قیمت طلا امروز




 سیره پیامبر اکرم

 سایت هم میهن / ۷ ساعت قبل

سروش محلاتی: پیامبر(ص) حتی در اوج قدرت و در شرایط جنگی، «گوش شنوای» مردم بود

محمد سروش محلاتی در سخنرانی با عنوان «محمد(ص)، پیامبری پُر شنوا» با تبیین آیه ۶۱ سوره توبه و تعبیر «أُذُن» درباره پیامبر اکرم(ص)، شنوایی را یکی از مهم‌ترین ویژگی‌های سیره حکمرانی پیامبر(ص) دانست و بیان کرد: شنوایی حاکم زمانی معنا پیدا می‌کند که مردم نیز امکان سخن گفتن، اظهار نظر و بیان مشکلات خود را داشته باشند.
 سروش محلاتی: پیامبر(ص) حتی در اوج قدرت و در شرایط جنگی، «گوش شنوای» مردم بود
به گزارش هم‌میهن آنلاین و به نقل از شفقنا، وی با اشاره به اینکه آیه «أُذُن» در سوره توبه و در شرایطی نازل شده که جامعه اسلامی با جنگ، توطئه و مسائل سیاسی و امنیتی مواجه بود، گفت: پیامبر اکرم(ص) حتی در اوج قدرت و در چنین شرایط حساسی، ارتباط خود با مردم و فرصت شنیدن سخنان آنان را از دست نداد.

سروش محلاتی با تأکید بر اینکه «شنیدن» بدون فراهم کردن امکان «گفتن» برای مردم ممکن نیست، اظهار کرد: اگر بخواهیم این آموزه قرآنی را با ادبیات امروز بیان کنیم، باید گفت رسانه در جامعه اسلامی باید بتواند سخن مردم را به گوش مسئولان برساند و حکومت شنوا حکومتی است که مانع انتقال واقعی صدای جامعه نمی‌شود.

متن سخنرانی سروش محلاتی را می خوانید:

بسم الله الرحمن الرحیم

در قرآن کریم، پیغمبر اکرم(ص) به عنوان شخصیتی که بر قله فضایل اخلاقی قرار گرفته است، معرفی شده‌اند: «وَإِنَّکَ لَعَلَىٰ خُلُقٍ عَظِیمٍ.» از طرف دیگر، از ما خواسته شده است که به سیره آن حضرت و روش زندگی آن بزرگوار تأسی کنیم و از ایشان الگو بگیریم. قرار گرفتن این دو نکته در کنار یکدیگر، یک سؤال را پدید می‌آورد و آن سؤال این است که در زندگی رسول اکرم(ص) چه شاخص‌هایی وجود دارد که باید برای ما اهمیت پیدا کند و نسبت به آنها اهتمام داشته باشیم؟

قلمرو این مسئله بسیار گسترده است. گاهی ممکن است کسی به سراغ این برود که آداب غذا خوردن پیغمبر(ص) چه بوده است و از منابع، مطالبی را در این زمینه پیدا کند؛ یا اینکه آداب خوابیدن حضرت چگونه بوده و چگونه بر مرکب سوار می‌شده‌اند؟

اما این مسائل در قرآن کریم مورد اهتمام قرار نگرفته است. چه مسئله یا مسائلی در قرآن مورد اهتمام قرار گرفته که به سیره رسول اکرم(ص) مربوط است؟ و به‌خصوص، چه مسائلی از یک سو مورد اهتمام قرآن است و از سوی دیگر در میان مسلمان‌ها فراموش شده است؟

یک مورد به نظرم رسید که در این جلسه مطرح می کنم و به گمانم این مورد، از موارد شگفت‌آوری است که قرآن کریم درباره پیغمبر اکرم(ص) مطرح فرموده است.

قرآن، «أُذُن» بودن پیامبر را نه یک ضعف، بلکه یک امتیاز می‌داند

در قرآن، یکی از اوصافی که برای رسول اکرم(ص) آمده، این است که پیغمبر به عنوان «أُذُنِ خیر» معرفی شده است. «أُذُن» همان گوش است؛ یکی از اعضای بدن انسان که کار آن، شنوایی است. یعنی انسان به وسیله گوش می‌شنود و قرآن کریم، پیغمبر را گوش شنوایی معرفی می‌کند که این شنوایی به خیر مردم است.

مقداری درباره این تعبیر که تعبیر مأنوسی هم برای ما نیست، اینکه شخصی به عنوان «گوش» معرفی شود، صحبت کنیم. ریشه مسئله هم این است که ابتدا این تعبیر «أُذُن» درباره پیغمبر، از ناحیه انسان‌های منحرف مطرح شد و با یک معنای منفی به کار رفت؛‌ ولی قرآن کریم بر آن صحه گذاشت و فرمود همین‌طور است. در سوره مبارکه توبه، آیه ۶۱ می‌خوانیم:

«وَمِنْهُمُ الَّذِینَ یُؤْذُونَ النَّبِیَّ وَیَقُولُونَ هُوَ أُذُنٌ.» برخی از این افراد منافق که درصدد اذیت کردن رسول اکرم(ص) هستند، می‌گفتند: پیغمبر «گوش» است. در باقی مواردی که در قرآن کریم اتهاماتی به پیغمبر متوجه می‌کردند، خداوند آن اتهام را نفی می‌کرد؛ اما اینجا، به جای نفی کردن، خداوند آن را اثبات می‌کند: «قُلْ أُذُنُ خَیْرٍ لَکُمْ.» بگو: گوش شنوایی است؛ و این به نفع شماست. «لَکُمْ»؛ برای شماست، به نفع شماست.

