قیمت طلا امروز




 سوخت جت

 سایت جوان آنلاین / ۲۵ دقیقه قبل

جانم سوخت ولی در مصیبتش صبر کردم

روز اول به ما گفتند مهدی ۹۵ درصد سوخته است. ۹۵درصد سوختگی کسی که جانت به جانش بسته است، چیز کمی نیست! روز بعد گفتند از پیشانی تا پشت شکستگی دارد. نهایتاً گفت...
 جانم سوخت ولی در مصیبتش صبر کردم
جوان آنلاین: فاطمه پورخلفی و همسرش «پاسدار شهید مهدی سهرابی» به عنوان دو جوان دهه هشتادی، تنها هشت ماه از ازدواج‌شان می‌گذشت که آقا مهدی به شهادت رسید. این دو یک زندگی ساده، اما پر از عشق و محبت را تجربه می‌کردند تا اینکه جنگ تحمیلی ۱۲ روزه در خردادماه ۱۴۰۴ آغاز شد و با شهادت مهدی، سرنوشت دیگری برای این خانواده رقم خورد. شهید سهرابی یکی از نیرو‌های جوان هوافضای سپاه بود که برای جنگ با شقی‌ترین دشمنان اسلام و بشریت یعنی صهیونیست‌ها، رخت رزم پوشید و هنگام مقابله با دشمن به شهادت رسید. در حالی که نزدیک به یک سال و دو ماه از شهادت آقا مهدی می‌گذرد، همسرش فاطمه پورخلفی راوی مجاهدت‌ها و خاطرات مردی می‌شود که در زندگی مشترک‌شان، دنیایی حرف و خاطره از خود برجای گذاشته است. 

چطور با شهید سهرابی آشنا شدید؟ ایشان موقع شهادت چند سال داشتند؟ 

ما در یک محله زندگی می‌کردیم و خانواده‌ها با یکدیگر آشنایی داشتند. البته خودم شهید را قبل از ازدواج ندیده بودم. پدرم شهید را می‌شناخت و پدر آقا مهدی بحث خواستگاری را مطرح کردند. آن موقع من کلاس دوازدهم بودم. سال ۱۴۰۰ بود. شهید که متولد ۴اسفند سال ۷۹ است (می‌توانیم بگوییم متولد ۸۰ است) فقط ۲۰ سال داشت. بعد از خواستگاری و مراسم اولیه، نهایتاً ۲۷ اسفند سال ۱۴۰۰ عقد کردیم. دو سال و هفت ماه عقد بودیم و هشت ماه قبل از شهادت آقا مهدی ازدواج کردیم. بعد از قریب به سه سال و سه ماه و چند روز زندگی مشترک، ۲۷ خرداد سال ۱۴۰۴ آقا مهدی که فقط ۲۴ سال داشت، مجروح شد و بعد از چهار روز و نیم که در کما بود، به شهادت رسید. 

پس زمان خواستگاری، ایشان پاسدار نبودند؟ 

نه، آن موقع دانشجوی رشته مهندسی کامپیوتر دانشگاه آزاد بود. البته ایشان برای استخدام سپاه اقدام کرده و مراحلی از گزینش را هم گذرانده بود. بعد از استخدام در سپاه، آقا مهدی از دانشگاه انصراف داد و به دانشکده افسری در تهران رفت. یعنی ازدواج‌مان با استخدام آقا مهدی تقریباً در یک زمان صورت گرفت. 

اولین نکته‌ای که از اخلاق ایشان درک کردید چه بود؟ 

حسن‌خلق مهدی و ادب و احترامی که برای افراد قائل می‌شد، طوری بود که اگر کسی حتی یک بار مهدی را می‌دید، متوجه ادب در کردار و گفتارش می‌شد. بسیار مسئولیت‌پذیر بود و هر کاری را به بهترین نحو ممکن به آخر می‌رساند. اهل کمک کردن بود. فرقی نمی‌کرد به غریبه‌ها در قالب اردو‌های جهادی بسیج باشد یا به دوست و آشنا و غریبه یا در کار‌های خانه به من که همسرش بودم. نماز اول وقت برایش در اولویت قرار داشت و دائم‌الوضو بود. خیلی خوش‌اخلاق و مهربان بود و در نهایتِ ادب، فردی شوخ‌طبع بود. 

ما در این سه سال و چند ماه لحظات نابی را با هم تجربه کردیم. با هم نماز جماعت می‌خواندیم، با هم پیتزا یا کیک می‌پختیم، گاهی با هم ظرف می‌شستیم و بهترین رفیق و همراه برای همدیگر بودیم. یکی از بهترین اوقات دونفره ما نیز وقت‌هایی بود که به گلستان شهدا می‌رفتیم و بین مزار شهدا راه می‌رفتیم و از شهدا صحبت می‌کردیم. 

در همان گلزار شهدا که می‌رفتید، ایشان به شهید خاصی توجه داشتند؟ 

دو شهید بزرگوار بودند که مهدی بیشتر از بقیه شهدا به آنها توجه داشت: شهید سید جعفر موسوی که از شهدای دفاع مقدس و دایی پدر آقا مهدی هستند و الان پیکر شهید مهدی در کنار همین شهید گرانقدر دفن شده است. من یک نکته‌ای را هم می‌خواهم اینجا برای اولین بار بگویم؛ قبلاً جایی نگفته‌ام. زمانی که آقا مهدی به دنبال کار‌های استخدام در سپاه بودند، به سردار شهید غلامرضا یزدانی خیلی متوسل شدند و موانع و مشکلاتی که در کار گزینش پیش آمده بود، کاملاً حل شده بود. به همین خاطر مهدی علاقه خاصی هم به این شهید گرانقدر داشت. در اصل، شهید یزدانی که از شهدای عرفه هستند و کنار شهید احمد کاظمی به شهادت رسیدند، جواب توسل‌های آقا مهدی را داد و واسطه استخدام مهدی در سپاه شد. 

