جمعه, ۱۰ اسفند, ۱۴۰۳ / 28 February, 2025
تحلیل اكونومیست از زندگی یلتسین

بوریس یلتیسن این جهان را ترك گفت. او نماد بزرگترین نقاط ضعف و قوت روسیه پساكمونیست بود.
بورسین نیكولایویچ یلتسین به فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی كمك كرد و گامهای موثری در راه ایجاد دموكراسی روسیه برداشت.
این مهندس عمران سابق، سازنده خوبی برای موسسات كشورش نبود. دموكراسی آنها ضعیف بود. اما اهداف او صحیح بود. او برای رهانیدن روسها از یوغ دولت تك حزبی و اقتصاد طرحریزی شده دولتی، لایق تقدیر و ستایش است. با وجود این برخی اقدامات وی از قبیل انتصاب خویشاوندان در سمتهای مهم و قوانین متغیر و دمدمی مزاج او منجر به بیقانونیهای فوقالعاده زیاد و فساد در سطح كشور شد و راه را برای جانشین خودكامه او ولادیمیرپوتین هموار ساخت.
یلتسین، متولد ۱۹۳۱، یك كمونیست شهرستانی وفادار از شهرستان اسوردلوفسك (كه اكنون دوباره یكاترینبرگ نامیده میشود) بود، یعنی همانجایی كه آخرین خانواده تزار در آن به قتل رسید. او با ورود خود به حزب كمونیست تحت نظارت میخاییل گورباچف، برای خود محبوبیت زیادی كسب كرد. در شرایطی كه رهبران كمونیست كشور از برخوردبا مردم اجتناب میورزیدند، آقای یلتسین چنان به آنها نزدیك شد كه توانست در كمبودها و مصائب زندگی روزمرهشان شریك شود. در سال ۱۹۸۷ گورباچف یلتسین را در پی اغتشاشاتی كه شامل انتقاد مستقیم از همسر وی، ریسا بود، از كار بركنار كرد و این بركناری در شرایطی روی داد كه جویباز در حال شكوفا شدن بود. البته این جوباز در همان زمان هم یك تابو محسوب میشد.
یلتسین تا سال ۱۹۹۰ كه به عنوان رییس فدراسیون روسیه به صحنه بازگشت، تنها یك سایه بود. اما تشكیل دولت روسیه به اندازه سایر جمهوریهای سوسیالیستی اتحاد جماهیر شوروی مانند اوكراین و قزاقستان صوری و ظاهری بود. ولی از زمانیكه جمهوریهای بالتیك حركت خود را با حمایت بیشائبه یلتسین به سمت آزادی آغاز كردند، این اوضاع تغییر كرد. در آن زمان این سوال مطرح بود كه آیا فدراسیون روسیه هم میتواند روزی به یك كشور مستقل تبدیل شود؟ فدراسیون روسیه خیلی زود این كار را كرد.
وقتی افراطیون ناشی حزب كمونیست كودتایی را علیه رهبری اتحاد جماهیر شوروی در سال ۱۹۹۱ ترتیب دادند یلتسین با نشستن بر یك تانك به نشانه مقاومت دموكراتیك موفق، كودتاگران نافرجام را به باد انتقاد گرفت و محكوم كرد. وقتی كه گورباچف از استراحتگاه ساحلی خود به مسكو بازگشت، یلتسین را در صدر امور دید. رهبر روسیه به رییس سابق خود به طرز تحقیرآمیزی حكم داد تا فرامین جدیدش را اطاعت كند. وقتی سایر ۱۴ جمهوری دیگر شوروی هم اعلام استقلال كردند، یلتسین یك دولت موقت از اصلاحطلبان جوان را برگزید كه اصلاحات اقتصادی عظیمی را در این كشور از هم فروپاشیده اعمال كردند. اما این موضوع از سوی مردم با هیچ اقبالی مواجه نشد. چون آزادسازی قیمتها منجر به كاهش پساندازهای مردم در شرایط تورمی شد.