سپس آیه با چند جمله دیگر ادامه پیدا می‌کند که آنها هم دارای اهمیت هستند: «یُؤْمِنُ بِاللَّهِ وَیُؤْمِنُ لِلْمُؤْمِنِینَ.» پیغمبر به خدا ایمان دارد و به مؤمنان نیز ایمان دارد. در تفاسیر، به یک شأن نزول اشاره کرده‌اند که توجه به این شأن نزول، در فهم بهتر آیه شریفه مفید است. گفته‌اند شخصی از منافقین به نام عبدالله بن اُبیّ، گاهی خدمت پیغمبر می‌نشست، مطالبی را می‌گرفت و بعد آنها را می‌برد و در جمع منافقین مطرح می‌کرد و پشت سر رسول اکرم(ص) خبرچینی می‌کرد.

تا اینکه جبرئیل بر رسول اکرم(ص) نازل شد و او را معرفی کرد و کار او را توضیح داد و شخصیت او را برای پیامبر روشن کرد که این شخص کیست و چه می‌کند. رسول اکرم(ص) او را احضار کردند و اشاره کردند که چنین اتفاقی افتاده است. او نیز موضوع را نفی کرد و گفت: چنین کاری نکرده‌ام. پیغمبر(ص) هم از او پذیرفتند و او برگشت.

وقتی به نزد دوستان خودش و همان منافقین رفت، گفت: «عجب پیغمبری! هر کس هر حرفی به او می‌زند، گوش می‌کند و باور می‌کند. من هم رفتم و به دروغ مطالبی را گفتم و او همین مطالب را از من پذیرفت.» بین خودشان گفتند: «این أُذُن است.» حال یک منافق در یک جمعی حرف بی‌ربطی زده است؛ چه دلیلی دارد که آیه‌ای در این باره نازل شود و موضوع را خداوند مطرح کند؟ حادثه‌ای در گوشه‌ای اتفاق افتاده که اگر در قرآن نیامده بود و ذکر نشده بود، مانند بسیاری از حوادث کوچک دیگر فراموش می‌شد. خداوند این قضیه را در قرآن کریم آورد، بدون اینکه نام شخص برده شود و مثلاً گفته شود عبدالله بن اُبیّ چنین کسی بوده است. اصل قضیه مطرح شد: «وَمِنْهُمُ الَّذِینَ یُؤْذُونَ النَّبِیَّ وَیَقُولُونَ هُوَ أُذُنٌ.» چرا خداوند این مسئله را جاودانه کرده است؟ این موضوع، بهانه‌ای قرار گرفت برای طرح یک مسئله مهم و اساسی و آن مسئله مهم و اساسی این است که پیغمبر اکرم(ص) از این امتیاز برخوردار است؛ امتیاز «أُذُن» بودن.

اینجا یک نکته را عرض کنم و بعد به آیه شریفه برگردم. ما انسان‌ها معمولاً ارتباطمان با دیگری از دو طریق است: یکی از طریق گویایی و دیگری از طریق شنوایی؛ یا از طریق زبان است که می‌گوییم و یا از طریق گوش که می‌شنویم؛ اما علاقه همه ما انسان‌ها به گویایی بیشتر است. اینکه بگوییم و دیگران شنونده ما باشند. انسان با گفتن است که آنچه در ضمیر خود دارد، در فکر و اندیشه خود دارد، در دل خود دارد و در احساسات خود دارد، به دیگران منتقل می‌کند. همه دوست دارند حرف بزنند. گاهی باید به انسان گفت: کمتر حرف بزن و خودت را کنترل کن. شهوت و میل انسان برای گفتن است.

آنچه برای رهبری جامعه لازم است، شنوایی است نه گویایی

اما از آن طرف، نسبت به شنوایی، قضیه عکس است. آدم دوست ندارد حرف بشنود و گوش کند. حوصله شنیدن ندارد. اما اتفاقاً آنچه برای رهبری جامعه لازم است، نه گویایی، بلکه شنوایی است. کسی که در جایگاه رهبری جامعه قرار دارد، باید بیشتر بشنود و کمتر بگوید. باید بداند در میان مردم چه می‌گذرد، مردم چه می‌گویند و چه اتفاقی افتاده است. او باید بیشتر بشنود و کمتر بگوید لذا در این آیه شریفه که بحث از رسول اکرم(ص) است، امتیاز شنیدن مطرح شده است.

شنیدن چند مرحله دارد:

مرحله اول شنیدن این است که انسان از طریق گوش، صدایی را احساس می‌کند.

مرحله دوم این است که انسان از طریق گوش، کلامی را می‌شنود؛ نه فقط صدایی را که دارای معناست، بلکه کلامی را که معنا دارد و انسان با شنیدن آن، معنایی را درک می‌کند.

اگر کسی اینجا به زبان چینی صحبت کند، ما صدای او را می‌شنویم، اما کلام او را نمی‌فهمیم و معنای آن را درک نمی‌کنیم؛ چون برای ما معنا و مفهومی ندارد.

پیغمبر اکرم(ص) «أُذُن» است؛ هم صدا را می‌شنود و هم کلام را می‌شنود. این یک امتیاز است. همه انسان‌ها اگر سالم باشند، صداها را می‌شنوند؛ اما امتیاز پیغمبر در مرحله سوم است.

مرحله سوم این است که انسان مطلبی را می‌شنود و می‌پذیرد. ما در فارسی نیز همین کلمه «شنیدن» را به کار می‌بریم. می‌گوییم: فلانی آدم حرف‌شنوی است. حرف‌شنوی یعنی چه؟ یعنی قبول می‌کند، ترتیب اثر می‌دهد و می‌پذیرد.