خود آقا مهدی از احتمال شهادتش حرف می‌زد؟ 

قبلاً عرض کردم که ایشان خیلی شوخ‌طبع بود و هر وقت که می‌خواست از شهادتش بگوید، طوری در لفافه و شوخی می‌گفت که من خیلی جدی نمی‌گرفتم. بعضی وقت‌ها هم که با جدیت از شهادت حرف می‌زد، آخرش را با شوخی تمام می‌کردیم. راستش از اخلاق و منش ایشان که به قول شهید سلیمانی «شهیدانه» زندگی می‌کرد، می‌توانستم حدس بزنم که ایشان به شهادت می‌رسد. اما اصلاً فکرش را نمی‌کردم که به این زودی‌ها چنین اتفاقی بیفتد. وقتی مهدی با ذوق از شهادت در جوانی می‌گفت، من با شوخی می‌گفتم: «نه! الان خیلی زود است. تو باید مثل سردار حاجی‌زاده و شهید طهرانی‌مقدم شوی و بعد شهید شوی. اصلاً وقتی ۶۳سالت شد، شهید شو.» در جوابم می‌خندید و با همان لحن آرام می‌گفت: «در جوانی شهید شدن یک لذت دیگری دارد.» من هم حرفش را به حساب مزاح می‌گرفتم و ازش می‌گذشتم. 

یک خاطره هم یادم افتاد که تعریف کنم. یک بار که به گلزار شهدا رفته بودیم، به مزار یک زن و شوهری رسیدیم که از جمله شهدای هواپیمای اوکراینی بودند. این صحبت بین‌مان رخ داد که اگر ما هم مثل این دو نفر با هم شهید بشویم خوب است. اما آقا مهدی گفت: «من باید شهید بشوم و شما بمانی و از من روایت کنی.» آن موقع خیلی به حرفش توجه نکردم. ولی الان کاملاً متوجه شدم که آن روز چه منظوری داشت. 

در صحبت‌های‌تان به فعالیت‌های قرآنی خودتان اشاره کردید. در این زمینه چه فعالیت‌هایی داشتید؟ 

تقریباً از زمان بچگی این توفیق را داشتم که بخشی از زندگی‌ام به آموزش قرآن گره خورده بود. از ترتیل و قرائت و حفظ و بعد که بزرگ‌تر شدم، در کنار ترتیل و حفظ، به مفاهیم قرآن هم پرداختم. الان هم بخشی از قرآن را حفظ هستم و افتخار خادمی و مربی‌گری حفظ قرآن را دارم. 

به عنوان یک دختر مذهبی، زندگی با شهید سهرابی باعث ارتقای معنوی شما شد؟ 

امام شهید یک جمله‌ای دارند به این مضمون که آن زندگی مبارک است که زن و شوهر بتوانند همدیگر را از لحاظ معنوی ارتقا بدهند. من از شهید بردباری و گذشت را یاد گرفتم و چند نکته اخلاقی که ایشان در آن زمینه‌ها خیلی جلوتر از من بود. در زمینه رعایت مسائل دینی هم شهید سهرابی چند شاخصه در رفتارهایش داشت. مثلاً همیشه دائم‌الوضو بود. می‌گفت: «وقتی می‌خواهیم دست و روی‌مان را بشوریم، چه فرقی می‌کند وضو بگیریم که فضیلت هم دارد.» همچنین ایشان در هر شرایطی حتی وقتی عجله داشت، حتماً بعد از هر نماز تسبیحات حضرت زهرا (س) را می‌خواند. شاید به همین دلیل هم بود که مثل حضرت زهرا سلام‌الله‌علی‌ها به شهادت رسید. 

به شهادت آقا مهدی برسیم. آخرین دیدارتان چه زمانی بود؟ 

۲۳ خردادماه که بامدادش جنگ شروع شد، یک روز قبل از عید غدیر بود و ما آن شب (شامگاه ۲۲ خرداد) به مراسم جشنی به مناسبت عید غدیر رفته بودیم. خیلی هم خوش گذشت و واقعاً شب خاطره‌انگیزی بود. یک جور‌هایی انگار خدا می‌خواست آخرین لحظات درکنار هم بودن‌مان یک شب خاطره‌انگیز باشد. بعد از اینکه به خانه برگشتیم و شام خوردیم، یادم است گویا یمن یکی از کشتی‌های اسرائیلی را زده بود. من با دیدن این خبر زیر لب و با لحن خاصی شعر «ای لشکر حیدر کرار» را می‌خواندم. مهدی پرسید: «چه شده؟» گفتم: «یمن، کشتی صهیونیست‌ها را زده و خیلی خوشحالم که بالاخره در دنیا یک نفر جلوی اسرائیل ایستاده است.» 

تقریباً ساعت یک بامداد بود که با مهدی تماس گرفته شد. با اینکه خواب‌آلود بود، با عجله آماده شد. پرسیدم: «خبری شده؟!» گفت: «نه. این آماده‌باش هم مثل آماده‌باش‌های دیگر است. می‌روم و احتمالاً دو ساعت دیگر یا نهایتاً تا صبح برمی‌گردیم.» خلاصه آقا مهدی رفت و صبح تماس گرفت و کمی صحبت کرد و در آخر از من خواست که به خانه مادرم بروم. من گفتم: «چی شده؟» گفت: «چیزی نیست، نگران نباش. فقط اینکه من فعلاً نمی‌توانم به خانه بیایم. باز هم تماس می‌گیرم.» بعد یک‌شنبه مجدداً تماس گرفت و آخرین باری که با آقا مهدی صحبت کردم، دوشنبه شب بود. بعدازظهر ۲۷ خرداد من خیلی حالم بد بود. استرس و دل‌آشوبه داشتم. شب، پدر ایشان تماس گرفت و گفت که مهدی مجروح شده است. (عصر مهدی مجروح شده بود) اول فکر کردم احتمالاً پایش مجروح شده. اما نمی‌دانستم که اوضاع وخیم‌تر از تصورات من است. 

