چهارشنبه, ۸ اسفند, ۱۴۰۳ / 26 February, 2025
مجله ویستا

زنان بدون مردان


زنان بدون مردان

این مقاله به سینمای تهمینه میلانی و به طور مشخص فیلم تسویه حساب می پردازد

« در بند عمومی زندان اوین ، با زنان جالبی آشنا شدم . از جمله زنی که بعدها در فیلم « تسویه حساب » او را با نام زیور می شناسید ... این زن شخصیت خیلی قوی و جالبی داشت . از آن مهم تر نگاه پر از کینه و نفرتی بود که به جامعه داشت . تمام مدت در زندان با من از تسویه حساب و انتقام حرف می زد . این دختر در سن ۱۲ سالگی به عقد مرد غول پیکری درآمده بود که به لحاظ سنی به راحتی می توانست پدر این دختر باشد و بسیار آزار دیده بود و مدام به من می گفت که خانم میلانی ، من زمانی که به ازدواج این مرد درآمدم این جامعه حتی ککش هم نگزید . بنابراین من چرا باید نگران این جامعه باشم یا فکر کنم دارم به آن صدمه می زنم . ... و این تلنگری شد برای من که بتوانم داستان تسویه حساب را بنویسم . »

این سخنان تهمینه میلانی در پشت صحنه فیلم « تسویه حساب » است که اخیرا وارد شبکه نمایش خانگی شده است . وی می گوید این فیلم برای طبقه متوسط جامعه ساخته شده و هدف آن بالا بردن سطح آگاهی جامعه و پرداختن به آسیب های اجتماعی است .

تهمینه میلانی متولد ۱۳۳۹ در شهر تبریز و فارغ التحصیل رشته معماری از دانشگاه علم و صنعت است . وی هم زمان با تحصیل معماری به شرکت در فعالیت های سینمایی نیز علاقه نشان می داد . اولین تجربه سینمایی او به عنوان منشی صحنه در فیلم « خط قرمز » اثر مسعود کیمیایی رقم خورد . بعدها به کار فیلم نامه نویسی هم روی آورد . اولین فیلم مهم او « بچه های طلاق » ( ۱۳۶۸) نام داشت که جایزه بهترین فیلم جشنواره فجر را از آن خود کرد . میلانی از سال ۱۳۷۶ با انتخاب محمد خاتمی به ریاست جمهوری و ایجاد فضای باز سیاسی- فرهنگی شروع به ساخت فیلم های فمینیستی و زن گرایانه کرد . فیلم های « دو زن » (۱۳۷۷) ، « نیمه پنهان » (۱۳۷۹) ، « واکنش پنجم» (۱۳۸۱) «آتش بس » (۱۳۸۴) و « تسویه حساب » (۱۳۸۶) در این حال و هوا ساخته شدند .

« دو زن » با بازی نیکی کریمی و مریلا زارعی روایت گر سرنوشت شوم دختری شهرستانی ( نیکی کریمی ) است که بر اثر تعصبات جاهلانه پدرش و مزاحمت های جوانی شرور ( محمد رضا فروتن ) از ادامه تحصیل باز می ماند و ناچار تن به ازدواجی تحمیلی و ناموفق می دهد . این فیلم جایزه بهترین فیلم نامه جشنواره فجر را از آن خود کرد و علاوه بر این ، نامزد جایزه بهترین کارگردانی از همین جشنواره هم شد . « آتش بس » دیگر فیلم بلند میلانی بود که با تکیه بر ستارگانی چون مهناز افشار و محمد رضا گلزار به فیلمی پرفروش بدل شد . هر چند که به شدت یادآور فیلم هالیوودی « آقا و خانم اسمیت » با بازی آنجلینا جولی و برد پیت بود . « نیمه پنهان » اما برای فیلم ساز ما دردسر ساز شد و باعث شد چند روزی روانه زندان اوین شود . اتهاماتی که به او وارد شد « اقدام علیه امنیت ملی ، محاربه با خدا ، همکاری با گروههای معاند و تشویش اذهان عمومی از طریق آثار هنری » بودند . ایام محبس البته به لطف اعتراض وسیع هنرمندان و تلاشهای رییس جمهور اصلاح طلب وقت چندان به درازا نکشید و خانم کارگردان به زودی آزاد شد .

به گفته خودش در همان ایام با زنانی آشنا شد که به شدت زخم خورده جامعه مردان بودند و قصد انتقام جویی داشتند . فیلم « تسویه حساب » که شاید بتوان آن را کیفر خواستی زنانه علیه ستم های مردانه نامید ، داستان چهار دختری است که در زندان با هم آشنا می شوند و چون از ستم مردان جامعه آسیب دیده بودند تصمیم به عصیانی زنانه علیه جامعه مردان می گیرند . این چهار زن با توسل به سلاح زنانه سعی می کنند مردان لاابالی و هوس ران جامعه را به دام انداخته ، پس از خالی کردن جیبشان ، تنبیه نمایند . میلانی در پشت صحنه فیلم با اشاره به مساله زنان خیابانی از مشتریان آنها با نام « مردان خیابانی » نام می برد و معتقد است که این مردان بیشتر به فساد اجتماعی دامن می زنند .