این قصه و ماجرایی که در این آیه شریفه نسبت به پیغمبر اکرم(ص) آمده، مربوط به همین مرحله سوم است؛ اینکه پیغمبر اکرم(ص) حرف دیگران را می‌پذیرد و قبول می‌کند، به‌خصوص در ادامه آیه که مسئله «ایمان به مؤمنین» آمده است.

«یُؤْمِنُ لِلْمُؤْمِنِینَ»؛ به مؤمنین ایمان دارد، مردم را قبول دارد، به حرف مردم اعتنا می‌کند و توجه دارد. اصلاً فضا ایجاد می‌کند برای اینکه مردم بیایند و حرف بزنند. او مشتاق شنیدن است لذا برخی از مفسرین، درباره تعبیر «أُذُن» گفته‌اند که «أُذُن» در اینجا به معنای «سَمّاع» و صیغه مبالغه است؛ یعنی بسیار شنواست و بسیار دنبال شنیدن است.

در این آیه شریفه، این شنیدن، شنیدن عام است، نه شنیدن خاص؛ چون هر کسی با افرادی صمیمیتی دارد که حاضر است حرف آنها را بشنود و دوست دارد با آنها حرف بزند؛ هم بگوید و هم بشنود؛ اما این آیه شریفه که مسئله «أُذُن» را مطرح می‌کند، از زبان منافقینی است که درصدد اذیت کردن پیغمبر هستند؛ بنابراین این مسئله از طرف کسانی شروع شده که اتهامی را متوجه پیغمبر می‌کنند و آن اتهام این است که پیغمبر نسبت به همه ما «أُذُن» و شنواست؛ خود عبدالله بن اُبیّ هم همین‌طور بود.

بنابراین طبق آیه شریفه، شنوا بودن پیغمبر اختصاص به مؤمنین خالص ندارد که سلمان و ابوذر بتوانند خدمت خاتم انبیاء برسند و خلوت کنند و بگویند. آنها خواص‌اند؛ این «أُذُن» بودن و شنوا بودن برای همه انسان هاست.

در ادامه، آیه شریفه این مسئله را مطرح می‌کند که پیغمبر به مؤمنین ایمان دارد. اینجا باز یک مسئله را علما و بزرگان فرموده‌اند و دنبال کرده‌اند که این مؤمنینی که خداوند می‌فرماید پیغمبر به آنها ایمان دارد، آنها را تصدیق و تأیید می‌کند، چه کسانی هستند؟ آیا اینها همان کسانی هستند که با صدر آیه نمی‌سازند؟ ایمان می‌آورد، تأیید می‌کند، تصدیق می‌کند و تشویق می‌کند؛ یعنی مربوط به عموم جامعه ایمانی است که همه نوع آدمی هم در آن وجود دارد.

از زمانی که علما و بزرگان ما تفسیر نوشته‌اند تا به امروز، این مطلب را فرموده‌اند که مقصود از این ایمان، کسانی هستند که اظهار ایمان می‌کنند، نه لزوماً مؤمن واقعی. در میان مسلمانان، هم مؤمن واقعی وجود دارد و هم مسلمان ظاهریِ بی‌اعتقاد. پیغمبر همه اینها را تصدیق می‌کند.

پیامبر(ص) برای سخن تک‌تک افراد جامعه ارزش قائل بود

مرحوم علامه طباطبایی می‌فرماید: جامعه اسلامی و جامعه ایمانی که در آن، افراد مختلفی وجود دارند؛ حتی منافق نیز ممکن است در این جامعه حضور داشته باشد. پیغمبر سخن تک‌تک افراد را می‌شنود و به آن اعتنا می‌کند. پیمغبر به هر فرد از افراد جامعه شما توجه دارد. تک‌تک افراد جامعه که حرف می‌زنند، پیغمبر اکرم برای حرف همه مردم ارزش قائل است. برای هر حرفی از هر شخصی احترام می‌گذارد و اعتنا می‌کند. روی خود را برنمی‌گرداند، اخم نمی‌کند که: «نگویی، برخیزی و بروی!»

در تفاسیر دیگر هم که مراجعه بفرمایید، همین‌طور معنا کرده‌اند. با توجه به صدر آیه شریفه، معنای آیه چیست؟ آیا معنای آیه این است که هر کسی بیاید خدمت پیغمبر و از دیگری شکایت کند، پیغمبر حرف او را قبول می‌کند، طرف مقابل را می‌گیرد و مجازات می‌کند، صرفاً به دلیل اینکه چنین گزارشی رسیده است؟

برای خیر بودن این شنوایی و «أُذُن» بودن، به اقتضای اینکه برای همه خیر باشد، نمی‌توان به هر گزارشی ترتیب اثر داد و افراد را مجازات و محکوم کرد لذا بزرگواران و علما اینجا فرموده‌اند که مقصود از «خیر» و «أُذُن» بودن، جنبه حقوقی ندارد، بلکه جنبه اخلاقی و اجتماعی دارد؛ یعنی اعتنا کردن، توجه کردن، فضا دادن، اجازه حرف زدن به همه افراد، استقبال کردن از اظهار نظر افراد مختلف.

تقریباً از حدود دویست سال پیش، این آیه شریفه مهمان علم اصول شده و در ادله حجیت خبر واحد وارد شده است و یکی از آیاتی است که مورد بحث قرار می‌گیرد. البته با نگاه خاصی که فقها و علمای اصول به این آیه شریفه کرده‌اند، گاهی از هدف اصلی آیه فاصله پیدا می‌کند که آیا از اینجا می‌توان حجیت خبر را استفاده کرد یا خیر؛ ولی در لابه‌لای مطالبشان نکاتی وجود دارد که قابل توجه است.

