سه شنبه, ۲ مرداد, ۱۴۰۳ / 23 July, 2024
مجله ویستا

تهران تا مسکو با پهپاد ۱۷۰ RQ آمریکا


تهران تا مسکو با پهپاد ۱۷۰ RQ آمریکا

از آغاز طرح رسمی پرونده هسته ای ایران نزد مجامع بین المللی و افکار عمومی در نوامبر سال ۲۰۰۳ که منتهی به صدور قطعنامه مصوب ۱۶۹۶ شورای امنیت علیه ایران شد, روسیه یکی از بازیگران این عرصه و صحنه بوده است

از آغاز طرح رسمی پرونده هسته ای ایران نزد مجامع بین المللی و افکار عمومی در نوامبر سال ۲۰۰۳ که منتهی به صدور قطعنامه مصوب ۱۶۹۶ شورای امنیت علیه ایران شد، روسیه یکی از بازیگران این عرصه و صحنه بوده است؛ کشوری که با شرکت اتم استوری اکسپورت، پیمانکار نیروگاه ناتمام هسته ای بوشهر در ۱۰سال گذشته بوده و گاه با ایران و گاه با گروه ۱+۵ در مذاکرات هسته ای منافع و مصالح خود را جست وجو کرده است. در طول بیش از ۸سال از طرح پرونده هسته ای ایران، این کشور، هیچ گاه موضع رسمی و علنی در حمایت یا تهمت علیه برنامه هسته ای نداشته و با رویکردی دوگانه گاه در مقابل دو سوی آتلانتیک کرنش نموده و گاه نیز از آنها به خاطر تأکید بر تحریم و تهدید و عدم پیگیری پرونده هسته ای از مجاری دیپلماتیک سرزنش نموده است. حالت شیزوفرنی سیاسی روسها سبب شده تا این کشور پیش از این به ایران، تشریک مساعی و به غرب خویشتن داری را توصیه نماید. با این همه، هیچگاه هیچ مقام روسی صریحاً برنامه هسته ای ایران را صلح آمیز و غیرنظامی نخوانده است، در حالی که در چندین اظهارنظر ولادیمیر پوتین و دیمیتری مدودف نخست وزیر و رئیس جمهور روسیه، جمهوری اسلامی را به انحراف از برنامه هسته ای به سوی تسلیحات نظامی متهم نمودند.

در چنین مختصاتی و در جریان سفر مسکوت سعید جلیلی دبیر شورای عالی امنیت ملی به روسیه، معاون وزیر خارجه این کشور برای نخستین بار اعلام می کند که شواهدی دال بر فعالیتهای نظامی هسته ای در ایران در دست نیست. سرگئی ریباکوف که چندین نوبت به تهران آمده و مذاکره کننده ارشد روسها در گروه ۱+۵ است با تأکید بر اینکه ایران مشغول ساخت سلاح هسته ای نیست، گفته است که ما مجموعه اطلاعاتی را که نشان دهنده انحراف نداشتن برنامه هسته ای ایران است، تأیید کرده ایم و برنامه هسته ای ایران دارای ابعادی نظامی نیست.

این گفته ها، نخستین اظهارنظر صریح و رسمی یک مقام روسی در مورد غیرنظامی بودن فعالیت های هسته ای ایران است؛ فعالیتهایی که به زعم غرب دارای انحراف بوده و با همین اتهام نیز ۵قطعنامه و ۴بیانیه در شورای امنیت و ۶قطعنامه و ۸بیانیه در شورای حکام علیه ایران صادر کرده اند. در حالی که گزارش های متعدد مدیرکل پیشین آژانس بین المللی انرژی اتمی و برآورد ۱۶نهاد اطلاعاتی و امنیتی آمریکا در سال ۲۰۰۷ همگی تاییدی بر عدم انحراف ایران است؛ عدم انحرافی که در نزد افکار عمومی مستقل جامعه جهانی و گروه۷۷ و نم و برخی دیگر از کشورها قابل قبول است. البته این مسئله موضوع این نوشتار نیست؛ مسئله قابل طرح، موضع روسهاست که چرا پیش از ۸سال اکنون متوجه شده اند و یا حداقل مطرح کرده اند که همسایه جنوبی آنها برنامه هسته ای نظامی ندارد؟

در ماه های اخیر روابط روسیه و امریکا با مشکل مواجه شده است؛ پیوستن روسیه به سازمان جهانی تجارت و مخالفت امریکا با آن در کنار تنش دراستقرار سپر موشکی این کشور در شرق اروپا که با تحولات خاورمیانه عربی و اعزام ناوهای روسیه به سوریه پیوند خورده بود، با انتخابات پارلمانی اخیر در این کشور تشدید شد. تحریک مخالفان از سوی امریکا به زعم روسیه، بر حجم این تنشها افزوده است. هر چند روابط ایران با روسیه نیز در ماه های قبل با عدم تحویل سامانه موشکی اس-۳۰۰ و پیوستن این کشور به تحریم های جدید علیه تهران دوستانه به نظر نمی رسد، ولی در مقابل ایران و روسیه، این امریکاست که ابعاد تخاصم بیشتری را در کسب منافع بروز داده است؛ مسئله ای که سبب شده تا پای چین نیز به این منازعه سیاسی و روانی باز شود، تا جایی که گزارشی تایید نشده که در اختیار پوتین و مدودف نیز قرار گرفته، حکایت از آن دارد که هوجیان تائو رئیس جمهور چین صریحا هشدار داده است که اگر ایالات متحده به ایران حمله کند، وارد جنگ علیه این اقدام آمریکا خواهد شد، هر چند این جنگ به منزله شروع جنگ جهانی سوم باشد؛ البته این موضع چین نیز به مانند روسیه رخدادی شگرف در نوع تعامل با ایران و امریکاست. حال باید پرسید که ایران اکنون چه اهمیت راهبردی برای روسیه و چین یافته است که این کشورها هزینه تقابل با امریکا- به فرض حتی به قیمت شروع جنگ جهانی سوم- را به جان می خرند؟

