یکشنبه, ۵ اسفند, ۱۴۰۳ / 23 February, 2025
مجله ویستا

نگاهی گذرا به مساله ولایت فقیه در تاریخ تشیع


نگاهی گذرا به مساله ولایت فقیه در تاریخ تشیع

از نظر لغوی داوری در اختلافات و دعاوی, فرماندهی, و صدور حكم یا دستور را «حكومت » گویند; و در اصطلاح كومت به كار یا مجموعه ای از كارها اطلاق می شود كه بر عهده دولت, یا سازمان سیاسی جامعه است

از نظر لغوی داوری در اختلافات و دعاوی، فرماندهی، و صدور حكم یا دستور را «حكومت‏» گویند; و در اصطلاح كومت‏به كار یا مجموعه‏ای از كارها اطلاق می‏شود كه بر عهده دولت، یا سازمان سیاسی جامعه است. (۱) در زبانهای عربی و فارسی، اطلاق واژه «حكومت‏» به كار یا كارهای دولت، سه علت داشته است:

۱) اولین و مهمترین كار حكومت‏حل و فصل اختلافات مردم و دعاوی آنان نسبت‏به هم، و داوری میان ایشان است كه در لغت‏به آن حكومت می‏گویند. خدمات عمومی، دفاع ملی راه‏سازی، سدسازی، هدایت كشاورزی و امثال آنها. بعدها و به تدریج‏به این كار مهم و حیاتی (دادگستری) افزوده شده است.

۲) از قدیم، و در همه سرزمینها، نخستین كار اولیای مردم - مثلا كار پدر در خانواده‏ای بزرگ یا رئیس قبیله یا رئیس عشیره - داوری در اختلافات و حل دعاوی اشخاص علیه یكدیگر، و صدور رای برای كیفر مجرمان بوده است;

۳) در انواع حكومتها و نظامهای سیاسی - صرف‏نظر از چگونگی پیدایش یا تاسیس آنها - كارهای دولت‏یا امور حكومتی، با فرمان دادن و صدور دستور و امر و نهی یا حكمرانی انجام می‏گیرد. (۲)

حكومت در حقوق اساسی معانی متعددی دارد كه مهمترین آنها «تصدی حاكمیت - یا اقتدار سیاسی - به دست ولی امر» است; (۳) یعنی قیام او به وظایف دولت. این وظایف عبارتند از: دفاع از ملت و میهن در برابر تجاوز بیگانه، برقراری امنیت و نظم در داخل كشور، و اقامه عدل میان افراد... مشروعیت‏حكومت این است كه كسی حق اعمال حاكمیت و در دست گرفتن قدرت و حكومت را داشته باشد، و مردم وظیفه داشته باشند از او اطاعت كنند. معیار مشروعیت‏حكومت اسلامی، حق الهی و امر اوست. حكومت اسلامی براساس همین نظریه است و در نظام جمهوری اسلامی، علاوه بر قانون اساسی، شریعت اسلام نیز نظام قانونگذاری و مجموعه‏ای از مقررات و احكام است.

دین اسلام خدا را مالك و سلطان (دارای تسلط تكوینی) بر مردم می‏داند. اگر خدا كسی را برای اجرای احكام الهی معین كند، او حق حاكمیت دارد و حكومت او با مانعی روبه‏رو نخواهد شد. اطاعت از فرامین و حكومت رسول اكرم‏صلی الله علیه وآله واجب است‏به خاطر این كه رسول اكرم نسبت‏به اموال و انفس مؤمنان از خود ایشان هم شایسته‏تر است و در تمام مراحل بر مردم ولایت مطلق دارد. حكومت پیامبر اسلام‏صلی الله علیه وآله و امامان معصوم‏علیهم‏السلام با نصب خاص الهی صورت گرفته است و حكومت ولی‏فقیه در زمان غیبت امام معصوم‏علیه السلام با نصب عام از طرف امام معصوم‏علیه السلام انجام شده است كه خود وی منصوب خداست.