حال در «مصباح الأصول» مرحوم آیت‌الله العظمی خویی این «تصدیق کردن» و «یُؤْمِنُ لِلْمُؤْمِنِینَ» به چه معناست؟ آیا به معنای این است که مخبر تأیید می‌شود یا خبر تأیید می‌شود؟ اگر تأیید خبر باشد، خیلی گرفتاری به وجود می‌آورد؛ چون خبر ممکن است علیه افرادی باشد و بلافاصله باید ترتیب اثر داد، فردی را آورد، شلاق زد و مجازات کرد. ایشان فرمودند: تأیید خبر نیست، تأیید مخبر است؛ یعنی آن شخص، مورد اعتنا قرار می‌گیرد و حضرت به او توجه می‌کند و حرف‌هایش را گوش می‌کند. ممکن است از تصدیق مخبر، ادبِ مبادرت به تکذیب نکردن اراده شود.

منظور از «یؤمن للمؤمنین» این نیست که در دهانش بزنیم و بگوییم: «بی‌خود گفتی! حرفت دروغ است! اینها شایعات است؛ چرا برای من این حرف‌ها را می‌زنی؟ اگر این حرف‌ها را بزنی، اینجا بی‌خود آمدی.» تکذیب نمی‌کند و نسبت کذب به او در مواجهه نمی‌دهد و این یک امر اخلاقی است.

این جنبه اخلاقی «خُلُقٍ عَظِیم» را اگر انسان بخواهد پیدا کند، مصداقش در آیه شریفه قرآن این است: اعتنا کردن به مردم، هر کسی از هر کجا، راهی برای گفتن داشته باشد. این یک ریاضت است؛ اینکه انسانی که در جایگاه والایی قرار می‌گیرد و اداره جامعه را بر عهده دارد، این ریاضت را داشته باشد که بتواند گوش کند و همیشه دنبال حرف زدن نباشد.

آیه شریفه قرآن نسبت به رسول اکرم(ص) تأکید می‌کند که پیغمبر نه فقط پیغمبرِ گویایی است بلکه پیغمبرِ شنوایی هم هست. متأسفانه ما بیشتر تمرین گویایی می کنیم و تمرین شنوایی نداریم؛ «منبر» تمرین گویایی است، اما آن چیزی که بیشتر از این احتیاج به تمرین دارد، تمرین شنوایی است و الا هر انسانی را که رها کنید، عشق به حرف زدن در او هست که بیشتر حرف بزند. او خیلی احتیاج به تمرین ندارد. آن چیزی که ریاضت است و آموزش می‌خواهد، مخصوصاً برای علما و روحانیونی که با مردم و توده‌های مختلف ارتباط دارند، این است که حال و حوصله داشته باشند و برای شنیدن فرصت بگذارند.

در تعبیر علامه طباطبایی هم بود که این امر، احترام به مردم است؛ اینکه شما اجازه بدهید آنها حرف بزنند. اگر روحانی نتواند قدرت شنوایی را در خودش تقویت کند، هرگز نمی‌تواند یک ارتباط سازنده با مردم به وجود بیاورد. فقط حرف می‌زند؛ حرفش که تمام شد، از مسجد بیرون می‌آید یا از منبر پایین می‌آید و تمام می‌شود.

حضرت آیت‌الله شبیری زنجانی، در سال ۱۳۹۵، آیه «أُذُن» را در بحث اصول مطرح می‌کردند. ایشان از مرحوم آیت‌الله العظمی حاج شیخ عبدالکریم حائری یزدی نقل کردند که بعد از میرزای شیرازی بزرگ، شش فقیه تراز اول و بزرگ که از نظر علم و تقوا در درجه اول بودند، در نجف و کربلا حضور داشتند؛ مثل مرحوم آیت‌الله میرزا محمدتقی شیرازی، مرحوم آخوند خراسانی و دیگر بزرگواران و یکی از آن شش نفر، مرحوم سید اسماعیل صدر بود. مرحوم آقای صدر را می‌شناسید؛ بزرگ خاندان صدر، همان خاندان بزرگی که امام موسی صدر نیز از آن خاندان است. مرحوم حاج شیخ عبدالکریم نقل کرده بودند که در میان آن چند نفری که بعد از میرزای شیرازی بزرگ، از نظر علم و تقوا و در معرض مرجعیت بودند، سید اسماعیل صدر موقعیت پیدا نکرد؛ با اینکه از نظر علمی چیزی از دوستانش کم نداشت. فرموده بودند که این به خاطر آن بود که «أُذُن» در او ضعیف بود. اگر کسی می‌رفت و حرفی می‌زد، ایشان فکر می‌کردند این حرف غلط و باطل است و فوراً برخورد می‌کردند.

نقل کرده بودند که شخصی نزد مرحوم سید اسماعیل صدر رفته بود تا مطلبی را بگوید. نشسته بود و بعد از اینکه مطلبش را گفت، ایشان تشخیص داده بودند که آن فرد آدم نامناسبی است؛ با او برخورد کرده و او را بیرون کرده بودند. فرموده بودند: «أُذُنُ خَیْرٍ لَکُمْ»؛ ظرفیت برای شنیدن نداشت لذا مردم سراغش نیامدند. مردم سراغ کسی می‌روند که ظرفیت شنیدن داشته باشد؛ حرف آنها و درد دل آنها را بشنود. ضروری است اجازه حرف زدن به مردم بدهیم. آیه شریفه، پیغمبر اکرم(ص) را به خاطر اینکه اجازه می‌داد مردم حرف بزنند، تأیید می‌کند.

