انسان ها رفتارشان را تا حد زیادی با موقعیت، رابطه، انتظار دیگران و احساس امنیت یا تهدید تنظیم می کنند بنابراین متفاوت بودن رفتار در موقعیت های مختلف، به خودی خود نشانه بیماری نیست. مشکل از جایی شروع می شود که فرد دیگر نمی داند کدام چهره واقعا متعلق به خودش است. مرد هزارچهره واقعی کجاست؟
گاهی هزارچهره بودن اصلا به معنای دروغگویی نیست. گاهی فرد از کودکی یاد گرفته است: اگر خود واقعی ات باشی، ممکن است طرد شوی. پس یاد می گیرد خودش را تغییر دهد. با مادر عصبانی، آرام می شود. با پدر سختگیر، مطیع. با همسر کنترل گر، سکوت می کند. در محل کار، آدمی کاملا متفاوت می شود. در جمع دوستان، شوخ و بی خیال است و شب که تنها می شود، شاید برای اولین بار از خودش بپرسد: من واقعا کدام یک از این آدم ها هستم؟
این دیگر فقط تغییر رفتار نیست. این می تواند نشانه ای از یک مشکل عمیق تر در ارتباط فرد با خود باشد. بعضی آدم ها برای دوست داشته شدن، خودشان را عوض می کنند
یکی از مهمترین دلایل چندچهره شدن در روابط، ترس از طرد شدن است. فرد ممکن است به جای اینکه بگوید: من این را دوست ندارم.
بگوید: هر طور تو راحتی.
بجای اینکه بگوید: از این رفتارت ناراحت شدم.
لبخند بزند. به جای اینکه مخالفت کند، موافقت کند. به جای اینکه خواسته اش را بیان کند، خودش را با خواسته طرف مقابل تنظیم کند. در ظاهر، آدم بسیار سازگاری است اما در درون، ممکن است به تدریج از خودش فاصله بگیرد.
او دیگر فقط نمی پرسد: دیگران از من چه می خواهند؟
بلکه کم کم فراموش می کند: من چه می خواهم؟ …



































































































































