دختران عصبانی و عصیان گر فیلم ، مردان هوسباز از اقشار مختلف اجتماعی ( مهندس ، شاعر ، کارگردان ، تاجر ) را به تله می اندازند ، در آپارتمان خود طناب پیچ می کنند و سپس آنها را به محاکمه می کشانند . در این صحنه ها و رویارویی ها گویی دختران قصه ما نه تنها مردان جامعه ، بلکه تاریخ مردسالاری را به محاکمه کشانده و علیه آن کیفر خواست صادر می کنند . اغلب زنهای فیلم آدم هایی رنج کشیده و اکثر مردان فیلم بد و ظالم هستند . در این میانه تنها با یک مرد خوب ، یک « آدم حسابی » و البته پول دار برخورد می کنید که آن هم شخص آقای محمد نیک بین ، تهیه کننده فیلم و شوهر تهمینه میلانی است .

فیلم به محض نمایش در جشنواره فجر با واکنش هایی روبرو شد و برخی ( که به طور طبیعی متعلق به جامعه مردان بودند ) فیلم را خشن و واجد دیدگاهی افراطی نسبت به مردان دانستند . در مصاحبه مطبوعاتی پس از نمایش فیلم ، یکی از خبرنگاران مرد با صدایی بلند به میلانی اعتراض کرد و فیلم را سراسر توهین دانست . در مقابل ، فیلم ساز هم در مقام پاسخگویی ، خود را از این مساله مبرا دانسته و اعلام کرده بود که « من هرگز برای جنسیت تفاوت قایل نمی شوم و هیچ زنی را برتر از مرد نمی دانم . مرد را هم همین طور . »

دیگر کسی که در همان ایام به فیلم واکنش نشان داد ، حسن معظمی سخنگوی انجمن منتقدان و نویسندگان سینمای ایران بود . وی در گفتگو با خبرگزاری فارس با لحنی عصبانی گفت : « این فیلم مانیفست ناتمام دنیای زنانه «تهمینه میلانی» علیه دنیای مردانه است. فیلم «تسویه‌حساب» به رغم هیاهوی بسیار کارگردان، در ادامه آثار زنانه این فیلمساز ساخته شده و همچنان بیانگر دیدگاه افراطی کارگردان نسبت به جامعه (جامعه به تعبیر او «مردسالارانه») است . » وی در ادامه می گوید تسویه حساب به رغم دست گذاشتن بر آسیب های اجتماعی ، دچار غلو گفتاری و رفتاری شده و چیز جدیدی به مخاطب ارایه نمی کند . از نظر وی زنان فیلم که خود حکم صادر می کنند و خودشان نیز مجری قانون نانوشته خود هستند شباهتی به رابین هود ندارند بلکه شبیه ذهنیات و برداشتهای کارگردان هستند .

پس از دیدن این فیلم یاد کاری از مرحوم علی حاتمی به نام « خواستگار » محصول سال ۱۳۵۱ افتادم . فیلم با نگاهی طنزآلود به ماجرای خواستگاری یک معلم هنر ( با بازی پرویز صیاد ) از دختری به نام زری ( زری خوشکام ، بعدها زهرا حاتمی ، همسر علی حاتمی ) می پردازد ؛ دختری که هر لحظه به کسی دل می بازد و به هیچ روی به خواستگار و عاشق حقیقی خود وفادار نیست .« خواستگار » جهت گیری مخالف « تسویه حساب » دارد و دست به انتقاد از هوس رانی و بی ثباتی زنان جوان آن روزگار می زند .

میان دختران « تسویه حساب » و قربانیان مرد آنها گاهی گفتگوهای جالبی رد و بدل می شود که می تواند به نوعی بازگو کننده اتهامات متقابل دو جنس علیه یکدیگر باشد . مثلا یکی از قربانیان دخترها که کارگردان هم هست (غلامحسین لطفی ) در اشاره به دختران می گوید : « من شما زنارو خوب می شناسم ، با یه مرد حرف می زنید ، به دومی نگاه می کنید و به سومی فکر می کنید . وقتی هم که گیر افتادین تقصیر رو می ندازین گردن یه بدبخت دیگه . » در سکانسی دیگر ، سارا ( مهناز افشار) به مرد شاعر می گوید : « پس قبول داری که مردا حیوون و خشن هستند ؟ » و شاعر که نقش آن را محمد رضا شریفی نیا بازی می کند ضمن رد خشونت مردان و تایید طبیعت تنوع طلب آنان به دختران می گوید زن باید وزن و قافیه داشته باشد و ادامه می دهد : « شما همیشه صیدین ، مردا صیاد ، شکارین مردا شکارچی ، گنجشکین مردا عقاب »