پس از پیامبر اكرم‏صلی الله علیه وآله امامان معصوم‏علیهم‏السلام نیز از سوی خدای متعال به حكومت منصوب شده‏اند. باید توجه داشت ولایت و حكومت معصومان علیهم‏السلام پس از رسول خداصلی الله علیه وآله به واسطه نصب رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم نیست، بلكه اگر رسول خداصلی الله علیه وآله امام علی علیه السلام را به عنوان جانشین خویش معرفی كرده‏اند، ابلاغ تعیین الهی بوده است; یعنی امام علی‏علیه السلام از طرف خدا برای ولایت و حكومت منصوب شده بود. درباره دیگر امامان نیز همین‏گونه است; لیكن آیا از جانب خدا كسی در زمان غیبت معصوم علیه السلام برای حكومت نصب شده است؟ آنچه از روایات موجود در كتابهای روایی شیعی استفاده می‏شود این است كه در زمان غیبت، فقیهی كه واجد شرایط مذكور در روایات باشد، حق حاكمیت دارد و به تعبیر برخی روایات از طرف معصومان‏علیهم‏السلام به حكومت نصب شده است.

مشروعیت‏حكومت فقها زاییده نصب عام آنان از سوی معصومان‏علیهم‏السلام است كه آنان نیز منصوب خاص از جانب خدای متعال هستند. از نظر شیعه به همان معیاری كه حكومت رسول‏الله‏صلی الله علیه وآله مشروعیت دارد، حكومت امامان معصوم و نیز ولایت فقیه در زمان غیبت مشرویت‏خواهد داشت; یعنی مشروعیت‏حكومت هیچ‏گاه مشروط به خواست این و آن نبوده، بلكه امری الهی و با نصب او بوده است. تفاوت نصب امامان معصوم با نصب فقها در این است كه معصومان‏علیهم‏السلام به صورت معین نصب شده‏اند، ولی نصب فقها عام بوده و در هر زمانی برخی از آنها ماذون به حكومت هستند.

مشروعیت‏حكومت در اسلام با آرای مردم به دست نمی‏آید، بلكه مشروعیت آن با حكم الهی است، در همان حال هیچ گونه تحمیلی هم بر مردم وجود ندارد، زیرا در اسلام توسل به زور برای دستیابی به حكومت مورد نظر روا نیست و مردم با ایمان آگاهانه و آزاد خویش بدان تن می‏دهند. مردم مشروعیتی به حكومت فقیه نمی‏دهند بلكه رای و رضایت آنان باعث‏به وجود آمدن آن می‏شود.

فقهایی كه با شرایطی خاص از طرف معصومین‏علیهم‏السلام به حاكمیت نصب شده‏اند، عهده‏دار اداره جامعه براساس اسلام می‏شوند. فقها بیشترین اطلاع و آگاهی را از قوانین شرعی و دینی دارند و صاحب تقوا و صلاحیت اخلاقی هستند و آگاهی و اهتمام به مصالح اجتماعی دارند. از این لحاظ حكومت مشروع از دیدگاه اسلام فقط ولایت و حكومت فقیه است.

● سابقه تاریخی نظریه «ولایت فقیه‏»

شاید در ذهن اكثر مردم چنین باشد كه ولایت فقیه به پس از دوران غیبت كبرای امام زمان‏علیه السلام برمی‏گردد، یعنی به كمتر از ۱۲۰۰ سال قبل، ولی با توجه به مفاد نظریه ولایت فقیه و با مروری اجمالی به تاریخ دوران حضور امامان معصوم علیهم السلام به راحتی می‏توان ولایت فقیه را در عصر حضور معصومین علیهم السلام هم دید.

در دوران امامت امام علی‏علیه السلام پیروان فقیه آن حضرت مانند حذیفهٔ‏بن یمان، سلمان فارسی و عمار یاسر با اذن و اجازه امام معصوم‏علیه السلام مناصب حكومتی در دوران خلفای نخستین را پذیرفتند. بعد از شهادت امام علی‏علیه السلام بسیاری از عالمان مكتب ائمه‏علیهم‏السلام چون كمیل‏بن زیاد، سعیدبن جبیر، سعیدبن مسیب در پرتو علوم امامان معصوم‏علیهم‏السلام رشد یافتند از جمله فضلای بزرگ و مبارزی كه در طی این دوره به شهادت رسیدند عبارت بودند از: سعیدبن جبیر، رشید الهجری، جریرهٔ العبدی، میثم تمار، كمیل‏بن زیاد، حجربن عدی (۴) . امام سجادعلیه السلام اجازه قیام به مختار را صادر نفرمود بلكه قیام او را تحت نظارت یك فقیه اهل‏بیت قرار داد; این فقیه كسی جز محمدبن حنفیه عموی امام سجادعلیه السلام نبود. (۵)