گویا شهید سهرابی بعد از مجروحیت چند روزی بستری بودند؟ 

بله. ایشان چهار روز و نیم بعد از مجروحیت به شهادت رسید و در این چند روز در کما بودند. آن شب وقتی پدر مهدی به دنبال من آمد، مرا به خانه خودشان برد. پرسیدم: «چرا بیمارستان نمی‌رویم؟» در جواب بهانه می‌آوردند و می‌گفتند: «الان امکان ملاقات نیست.» من خیلی بی‌قرار بودم و یک لحظه آرام نمی‌شدم. نهایتاً از زن عموی شهید پرسیدم و گفتم: «راستش را به من بگویید.» ایشان گفت که آقا مهدی سوخته است و سوختگی‌اش زیاد است. صبح زود به بیمارستان رفتیم. اول اجازه ملاقات نمی‌دادند و بعد از چند ساعت بالاخره اجازه دادند به صورت محدود و همراه با پروتکل‌های خاص به ملاقات همسرم برویم. وقتی مهدی را دیدم، حالم خیلی بد شد. من تحمل دیدن کوچک‌ترین زخمی روی دست مهدی را نداشتم ولی آن موقع، با بدنی روبه‌رو شدم که از سر تا پا باندپیچی بود و صورتش هم ورم داشت. از همان لحظه بی‌قراری من دوچندان شد. هر بار که به بیمارستان می‌رفتیم، انگار روضه جدیدی در ذهن‌مان مرور می‌شد؛ روز اول به ما گفتند مهدی ۹۵ درصد سوخته است. ۹۵ درصد سوختگی کسی که جانت به جانش بسته است، چیز کمی نیست! روز بعد گفتند از پیشانی تا پشت شکستگی دارد. نهایتاً گفتند که پشت سرش کاملاً باز شده و قفسه سینه‌اش هم شکسته و بدنش پر از ترکش است. همان روز اول وقتی به خانه رفتم، بلافاصله پدر و مادرم به بیمارستان رفتند. بعد از آمدنشان حس می‌کردم حال آنها حتی از حال من هم بدتر است. به جرئت می‌توانم بگویم که پدر و مادرم دامادشان را مثل فرزند خودشان دوست داشتند و برای او بی‌تابی می‌کردند. از سؤال‌هایی که از من درباره جراحات مهدی می‌پرسیدند، فهمیدم که شاید آنها چیز‌هایی می‌دانند که من از آن بی‌اطلاعم. بعد از یک روز فهمیدم که فرق سر مهدی شکافته شده. مادرم از دکتر پرسیده بود که چرا بالشت زیر سر مهدی خیس است؟ دکتر به مادرم گفته بود: «یک واقعیتی هست که باید در جریان باشید. ضربه شدیدی به سر ایشان وارد شده و فرق سرش شکافته شده...» 

در روز‌های بعد هم باز به ملاقات شهید رفتیم. ولی هر بار که به بخشی که مهدی آنجا بود می‌رفتم، به قدری گریه می‌کردم که ناچار می‌شدند من را از بخش بیرون کنند. تا یک روز قبل از شهادتش که انگار خدا به واسطه انسی که با قرآن داشتم، یک صبر عجیبی به من عطا کرد. 

این صبری که گفتید، چطور به قلب شما آرامش داد؟ 

قبلش عرض کنم که من در آن چهار روز یا برای ملاقات مهدی به بیمارستان می‌رفتم یا به خاطر اینکه اصلاً خواب و خوراک نداشتم و حالم خیلی بد بود، مرا به درمانگاه می‌رساندند و سرم می‌زدند. روز آخر در حیاط بیمارستان نشسته بودم و قرآنی که با آن کلام‌الله را حفظ می‌کردم در دست داشتم. کمی قرآن خواندم. بعد به خدا گفتم: «داغ مهدی هرچه باشد، در برابر مصائب حضرت زینب سلام‌الله‌علی‌ها در کربلا چیزی نیست. حضرت زینب (س) داغ امام و چندین نفر از خانواده‌شان را دیدند. ولی خدایا من مثل خانم حضرت زینب (س) صبور نیستم. اگر به این طاقت و صبر کم من باشد که نمی‌توانم تحمل کنم. پس خدایا از خودت کمک می‌خواهم. اگر قرار است او جانباز شود و من پرستاری‌اش را بکنم، خودت توان و طاقتش را به من عطا کن و اگر هم قرار است مهدی شهید شود، صبرش را بده.» این حرف‌ها و راز و نیاز‌ها با خدا انگار یک آرامش عجیبی به من داد. با دلی آرام و قدمی استوار جمله «السلام علی قلب زینب الصبور» را زمزمه می‌کردم و از حیاط به اتاق محل بستری مهدی می‌رفتم. 

این بار بالای سر مهدی ایستادم، با او صحبت کردم و قرار و مدار‌هایی با او بستم. کمی قرآن خواندم و بعد هم از زیر قرآن ردش کردم و مهدی را، دلم را و مسیر کل زندگی‌ام را به خدا سپردم و راضی شدم به همان چیزی که خدا به آن راضی بود. 

همان جا از خدا خواستم برای ادامه این راه، حضرت زهرا (س) و حضرت زینب (س) را به کمکم بفرستد. بالاخره سخت بود در این سن و سال، در اوج خوشبختی و جوانی بخواهم چنین غم سنگینی را به دوش بکشم. 

