جمعه, ۸ فروردین, ۱۴۰۴ / 28 March, 2025
ارزیابی نقدهای برنامه های توسعهٔ اقتصادی ایران

این مقال برآن است كه با ارائهٔ مدلی برای ارزیابی نقد برنامههای توسعهٔ اول و دوم، نقدهای بخش اقتصادی دو برنامهٔ مزبور را با تأكید بیشتر بر برنامهٔ دوم توسعه، ارزیابی كرده، در یك بررسی میدانی نشان دهد كه نقدهای مزبور، اغلب جزئینگر، غیرروشمند و روبنایی است و در بیشتر آنها، به جهانبینی و ارزشهای حاكم بر برنامههای توسعه توجه نشده است. همچنین این مقاله پس از ارائهٔ مدل ارزیابی نقدها از دو جهت «مقیاس» و «روش» نقد (با صرفنظر از محتوا)، براساس مدل پیشنهادی به ارزیابی نقدهای اقتصادی بر برنامه توسعه میپردازد.
●●مقدمه
در نیمهٔ دوم قرن بیستم، برنامههای توسعه، نقش مهمی را در پیشرفت جوامع ایفا كردهاند. در كشورهای مختلف با اصول و روشهای گوناگون، برای دستیابی به اهداف مورد نظر، برنامههای متفاوتی تدوین میشود كه بازگوكنندهٔ كیفیت مهندسی جامعه به سمت اهداف مزبور است. در جامعهٔ ایران كه ارزشها و آرمانهای بلند دینی، جزو فرهنگ و باور عمومی مردم است، برنامهریزی برای تحقق اهداف، ارزشها و فرهنگ اصیل اسلامی، اهمیتی دو چندان خواهد داشت.
نقد برنامههای توسعهٔ ایران به ویژه پس از انقلاب، بدون تردید، نقاط ضعف و قوت برنامههای مزبور را آشكار ساخته، برنامهریزان كشور را برای تدوین برنامهای كامل و جامع كمك میكند؛ البته این در صورتی است كه نقدها روشمند، هدفمند و جامع باشند. در طول برنامهٔ اول و دوم توسعه، نقدهای گوناگونی به وسیلهٔ متخصصان و كارشناسان صورت گرفته است و كمتوجهی به نقد برنامههای توسعه، پیامدهای ناخوشایندی از جمله موارد ذیل را در پی خواهد داشت:
۱. روزمرگی و بخشنگری، به دلیل سطحبندی نشدن مسائل و تخصیص اعتبارات جامعه بر مبنای چانهزنی؛
۲. عدم پویایی سازمان برنامهریز كشور، به دلیل نهادینه نشدن انتقاد از خود؛
۳. اصلاح نشدن الگوی برنامهریزی در جامعهٔ اسلامی، به دلیل خوشبینی و پیروی از الگوهای رایج برنامهریزی.
در این مقاله برآنیم با ارائهٔ مدلی برای ارزیابی نقد برنامههای توسعه، نقدهای بخش اقتصادی دو برنامهٔ مزبور را با تأكید بیشتر بر برنامهٔ دوم توسعه، ارزیابی كرده، در یك بررسی میدانی نشان دهیم كه نقدهای مزبور، اغلب جزئینگر، غیر روشمند و روبنایی است و در بیشتر آنها، به جهانبینی و ارزشهای حاكم بر برنامههای توسعه توجه نشده است. در این مقاله پس از ارائهٔ مدل ارزیابی نقدها از دو جهت «مقیاس» و «روش» نقد (با صرفنظر از محتوا)، براساس مدل پیشنهادی به ارزیابی نقدهای اقتصادی بر برنامه توسعه خواهیم پرداخت.
●مدل ارزیابی نقدها
نقدهای برنامهٔ دوم توسعه (صرفنظر از محتوا) از دو جهت قابل طبقهبندی و ارزیابی است:
۱. مقیاس نقد؛
۲. روش نقد.