چند مشکل وجود دارد:

مشکل اول این است که معمولاً ما یک حلقه‌ای داریم که آنها اجازه گفتن دارند؛ هر زمانی بخواهند می‌آیند و هر موقع خواستند، هر چه را بخواهند می‌گویند؛ اما این محدودیت را آیه شریفه از بین می‌برد؛ اینکه این «أُذُن» باید برای عموم باشد؛ با همان توضیحی که درباره کلمه «مؤمنین» عرض کردیم.

معمولاً افراد قبل از رسیدن به قدرت، شنوایی‌شان خیلی خوب است. چون در سطح بقیه‌اند و احتیاج به حمایت دیگران دارند.

به عنوان مثال اگر شخصی در یک منطقه کاندیدا شود و از مردم رأی بخواهد، در آن مقطع شنوایی‌اش بسیار بالاست. همه می‌توانند نزد او بروند، با او سخن بگویند و درد دل کنند. اما متأسفانه گاهی پس از رسیدن به قدرت، این شنوایی کاهش پیدا می‌کند و ارتباط با مردم دشوار می‌شود.

حال سؤال این است: این آیه شریفه برای قبل از قدرت است یا برای بعد از قدرت؟

آیه‌ای که درباره «أُذُن» بودن پیامبر و اینکه ایشان «یُؤْمِنُ لِلْمُؤْمِنِینَ» است، در سوره توبه آمده است. سوره توبه نیز از آخرین سوره‌هایی است که بر پیامبر اکرم(ص) نازل شده است. رسول اکرم(ص) در آن زمان، از نظر ظاهری در اوج قدرت قرار دارد. اما مسئله فقط قدرت نیست؛ این آیه در سوره‌ای آمده که محور آن قتال، جنگ و درگیری است. قاعدتاً باید این‌گونه تصور شود که چون زمان، زمان حساسی است، موقعیت، موقعیتی خطیر است و مسلمانان درگیر مشرکین و منافقین هستند، در چنین شرایطی دیگر وقت و فرصت برای شنیدن نیست. شاید گفته شود فعلاً حرف زدن بماند برای بعد؛ وقتی پیروز شدیم، آن وقت شما آزاد خواهید بود که بیایید و حرف بزنید. اما آیه شریفه دقیقاً عکس این را می‌گوید.

آنجا که قرآن کریم پیغمبر(ص) را با تعبیر «أُذُن» معرفی می‌کند، دقیقاً در چه فضایی است؟ اگر آیات قبل و بعد این آیه را ملاحظه کنیم، شرایطی که بر جامعه حاکم بوده، به‌خوبی روشن می‌شود.

این آیه، آیه ۶۱ سوره توبه است؛ آیه‌ای که در فضایی نازل شده که جامعه اسلامی با مسائل و چالش‌های جدی سیاسی و امنیتی مواجه است. آیات قبل و بعد، از یک سو درباره شیطنت‌های مشرکین، نقض عهد آنان و نحوه برخورد با آنهاست و از سوی دیگر، به شیطنت‌ها و توطئه‌های منافقین می‌پردازد.

یعنی پیغمبر اکرم(ص) در شرایطی قرار دارد که از نظر سیاسی و امنیتی، فضای جامعه بسیار غبارآلود است و در عین حال، خود ایشان در اوج قدرت قرار دارند. با این همه، خداوند در چنین شرایطی رسول اکرم(ص) را به شنیدن و شنوا بودن دعوت می‌کند. گویی به پیغمبر(ص) می‌فرماید: مبادا این شرایط سیاسی و امنیتی باعث شود فرصت شنیدن را از دست بدهی و در نتیجه، مجال گفتن را از مردم بگیری.

در همین فضاست که می‌فرماید: «یُؤْمِنُ لِلْمُؤْمِنِینَ»؛ یعنی نسبت به مؤمنان باید اعتماد، تأیید، تکریم و احترام وجود داشته باشد. قرار نیست شرایط سیاسی و امنیتی، رابطه میان پیغمبر اکرم(ص) و مردم را تضعیف کند و راه ارتباط را ببندد. اتفاقاً در همین شرایط است که قرآن بر ضرورت شنیدن و حفظ ارتباط با مردم تأکید می‌کند. این نکته بسیار مهم است: شنوایی، فقط به معنای داشتن گوش و توانایی شنیدن نیست؛ شنوایی زمانی معنا پیدا می‌کند که مردم نیز امکان سخن گفتن داشته باشند. اگر جامعه‌ای با توطئه، دشمنی، درگیری و مسائل پیچیده سیاسی و امنیتی مواجه باشد، ممکن است همین شرایط به تدریج ارتباط حاکم با مردم را محدود کند. وقتی ارتباط محدود شد، شنیدن هم کاهش پیدا می‌کند.

موانع ارتباط مردم با حاکم باید کنار گذاشته شود

یکی از موانعی که گاهی شنوایی انسان را کاهش می‌دهد و گوش او را سنگین می‌کند، همان چیزی است که در تعبیر عامیانه می‌گوییم: فلانی هر وقت چیزی به نفعش نباشد، گوشش سنگین می‌شود و «ثِقَلِ سامعه» پیدا می‌کند. اما همیشه مسئله این نیست که شخص نمی‌خواهد بشنود؛ گاهی اصلاً چیزی به گوش او نمی‌رسد. برای اینکه چنین «ثِقَلِ سامعه»ای پدید نیاید و شنوایی تضعیف نشود، باید ارتباط با مردم حفظ شود؛ یعنی مردم بتوانند بیایند و حرف بزنند.

