پنجشنبه, ۲۸ تیر, ۱۴۰۳ / 18 July, 2024
مجله ویستا

حاد واقعیت


حاد واقعیت
«حاد واقعیت» اصطلاحی است که ژان بودریار برای تحلیل واقعیت و نحوه انعکاس آن در آثار هنری جهان سرمایه داری به کار می گیرد و از همین زاویه دید بر آن می شورد.
بودریار معتقد است پیش از رنسانس نقاش (هنرمند) هرگز پا به مخفیگاه های شاهزادگان نگذاشته بود و هنر او هنری در قید زمان و مکان، زمینه ای معنادار و به همان نسبت دارای نزاکت هنری بود. پس از رنسانس هنرمندی که می خواست حریصانه واقعیت را ببلعد، پا به مخفیگاه ها گذاشت و ابژه را از زمینه جدا کرد، با از میان رفتن زمینه واقعیت به دلیل زوم بیش از حد روی ابژه، زمان و مکان هم از دست رفت و آنچه باقی ماند وضوح و شفافیتی بود که وقاحت را جایگزین التذاذ هنری می کرد.
بودریار خود در این زمینه می نویسد:«وانموده هایی بدون پرسپکتیو که ناگهان ظاهر می شوند با دقتی درخشنده، انگار که از جو معنا پس زده و در اتر حمام شده باشند، ساعتی که شخص را برای حدس زدن زمان به خود وامی گذارد، آنها نشانه یک سرگیجه خفیف هستند، سرگیجه یک زندگی پیشین از نمودهای مقدم بر واقعیت، نور اسرار آمیز بدون سرچشمه و لطیف همچون مرگی طبیعی». این نقابی است که به اعتقاد بودریار انقلاب روشنفکری غرب در پس آن مخفی می شود و علیه فئودالیته می شورد اما حاصل دسترنج او چیزی نیست جز کالایی قابل خرید و فروش در بازار سرمایه داری.
حاد واقعیت، وضوح و زوم بیش از حد، به اعتقاد بودریار نزاکت غربی را از بین برده و در عین حال خود واقعیت را نیز انکار کرده است. وضعیتی که هم در سینما و تلویزیون قابل رصد کردن است و هم در رمان های مدرن قرن بیست و البته در این ماجرا فمنیسم در پیشانی جبهه انقلاب روشنفکری غرب قرار دارد.
هنرمند قرن بیست جهان سرمایه داری، قرار بود با پرداختن به جزئیات واقعیت بر آن تأکید کند اما نتیجه عکس بود، به همان اندازه وارونگی واقعیت در هنر، جهانی که به گفته بودریار تمام پدیده های پیرامونش را تأنیث سازی می کند: «خبر نرم»،«قدرت نرم» و.‎.‎. اما در این جهان، زنان چیزی به دست نمی آورند. جهانی که در آن دیگر زنی وجود ندارد. بودریار معجزه حاد واقعیت را این گونه به سخره می گیرد:«مثل انگورهای زئوس که آنقدر طبیعی به نظر رسیدند که پرندگان به آنها نوک زدند»»

محمد مطلق
منبع : روزنامه ایران