مکانیسم نخست از بازار جهانی نفت و ریسک عرضه آغاز میشود. جنگ در منطقه خلیج فارس همزمان دو متغیر را تغییر میدهد: مقدار واقعی نفت قابل عرضه و احتمال اختلال بیشتر در آینده. محدودیت عبور از هرمز، کاهش یا تأخیر صادرات و نگرانی درباره زیرساختهای تولید و صادرات باعث میشود خریداران حاضر باشند برای تضمین دسترسی به نفت قیمت بیشتری بپردازند. به این ترتیب، حتی پیش از آنکه تمام عرضه بالقوه از بازار حذف شود، «پریمیوم ریسک ژئوپلیتیکی» وارد قیمت نفت میشود.
اما انتقال شوک به مصرفکننده آمریکایی یک مرحله دیگر دارد. نفت خام مهمترین نهاده پالایشگاه است. افزایش قیمت نفت، همراه با افزایش هزینه حمل، بیمه و اختلال در تجارت فرآوردهها، هزینه تولید بنزین و گازوئیل را افزایش میدهد. این افزایش ابتدا به بازار عمدهفروشی و سپس به جایگاههای سوخت منتقل میشود. گازوئیل در این میان اهمیت بیشتری دارد، زیرا علاوه بر مصرف مستقیم، نهاده حملونقل کالا، کشاورزی، ساختوساز و بخش بزرگی از لجستیک آمریکاست.
در مرحله سوم، شوک انرژی به درآمد واقعی خانوار منتقل میشود. تقاضای کوتاهمدت برای بنزین نسبتاً کمکشش است؛ بسیاری از خانوارها برای رفتوآمد نمیتوانند مصرف خود را سریعاً کاهش دهند. در نتیجه، افزایش قیمت بنزین به معنای اختصاص سهم بیشتری از درآمد به سوخت است. پولی که پیشتر صرف رستوران، پوشاک، تفریح یا سایر کالاها میشد، اکنون به هزینه انرژی منتقل میشود. از این منظر، افزایش قیمت بنزین مانند نوعی مالیات خارجی بر درآمد واقعی مصرفکننده عمل میکند. …



































































































































