در زمان رسول اکرم(ص)، این ارتباط، ارتباطی مستقیم بود. مردم پیغمبر اکرم(ص) را در مسجد می‌دیدند، در میان جامعه می‌دیدند و حتی به خانه ایشان مراجعه می‌کردند. محدودیتی برای ارتباط وجود نداشت. بنابراین، مردم امکان گفتن داشتند و پیغمبر(ص) نیز امکان شنیدن. اما اگر فضا به گونه‌ای شود که ارتباط کاهش پیدا کند، قهراً شنیدن نیز کاهش می‌یابد؛ زیرا مردم دیگر نمی‌توانند حرف‌های خود را بزنند و به گوش مسئولان برسانند. وقتی امکان گفتن از بین رفت، موضوع شنیدن هم، به انتفاء موضوع، منتفی می‌شود.

ممکن است شما به کسی بگویید: «آقا، حرف مردم را نمی‌شنوی.» او هم بگوید: «ما حرفی از مردم سراغ نداریم. مشکل در شنیدن ما نیست؛ ما می‌شنویم، اما حرفی به ما نمی‌رسد.» چه‌بسا راست هم بگوید؛ چون اساساً دسترسی و امکان گفتن وجود ندارد. بنابراین، اگر آیه شریفه انسان را به «سَماع» و شنوا بودن دعوت می‌کند و می‌گوید سخن مردم را بشنو، لازمه این شنوایی آن است که اجازه بدهی مردم نیز بتوانند حرف بزنند. به همین دلیل است که امیرالمؤمنین علی(ع) در عهدنامه‌ای که برای مالک اشتر نوشتند، بخشی را به همین مسئله اختصاص می‌دهند؛ اینکه مالک باید شرایطی فراهم کند تا مردم بتوانند با او سخن بگویند.

اما لازمه این سخن گفتن چیست؟ مالک شخصیتی است که می‌خواهد به مصر برود و طبیعتاً در معرض توطئه و ترور قرار دارد. به هر حال، محافظ و نگهبان دارد و رفت‌وآمدها نیز تحت کنترل است. اما اگر بناست شنوایی مالک تقویت شود، باید امکان گفتار و سخن گفتن مردم نیز تقویت شود.

به جای گفتاردرمانی، باید شنوایی‌درمانی انجام بدهیم. اگر انسان بخواهد همه چیز را فقط با حرف زدن حل کند، حرف زدن به تنهایی مشکلی را حل نمی‌کند. این شنیدن است که می‌تواند منشأ و مقدمه‌ای برای حل مشکلات باشد. با شنیدن است که انسان می‌تواند مسائل را دریافت و مشکلات را بشناسد.

از همین‌رو، امیرالمؤمنین علی(ع) به مالک می‌فرمایند: اگر می‌خواهی شنوا باشی، باید فرصت و زمینه‌ای فراهم کنی تا مردم گویا باشند. برای اینکه مردم بتوانند گویا باشند، باید برای آنان وقت بگذاری. باید این محافظان، اطرافیان، دفتر و دستک‌ها و موانع را تا حد امکان کنار بگذاری و اجازه بدهی مردم ارتباط مستقیم‌تری با تو داشته باشند. ابتدا باید زمینه گفتن فراهم شود و پس از آن، نوبت به شنیدن می‌رسد. شنوایی، بدون امکان گفتن، اساساً موضوعیت پیدا نمی‌کند.

امیرالمؤمنین علی(ع) به مالک اشتر می‌فرمایند: این محافظان و نیروهایی را که اطراف خود قرار داده‌ای، کنار بزن. هرچه این حلقه اطراف مالک محکم‌تر و بسته‌تر باشد، از یک سو امکان گفتن برای مردم کمتر می‌شود و از سوی دیگر، شنوایی مالک نیز کاهش پیدا می‌کند. این موانع باید برداشته شود تا او بتواند بشنود و مردم نیز بتوانند حرف بزنند.

حاکم باید شرایطی فراهم کند که مردم بدون ترس سخن بگویند

حضرت می‌فرمایند: باید شرایطی فراهم شود که مردم با تو با خیال راحت و بدون ترس و اضطراب سخن بگویند. آیا مردم هنگامی که با تو سخن می‌گویند، باید اطرافیان و محافظان تو را ببینند و دچار لکنت زبان شوند؟ باید «تَتَعْتَع» پیدا کنند؟ این موانع را کنار بزن تا مردم بتوانند راحت حرف بزنند و تو نیز سخن آنان را بشنوی. برای شنیدن، باید مردم بتوانند راحت سخن بگویند؛ وگرنه دچار خودسانسوری می‌شوند.

سپس امیرالمؤمنین(ع) به سخن رسول‌الله(ص) استناد می‌کنند و به مالک می‌فرمایند: «فَإِنِّی سَمِعْتُ رَسُولَ اللهِ صلّى الله علیه و آله و سلم یَقُولُ فِی غَیْرِ مَوْطِن: «لَنْ تُقَدَّسَ أُمَّهٌ لاَ یُؤْخَذُ لِلضَّعِیفِ فِیهَا حَقُّهُ مِنَ الْقَوِیِّ غَیْرَ مُتَتَعْتِع»؛ من در موارد متعددی از پیغمبر اکرم(ص) شنیدم که فرمودند: هیچ امتی به قداست و نزاهت نمی‌رسد، مگر آنکه ضعیف بتواند حق خود را از قوی، بدون لکنت و ترس، بگیرد. یعنی حتی پیغمبر(ص) به این هم راضی نیستند که ضعیف صرفاً بتواند حق خود را بگیرد؛ بلکه باید چنان آرامش خاطری داشته باشد که بتواند در برابر قدرت‌هایی که به او زور گفته‌اند، بایستد و به عدالتی که در سیستم وجود دارد، تکیه کند.