در ارزیابی «مقیاس نقدها»، جایگاه هر نقد مشخص میشود. به عبارت دیگر، براساس طبقهبندی خاصی، وزن یا ارزش هر نقد را به تناسب میزان تأثیرگذاری آن در اصلاح عملكرد گذشته تعیین میكنند؛ برای مثال، گاه موضوع نقد، «مهندسی توسعهٔ جامعهٔ ایران»، گاه بررسی «نظام برنامهریزی»، گاه «خود برنامهٔ دوم توسعه»، گاه «یك بخش از برنامه» و گاه «یك موضوع از برنامه» است كه متناسب با موضوع نقد، وزن نقد و چگونگی تأثیرگذاری آن در روند توسعه، مشخص و متناسب با میزان تأثیرگذاری آن در بهبود عملكرد گذشته، جایگاه یا مقیاس نقد روشن میشود.
ارزیابی «روش نقد» بدین معنا است كه هر نقدی، مبتنی بر روشی خاص صورت میگیرد؛ یعنی ناقد براساس عوامل و مؤلفههایی كه توجه به آن را لازم میداند، به برنامههای گذشته انتقاد میكند. گاه ناقدی در نقد موضوع فقط به عوامل درونی دقت میكند و نگاهی به عوامل بیرونی ندارد و ناقد دیگری در همان موضوع، مشكلات و ناهنجاریهایی را در عوامل بیرونی بررسی میكند؛ به طور مثال، در بررسی مشكلات برنامهریزی كشور در صنعت خودرو، ناقدی فقط به سازكارهای تصمیمگیری توجه، و شیوهٔ برنامهریزی در تولید و توزیع و مصرف این صنعت را بررسی میكند، و ناقد دیگر، نگاه خود را فراتر از عوامل درونی معطوف ساخته، تأثیر تغییرات اقتصاد كشور و جهان در این صنعت را مینگرد یا ناقدی در ملاحظهٔ عوامل بیرونی یا درونی، به دستهای از عوامل و ناقدی دیگر به دستهای دیگر از عوامل نظر میكند؛ بنابراین، روشهای متفاوتی برای نقد وجود دارد كه در میان آنها فقط یك روش، جامعتر و كارآمدتر است. در این قسمت با طراحی روشی جامع، به ارزیابی روش كار هر نقد خواهیم پرداخت؛ البته بهطور معمول، ناقدان روش نقد خود را به صراحت بیان نداشته یا مبتنی بر روش خاصی به نقد نپرداختهاند. در هر صورت، با روش طراحی شده خواهیم توانست تا نقص نقدها از موضع روش را مشخص كنیم. در ادامه، با توضیح فشردهٔ عوامل ارزیابی مقیاس و روش نقد، امكان ارزیابی نقدهای اقتصادی را فراهم میآوریم.
۱. مقیاس نقد
نقدها از جهت گستردگی حوزهٔ مورد توجه ناقد، به سه قسم «نقدهای كلی، بخشی و موضوعی» تقسیم میشوند.
●یك. نقدهای كلی
نقدهای كلی، نقدهایی هستند كه به تمام اجزای برنامه توجه داشته، آن را در كلانترین و عالیترین سطح، بررسی میكنند. در این سطح از نقد، تمام روابط درونی، بیرونی و ارتباطی برنامه در سطح كلان در نظر گرفته شده و نقد جامعی دربارهٔ آن صورت میگیرد. بر این اساس، چهار دسته از نقدها كه مصادیق نقدهای كلنگر هستند، ارزیابی میشوند.
أ. نقدهای ناظر به مهندسی توسعهٔ اجتماعی؛
ب. نقدهای ناظر به نظام برنامهریزی كشور؛
ج. نقدهای ناظر به برنامهٔ دوم توسعه؛
د. نقدهای ناظر به یك بعد از كل نظام برنامه.