بامداد یکم تیر، دوباره حالم دگرگون شد. حس می‌کردم که این حال بد برای این است که پشت و پناه زندگی‌ام، مهدی، یا به شهادت رسیده یا اینکه قرار است به زودی شهید شود. قرآنم را برداشتم و در آغوش گرفتم. گفتم: «خدایا تو بگو امشب چه اتفاقی افتاده یا قرار است چه بشود؟» 

قرآن را باز کردم. صفحه ۸۹ آمد و اولین آیه‌ای که چشمم به آن خورد، آیه ۶۹ سوره نساء بود: وَمَن یطِعِ اللَّهَ وَالرَّسُولَ فَأُولَئِکَ مَعَ الَّذِینَ أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَیهِم مِّنَ النَّبِیینَ وَالصِّدِّیقِینَ وَالشُّهَدَاءِ وَالصَّالِحِینَ وَحَسُنَ أُولَئِکَ رَفِیقًا. آنجا بود که فهمیدم از این به بعد، شکل بودن همسرم تغییر کرده و بهترین رفیق و یار و یاورم که مورد فضل ویژه خدا قرار گرفته، بهترین رفیق دنیا و آخرتم شده است. همان شب حدود ساعت ۳ (قبل از اذان صبح) روح بلند مهدی پر کشید. 

پس صبر را در این مصیبت انتخاب کردید؟ 

بله، البته من آدمی نبودم که بتوانم در نبود مهدی صبوری کنم. ولی خدا لطف کرد و چنان صبری در وجودم قرار داد که بعد از شنیدن خبر شهادت همسرم، کمک حضرت زهرا و حضرت زینب (سلام‌الله‌علیهما) را حس می‌کردم و از اول تا آخر مسیر تشییع را پشت تابوت شهیدم رفتم. 

این را هم بگویم که مهدی خیلی محب امام حسن مجتبی علیه‌السلام بودند و همیشه دوست داشتند خادم‌الحسن باشند. هر موقع مراسمی برای امام حسن (ع) گرفته می‌شد، مهدی با اشتیاق فراوانی در آن محفل خدمت می‌کرد و هر جایی که می‌توانست را مزین به نام ایشان می‌کرد؛ پروفایل‌های فضای مجازی، لباس پاسداری و... همیشه می‌گفت: «دوست دارم کاری کنم و کمی از غربت آقا امام حسن (ع) کم شود.» 

به نظر من عشق مهدی به امام حسن (ع) آنجا خیلی خودش را نشان داد که مثل پدر و مادر امام حسن (ع) به شهادت رسید. یعنی مثل حضرت زهرا سلام‌الله‌علی‌ها پیکرش سوخت و مثل امیرالمؤمنین امام علی علیه‌السلام فرق سرش شکافته شد و در سحرگاه به شهادت رسید. 

در همه مراسم مهدی، روضه امام حسن (ع) خوانده شد و مهدی را شهید امام‌حسنی خطاب می‌کنند. چه افتخاری بالاتر از اینها برای یک خادم اهل‌بیت وجود دارد؟ 

به عنوان کلام آخر باید بگویم که شهدا، افرادی هستند که مثل ما بودند و به واسطه انجام کار‌های کوچکی که در کنار هم باعث شد شهیدانه زندگی کنند، خدا به آنها عنایت ویژه‌ای کرده و آنها را با عنوان شهید از دنیا برده است. 

شهدا از جمله شهید مهدی سهرابی که قبل از شهادتش هم فردی بسیار مهربان و دلسوز و اهل کمک کردن بود، قطعاً حالا که محدودیت زمانی و مکانی ندارند، دستشان برای کمک بازتر است. اگر دلمان را به آنها گره بزنیم و آنها را واسطه خیر از جانب خدا کنیم، دستگیر ما هستند. چرا که خدا زنده بودن شهدا را تضمین کرده است.







شنبه ۳۱ مرداد ۱۴۰۵ - 22 August 2026
ردپای آن‌چه سهیل بیرقی با «بی‌داد» کرد، دست کم به آذر ۱۳۸۸ برمی‌گردد
سایت خبرآنلاین

ردپای آن‌چه سهیل بیرقی با «بی‌داد» کرد، دست کم به آذر ۱۳۸۸ برمی‌گردد

رد پای انتشار یک فیلم سینمایی بر روی پلتفرم‌های انتشار محتوا به دست کارگردانش بی‌آن‌که احساس کند ناگزیر است هم‌چنان در انتظار صدور پروانه نمایش معاونت ارزشیابی و نظارت سازمان امور سینمایی و سمعی‌بصری بماند؛ مانند آن‌چه سهیل بیرقی با تازه‌ترین اثر خود، «بی‌داد» کرد، دست کم به سال ۱۳۸۸ برمی‌گردد.
سایت تابناک

آبگوشت خوردن بازیگر سرشناس فرانسوی به همراه کارگردان ایرانی

روزنامه شرق

گزارش وزیر میراث فرهنگی به مردم

تمام دغدغه‌های یک هنرمند / «ما داریم زندگی می‌کنیم»
خبرگزاری ایسنا

تمام دغدغه‌های یک هنرمند / «ما داریم زندگی می‌کنیم»

«در این شرایط سخت اقتصادی، وقتی کسی تئاتر را در سبد هزینه‌های ماهیانه‌اش قرار می‌دهد، دنبال حس ما داریم زندگی می‌کنیم است. دنبال دو ساعتی که از فشار روزمره بیرون بیاید، به دنیاهای جدید پرواز کند. این یک تراپی است.»
«هزار و یک شب»؛ جاه‌طلبی پرزرق‌وبرقی که به ضدتبلیغ نمایش خانگی تبدیل شد/شکست سنگین مصطفی کیایی با لشکری از ستاره‌ها
سایت مشرق

