جامعهای که مردمش نسبت به رنج یکدیگر بیتفاوتاند، الزاماً با بیمارستانهای بیشتر سالمتر نمیشود. جامعه سالم، جامعهای است که میتواند پیش از آنکه یک مسئله به بحران تبدیل شود، آن را ببیند، دربارهاش گفتوگو کند و برای حل آن کنار هم بایستد. اینجاست که تشکلهای مردمنهاد معنای دیگری پیدا میکنند.
سمنها فقط مجموعههایی برای جمعآوری کمک، حمایت از بیماران یا اجرای چند پروژه حمایتی نیستند. آنها میتوانند چشم جامعه، گوش جامعه و حافظه اجتماعی جامعه باشند؛ جایی که صدای آدمهایی شنیده میشود که گاهی در میان آمارها و گزارشهای رسمی دیده نمیشوند. یک کودک، یک سالمند، یک بیمار، یک خانواده کمبرخوردار، یک جوان گرفتار آسیب اجتماعی… سمن میتواند آنها را از «موضوع یک گزارش» بهصورت یک مسئله اجتماعی تبدیل کند.اما شاید لازم باشد یک قدم جلوتر برویم و از خودمان بپرسیم: مشارکت اجتماعی واقعاً چیست؟آیا مشارکت، جمع کردن پول برای یک بیمار است؟ خرید چند دستگاه برای یک بیمارستان؟ برگزاری یک همایش؟ یا اجرای یک پروژه حمایتی؟ همه اینها ارزشمندند؛ اما مشارکت اجتماعی، اگر قرار باشد به معنای واقعی کلمه مشارکت باشد، چیزی فراتر از اینهاست. …


































































































































