●دو. نقدهای بخشی
نقدهای بخشنگر، نقدهایی هستند كه فقط به یك بخش از برنامه نظر دارند و آن بخش را از زوایای گوناگون، نقد و بررسی كردهاند. در كلانترین تقسیم بخشی برنامه میتوان از سه بخش سیاست، فرهنگ، و اقتصاد نام برد كه در اینجا نیز همین تقسیمبندی، مبنای تفكیك نقدها قرار میگیرد. افزون بر این، نقدهای مربوط به بُعدی از بخشهای پیشین نیز در این طبقه قرار میگیرند؛ برای مثال، موضوع حمل و نقل، موضوعی اقتصادی است كه در تمام موضوعات اقتصادی تأثیر دارد؛ بدینسبب، از این موضوع به صورت بُعدی از اقتصاد نام میبریم و نقد آن، نقد بُعدی از بخش اقتصاد است.
●سه. نقدهای موضوعی
نقدهای موضوعی، نقدهایی هستند كه فقط به یك موضوع از موضوعات برنامه نظر داشته، آن را از زوایای گوناگون بررسی میكنند. این نقدها خود دارای دو ردهٔ متوالی هستند.
نقد موضوعات كلان برنامه
در این سطح، موضوعات كلان بخشهای مختلف برنامه نقد و بررسی میشود؛ برای مثال، بخش اقتصادی برنامه، دارای سه موضوع كلان كشاورزی، صنعت و خدمات است كه ناقد فقط به نقد و بررسی بخش صنعت یا خدمات یا كشاورزی میپردازد و آن را از زوایای گوناگون نقد و بررسی میكند.
●نقد موضوعات خُرد برنامه
در این سطح، موضوع خُرد بخشهای مختلف برنامه نقد و بررسی میشود؛ بهطور مثال، وضعیت سیاستگذاری و چگونگی تخصیص بودجه در صنعت خودرو یا مثلاً علت كاهش تولید گندم در برنامه دوم توسعه بررسی میشود.
۲. روش نقد
روش جامع نقد موضوع، روشی است كه در آن، تمام عوامل «خصوصی، عمومی و عمومی پایه» یا به تعبیر دیگر، «درونی، بیرونی، و ارتباطی» دربارهٔ موضوع لحاظ میشود.
●یك. عوامل خصوصی (درونی) در ارزیابی روش نقد
نخستین دسته از عوامل ارزیابی روش نقد، عوامل خصوصی است. براساس این عوامل، مشخص میشود كه ناقد به چه عوامل درونی توجه داشته و به چه عواملی توجه نداشته است. به عبارت دیگر، نگاه ناقد به عوامل تأثیرگذار در توفیق یا عدم توفیق برنامه، به چه میزان جامع بوده است.
عوامل خصوصی، سه دستهٔ اصلی «تشخیص، تخصیص، و اجرا» دارند. این عوامل، برگرفته از مكانیزم شكلگیری برنامهاند؛ یعنی در هر برنامهای، ابتدا منابع و امكانات و موانع وضعیت موجود شناخته میشود؛ سپس با توجه به اهداف، منابع و امكانات موجود، اعم از ثروت، قدرت و اطلاعات، جهت رفع موانع و رسیدن به اهداف به موضوعات گوناگون تخصیص داده، و در مرحلهٔ آخر، آن تخصیص به اجرا گذاشته میشود. این سه مرحله، عوامل درونی هر برنامه از مرحلهٔ شكلگیری تا تحقق است. حال ناقد برنامه، گاه به تشخیصها، گاه به تخصیصها و گاه به چگونگی اجرا نظر دارد و برنامه را از آن دیدگاه نقد و بررسی میكند و گاه روی هم به نقد و بررسی این سه میپردازد.
پیش از پرداختن به تعریف عوامل خصوصی (یا درونی) برنامه، لازم است تعریف جامعی از برنامه ارائه شود:
برنامهٔ توسعه، مجموعهٔ مدونی از تصمیمهای دولت در زمینهٔ چگونگی تخصیص منابع بین فعالیتهای گوناگون برای رسیدن به رشد و توسعهای خاص در دورهای معین است؛ بهگونهای كه سرانجام به ارضای مجموعه معینی از نیازهای نامحدود جامعه بینجامد؛ البته آرمانهای برنامه هر جامعه با جوامع دیگر متفاوت بوده، میتواند بهصورت فلسفه خاص یا دین، برنامهریزی آن جامعه تلقی شود.
