چهارشنبه, ۳۰ خرداد, ۱۴۰۳ / 19 June, 2024
مجله ویستا

مراسم نوروز در كشور هند جشن هولی


مراسم نوروز در كشور هند جشن هولی

هولی یكی از بزرگترین جشن های هند است كه علاقه مندان زیادی داشته و با توجه به رنگ سحر آمیز آن هیچ جشن دیگری نمی تواند با آن رقابت و برابری نمایدو در این ایام تمام فعالیت ها در این منطقه با روح هولی آمیخته می شوند

جشن هولی برای مدت پنجاه روز در ایام بهار تمام فعالیت های دیگر را در منطقه براج ( ماتهورا – ورینداوان ) تحت الشعاع خود قرار میدهد. شمار بسیار زیادی از مردم هند و سایر كشورها جهت مشاهده این جشن دیدنی رنگ ها به طور گروهی به این منطقه سفر می كنند.

هولی یكی از بزرگترین جشن های هند است كه علاقه مندان زیادی داشته و با توجه به رنگ سحر آمیز آن هیچ جشن دیگری نمی تواند با آن رقابت و برابری نمایدو در این ایام تمام فعالیت ها در این منطقه با روح هولی آمیخته می شوند. در معابد هر روز از گولال ( پودر رنگی ) برای استحمام مذهبی خدایان استفاده می شود.

جشن بزرگ و پر آب و رنگ هولی هر سال در ماه فالگونه ( فوریه – مارس ) در تمام بخش های كشور هند برگزار می شود. این جشن در فصلی كه هوا سرد است و نه گرم و درختان با انواع گل های دلفریب می شكفند، اتفاق می افتد.

بر اساس افسانه ای، روزگاری شاه مقتدری به نام هیرانكاشیپور بر زمین حكمفرمایی می كرد. تكبر او به حدی بود كه دعوی خدایی كرد و به مردم فرمان داد تا او را بپرستند. اما پراهلد، تنها پسر شاه، از پذیرفتن پدرش به عنوان ( خدا ) امتناع كرد زیرا او فقط به را ما، یكی از صور تجلی ویشنو، اعتقادی راسخ داشت.

شاه برای پسرش به انواع تنبیه های خشن متوسل شد و حتی كمر به قتل او بست. اما هر بار پراهلد نام ویشنو را بر زبان می آورد، نجات پیدا می كرد. بالاخره هولیكا، عمه پراهلد، با ادعای اینكه آتش بر او اثر ندارد، كودك ( پراهلد ) را در دامنش گرفت و در آتش نشست تا او زنده زنده در آتش بسوزد ( اما در واقع قصد نجات او را داشت ) وقتی شعله های آتش خاموش شد، پادشاه دریافت كه كودك نجات یافته اما عمه اش در آتش هلاك شده است.

افسانه دیگری كه با هولی ارتباط دارد، درباره قتل كامای زیبا، خدای عشق ، به دست شیواست. بر اساس این افسانه زمانی كه شیوا در حالت تفكر عمیق فرو رفته بود، پرواتی، دختر هیمالیا كه سخت دلبسته شیوا بود، می خواست با او وصلت كند. اما شیوا كه یك مهایوگی بود، توجهی به او نشان نمی داد. كاما برای اینكه شیوا را عاشق پرواتی كند، حواس او را پرت می كند. شیوا بر او خشم گرفت و بی درنگ این خدای كمان دار ( كاما ) را به تلی از خاكستر تبدیل كرد. شیوا بعدها با شفاعت پرواتی زندگی را به كاما برگرداند.

بر اساس روایت دیگری، هولی همان شیطان مونث پوتاناست كه در سریمادب ها گاواتا نقل شده است كه سعی كرد با گذاشتن سینه زهراگین اش در دهان كریشنای كودك او را از پا در آورد.

كریشناكه می دانست با چه كسی سروكار دارد، چنان محكم سینه پوتانا را مكید كه جان از بدنش خارج شد این افسانه مشهور اضافه می كند كه بدن مرده ناپدید شد و بنابر این گاوچرانان ماتهورا تمثال او را سوزاندند. از آن به بعد ناحیه ماتهورا، زادگاه كریشنا، مكان اصلی برگزاری جشن هولی شد.

ایین جشن دو روز است. در روز اول آتشی بزرگ در غروب و یا شب هنگام روشن می شود قبل از آن آتش بزرگ دیگری بر روی مكانی كه از قبل آماده شده روشن می شود و تمثالی از هولیكا كه از خیزران و بوریا ساخته شده در حركت دسته جمعی منظم به همراه خوانندگان و نوازندگان محلی به وسیله برهمن ها با تشریفات به محل می شود.

تمثال در وسط ثل آتش گذارده می شود و دستیار بر همن هفت بار آن را طواف می كند و قبل از اینكه آن را آتش بزنند، اشعاری را ستایش هولی ذكر می كند. مفهوم آن اشعار جملات زیر است:

روشن كردن آتش به عنوان نمادی از نابودی تمام شرهایی كه در انسان وجود دارد

دعا به درگاه خدا برای رفاه و بهبودی بشر

.... سپس مردم به خانه هایشان بر می گردند.

در روز دوم از صبح زود تا ظهر، مردم با هر كاست و عقیده مذهبی بر سر و روی دوستان و خویشان گرد رنگ می ریزند یا با آب فشان آب رنگی می پاشند.

پسرها و افراد كاست های پایین تر به خیابان ها می ریزند و در حالی كه كلمات زشت ركیكی به زبان می آورند با سرنگ، آب رنگی بر سر و روی هم می پاشند.

اما مسن ترها گرد قرمز را به آرامی روی صورت هم می ریزند. مردم از رنگین شدن لباس ها یشان ناراحت نمی شوند.

در غروب همان روز مردم شیرینی تعارف می كنند و دوستان سه بار همدیگر را در آغوش می گیرند وبرای هم آرزوی خوشبختی می كنند. كودكان و نوجوانان برای ادای احترام بر پاهای بزرگترهایشان دست می كشند.

در ایالت پنجاب، سیك ها مراسم هولاموهالا را یك روز بعد از مراسم هولی با شادمانی فراوان برگزار می كنند.

ترجمه مینو حسینیان