نیمه دوم سده نخست و نیمه اول سده دوم را باید سالهای بالندگی نظریه ولایت قلمداد كرد. در این سالها امام باقر و امام صادق‏علیهماالسلام اولین دانشگاه فقه، معارف و علوم تجربی را پایه‏گذاری كردند. (۶)

در دوران امام صادق‏علیه السلام عمربن حنظله مطلبی را باعث‏شد كه به‏گونه‏ای به برنامه‏ای برای گسترش نظریه ولایت فقیه تبدیل گردید. عده‏ای از فقها و محدثان از مقبوله عمربن حنظله و امثال آن، ولایت مطلقه (ولایت عامه یا ولایت همه جانبه) استنباط می‏كنند. (۷) از دوران امامت امام كاظم‏علیه السلام تا آغاز غیبت كبری قیامهای غیرمستقیم ائمه اطهارعلیهم‏السلام از طریق فقها و سادات نیز عملی گشته بود.

پی‏نوشت‌ها و مآخذ

۱- Mackenzie, W.J: Political and Social Science,. London, ۱۹۷۶. p. ۵۲

۲- همان، ص ۵۶.

۳- موسی نجفی: تاملات سیاسی در تاریخ تفكر اسلامی، جلد اول، تهران، ۱۳۷۴، ص ۱۶۸-۱۶۹.

۴- قاضی نورالله شوشتری، مجالس المؤمنین، صص ۲۴۲، ۳۰۶، ۳۱۰.

۵- همان، ص ۲۷۵.

۶- السید حسن الصدر، تاسیس الشیعه العلوم الاسلام، تهران: منشورات الاعلمی، [بی تا]، ص ۳۶۱، ۳۵۸.

۷- محمدبن مكی العاملی، الدروس الشرعیه، الجزء الثانی، قم، مؤسسهٔ النشر الاسلامی، ۱۴۱۴، ص ۶۵.

۸- محمدبن الحسن الحر العاملی، وسائل الشیعه، المجلد السادس، بیروت، داراحیاء التراث العربی، ص ۳۳۵

۹- شیخ مفید، المقنعه، قم، ۱۴۱۰، ص ۶۷۵.

۱۰- درباره ولایتهای نه‏گانه رجوع كنید به: محمد مهدی موسوی خلخالی: حاكمیت در اسلام، تهران، ۱۳۶۱; عباسعلی عمید زنجانی: فقه سیاسی ج‏۲، تهران، ۱۳۶۷، صص ۳۶۷-۳۷۶.

۱۱- امام خمینی‏قدس سره: حكومت اسلامی، صص ۵۶-۵۷.

۱۲- امام خمینی‏قدس سره: كتاب البیع، ج‏۲، ص ۴۶۱ (ترجمه)

۱۳- علامه ابن ادریس حلی: السرائر، ج‏۳، قم، ۱۴۱۱ ه. ق، صص ۵۳۷-۵۳۹.

۱۴- محمد تقی مدرس رضوی: احوال و آثار خواجه نصیرالدین طوسی، تهران، ۱۳۵۴ ه ش.

۱۵- حلی، جعفربن حسن (محقق اول): شرایع الاسلام، تهران، ۱۳۸۹ ه. ق.

۱۶- خوانساری: روضات الجنات، قم، ج‏۴، صص ۳۶۲-۳۶۳.

۱۷- دوانی، علی: مفاخر اسلام، ج‏۴، تهران، ۱۳۶۴ ه ش، ص ۴۴۱.

۱۸- محقق كركی، رسائل، ج‏۱، ص‏۱۴۲، انتشارات كتابخانه آیت‏الله نجفی مرعشی.

۱۹- همان، ۱/۲۷۰.

۲۰- مقدس اردبیلی، مجمع الفائدهٔ والبرهان، ۱۲/۱۱، انتشارات اسلامی وابسته به جامعه مدرسین حوزه علمیه قم.