«هزار و یک شب»؛ جاه‌طلبی پرزرق‌وبرقی که به ضدتبلیغ نمایش خانگی تبدیل شد/شکست سنگین مصطفی کیایی با لشکری از ستاره‌ها

رابرت دنیرو، بازیگر سرشناس هالیوود، با انتقاد شدید از دونالد ترامپ، او را «یک ظالم نژادپرست، زن‌ستیز و بیگانه‌هراس» توصیف کرد و گفت آمریکای ترامپ را دوست ندارد.
سایت خبرآنلاین

اتهام‌های کودک‌آزاری در «مایکل ۲» از زاویه دید جکسون روایت می‌شوند

از لقب تا نام خانوادگی؛ ایرانیان چگونه صاحب «فامیلی» شدند؟
سایت خبرآنلاین

از لقب تا نام خانوادگی؛ ایرانیان چگونه صاحب «فامیلی» شدند؟

ورود نام خانوادگی به زندگی عمومی ایرانیان حاصل یک تصمیم ناگهانی نبود. این اتفاق طی چند مرحله، از اواخر دوره قاجار تا سال‌های نخست حکومت پهلوی، شکل گرفت و سرانجام در سی‌ام مرداد ۱۳۱۳ به الزام عمومی رسید.
داستان کریستینا شِربِک؛ زنی که جیمز باند از روی زندگی آن ساخته شد!
خبرگزاری ایسنا

داستان کریستینا شِربِک؛ زنی که جیمز باند از روی زندگی آن ساخته شد!

سال‌هاست از کریستینا شربک با لقب «محبوب‌ترین جاسوس چرچیل» یاد می‌شود اما آیا چرچیل واقعا چنین جمله‌ای گفته بود؟ زندگی این مامور مخفی آن‌قدر پرماجراست که حتی بدون افسانه‌ها هم شبیه یک رمان جاسوسی به نظر می‌رسد.
آوتیس سلطان‌زاده؛ معمار حزب کمونیست ایران
سایت رویداد‌ ۲۴

آوتیس سلطان‌زاده؛ معمار حزب کمونیست ایران

«آوتیس میکائیلیان»، ملقب به «آوتیس سلطان‌زاده»، یکی از مهمترین فعالان و نظریه‌پردازان تاریخ چپ در ایران است. سلطان‌زاده حیاتی پربار، و سرنوشتی عمیقا تراژیک داشت. متن زیر از خلال اسناد، متون و مقالاتی نوشته شده که اولا جملگی در سال‌های اخیر از طبقه‌بندی دولتی خارج شده‌اند و دوما دسترسی به آنها نیز دشوار …
    
چطور به شیعیان گفتند امام زمان(عج) هست اما دیده نمی‌شود؟
خبرگزاری ایسنا

چطور به شیعیان گفتند امام زمان(عج) هست اما دیده نمی‌شود؟

تولد پنهان، وکلای سری، ۴۰ عقیقه و یک عمه‌ی شاهد؛ این موارد راه‌حل‌های امام عسکری (ع) برای گفتن یک حقیقت بزرگ بود: امام هست ولی دیده نمی‌شود.
خبرگزاری ایسنا

اصغر فرهادی «قلب سارایوو» را گرفت

سایت عصرایران

یکی از مشهورترین سکانس‌های ضدجنگ تاریخ سینما (تماشا کنید)

خبرگزاری ایسنا

فیلم / «سینمای ایران واقعیت تا آینده»

حصاری بر حصارهای ارتباطات بین‌المللی هنرمندان/ هم «صادرکننده مجوز» و هم «مولف» مجازات می‌شوند
سایت خبرآنلاین

حصاری بر حصارهای ارتباطات بین‌المللی هنرمندان/ هم «صادرکننده مجوز» و هم «مولف» مجازات می‌شوند

سعید رجبی‌فروتن، عضو انجمن نویسندگان و منتقدان سینما و از مدیران باسابقه این حوزه، معتقد است ماده ۲۷ طرح «مقابله با نفوذ سرویس‌های اطلاعاتی و دولت‌ها یا نهادهای بیگانه» و تبصره‌های ۱ و ۲ و ۳ آن، با چنان عبارات کلی تقریر شده است که راه را بر هر گونه تفسیر موسع می‌گشاید و می‌تواند پیشاپیش گریبان هر هنرمندی …
شبکه کتاب تعطیل شد ؛ شعار کتابخوانی بدون پشتوانه عملی
سایت عصرایران

شبکه کتاب تعطیل شد ؛ شعار کتابخوانی بدون پشتوانه عملی

شبکه کتاب که قرار بود بستری تخصصی برای پوشش اخبار نشر، معرفی کتاب، گفت‌وگو با نویسندگان و مترجمان و پیگیری رویدادهای حوزه کتاب باشد، بیش از دو ماه است که سکو...
ماجرای توهم توطئه داریوش چیست؟
سایت عصرایران

ماجرای توهم توطئه داریوش چیست؟

شاید بتوان جنجال توهم توطئه» را نه فقط اختلاف بر سر یک آهنگ بلکه اختلاف بر سر یک سؤال قدیمی دانست در توضیح وضعیت امروز ایران سهم «قدرت» بیشتر است یا سهم فرهن...
درس‌گفتارهایی حکمت‌آمیز در جهانی معناباخته!
روزنامه توسعه ایرانی

درس‌گفتارهایی حکمت‌آمیز در جهانی معناباخته!