بحث امیرالمؤمنین(ع) با مالک این است که مالک باید شنوایی پیدا کند. اما این شنوایی متوقف بر آن است که ابتدا مشکل گویایی حل شود؛ نه گویایی خود مالک. خود حاکم هر حرفی بخواهد، می‌زند و برای گفتن مشکل چندانی ندارد. آن کسی که ضعیف است، با مشکل روبه‌روست. گویایی حاکم متوقف بر چیزی نیست، اما شنوایی او متوقف بر گویایی مردم است. شنوایی تو متوقف بر گفتار مردم است؛ آن هم گفتاری صادقانه، واقعی و حقیقی؛ یعنی آنچه واقعاً در دل مردم می‌گذرد. بنابراین، این خط‌کشی‌ها را باید کنار گذاشت؛ مطابق با معنای عام آیه شریفه: «یُؤْمِنُ لِلْمُؤْمِنِینَ». اینکه بگوییم این گروه می‌توانند بیایند و آن گروه نمی‌توانند؛ به این وقت بدهیم و به آن وقت ندهیم؛ این را پشت در نگه داریم و آن را پشت در نگه نداریم، با این منطق سازگار نیست.

حکومت شنوا، رسانه را به گوش مردم و مسئولان تبدیل می‌کند

اگر بخواهیم با ادبیات امروز، این آیه شریفه و این معارف را بیان کنیم، باید بگوییم رسانه در جامعه اسلامی باید آزاد باشد. چگونه افراد می‌توانند خدمت پیغمبر بیایند و سخن خود را بگویند، حتی اگر منافق باشند و حتی اگر حرف بی‌ربطی زده باشند؟ فضای ارتباط باید به گونه‌ای باشد که امکان گفتن وجود داشته باشد. آیه شریفه می‌گوید: تأیید کن، فضا بده، اجازه بده.

امروز در جامعه‌ای با جمعیت میلیونی و در کشوری با جمعیت بسیار زیاد، مردم که هر روز نمی‌توانند نزد حاکم و فرمانروای خود بروند و مستقیماً با او ارتباط برقرار کنند. پس از چه طریقی می‌توانند حرف خود را بزنند؟ از طریق رسانه می‌توانند سخن بگویند. شنوایی امروز ابزارهای جدید و نوینی پیدا کرده است. حکومت شنوا، حکومتی است که اجازه می‌دهد رسانه، حرف مردم را به گوش مسئولان و حاکمان برساند؛ بدون خط‌کشی‌ها و مرزبندی‌هایی که مانع انتقال واقعی سخن مردم می‌شود.

 

به کانال تلگرام هم میهن بپیوندید

به کانال بله هم میهن بپیوندید

به کانال روبیکا هم میهن بپیوندید



 «اخلاق اجتماعی پیامبر اکرم(ص)»؛ استاد سیدضیاء مرتضوی: جامعه را نمی‌توان با حذف افراد حفظ کرد؛ سیره پیامبر(ص) بر حفظ کرامت مردم، مدارا و شفافیت استوار بود/ پیامبر(ص) حتی اجازه نمی‌دادند یک سوءتفاهم کوچک در ذهن مردم شکل بگیرد/ پیامبر(ص) از جهل مردم برای تقویت جایگاه خود استفاده نکردند/ مسئولین در برابر افکار عمومی موظف به «توضیح و رفع شبهه» هستند/ هر «خطایی» را با «طرد کردن افراد» پاسخ ندهید




شنبه ۷ شهریور ۱۴۰۵ - 29 August 2026
هیچ نقطه‌ای روی زمین در صورت وقوع یک فاجعه آخرالزمانی کاملاً امن نیست؛ اما یک مکان از بقیه امن‌تر است
سایت انتخاب

هیچ نقطه‌ای روی زمین در صورت وقوع یک فاجعه آخرالزمانی کاملاً امن نیست؛ اما یک مکان از بقیه امن‌تر است

گاهی به نظر می‌رسد خطرات فاجعه‌باری که بشر با آن‌ها روبه‌روست، پایانی ندارند. جنگ هسته‌ای و نابودی تمدن، تغییرات اقلیمی، همه‌گیری‌ها، هوش مصنوعی، ابرآتشفشان‌...
مصائب بازدید از کلیسای مریم مقدس یا زُر - زُر
روزنامه هفت صبح

مصائب بازدید از کلیسای مریم مقدس یا زُر - زُر

کلیسای تاریخی زرزر در ماکو، تنها کلیسای جابه‌جاشده ایران با وجود ثبت جهانی و نجات از غرق‌شدن، سال‌هاست به دلیل محدودیت‌های سد بارون دسترسی عمومی مناسبی ندارد
تاریخچه نماد دلار؛ داستان شکل گیری یکی از مشهورترین نمادهای جهان/ از کجا آمده و چه می گوید؟!
سایت عصرایران

تاریخچه نماد دلار؛ داستان شکل گیری یکی از مشهورترین نمادهای جهان/ از کجا آمده و چه می گوید؟!

نماد دلار ($) از کجا آمده است؟ با تاریخچه این نشانه مشهور، ارتباط آن با پزو اسپانیایی، نظریه های مختلف درباره منشا آن و تبدیل شدنش به نماد ثروت آشنا شوید.
رازهای زیبایی زنان افسانه‌ای تاریخ؛ روش‌هایی که باورشان سخت است!
روزنامه هفت صبح

رازهای زیبایی زنان افسانه‌ای تاریخ؛ روش‌هایی که باورشان سخت است!

در ادامه با چند مورد از عجیب‌ترین روش‌های زیبایی منسوب به زنان مشهور تاریخ آشنا می‌شویم.
         
