روز امامت امام زمان (عج) است و مسئولان مسجد ولیعصر (عج) و سرای محله ابوذر، تصمیم گرفتند این مناسبت را برای بچهها با یک جشن متفاوتی همراه کنند؛ جشنی که تمام تلاشش را میکرد تا یک روز شاد برای کودکان و خانوادههایشان رقم بزند.
وقتی خنده حرف میزند
بهزاد صمدی، مجری برنامه که یک روحانی است، برنامه را برای کودکان اجرا میکرد. شوخیهایش یکی پس از دیگری بچهها را به خنده میانداخت و هر چند دقیقه یکبار صدای خنده از میان جمعیت بلند میشد. حتی پدران و مادران هم، گاهی نمیتوانستند جلوی خندهشان را بگیرند! در این برنامه، تصویری که بسیاری از ما از یک روحانی در ذهن داریم، شکل دیگری پیدا کرد، چراکه او در طول تمام مراسم، به زبان شوخی و طنز و خنده با بچهها حرف میزد و تمام تلاشش را میکرد تا فاصلهای میان خودش و دنیای کودکانه آنها باقی نگذارد.
بچهها هم انگار خیلی زود با مجری برنامه جور شدند. چراکه شوخی او را با شوخی جواب میدادند و خودشان هم به ضلع دیگری از شور و شادی این برنامه تبدیل شدند. این بچهها در ساعت برگزاری جشن پارک، خود واقعیشان بودند.
وقتی هم که نوبت به مسابقه رسید، دیگر دل در دل بچهها نماند. هر کدام منتظر بودند نوبتشان برسد و لحظهای بعد هم، با جایزهای در دست، از روی سن پایین بیایند.
دین با زبان کودک
مدتهاست یکی از چالشهای فعالیتهای فرهنگی و مذهبی برای کودکان و نوجوانان این است که مفاهیم دینی چگونه میتوانند بدون زبان رسمی و خشک، به تجربهای شیرین و دوستداشتنی برای آنها تبدیل شوند. شاید یکی از پاسخها را بتوان در همین جمعهای کوچک و برنامههای محلی پیدا کرد، جایی که کودک به جای نشستن در یک فضای رسمی، در پارک محلهاش میخندد، بازی میکند، در مسابقه شرکت میکند و در کنار آن با یک مناسبت مذهبی نیز آشنا میشود.
اما برای آنکه چنین برنامههایی بتوانند ارتباطی ماندگار با کودک و نوجوان برقرار کنند، چه چیزهایی لازم است؟ حجتالاسلام سید محمد عابدینزاده، کارشناس مذهبی و مدیر حوزه علمیه امام صادق (ع)، در این رابطه به «جوان» میگوید: «غیر از توجه حاکمیت، سه چیز نیاز است، از یک طرف تقویت تربیت مربیان متناسب با کار سنین کودک و نوجوان، از طرف دیگر توجیه خانوادهها برای زمینهسازی اینکه کودک و نوجوان خود را با چنین مربیانی مرتبط کنند و از سوی سوم، مردم حمایت مالی از اینگونه فعالیتها را در قالب وصیت و نذر جدی بگیرند.»
او ادامه میدهد: «علاوه بر درک ضرورت فراگیری مهارت زبان کودک و نوجوان که به قول قرآن، پیامبران به لسان قومشان ارسال میشدند، باید ضرورت استفاده از بستر شادی برای انتقال مفاهیم به کودک و نوجوان باور شود و مربیان متناسب با این باور تربیت شوند. همچنین مهم آن است که در کنار جدی گرفتن حضور کودکان و نوجوانان در برنامههای جمعی متداول مذهبی مانند نماز جماعت و حتی دعاخوانی سریع، بر لزوم فضاهای جداگانه خارج از شبستان که اجرای برنامههای شاد با قداست آن منافاتی نداشته باشد، توجه شود.»
حجتالاسلام عابدینزاده همچنین توضیح میدهد: «بنابراین اولین و مهمترین راهکار توجه به اهمیت نسل آینده به خصوص کودکان هستند که آیندهسازان جامعهاند، و جدای از آن که اسلام، قرآن و اهل بیت نسبت به جدی گرفتن این دوره سنی نسل آینده تأکید فراوان دارد به عینه مشاهده میکنیم که خلأ توجه در این زمینه چه آثار منفی و نامناسبی به همراه داشته و دارد.»
او درباره سوءاستفاده دشمن از خلأهای موجود اظهار میدارد: «جدای از اینکه این خلأ به خوبی از سوی دشمنان شناسایی شده و مورد سوءاستفاده آنها قرار گرفته و میگیرد.
پیوند با محله
بدون شک چنین برنامههایی میتواند از یک مراسم چندساعته فراتر برود و به ارتباطی ماندگار با کودکان و خانوادههای محله تبدیل شود، اما چگونه؟ پروانه نوروزی، مدیر سرای محله ابوذر که یکی دیگر از برگزارکنندگان این جشن است، در پاسخ به این سؤال میگوید: «نگاه ما این است که برنامههای مناسبتی نباید فقط به همان چند ساعت جشن و سرگرمی محدود شوند. تلاش میکنیم این برنامهها شروعی برای ارتباط بیشتر با کودکان و خانوادهها باشد، یعنی بعد از هر برنامه، شناسایی و ارتباط با بچهها ادامه پیدا کند و آنها را به سمت فعالیتهای فرهنگی، آموزشی و تربیتی مستمر در محله هدایت کنیم.» او همچنین ادامه میدهد: «وقتی کودک احساس کند این فضا متعلق به اوست، حضورش هم در برنامههای بعدی پررنگتر خواهد شد.»