محمدحسن خدایی علی شمس در نمایشنامه آبجی ها و آقاجان به خانواده ای می پردازد که کمابیش آشنا به نظر می آید اما چیزی که در
جهان در مدار جنون: آیا انسان به خانه بازمی گردد؟
خبرگزاری همشهری‌آنلاین

جهان در مدار جنون: آیا انسان به خانه بازمی گردد؟

اما اهمیت «ادیسه» نولان در این نیست که بالاخره یکی از بزرگ‌ترین حماسه‌های جهان را با امکانات عظیم سینمای معاصر به تصویر کشیده است. اهمیت واقعی فیلم در پرسشی است که زیر تمام این شکوه و هیاهو جریان دارد:آیا انسان واقعاً می‌تواند به خانه بازگردد؟
دو اسطوره سینما که رابطه خوبی با هم نداشتند | ژان پیر ملویل علیه لینو ونتورا
خبرگزاری همشهری‌آنلاین

دو اسطوره سینما که رابطه خوبی با هم نداشتند | ژان پیر ملویل علیه لینو ونتورا

اگر دلون برای ملویل «شیک و رام» بود، ونتورا یک «صخره سرکش» بود که ملویل باید با تیشه‌زدن‌های روانی و ایجاد اصطکاک، فرم دلخواهش را از دل آن تراش می‌داد.
بازار سیاه بلیت تئاتر؛ از دلایل و آسیب‌ها تا توضیحات سایت فروش بلیت
خبرگزاری همشهری‌آنلاین

بازار سیاه بلیت تئاتر؛ از دلایل و آسیب‌ها تا توضیحات سایت فروش بلیت

بازار سیاه بلیت، این روزها به یکی از پرتکرارترین موضوعات تئاتر تبدیل شده است. در شرایطی که شمار زیادی از تماشاگران امکان مالی خرید بلیت‌های رسمی‌۵۰۰ تا ۹۰۰ هزار تومانی بعضی نمایش‌ها را ندارند، بازار سیاه این بلیت‌ها با چند برابر قیمت اصلی ظاهرا پررونق است.
سایت خبرفوری

سفر در زمان؛ آرایشگر زن در حال گرفتن شپش سر یک زن جوان در دوره قاجار

باستان‌شناسان در غار قلعه کُرد در جست‌وجوی چه هستند؟
خبرگزاری ایسنا

باستان‌شناسان در غار قلعه کُرد در جست‌وجوی چه هستند؟

باستان‌شناسان در هفتمین فصل کاوش غار قلعه کرد، احتمال می‌دهند به سنگواره‌های بیشتری از انسان‌تباران دوره پلیستوسن، از جمله بقایای احتمالی نئاندرتال‌ها، انسان هوشمند کهن، انسان هایدلبرگ و دیگر گونه‌ها یا جمعیت‌های انسانی این دوره، دست یابند. قلعه کرد، غاری است که پیش‌تر در آن یک دندان شیری متعلق به کودکی …
سایت خبرفوری

هجوم گردشگران به خاطر شیرینی

شاهکار درخشان دوره صفوی + عکس
خبرگزاری ایسنا

شاهکار درخشان دوره صفوی + عکس

ابریشم، نخ‌های فلزی و نقش‌هایی که گاه روایت‌هایی از شکار، ادبیات و طبیعت را در خود جای داده‌اند، زربُفت ایرانی را به یکی از درخشان‌ترین جلوه‌های هنر نساجی ایران تبدیل کرده‌اند؛ هنری که در دوره صفوی به اوج رسید و نمونه‌هایی از شاهکارهای آن امروز در موزه‌های ایران و جهان دیده می‌شود.
خبرگزاری مهر

قصه عشقی که در مرد نویسنده کشته شد؛ در جستجوی قاتل نامرئی!

خبرگزاری مهر

جشنواره فیلم زوریخ از نائومی واتس تجلیل می‌کند؛ بازیگری هیچکاکی

۲۸ مرداد و قصه روز جهانی عکاسی
سایت خبرآنلاین

۲۸ مرداد و قصه روز جهانی عکاسی

امروز ۱۹ آگوست (۲۸ مرداد ماه) روز جهانی عکاسی است. داستان این روز عمر درازی ندارد، در چنین روزی در سال ۲۰۱۰ میلادی، کُرسکه آرا، جوان استرالیایی وبسایتی با عنوان روز جهانی عکاسی را راه‌اندازی کرد و پیشنهاد روز جهانی عکاسی را داد.
         
وقتی نظر تماشاگر جای نقد می‌نشیند؛ بحران تازه در اقتصاد تئاتر با سامانه فروش اینترنتی بلیت
خبرگزاری ایرنا

وقتی نظر تماشاگر جای نقد می‌نشیند؛ بحران تازه در اقتصاد تئاتر با سامانه فروش اینترنتی بلیت

تهران- ایرنا- پلتفرم‌های فروش و معرفی آثار نمایشی در سال‌های اخیر، به تدریج به فضایی تبدیل شده‌اند که در آن تجربه شخصی تماشاگر، گاه بدون هیچ تفکیک روشنی از نقد حرفه‌ای، در جایگاه داوری درباره کیفیت یک اثر قرار می‌گیرد؛ مساله‌ای که در ظاهر نشانه مشارکت دموکراتیک مخاطب در حیات تئاتر است، اما در عمل می‌تواند …
         
ظهور طبقه الیگارش
سایت روزنامه سازندگی

ظهور طبقه الیگارش

نگاهی به سریال بامداد خمار ، ساخته نرگس آبیار که این‌روزها از شبکه نمایش خانگی پخش می‌شود، روایتی از طغیان زنانه، عشق ممنوعه و ظهور طبقه‌ای رانتیر است که هم دستی در قدرت حکومت داشته و هم چشمی به اموال ملت و تا جایی‌که توانسته، سرمایه‌داری ملی را نیز تضعیف کرده است
در میدان مین
سایت روزنامه سازندگی

در میدان مین

وقتی یک تی‌شرت تبدیل به اکت سیاسی شد
نقد سریال جنایی «اعتراف می‌کنم» و مسئله هویت گمشده آن
روزنامه هفت صبح