قاب زندگی | رقص با آب و باد
خبرگزاری ایرنا

قاب زندگی | رقص با آب و باد

تهران - ایرنا - من، یک پلیکان، پرنده‌ای با بال‌هایی گشوده به وسعت آسمان و منقاری چون سبدی شکاری، داستان زندگی خود را در این سرزمین پر آب و باد، تالاب‌های ایران، آغاز می‌کنم.
چرا فقط چند حیوان در تاریخ بشر اهلی شدند؟
سایت تابناک

چرا فقط چند حیوان در تاریخ بشر اهلی شدند؟

اهلی‌سازی حیوانات فقط به معنای رام کردن یک حیوان وحشی نیست؛ بلکه فرایندی طولانی برای تغییر ویژگی‌های یک گونه به‌گونه‌ای است که با زندگی انسان سازگارتر شود. ب...
         
روایت خواندنی یک زن مبتلا به اچ‌آی‌وی که عاشق شد، ازدواج کرد و صاحب یک فرزند سالم شد
روزنامه هفت صبح

روایت خواندنی یک زن مبتلا به اچ‌آی‌وی که عاشق شد، ازدواج کرد و صاحب یک فرزند سالم شد

قانون کجای زندگی افراد HIV مثبت ایستاده است؟
تبلیغ متفاوت و جنجالی بستنی میهن در امارات
روزنامه هفت صبح

تبلیغ متفاوت و جنجالی بستنی میهن در امارات

سال 1400 و اواخر مرداد بود که تبلیغ شرکت بستنی‌سازی دومینو خبرساز شد
ماگ‌های چند میلیون تومانی که برق از سرتان می‌پراند
روزنامه هفت صبح

ماگ‌های چند میلیون تومانی که برق از سرتان می‌پراند

وسیله ساده نوشیدن چای و قهوه به کالایی برای نمایش سلیقه با قیمت‌های بالا تبدیل شده‌است
داستان خواندنی دو کولبر در مریوان و بانه
روزنامه هفت صبح

داستان خواندنی دو کولبر در مریوان و بانه

کولبرانی که با شجاعت و ابتکار از مسیرهای سخت کوهستان به کسب‌وکار خودشان رسیدند
    
مینا نامداری؛ چهره پرحاشیه اینستاگرام و پروژه بازگشت بلاگرها | پرسش‌هایی درباره یک مصاحبه جنجالی
سایت رویداد‌ ۲۴

مینا نامداری؛ چهره پرحاشیه اینستاگرام و پروژه بازگشت بلاگرها | پرسش‌هایی درباره یک مصاحبه جنجالی

انتشار گفت‌وگوی تازه مینا نامداری، بلاگر پرحاشیه‌ای که سال‌ها با ویدیوهای جنجالی در شبکه‌های اجتماعی شناخته می‌شد، حالا با پرسش‌های تازه‌ای همراه شده است: آیا با یک تحول شخصی روبه‌رو هستیم یا تلاشی برای استفاده از چهره‌های پرمخاطب در بازتعریف روایت رسمی؟
ماجرای 2 کاپیتان 2 کشتی؛ از کدام یک باید تجلیل کرد؟
سایت عصرایران

ماجرای 2 کاپیتان 2 کشتی؛ از کدام یک باید تجلیل کرد؟

دو کشتی در مسیر مشابه با یک صخره زیر آب روبه‌رو می‌شوند، اما تصمیم دو کاپیتان نتیجه‌ای کاملاً متفاوت رقم می‌زند. یکی پس از وقوع حادثه قهرمان می‌شود و دیگری ب...
دوم باش، برنده باش!؛ داستان شرکتی که از رتبه دوم پیروزی ساخت
سایت عصرایران

دوم باش، برنده باش!؛ داستان شرکتی که از رتبه دوم پیروزی ساخت

این تفاوت ظریفی است اما در بازاریابی اهمیت زیادی دارد. یک شرکت کوچک تر معمولا نمی تواند با رهبر بازار در همه زمینه ها رقابت کند...
شخصیت شناسی | تصویری که در نگاه اول می بینید مهم ترین خواسته شما در زندگی را مشخص می کند
روزنامه هفت صبح

شخصیت شناسی | تصویری که در نگاه اول می بینید مهم ترین خواسته شما در زندگی را مشخص می کند

در این تست شخصیت شناسی، تصویری را مشاهده می کنید که چند عنصر مختلف در آن دیده می شود. کافی است بدون دقت زیاد به جزئیات، به اولین چیزی که در تصویر توجه شما را جلب می کند فکر کنید. انتخاب شما می تواند نشان دهنده مهم ترین خواسته و نیاز فعلی شما در زندگی باشد.
درباره سحر دولتشاهی که با یک استوری جنجال‌ساز شد
روزنامه هفت صبح

درباره سحر دولتشاهی که با یک استوری جنجال‌ساز شد

خبر وصلتش با رامبد ‌همه را شگفت‌زده کرد‌‌. جدایی از رامبد در سال 1393‌، ‌او را به یک ستاره مهم سینمای ایران تبدیل می‌کند
عجیب‌ترین دوستی‌های تاریخ؛ از انیشتین و ماری کوری تا مارک تواین و تسلا
سایت خبرآنلاین

عجیب‌ترین دوستی‌های تاریخ؛ از انیشتین و ماری کوری تا مارک تواین و تسلا

دوستی بین ماری کوری و آلبرت انیشتین (دو فیزیک‌دان برجسته) با نامه‌ای آغاز شد که انیشتین در سال ۱۹۱۱ به کوری نوشت؛ یعنی در دورانی که کوری با بحران‌های شخصی و حرفه‌ای بزرگی در زندگی‌اش دست‌وپنجه نرم می‌کرد.