لزوم توجه به جشنهای پارکی
در بخش دیگری از این جشن، نوبت به اجرای گروه آکروبات تاپ رسید، اجرایی که حالوهوای برنامه را تغییر داد و هیجان بیشتری به فضای پارک بخشید. هنوز چند لحظه از شروع حرکات این گروه نگذشته بود که بسیاری از حاضران از جای خود بلند شدند. تلفنهای همراه بالا رفت تا لحظههای اجرای آکروباتبازها ثبت شود و حتی کسانی که از فاصله دورتر نظارهگر برنامه بودند، خودشان را به جمع تماشاگران نزدیکتر کردند. حرکات هماهنگ، پرسرعت و نفسگیر اعضای گروه، نگاه کودکان و بزرگسالان را به سمت سن کشاند. صدای موسیقی با ریتم حرکات آنها همراه شد و هر حرکت تازه، واکنش تازهای از سوی تماشاگران به دنبال داشت. در این میان، تفاوتی میان کوچکترها و بزرگترها نبود، همه چشم به اجرای گروه دوخته بودند. اوج برنامه، اما زمانی رقم خورد که اعضای گروه روی دوش یکدیگر ایستادند و در میان تشویقهای مداوم حاضران، پرچم ایران را (با غرور و افتخار) بالا بردند. صحنهای که با استقبال پرشور جمعیت همراه شد و آخرین بخش این اجرا را به خاطرهای دلچسب در این جشن تبدیل کرد.
تماشای چنین اجرایی کافی بود تا علاقه کودکان و نوجوانان به ورزش را بیشتر کند. موضوعی که امید یعقوبی، مدیر گروه آکروبات تاپ نیز بدان اشاره میکند و پس از اجرای برنامه به «جوان» میگوید: «وقتی ما یک اجرای ورزشی انجام میدهیم، مخاطبان خاص خودمان را داریم، اما وقتی کار هنری با ورزش ترکیب میشود، تعداد مخاطبان افزایش مییابد، از کودکان و نوجوانان گرفته تا بزرگسالان.»
به گفته او، این اجراها علاوه بر اینکه باعث شادی مردم میشود، ورزش را هم معرفی میکند و میتواند افراد را به سمت ورزش سوق دهد: «وقتی افراد محله، یک اجرای ورزشی، هنری، قدرتی و سرعتی را میبینند، هم از آن لذت میبرند و هم اهمیت ورزش برایشان بیشتر میشود.»
پرچم ایران بر فراز هیجان
یعقوبی در ادامه به کمبود چنین برنامههایی در پارکهای محله اشاره میکند: «سالها پیش، به همت شهرداری وقت، چنین جشنها و برنامههای مهیج و شادی در پارکها در مناسبتهای مختلف برگزار میشد و خانوادهها هم استقبال خوبی از آنها میکردند، اما به مرور این جشنهای پارکی کمرنگتر شدند تا جایی که دیگر اصلا به فراموشی سپرده شد. حال، اما امیدواریم که دوباره به برگزاری جشنهای عمومی و برنامههای جذاب و حرفهای برای مردم محلهها توجه بیشتری شود.»
او درباره اجرای حرکت بالا بردن پرچم ایران توسط گروه آکروبات تاپ نیز گفت: «پرچم ایران برای ما نماد پرافتخار کشورمان است. هر جا برنامه اجرا میکنیم، دوست داریم علاوه بر اینکه خودمان از هنرمان لذت میبریم، این حس را هم منتقل کنیم که وطن و کشوری که در آن رشد کردهایم، برایمان ارزشمند است؛ و در نهایت این پرچم ایران است که باید همیشه بالا بماند.»
ثبت یک خاطره در پارک محله
وقتی آخرین بخش برنامه هم به پایان رسید، هنوز تعدادی از بچهها اطراف سن ایستاده بودند، انگار که دلشان نمیخواست این چند ساعت شادی تمام شود. برخی درباره مسابقهها حرف میزدند، بعضی دیگر فیلم اجرای آکروبات را به دوستان و خانوادههایشان نشان میدادند و بعضی هم آرامآرام مسیر خانه را در پیش گرفتند.
ارزش چنین برنامههایی فقط در تعداد صندلیهای پرشده یا میزان استقبال مردم خلاصه نمیشود، بلکه گاهی ساخت یک خاطره خوش از یک عصر در پارک محله میتواند بهانهای شود برای اینکه کودک، محله خود را بیشتر دوست داشته باشد و خانوادهها حضور در کنار یکدیگر را دوباره تجربه کنند.


































































































































































