در این الگوی رسانهای، صف پمپبنزین، افزایش قیمت یک کالا، نوسان ارز یا اختلال در تأمین یک محصول، صرفاً یک خبر اقتصادی نیست؛ هر کدام به نشانهای از یک بحران فراگیر و گاه مقدمهای برای بیثباتی اجتماعی تصویر میشوند. نمونههایی از همین نوع پوشش خبری در روزهای اخیر درباره کمبود سوخت و دشواری معیشت خانوارهای ایرانی بهطور برجسته منتشر شده است.
چنین رفتاری را چه بسا بتوان «زمینهسازی برای ناآرامی» یا «تحریک اجتماعی» نامید. اینجا تعبیر «آشوب انتظاری» بهعنوان یک مفهوم تحلیلی، تعبیر قابل دفاعی است.
مفهوم «آشوب انتظاری» را میتوان اینگونه تعریف کرد: جامعه هنوز با یک بحران قطعی و فراگیر مواجه نشده، اما دائماً با تصویر بحران آینده روبهرو میشود؛ هنوز کمبود عمومی رخ نداده، اما مخاطب هر روز خبر کمبود میبیند؛ هنوز فروپاشی اقتصادی اتفاق نیفتاده، اما روایت رسانهای از اقتصادی سخن میگوید که گویی در آستانه فروپاشی است؛ هنوز نارضایتی اجتماعی به نقطه انفجار نرسیده، اما دائماً از «انفجار»، «فروپاشی»، «خشم عمومی» و «آستانه اعتراض» سخن گفته میشود. در چنین وضعی، انتظار میتواند خود به یک عامل مؤثر بر رفتار تبدیل شود. …




















































































































