*شما با دولتهای مختلفی همکاری داشتید از دولت اصلاحات تا دولت سیزدهم که به عنوان یک دولت اصولگرا شناخته میشد. برخلاف سایر کارشناسان و نظریه پردازان که فضای سیاسی ایران را به اصلاحطلب و اصولگرا تقسیمبندی میکنند، شما بر اساس مرد و نامرد تقسیمبندی میکنید، مشخصاً چه کسانی در طیف نامردان قرار میگیرند؟ ضمن اینکه متر و معیار شما برای این دستهبندی چیست؟
من پُشت سر هم در 4 کابینه عضویت داشتم. به نوعی در این زمینه رکورددار هستم. نکته مثبتش این بود که تجربیات کابینه قبلی را به کابینه بعدی منتقل میکردم. در تصمیمات مهم یادآوری میکردم که در کابینه قبلی در موارد متعدد، چه حرفهایی زده و چه تجربیاتی کسب شد. اگر فرصتی فراهم شود تا برخی از این اتفاقات که در آن به تجربیات قبلی بیتوجهی و به کشور آسیب وارد شد را بیان کنم، مصاحبه مفصلی خواهد شد. طبیعی است با جریان سیاسی مختلف کار کردم. نکته این است، وقتی دولتها مسئولیت برعهده میگیرند حجم سنگینی از کار اجرایی، مطالبات معیشتی مردم و خدماتی در مقابل آنها است لذا دولتها وظایفی دارند که باید در قبال مردم انجام دهند. بیش از ۹۰ درصد مطالبات و مسائل دولتهای مختلف اصلاحطلب و اصولگرا، از مسائل معیشتی و تورم گرفته تا خدمات عمومی و سایر حوزهها مشابه یکدیگر است. در این موارد تفاوت چندانی وجود ندارد. چه آقای خاتمی رئیسجمهور باشد و چه آقای رئیسی، هر دو باید پاسخگو باشند. …























































































































































