در چنین شرایطی، پرسش درباره «۱۰ دلار» دیگر صرفاً یک بازی رسانهای نیست. البته ۱۰ دلار هنوز قیمت تحققیافته بازار آمریکا نیست. وقتی بازار از رکوردی به رکورد دیگر حرکت میکند، ظرفیت پالایشی تحت فشار است و بازار جهانی فرآوردههای میانتقطیر با کمبود مواجه است، رسیدن برخی بازارهای محلی آمریکا به این محدوده را نمیتوان سناریویی کاملاً دور از ذهن دانست. مسئله اصلی نیز نفت خام نیست؛ گلوگاه در فرآورده پالایششده، ظرفیت پالایش، ذخایر و لجستیک است.
این تفاوت اهمیت راهبردی دارد. اقتصاد مدرن آمریکا به دیزل وابستگی عمیقی دارد؛ کامیونها، ماشینآلات کشاورزی، قطارها، تجهیزات عمرانی، بخشی از حملونقل دریایی و بسیاری از ماشینآلات صنعتی با دیزل کار میکنند. بنابراین هر افزایش پایدار در قیمت آن، بهسرعت از پمپ بنزین به کرایه حمل، هزینه تولید، قیمت مواد غذایی و نهایتاً سبد مصرفی خانوار منتقل میشود. به بیان دیگر، دیزل یکی از مسیرهای اصلی تبدیل بحران ژئوپلیتیک به تورم داخلی است.
این همان نقطهای است که اهمیت راهبرد جدید ایران در قبال محاصره دریایی آمریکا روشنتر میشود. محسن رضایی، دبیر شورای عالی امنیت ملی، از ایجاد یک «منطقه ممنوعه» در خارج از تنگه هرمز سخن گفته و این رویکرد در ادبیات راهبردی با مفهوم «محاصره کردن محاصره» یاد شده است؛ یعنی انتقال بخشی از هزینه محاصره از اقتصاد ایران به شبکه اقتصادی و دریایی طرف مقابل و سایر ذینفعان. …



































































































































































