این بخش بهصورت خودکار گردآوری شده است. برای مطالعه کامل خبر، به منبع اصلی مراجعه کنید.
در چنین شرایطی، اتکا به پرداختهای مقطعی دولت، استقراض یا واگذاری داراییها نتوانسته مساله را حل کند و بخشی از بحران تامین اجتماعی را به آینده منتقل کرده است. تجربه سالهای اخیر نشان میدهد که حتی داراییهای گسترده سازمان و شرکتهای وابسته آن نیز نمیتوانند جایگزین جریان پایدار درآمدی شوند. از سوی دیگر، افزایش هزینههای درمان و مستمری، در کنار کاهش تعداد بیمهشدگان، شکاف میان منابع و مصارف را عمیقتر کرده است. اکنون مساله اصلی صرفا تشخیص ضرورت اصلاح نیست؛ مساله این است که اصلاحات ساختاری سازمان تامین اجتماعی با چه موانعی روبهرو است و چگونه میتوان پیش از عمیقتر شدن ناترازی، رابطه مالی دولت با سازمان، قواعد بازنشستگی، شیوه حکمرانی و الگوی سرمایهگذاری آن را اصلاح کرد. باشگاه اقتصاددانان در این پرونده، از همین نقطه به سراغ ریشههای ناترازی تامین اجتماعی … … روزنامه دنیای اقتصاد / ۵ ساعت قبل
بار تعهدات تامین اجتماعی
نسبت پشتیبانی در سازمان تامین اجتماعی از 20.3 در سال۱۳۵۷ به 3.3 در سال۱۴۰۴ رسیده و نهادی که قرار بود پشتوانهای پایدار برایمیلیونها بیمهشده و مستمریبگیر باشد، اکنون با کاهش منابع، افزایش تعهدات و افت نسبت بیمهپردازان به مستمریبگیران روبهرو است. همزمان با این روند، بدهیهای دولت، تحمیل تعهدات بدون تامین منابع، تورم، رکود، کاهش اشتغال و تغییرات جمعیتی فشار مضاعفی بر منابع این سازمان وارد کرده است.



































































































































































