سه شنبه, ۲۶ تیر, ۱۴۰۳ / 16 July, 2024
مجله ویستا

تأثير هنر بر کودکان، از دوران بارداری شروع کنید


شهرزاد: هنر گرايشي است خودجوش. هيچ کس نمي تواند ادعا کند که علاقه اي به هنر ندارد. نوعي نياز به آفرينش در انسان وجود دارد که او را تشويق به ساختن يا خلق کردن چيز جديدي مي کند. اين آفرينش از همان کودکي در نهاد کودک وجود دارد.

 


تأثير هنر بر کودکان، از دوران بارداری شروع کنید


به جرأت مي توان گفت حتي قبل از تولد نيز هنر بر روي جنين تأثير خاص خود را دارد. مادراني که باردار هستند مي توانند اين نکته را در خود و کودکي که در رحم دارند، امتحان کنند. شنيدن موسيقي ملايم و خوشايند مادران را به احساسي ملايم و نشاط آور مي رساند و تأثيرات اين نشاط و آرامش بر جنين نيز قابل مشاهده است.

 

اگر مادري مرتب در ضمن بارداري به موسيقي ملايم و فرحبخش گوش دهد و اين امر را تا تولد کودکش ادامه دهد، بعد از تولد هم مي تواند براي آرام کردن او از همان موسيقي آشنا استفاده کند. کودک پس از شنيدن موسيقي آشنا، همان واکنش هاي آرام بخش را خواهد داشت و به شنيدن موسيقي آشنايش ادامه خواهد داد.


تا قبل از اينکه کودک بتواند نقوش را دقيق ببيند، نقش ها را کمي مات و دندانه دار مي بيند ولي تأثير رنگ را با کمي تأخير کاملاً جذب مي کند. تأثير رنگ ها چنان شگفت انگيز است که به عنوان مقوله اي مستقل قابل بحث و بررسي است. ولي درباره رنگ به عنوان ابزاري که در هنرهاي تجسمي استفاده مي شود مي توان چنين گفت که رنگ هاي ملايم و روشني ايجاد آرامش و لذت بصري بيشتري مي کند تا رنگ هاي تند.


از زماني که کودک قادر به کنترل تقريباً دقيق دست هايش مي شود آغاز به خلق و آفرينش مي کند و اين همان آغاز گرايش به هنر است.
هنرها، فقط هفت هنر کلاسيک شناخته شده نيستند بلکه هر ابداعي که کودک بتواند انجام دهد، علاقمندي او را به هنر نشان مي دهد.

 

 

آموزش هنر به کودک
 

اگر براي هنرمعنايي مستقل، معادل خلق و ايجاد پديده اي نو قائل شويم، خواهيم ديد کودکان بيشتر از بزرگسالان، خلاق و آفرينشگر هستند. مشروط بر اين که والدين با چون و چراها و سليقه هاي شخصي و راه حل هاي اشتباه جلوي خلاقيت آنها را نگيرند.


به همين جهت است که در مورد آموزش بعضي هنرها نظير نقاشي، کارشناسان تعليم و تربيت هنر کودکان توصيه مي کنند، قبل از ده سالگي مطلقاً آموزش نقاشي به شکل کلاسيک و قاعده مند نبايد اجرا شود . يک مربي خوب هنر، فقط مي تواند کودک زير ده سال را در مسير راهنمايي کند.


يک مربي هنر بايد از ايده دادن، خط دادن، مقايسه مهارت کودکان با هم و شتابزدگي در نقاشي پرهيز کند.


در مورد ساير هنرها، سنين زير ده سال بهترين سال هاي فراگيري هستند. به شرط آن که نحوه تدريس و تعليم پر از شور و عشق و تفريح باشد، نه اجباري و خشک. بايستي از کودکان زير ده سال در اجراي تئاترها و هنر آفريني در نقش ها استفاده کرد. مربي اجراي نمايشنامه مي بايست با عشق و حوصله استعداديابي کند، نقش پذيري را در کودکان مهد تشخيص دهد و با توجه به علاقمندي کودک، او را براي نقشي در نظر گرفته و در اجراي نقش گام به گام و بدون سختگيري راهنمايي کند.

 

از تشويق براي پيشرفت و ارزش نهادن به مهارت هاي کودک در اجراي نقش بهره ببرد. از رنگ ها و فرم هاي جذاب و مورد علاقه کودکان براي صحنه آرايي استفاده کند. در بسياري مواقع نمايشنامه هاي موزيکال، که اجراي نمايش توام با شعر خواني و موسيقي است براي کودکان جذاب تر است و آموزش آن هم به دليل همراه شدن با موسيقي راحت تر است. کودکاني که تماشاگر هستند نيز نمايشنامه هاي موزيکال را ترجيح مي دهند. حتي در سنين زير چهارسال تماشاچي خردسال با علاقه حوادث روي صحنه را دنبال مي کند.


زمان نمايشنامه ها نبايد طولاني باشد، موسيقي نبايد خيلي بلند و تند باشد و بازيگران بايد با شادي و به صورت شمرده شمرده صحبت کنند.


انتخاب موسيقي و نوع آن بسيار مهم و تعيين کننده است. پرهيز از موسيقي هاي تند و هيجان آور توصيه مي شود. شنيدن اصوات با فرکانس بالا، هيجان هاي تند و سائق وار، انرژي معکوس ايجاد مي کند.


شنيدن طولاني مدت موسيقي هاي تند به ويژه با صداي بلند به شدت به سيستم عصبي و شنوايي کودک صدمه مي زند. کودک را بايد از محيط هاي پر صدا و موسيقي گوشخراش دور کرد.


زماني که سيستم عصبي کودک کامل شود، کم کم مي تواند صداهاي بلند و موسيقي تند را بپذيرد. اما نبايد در فرايند عادت پذيري او شتاب زده عمل کرد.
امروزه والدين، حساس تر و دقيق تر از گذشتگان شده اند و مسئله تک فرزندي هم دقت و اهميت تربيت را بيشتر کرده است. به همين جهت از ابعاد متعددي کودک مرکز توجه والدين است. اما با اين وجود هنوز راه هاي تشخيص گرايش هاي هنري در کودکان، مطالعات و شناخت بيشتري مي طلبد.


براي اينکه والدين فرزندان يا فرزند خود را وسيله اي براي رسيدن به آرزوهاي شخصي خودشان نکنند، آموزش و مطالعه مفيد ضروري است. پس از شناخت نسبي هنر و لزوم پرداختن به آن در مطالب آتي، به راه هاي شناخت نوع علاقمندي با توجه به زمينه هاي استعداديابي در کودکان خواهيم پرداخت.
واقع بيني، کشف تناسب بين علاقمندي به نوع خاصي از هنر و داشتن استعداد براي آموزش و نيز پيگيري آموخته ها، نکته مهم پس از شناسايي زمينه هاي گرايش کودک است.