خصوصیسازی به معنای روز خوش برای خواصی شد كه از فرصتها به نفع خود بهره میبرند. موسسات نیازمند یك اقتصاد مبتنی بر بازار بودند كه به درستی كار كند، اما در عمل با فقدان آن مواجه شدند. در عصر یلتسین بود كه جهان آموخت واژه «اولیگارشی» برای توصیف دانهدرشتهایی به كار برده میشود كه از قدرت سیاسی و اقتصادی به نفع خود سوءاستفاده میكنند.با همه این اوصاف، اصلاحات یلتسین كارساز بود. امروز روسیه به یك بازار كالاهای مصرفی پررونق دست یافته است. خواص منفعتطلب به مراتب بهتر از «هدایتكنندگان سرخ» بودند كه جایشان را گرفتند. هنوز هم تفكر و تعهدات این هدایتكنندگان سرخ ریشه در اقتصاد برنامهریزی شده كمونیستی دارد. اما اگر اصلاحات اقتصادی یلتسین امروز چهرهای بسیار خوشتر از آن زمان به خود گرفته است، شكستهای سیاسی او زشتتر از آن دوران به نظر میرسد.
گلولهباران پارلمان روسیه در سال ۱۹۹۳ كه برای از میان بردن اعضای حزب كمونیست و سایر مهرههای تندرویی بود كه كنترل پارلمان را به دست گرفته بودند، یادآور ویروس خشونتی است كه حیات سیاسی روسیه به آن مبتلا شده است. جنگ چچن هم كه از سال ۱۹۹۴ تا ۹۶ به طول انجامید، پرده از ماشین جنگی روسیه، برداشت. پیروزی پر از حرف و حدیث یلتسین در انتخابات ریاست جمهوری سال ۱۹۹۶ شكهایی را در مورد تقلب دولت در انتخابات برانگیخت و صحت انتخابات روسیه را زیر سوال برد. اما اشتباهات او در مورد موضوعات مربوط به خانواده و اطرافیانش بسیار بزرگتر بود.
آنها كه پیرمرد را از ودكا اشباع كرده بودند، سرنوشت سیاسی و اقتصادی روسیه را از دستان او ربودند، بر ثروت خود افزودند و دموكراسی و كاپیتالیسم را در نگاه میلیونها خارجی و شهروندان داخلی بیاعتبار كردند. گذشته از همه این جریانات، یلتسین سه اصل اساسی را پایهریزی كرد.
او به آزادی بیان از جمله آزادی مطبوعات اعتقاد داشت. وی میخواست روسیه با دنیایغرب ارتباطی دوستانه داشته باشد. به علاوه او با حزب كمونیست و همه وابستگان آن به خصوص كاگب در تقابل بود. اینكه او نتوانست آن را به طور كامل در سال ۱۹۹۱ یعنی در شرایطی كه شانس آن را داشت از بین ببرد، بیشتر به یك تراژدی شبیه بود. گفته میشود نامزدی كه خانواده او به عنوان یك جانشین امن و مطمئن برگزیدند، یعنی پوتین محتاط و كمشهرتی كه زمانی هم عضو كاگب بود، باعث شد از احترام و اعتبار یلتسین كم شود. پوتین امروزه بسیاری از بیماریهای گریبانگیر روسیه را به «آشوب» دهه ۹۰ نسبت میدهد.
مترجم: شادی آذری
ایران مسعود پزشکیان دولت چهاردهم پزشکیان مجلس شورای اسلامی محمدرضا عارف دولت مجلس کابینه دولت چهاردهم اسماعیل هنیه کابینه پزشکیان محمدجواد ظریف
پیاده روی اربعین تهران عراق پلیس تصادف هواشناسی شهرداری تهران سرقت بازنشستگان قتل آموزش و پرورش دستگیری
ایران خودرو خودرو وام قیمت طلا قیمت دلار قیمت خودرو بانک مرکزی برق بازار خودرو بورس بازار سرمایه قیمت سکه
میراث فرهنگی میدان آزادی سینما رهبر انقلاب بیتا فرهی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی سینمای ایران تلویزیون کتاب تئاتر موسیقی
وزارت علوم تحقیقات و فناوری آزمون
رژیم صهیونیستی غزه روسیه حماس آمریکا فلسطین جنگ غزه اوکراین حزب الله لبنان دونالد ترامپ طوفان الاقصی ترکیه
پرسپولیس فوتبال ذوب آهن لیگ برتر استقلال لیگ برتر ایران المپیک المپیک 2024 پاریس رئال مادرید لیگ برتر فوتبال ایران مهدی تاج باشگاه پرسپولیس
هوش مصنوعی فناوری سامسونگ ایلان ماسک گوگل تلگرام گوشی ستار هاشمی مریخ روزنامه
فشار خون آلزایمر رژیم غذایی مغز دیابت چاقی افسردگی سلامت پوست