سیدفرید موسوی| برای فهم آنچه در اقتصاد ایران میگذرد، آمارهای رسمی کافی نیست. تورم، رشد اقتصادی، قدرت خرید، بیکاری و خط فقر هرکدام بخشی از وضعیت را ثبت میکنند، اما پشت این اعداد، اقتصادی جریان دارد که کمتر اندازهگیری میشود؛ اقتصادی که در خانواده، محله، بازار و روابط روزمره مردم شکل گرفته و طی سالهای سخت، بخشی از فشار معیشتی را جذب کرده است.
جامعه ایران بیش از یک دهه با تورم مزمن، تحریم، جهشهای ارزی و نااطمینانی اقتصادی زندگی کرده است. در پنج سال اخیر، نوسان قیمتها و کاهش قدرت خرید نیز برنامهریزی برای زندگی روزمره را دشوارتر کرده است. با این حال، بسیاری از خانوادهها راههایی برای کنارآمدن با این شرایط ساختهاند که در محاسبات متعارف اقتصادی کمتر دیده میشود. کاسبی که به مشتری قدیمی خود نسیه میدهد، در عمل بخشی از کمبود نقدینگی او را پوشش میدهد. چند خانواده که صندوق قرضالحسنه تشکیل میدهند، برای خود یک شبکه کوچک تأمین مالی میسازند. خویشاوندانی که برای اجاره خانه، درمان، ازدواج یا راهاندازی یک کسبوکار پول جمع میکنند، ریسک را میان چند نفر تقسیم میکنند. حتی اعتبار شخصی افراد در بسیاری از معاملات خرد، کارکردی اقتصادی پیدا کرده است. این رفتارها بخشی از اقتصاد واقعی ایران هستند. هرجا دسترسی به اعتبار رسمی دشوار شده، روابط اجتماعی بخشی از فاصله را پر کردهاند. هرجا درآمد خانوار با هزینههای ماهانه همخوانی نداشته، قرض، نسیه، پسانداز گذشته یا حمایت نزدیکان وارد زندگی شده است. جامعه در عمل شبکههایی برای تقسیم فشار ساخته است؛ شبکههایی که شاید در ترازنامه بانکها و حسابهای ملی دیده نشوند، اما در دوام زندگی روزمره سهم دارند.
مسئله اینجاست … …
















































