نقد سریال جنایی «اعتراف می‌کنم» و مسئله هویت گمشده آن

ایرانی‌ شدن با نصب یک تابلو فارسی روی دیوار اتفاق نمی‌افتد.یک اقتباس موفق باید منبع اولیه را هضم کند
جنگ دوازده‌روزه به سینما رسید؛ «سقف» چقدر خنده‌دار است؟
سایت رویداد‌ ۲۴

جنگ دوازده‌روزه به سینما رسید؛ «سقف» چقدر خنده‌دار است؟

«سقف» تازه‌ترین ساخته ابراهیم امینی با دستمایه قرار دادن جنگ دوازده‌روزه و پیامد‌های آن، تلاش می‌کند از دل یک موقعیت تلخ، کمدی بسازد؛ اما فیلم در مسیر تبدیل این ایده به یک اثر ماندگار، زیر بار دیالوگ‌های سطحی، موقعیت‌های کم‌مایه و شخصیت‌پردازی ضعیف می‌ماند.
از ایستاده در غبار تا کلاغ؛ فیلمسازی پرشور در جستجوی جهان تازه
سایت عصرایران

از ایستاده در غبار تا کلاغ؛ فیلمسازی پرشور در جستجوی جهان تازه

کلاغ سریال بدی نیست و اتفاقاً از خیلی از محصولاتِ شبکۀ نمایش خانگی بهتر است، چون جهانِ بصری دارد، موسیقی، فضاسازی و بازی‌های قابل‌توجه دارد و مشخص است که ساز...
سایت عصرایران

یه مردابه توی تن از فراموشی / فرامرز اصلانی، لئونارد کوهن ایران (+صدا)

جرم‌انگاری بدیهی‌ترین ارتباطات سینماگران
روزنامه شرق

جرم‌انگاری بدیهی‌ترین ارتباطات سینماگران

خانه سینما درخصوص مصوبه اخیر مجلس بیانیه‌ای منتشر کرد. به گزارش روابط‌عمومی خانه سینما، متن بیانیه به شرح زیر است: مجلس شورای اسلامی در ۲۵ مرداد ۱۴۰۵، کلیات طرح «مقابله با نفوذ سرویس‌های اطلاعاتی و دولت‌ها یا نهادهای بیگانه در کشور» را با ۱۸۳ رأی موافق به تصویب رساند.
مرز فرهنگی ایران کجاست؟
روزنامه شرق

مرز فرهنگی ایران کجاست؟

در ادبیات تحلیلی تاریخ و اندیشه سیاسی، مفهوم «کشور» غالبا با تعاریف حقوقی مدرن و نظام وستفالی سنجیده می‌شود؛ نظامی که دولت-ملت را در پناه مرزهای جغرافیایی مشخص، خطوط مرزی خط‌کشی‌شده و اعمال حاکمیت محصور بر یک قلمرو مشخص تعریف می‌کند.
سهیل بیرقی و فیلمی که علیه خودش شورش می‌کند
روزنامه هفت صبح

سهیل بیرقی و فیلمی که علیه خودش شورش می‌کند

«بی‌داد» سهیل بیرقی با محوریت آزادی و سرکشی، به‌دلیل شعارزدگی، شخصیت‌پردازی کم‌عمق و تحمیل معنا، نتوانسته ظرفیت اعتراضی خود را به سینمایی ماندگار تبدیل کند
پیامدهای طرح جنجالی برای سینما، تئاتر، موسیقی و ادبیات
روزنامه هفت صبح

پیامدهای طرح جنجالی برای سینما، تئاتر، موسیقی و ادبیات

سینمای اجتماعی بیش از دیگر گونه‌ها با این ابهام روبه‌رو می‌شود که مرز میان بازنمایی واقعیت و «سیاه‌نمایی» کجاست
هالیوود مروج دنیای بدون خدا و ابرقهرمانان
سایت جوان آنلاین

هالیوود مروج دنیای بدون خدا و ابرقهرمانان

سال‌هاست که جریان فکری حاکم بر هالیوود با اتکا به ژانر ابرقهرمانی، سعی در بازتعریف مفاهیم اخلاقی، قدرت و مسئولیت دارد
خانه سینما به طرح «مقابله با نفوذ» مجلس اعتراض کرد: جرم انگاری بدیهی ترین حقوق هنرمندان
روزنامه شرق

خانه سینما به طرح «مقابله با نفوذ» مجلس اعتراض کرد: جرم انگاری بدیهی ترین حقوق هنرمندان

خانه سینما درخصوص مصوبه اخیر مجلس بیانیه ای منتشر کرد.
آیا بی‌داد فیلم مهمی است؟ | جنجال‌های محصول سینمای زیرزمینی ایران
سایت رویداد‌ ۲۴

آیا بی‌داد فیلم مهمی است؟ | جنجال‌های محصول سینمای زیرزمینی ایران

سهیل بیرقی آن زمانی هم که با مجوز رسمی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی فیلم می‌ساخت، کارگردان متعارفی به حساب نمی‌آمد. آثار بیرقی همیشه در فهرست جنجالی‌ترین آثار سینمای ایران بود و حالا با بی‌داد، این کلکسیون کامل شده است.
سایت عصرایران

اکران فیلم یوسف حاتمی‌کیا ؛ امیر جدیدی و هدی زین‌العابدین روی پرده

سایت عصرایران

به من بگو بی وفا حالا یار که هستی ؛ فرامرز اصلانی، لئونارد کوهن ایران (+صدا)