ایران حدود ۱۰روز پیش و در اوج نبرد رسانه ای و سیاسی با غرب بر سر تحریم بانک مرکزی و حمله به سفارت بریتانیا در تهران، خبر از فرود آوردن یک فروند پهپاد امریکایی داد. این خبر اگرچه با تردید و تکذیب بسیاری همراه بود، اما پس از چند روز به موضوع اصلی رسانه ها و اظهارنظرهای کشورهای منطقه و بین المللی تبدیل شد، تا جایی که کشورهای روسیه و چین درخواست های مشابهی را برای بازدید از این پهپاد به ایران ارائه دادند. در مقابل، موضع امریکا در قبال این رویداد، سکوت و انفعال ابتدایی و بعد تردید و تایید تلویحی مقامات نظامی بود تا نهایتا باراک اوباما و هیلاری کلینتون رییس جمهور و وزیر امورخارجه امریکا پس از ۱۰روز بی تفاوتی در اولین اظهارنظر خود خواستار بازگرداندن این پهپاد از سوی ایران شدند، ایرانی که اعلام کرده که نه تنها هواپیمای بدون سرنشین را به آمریکا پس نمی دهد، بلکه دشمنان آثار پاسخ های ایران را در آینده خواهند دید.

پیش از این موضع مقامات امریکایی، دادگاه ایالتی و اشینگتن حکمی را درباره پشتیبانی ایران از القاعده در انفجار سال ۱۹۹۸ در سفارت های این کشور در کنیا و تانزانیا صادر کرد. اقدامی که پیش از آن با گشودن سفارت مجازی امریکا و تحریم و تهدید تکراری به اقدامات سخت موثر علیه ایران بر روابط خصمانه دو کشور سایه انداخته بود. در این میان نیز سعید جلیلی در یک سکوت خبری راهی مسکو شد تا در هنگامه ای که ایران خبر اکتشاف یک میدان گازی در دریای خزر را راهی رسانه ها ساخته بود با مقامات روس به دیدار و گفت وگو بنشیند، گفت و گوهایی که گمانه ها در مورد موضوعات آن هنوز نیز ادامه دارد.

با این وجود، همه این رویدادها و رخدادها متاثر از کشاکش پهپاد ۱۷۰-RQ بود؛ کشاکشی که در هنگامه نواختن ناقوس جنگ پنهان میان ایران و آمریکا تابلوی امتیازات را به سود تهران تغییر داد.

توانایی چشمگیر ایران در عرصه فضای جنگ سایبری و اطلاعاتی که اکنون توانمندی جنگ الکترونیکی نیز بر آن افزوده شده است با شکار جانور قندهار زنگ های خطر را برای ایالات متحده به صدا درآورده است. کریستین ساینس مانیتور نمایی از این زنگ خطر را این چنین ترسیم می کند: تحلیلگران امور دفاعی آمریکا، تحقیق در این باره را آغاز کرده اند که با دستیابی ایران به تکنولوژی پیشرفته جاسوسی به کار رفته در این هواپیما، امنیت ملی آمریکا تا چه حد به خطر خواهد افتاد؟

حجم و میزان این خطر آن گاه غیرقابل تصور خواهد بود که به نوشته لس آنجلس تایمز ایران تکنولوژی به کار رفته در این هواپیما را در اختیار دیگر رقبای آمریکا نیز قرار دهد؛ رقبایی که با معامله این برلیان پرنده تعامل با ایران را- حتی در سطح موضعگیری های رسانه ای- به تقابل با امریکا ترجیح می دهند.

شاید از این دیدگاه است که اوباما و کلینتون در اظهارنظری که حتی با تمسخر رسانه های امریکا نیز همراه شده، از ایران تقاضای بازپس فرستادن هواپیمایی را می کنند که با ورود به عمق ۲۵۰کیلومتری خاک جمهوری اسلامی علاوه بر نقض حاکمیت سرزمینی و حقوق بین المللی، اقدامی تحریک آمیز و جنگ طلبانه تعبیر می شود. اما مقامات کاخ سفید بر این مسئله به خوبی واقفند که توازن قدرت با خروج از افغانستان و عراق تا پایان سال جاری به سود ایران برقرار شده و از این روست که به نوشته نیویورک تایمز این مقامات به فکر افتاده بودند برای بازگرداندن هواپیما یا منهدم کردن آن در خاک ایران وارد عملیات شوند، اما با آگاهی از عواقب فاجعه بار این ماجراجویی بسیار خطرناک، پیش از هر اقدام ایران دست به سوی تهران دراز کرده اند؛ تهرانی که این روزها بی توجه به پایان ماه عسل با مسکو، دست در دست این کشور به کنترل و مهار امریکا با همراهی پکن می اندیشد و در این راه نیز شاید به گفته جان بولتون سفیر سابق آمریکا در سازمان ملل سامانه بسیار پیچیده جمینگ را در گذشته تحویل گرفته است. با این همه، روند هارمونی تحولات ۲هفته اخیر نشان می دهد که بازار سوداگرایانه روسیه و ایران روی به رونق نهاده است؛ رونقی که در آن شاید انتخاباتی پارلمانی دوما، سوریه، سامانه دفاع موشکی و البته پهپاد ۱۷۰-RQ بی تاثیر نباشد و بازخورد و برخورد این تاثیرات در آتیه قابل ارزش گذاری است.

ارسلان مرشدی