شامگاه یکشنبه، یکم شهریورماه، تالار وحدت بار دیگر میزبان موسیقی شد؛ اینبار با دومین شب کنسرت «آنچه نگذشت...» به آهنگسازی و اجرای علی قمصری و همراهی گروه موسیقی «حصار». شبی که در آن سازها فقط نواخته نشدند، بلکه هر نت، بخشی از یک روایت را با خود به میان مخاطبان آورد؛ روایتی از موسیقی ایرانی، خاطره، دلتنگی و امید.
این بخش بهصورت خودکار گردآوری شده است. برای مطالعه کامل خبر، به منبع اصلی مراجعه کنید.
ندا سیجانی؛ گروه فرهنگی / آغاز کنسرت با نوای تار، بمکمان و کوزه شکل گرفت؛ همنوازی آرامی که تصاویر نمنم باران روی پردههای سالن، حال و هوایی شاعرانه به آن بخشیده بود. موسیقی بهآرامی پیش رفت و «پیشدرآمد شوشتری» را رقم زد؛ قطعهای که با حضور ویولن و کمانچه، رنگ و بوی تازهای پیدا کرد و مخاطبان را به شنیدن «هستی» دعوت کرد. سکوت در سالن، خود بخشی از این اجرا بود؛ سکوتی که هر بار با نخستین نتها میشکست و تماشاگران را به جهان دیگری میبرد. «چهارمضراب اصفهان (پژواک)» در چنین فضایی اجرا شد و تصاویر نقشبسته بر نمایشگرهای LED نیز در کنار موسیقی، روایتی دیداری به اجرا بخشیدند. گویی صدا و تصویر دست در دست هم داده بودند تا مخاطب را برای لحظاتی از هیاهوی بیرون جدا کنند و به جادوی موسیقی بسپارند.
در ادامه، تصنیف قدیمی«باشد از لعل» از ساختههای علیاکبر شیدا، با همراهی گروه موسیقی «همآوایان سکوت» به سرپرستی صبا پاشایی اجرا شد؛ قطعهای که رنگی از خاطره و موسیقی دیرینه ایرانی را به فضای کنسرت بازگرداند.
«گردآفرید و قطعه کردی (دف)» و «بختیاری» از جمله آثاری بودند که از دل پروژه «تار ایرانی» علی قمصری برخاستهاند؛ تجربهای که در آن تار تنها یک ساز نیست، بلکه گویی راوی بخشی از فرهنگ و جغرافیای موسیقایی ایران است. این قطعات با استقبال مخاطبان همراه شد و بار دیگر نشان داد که میتوان میان ریشههای موسیقی ایرانی و زبان موسیقایی امروز پلی تازه ساخت.
در ادامه، «دف و خیز رستم» و «پیشدرآمد و ضربی نوا» به اجرا درآمدند و سپس نوبت به دو تصنیف «مرا ببر» با شعری از احسان افشاری و «افسانه» با شعری از مولانا رسید؛ قطعاتی که وجه شاعرانه کنسرت را پررنگتر کردند و صدای سازها را با کلمات پیوند زدند. …