سایت فرارو

سلین دیون ۱۷ سال پیش از تشخیص بیماری، علائم را احساس کرده بود

سایت خبرآنلاین

عکس‌هایی از شهرنو تا کارگاه شیره‌کشی تریاک در دوره رضاخان

سایت آفتاب نیوز

بازگشت رابین ویلیامز به اینستاگرام برای مقابله با هوش مصنوعی

سایت خبرآنلاین

ببینید | سیمین بهبهانی؛ شاعری که غزل را به زبان زندگی تبدیل کرد

حتی برخی مسئولان نظام هم آثار خوانندگان زن را منتشر کرده‌اند / واکنش مدیرعامل خانه موسیقی به اتهام «فساد و فحشا» در پرونده هیوا سیفی‌زاده
سایت خبرآنلاین

حتی برخی مسئولان نظام هم آثار خوانندگان زن را منتشر کرده‌اند / واکنش مدیرعامل خانه موسیقی به اتهام «فساد و فحشا» در پرونده …

پس از اعلام محکومیت چهار ساله هیوا سیفی‌زاده، خواننده موسیقی ایرانی، به اتهام «تشویق به فساد و فحشا»، حمیدرضا نوربخش، پرسید: «وقتی کاری اصلاً اجرا نشده، اتهامات و حکم بر چه اساسی صادر شده است؟» او با تأکید کرد:«مسئله خوانندگی زنان باید یک‌بار برای همیشه حل شود.»
خسته و بی‌عمل و تکراری مثل معاون وزیر ارشاد!
سایت عصرایران

خسته و بی‌عمل و تکراری مثل معاون وزیر ارشاد!

ظاهرا وزارت ارشاد دوم سیدعباس صالحی بیش از آنکه شاهد تحول و حرکت رو به جلو باشد، در حال ادامه دادن مسیر دولت سیزدهم است، شعار و روبان و عکس و میتینگ!
انتقاد تند از بودجه ۴۰ هزار میلیاردی صداوسیما؛ پول مردم برای چه هزینه می‌شود؟
سایت عصرایران

انتقاد تند از بودجه ۴۰ هزار میلیاردی صداوسیما؛ پول مردم برای چه هزینه می‌شود؟

در یادداشتی انتقادی، عملکرد صداوسیما در قبال بودجه سالانه ۴۰ هزار میلیارد تومانی زیر سؤال رفته است. نویسنده معتقد است تکرار سریال‌های قدیمی و تولید برخی برنا...
طلاق زوری دختر شاه از شوهرش به خواست امام جمعه قاجار/ مشکل شرعی را شیخ فضل الله نوری بر طرف کرد
سایت عصرایران

طلاق زوری دختر شاه از شوهرش به خواست امام جمعه قاجار/ مشکل شرعی را شیخ فضل الله نوری بر طرف کرد

قضیه مشکل شرعی داشت و بدون رضایت شوهر نمی شد طلاق را صادر کرد و از ظرف دیگر خود شکوه الدوله هم راضی به طلاق گرفتن نبود.
یک ترانه در دنیای وارونه!/ دفاع وزیر فرهنگ سابق جمهوری اسلامی از داریوش اقبالی و حمله سلطنت طلبان به او
سایت عصرایران

یک ترانه در دنیای وارونه!/ دفاع وزیر فرهنگ سابق جمهوری اسلامی از داریوش اقبالی و حمله سلطنت طلبان به او

در همین حال سید عطاء الله مهاجرانی وزیر فرهنگ دولت اصلاحات که سال هاست در لندن زندگی می کند و به کار فرهنگی اشتغال دارد و در عین حال از اخبار و احوال ایران ب...
خبرگزاری ایسنا

«تاکسی‌سواری» سروش صحت سریال شد/ محمد نادری در کمدی جدید اطیابی

خبرگزاری همشهری‌آنلاین

ماجرای جوانی که پای چوبه دار نی نواخت و بخشیده شد | ببینید

«بی داد»  این همه سر و صدا برای هیچ
روزنامه هفت صبح

«بی داد» این همه سر و صدا برای هیچ

آیا این مسیر پرپیچ‌وخم، این چریک‌بازی رسانه‌ای و این هزینه‌های پرداخته‌شده، منجر به خلق یک «فیلم خوب» شده است؟
روزنامه هفت صبح

از جواد یساری تا علیرضا قربانی؛ چهره‌های سرشناس در ختم ایرج خواجه امیری

روزنامه شرق

امیر جدیدی ممنوع التصویر می شود؟ حواشی بیداد برای اسکورت

افغانستان؛ پاره‌ای از ایران فرهنگی - دیپلماسی ایرانی
سایت دیپلماسی ایرانی

افغانستان؛ پاره‌ای از ایران فرهنگی - دیپلماسی ایرانی

محمدجواد حق‌شناس در یادداشتی برای دیپلماسی ایرانی می‌نویسد: مرزهای سیاسی محترمند، اما فرهنگ مرز نمی‌شناسد. افغانستان امروز یک کشور مستقل است؛ اما افغانستان تاریخی و...
هیوا سیفی‌زاده به چهار سال حبس محکوم شد؛ «کدام رفتار من مصداق تشویق به فساد و فحشا بوده؟»
سایت خبرآنلاین

هیوا سیفی‌زاده به چهار سال حبس محکوم شد؛ «کدام رفتار من مصداق تشویق به فساد و فحشا بوده؟»

هیوا سیفی‌زاده، خواننده موسیقی ایرانی، پس از ماه‌ها سکوت درباره اتفاقات اجرای عمارت «روبرو»، با اعلام صدور حکم چهار سال حبس تعزیری در دادگاه بدوی، به اتهام «تشویق به فساد و فحشا» نسبت به مبنای این اتهام اعتراض کرد و پرسید: «کدام رفتار مشخص من مصداق تشویق به فساد و فحشا بوده است؟» او تأکید کرد که پرونده …
سایت خبرآنلاین

مدونا با ۱۱ نامزدی پیشتاز شد؛ سوئیفت فقط یک جایزه تا تاریخ‌سازی فاصله دارد