دوشنبه, ۱ مرداد, ۱۴۰۳ / 22 July, 2024
مجله ویستا


به یاد «عارف قزوینی» تصنیف ساز ماندگار


به یاد «عارف قزوینی» تصنیف ساز ماندگار
دوم بهمن ماه برای تاریخ موسیقی ایران سالروز مرگ انسان غریبی را یادآور می‌شود. بی‌شك در نگاهی كوتاه و صرفاً یادآورانه به تاریخ موسیقی ایرانی- به خصوص در سال‌های آغازین قرن معاصر- چند نام هستند كه به دلیل هنر والایشان فراموش نمی‌شوند، كه از آن میان عارف قزوینی از جایگاهی ویژه و ممتاز برخوردار است.
تصنیف یكی از فرم‌های اصلی موسیقی ایرانی است كه به دلیل برخورداری از ریتمی مشخص در میان مردم – عموم و خصوص – علاقه‌مندان بسیاری دارد كه این شیوه در سده اخیر با حضور بزرگانی چون «شیدا»، «عارف»، «جاهد»، «بهار» و بعدها كسانی چون «ترقی»، «نواب صفا» و «معینی كرمانشاهی» به یكی از عناصر ماندگار موسیقی ایرانی در بین عموم مردم تبدیل شد.
● اما عارف
در میان بزرگانی كه نام برده شد، عارف از موقعیتی كاملاً خاص برخوردار است كه وی را از سایر دوستان و همكاران خود جدا می‌كند و تا حدودی او را متمایز و ویژه نشان می‌دهد.
در وهله نخست آنچه از عارف، یك شخصیت متفاوت می‌سازد، تعلق‌خاطر او به میهن و مسائل آزادیخواهانه است كه نه در تصنیف‌سرایان قبل از او و نه در سازندگان بعد از او به چشم نخورد. البته بودند شاعرانی مانند «ملك‌الشعرای بهار» و یا «محمدعلی امیرجاهد» كه در میان تصنیف‌های خود به مسائل غیرعاشقانه و اجتماعی می‌پرداختند، اما عارف از این لحاظ نمونه و الگو بود. در روزگاری كه مردم به بیداری و آزادی از بند استبداد احتیاج داشتند، عارف به عنوان یك تصنیف‌ساز و خواننده متعهد در كنار آنها حضور داشت و با هنرآفرینی مردم را در راه رسیدن به تازگی یاری‌های فراوان داد.
همانطور كه ذكر شد، عمده تعلق‌خاطر عارف و پیوستگی او با موسیقی ایرانی در سرودن و خواندن تصنیف‌هایی بود كه اغلب در ستایش و در رثای آزادی و موضوعات اجتماعی بود اما به لحاظ سبك‌شناسی و تطور ویژگی‌های تصنیف‌های عارف باید به این نكته اشاره داشت كه او در دو حالت مستقیم و غیرمستقیم در تصنیف‌هایش به طرح موضوعات سیاسی – اجتماعی می‌پرداخت كه از آن میان می‌توان به تصنیف «گریه كن» (گریه كن كه گر سیل خونگری ثمر ندارد / ناله‌ای كه ناید ز نای دل اثر ندارد) اشاره كرد كه به طور غیرمستقیم به درگذشت «كلنل محمدتقی خان پسیان» اشاره دارد و یا تصنیف «آذربایجان» (جان برخی آذربایجان باد / این مهد زردشت، امن و امان باد) كه خیلی صریح به مقوله مشروطه‌خواهان آذربایجان می‌پردازد.
اگرچه اغلب، مضامین اجتماعی دچار تاریخ مصرف می‌شوند، اما اشعار عارف به دلیل صداقت، صراحت و موقع‌شناسی آفریننده‌اش، هنوز پس از سال‌ها و برای چندمین‌بار توسط خواننده‌های متفاوت اجرا می‌شود.
وارد كردن مضامینی اجتماعی و مردمی و گاه روزمره به قالب تصنیف،‌ خود به خود برای عارف به یك شیوه و سبك تبدیل شد كه قبل از او تجربه نشده بود. نگاهی به دایره واژگانی تصنیف‌ها و سایر اشعار عارف این نكته را كاملاً معلوم می‌سازد كه دومین ویژگی بارز عارف در تاریخ موسیقی این سرزمین است.
روحیه حساس و رنجور عارف سومین خاصیت ممتاز او را شامل می‌شود كه داستان‌های زندگی او در كتب مختلف كاملاً گویای این مساله است. البته این نكته را در تصنیف‌ها و اشعار او می‌توان یافت.
میرزا ابوالقاسم عارف قزوینی در سال ۱۲۵۹ در قزوین متولد شد و موسیقی را نزد حاج صادق خوارزمی فراگرفت و آن را در خدمت اهداف خود درآورد و ضمن سرودن اشعار، آنها را در كنسرت‌هایش می‌خواند. روحیه حساس و زودرنجش باعث فراز و فرودهای روانی بسیاری در زندگی او شد كه در نهایت به انزوا و افسردگی ختم شد. او بخش عمده‌ای از تصنیف‌های ماندگار این سرزمین را به خود اختصاص داده است.
عارف در روز دوم بهمن ۱۳۱۲ درگذشت، اما هنوز با گذشت این همه سال تصنیف‌هایش در آلبوم‌ها و كنسرت‌ها برای بارهای مكرر اجرا می‌شد كه می‌توان به اجرای تصنیف «از خون جوانان وطن» با اجرای مشترك سینا سرلك و سالار عقیلی در آخرین كنسرت اركستر ملل اشاره كرد.
از تصنیف‌های او می‌توان به «ای امان از فراغت امان»، «نمی‌دانم چه در پیمانه كردی»، «افتخار آفاق»، «دل هوس سبزه و صحرا ندارد»، «گریه را به مستی»، «از كفم رها»، «شانه بر زلف» و «چه شورها» اشاره كرد.
منبع : روزنامه تهران امروز