براساس این تعریف، شكلگیری و تحقق برنامه از سه مرحلهٔ اساسی تشكیل مییابد.
●تشخیص
در این مرحله، موارد ذیل بررسی میشود:
أ. اهداف جامعه در ابعاد اجتماعی، سیاسی، فرهنگی و اقتصادی چیست؟
ب. مقدورات و منابع مادی و انسانی جامعه چیست؟
ج. چه مسائل و معضلاتی گریبانگیر جامعه بوده است و «نبودها» و «كمبودها»ی آن چیست؟
در این مرحله، اهمیت و اولویت هریك از موارد پیشین نیز مشخص میشود و تشخیصی نظاممند صورت میگیرد.
حال در ارزیابی نقدها باید توجه داشت كه چه مقدار به بررسی نوع مقدورات و منابع موجود پرداخته و آیا با توجه به آنها، انتظارات خود را از كاركرد برنامه مطرح كردهاند، و در صورت توجه، آیا به اهداف، مقدورات و موانع نگاهی نظاممند داشتهاند؟
●تخصیص
دومین عامل درونی در ارزیابی نقدها، میزان توجه آنها به نظام تخصیص برنامه بهشمار میرود. تخصیص، در معنای عام خود، به معنای اختصاص امكانات جهت حل مشكل است. در صورتی كه تشخیص وضعیت، به تصمیمگیری مشخص دربارهٔ كیفیت بهرهوری از منابع نینجامد، حتی اگر بهترین و كاملترین نوع تشخیص باشد، ثمره عملی نخواهد داشت، و تخصیص، خود دارای سطوح گوناگون است كه توضیح آنها خواهد آمد.
●اجرا
سومین عامل درونی، میزان توجه ناقد به عوامل مؤثر در اجرا است. اجرا، واپسین مرحلهٔ تحقق عینی برنامه بهشمار میرود. چهبسا برنامهای در مرحلهٔ تشخیص و تخصیص، ایدهآل و كامل باشد، اما اجرای آن با مشكلات عدیدهای روبهرو شود.
برنامه، جهت اجرا ابتدا باید به برنامهای عملیاتی تبدیل، سپس سازمانهایی خاص جهت اجرای بخشهای گوناگون تعیین شود. همچنین دستگاههایی جهت ارزیابی و نظارت درنظر گرفته شود. در صورتی میتوان ناكامیهای برنامه را به عدم اجرای مناسب مربوط ساخت كه اطمینان كافی از صحت تشخیص وضعیت و تخصیص امكانات فراهم آمده باشد.
ایران مسعود پزشکیان دولت چهاردهم پزشکیان مجلس شورای اسلامی محمدرضا عارف دولت مجلس کابینه دولت چهاردهم اسماعیل هنیه کابینه پزشکیان محمدجواد ظریف
پیاده روی اربعین تهران عراق پلیس تصادف هواشناسی شهرداری تهران سرقت بازنشستگان قتل آموزش و پرورش دستگیری
ایران خودرو خودرو وام قیمت طلا قیمت دلار قیمت خودرو بانک مرکزی برق بازار خودرو بورس بازار سرمایه قیمت سکه
میراث فرهنگی میدان آزادی سینما رهبر انقلاب بیتا فرهی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی سینمای ایران تلویزیون کتاب تئاتر موسیقی
وزارت علوم تحقیقات و فناوری آزمون
رژیم صهیونیستی غزه روسیه حماس آمریکا فلسطین جنگ غزه اوکراین حزب الله لبنان دونالد ترامپ طوفان الاقصی ترکیه
پرسپولیس فوتبال ذوب آهن لیگ برتر استقلال لیگ برتر ایران المپیک المپیک 2024 پاریس رئال مادرید لیگ برتر فوتبال ایران مهدی تاج باشگاه پرسپولیس
هوش مصنوعی فناوری سامسونگ ایلان ماسک گوگل تلگرام گوشی ستار هاشمی مریخ روزنامه
فشار خون آلزایمر رژیم غذایی مغز دیابت چاقی افسردگی سلامت پوست