اقتصاد ایران سالهاست که تحت سیطره شوکهای ساختاری قرار دارد؛ وضعیتی که در آن «جهشهای مداوم نرخ ارز» به عنوان موتور محرک تورم واقعی و حتی انتظاری عمل میکند و تصمیمات فرادستی برای گرانی حاملهای انرژی، آتش افروختهی گرانیها را شعلهورتر میسازد.
در روزهای اخیر، گزارشهای غیر رسمی از افزایش قیمت نان در سطح شهر تهران خبر میدهند. از سوی دیگر، وقتی نرخ دلار در بازار آزاد (طبق آخرین دادههای شنبه ۲۱ شهریور) در محدودۀ ۲۳۵ هزار و ۴۰۰ تا ۲۳۵ هزار و ۸۰۰ تومان نوسان میکند، به این معناست که سلسله شوکهای قیمتی، سفرۀ حداقلبگیران را ویران کرده است. ثبت تورم نقطهبهنقطه ۸۹ درصدی در مردادماه و جهش آن به بالای ۱۲۷ درصد در گروه خوراکیها و آشامیدنیها، دادههایی رسمی که مرکز آمار ایران گزارش داده، نشان میدهند که کالاهای اساسی، به طرز بیسابقهای از دسترس طبقات محروم جامعه خارج شده است.
در واقع، با ثبت نرخ دلار بالای ۲۳۵ هزار تومان و ایجاد شوک با بنزین ۱۰ هزار تومانی، حاشیه امنی برای زیست فرودستان باقی نمانده است. کالاهای اساسی پیدرپی گران میشوند. در واقعیتِ بازار اقتصاد ایران، هر شوک قیمتی در حوزههای استراتژیک مانند ارز و سوخت، مستقیماً به نرخ تمامشده کالاهای اساسی (از غلات و پروتئین گرفته تا دارو و مسکن) منتقل میشود. این اوضاع، نگرانیها را نسبت به چشمانداز معیشت مزدبگیران در ماههای آینده دوچندان کرده است.
در این شرایط، ما به سراغ سه فعال کارگری از استانهای مختلف کشور رفتیم تا نگاه آنها را درباره چشمانداز تورمی پیش رو و بحران معیشت طبقۀ کارگر دریابیم؛ همه این کارگران بر یک نکته متفقالقولاند: اوضاع معیشتی طبقهی کارگر خراب است و چشمانداز پیش رو اصلاً روشن نیست.
سقوط قدرت خرید و لزوم ترمیم فوری دستمزد …



































































































































































