریس رئال مادرید لیگ برتر فوتبال ایران مهدی تاج باشگاه پرسپولیس
هوش مصنوعی فناوری سامسونگ ایلان ماسک گوگل تلگرام گوشی ستار هاشمی مریخ روزنامه
فشار خون آلزایمر رژیم غذایی مغز دیابت چاقی افسردگی سلامت پوست