۲۱- مفتاح الكرامه، ۱۰/۲۱، مؤسسه آل‏البیت.

۲۲- میرفتاح حسینی مراغه‏ای، العناوین، صص ۳۵۲-۳۵۳.

۲۳- محقق همدانی، مصباح الفقیه، صص ۱۶۰-۱۶۱.

۲۴- سید محمد بحرالعلوم، بلغهٔ الفقیه، ج‏۳/۲۳۴.

۲۵- رسول جعفریان، دین و سیاست در دوره صفوی، صص ۱۱-۱۲.

۲۶- دین و سیاست در دوره صفوی، ص‏۳۲.

۲۷- روضات الجنات، ج‏۴، ص ۳۶۱; رك: تشیع و تصوف، ص ۳۹۳.

۲۸- دین و سیاست در دوره صفوی، صص ۳۶-۳۸; دكتر ذبیح‏الله صفا، تاریخ ادبیات در ایران، جلد پنجم، بخش اول، ص ۱۷۴.

۲۹- دین و سیاست در دوره صفوی، ص ۳۹.

۳۰- تاریخ ادبیات در ایران، جلد پنجم، بخش اول، ص ۱۷۲.

۳۱- میرزا عبدالله افندی: ریاض العلماء، ج‏۳، ص‏۴۵۶; روضات الجنات، ج‏۴، ص ۳۶۴; تاریخ ادبیات در ایران، جلد پنجم، بخش اول، ص ۱۷۶.

۳۲- روضات الجنات، ج‏۲، ص‏۳۵۰.

۳۳- سفرنامه شاردن [قسمت اصفهان] ص‏۶۱; سفرنامه تاورنیه، ص‏۳۸۹.

۳۴- رك: در مورد شیراز; ریاض العلماء، ج‏۴، ص‏۹۶ و در مورد اصفهان، ریاض العلماء، ج‏۴، ص‏۲۶۷.

۳۵- روضات الجنات، ج‏۱، صص ۲۵-۲۹; تاریخ ادبیات در ایران، جلد پنجم، بخش اول، ص ۱۷۷.

۳۶- روضات الجنات، ج‏۴، ص ۳۶۱.

۳۷- روضات الجنات، ج‏۱، ص ۸۴; تاریخ ادبیات در ایران، جلد پنجم، بخش اول، ص ۱۷۸.

۳۸- همان، جلد پنجم، بخش اول، ص ۱۷۸.

۳۹- روضات الجنات، ج‏۴، صص‏۳۶۱.

۴۰- سید مصلح‏الدین مهدوی، زندگینامه علامه مجلسی، ج‏۱، ص ۲۳۹.

۴۱- دین و سیاست در دوره صفوی، ص‏۹۷.

۴۲- النجفی، محمد حسن، جواهرالكلام، المجلد الحادی والعشرون، بیروت، صص‏۳۹۶-۳۹۷.

۴۳- جواهر الكلام، شیح محمد حسن نجفی، ج ۱۶/۱۷۸، ۳۶۰.

۴۴- همان، ۱۵۶، ۱۶۷، ۱۷۸; ج ۱۵/۴۲۱، ۵۴۰.

۴۵- همان، ۲۱/۱۴.

۴۶- همان، ص ۲۶۳.

۴۷- همان، ص ۳۱۲.

۴۸- همان، ج‏۴۰/۱۸.

۴۹- همان، ج ۱۵/۴۲۱.

۵۰- الانصاری، مرتضی: المكاسب، المجلد التاسع، قم; ۱۴۱۰ ه. ق: ص ۳۴۰.

۵۱- النراقی، احمد: عوائد الایام، قم، ۱۴۰۸ ه. ق، ص ۱۸۸.

۵۲- نائینی، محمدحسین: تنبیه الامه و تنزیه الملهٔ، تهران، ۱۳۵۸ ه ش، ص ۴۶۰.

منبع:فصلنامه مشكوهٔ، شماره ۶۲-۶۵

نویسنده:حیدررضا ضابط


شما در حال مطالعه صفحه 1 از یک مقاله 4 صفحه ای هستید. لطفا صفحات دیگر این مقاله را نیز مطالعه فرمایید.