در مجموع می توان گفت تسویه حساب فیلم خوش ساختی است . هر چند در برخی شخصیت پردازی ها می توان ایراداتی مشاهده کرد . مثلا می توان پرسید که شخصیت مریم با آن روحیه حساس و لطیفی که از او تصویر می شود و همه مردها را به شکل پدرش می بیند ، می تواند انگیزه لازم را برای اقدام علیه مردان داشته باشد ؟!

● سرچشمه های فکری

تهمینه میلانی ابایی ندارد از این که خود را یک فمینیست ایرانی بنامد . تعقیب سرچشمه های فکری او می تواند ما را به فمینیسم رادیکال برساند .

فمینیسم رادیکال از جمله نحله های فمینیستی است که در دهه ۱۹۶۰ و بدنبال سرخوردگی زنان از جنبش های چپ جدید به وجود آمد . آنان به این نتیجه رسیدند که این جریانات حاضر نیستند در جهت رفع تبعیض علیه زنان اقدامی بکنند و به همین دلیل مدافعان حقوق زنان این جنبش ها را جریان مذکر (Male Stream) نامیدند . این نوع فمینیسم در درون خود جریانات بسیار تندرویی را پروراند به طوری که برخی از آنان حتی خواستار ایجاد سرزمین بدون مرد و یا زیر سلطه قرار دادن آنان شده بودند . از نظر آنها ، مرد در هر حالتی به دلیل جنسیت خودش و علایق خاص سیاسی ، اجتماعی و اقتصادی مایل است تا سلطه آشکار یا نهانی را بر جنس زن اعمال کند . « در فمینیسم رادیکال دیگر این امید که تغییرات در نهادهای سیاسی یا دگرگونی های اقتصادی یا تصویب و اعمال قانون و حقوق بتواند زن را از سیطره مرد رهایی دهد ، در بهترین حالت یک امر فرعی تلقی می شود . » ( قادری ، ۱۳۷۹ : ۱۲۹ )

یکی از این گروهها به نام « جوراب قرمزها » ( Red Stocking) در بخشی از مانیفست خود آورده است : « همه مردان به زنان ستم روا داشته اند . ما در مبارزه علیه ستمگران همواره طرف زنان را خواهیم گرفت . ما نه انقلاب می خواهیم و نه خواهان اصلاحات هستیم . تنها خواهان چیزی هستیم که برای زنان خوب باشد . » ( ویلفورد در اکلشال و دیگران ، ۱۳۸۵ : ۳۳۶ )

فمینیست معروف شولامیت فایرستون ، در کتاب « دیالکتیک جنسیت » که به روشنی متاثر از مارکسیسم است به جای تاکید بر مبارزه طبقات اقتصادی ، نیروی محرکه تاریخ را مبارزه بین طبقات بیولوژیک می داند . او معتقد است انقلاب زیست شناسی که باعث تسلط زنان بر ابزار تولید مثل شود ، باعث آزادی زنان خواهد شد . وی در همین راستا رهایی زنان از قید تولید مثل و مادری را مورد تاکید قرار می دهد .

میلانی قاعدتا با وجود داشتن همسر و فرزند نمی تواند با سخنان اخیر فایرستون مبنی بر رهایی از قید مادری و تولید مثل ، موافق باشد اما واقعیت آن است که با نگاهی دقیق تر انعکاس بخشی از مدعیات فمینیسم رادیکال و بخصوص جواراب قرمزها را در سخنان دختران « تسویه حساب » می توان دید . در طول فیلم ، این دختران خشمگین بارها مردها را احمق ، کثافت ، تازه به دوران رسیده ، آشغال و عوضی می نامند . در یکی از سکانسها زیور به رفقایش می گوید « یه کم پول در می آریم ، یک کم هم بازیشون می دیم . عین خودشون که ما رو بازی می دن ، لااقل این جوری با این حیوونا ]مردها [ بی حساب می شیم . » در صحنه ای دیگر لیلا خطاب به یکی از رفقا که برای مردها دلسوزی می کند ، می گوید : « به خدا این آشغالا لیاقت دلسوری ندارن ، همشون کثافتن . » و یا دوباره زیور که مسوول گروه است به دختران می گوید : « وقتی این کثافتا ] بازهم مردها [ حرف حالیشون نمی شه وظیفه ماست که با پتک حالیشون کنیم . » این بحث ها و میزگردهای گاه و بیگاه دختران ، آدم را به یاد مباحث داخلی نحله های مختلف فمینیستی مثلا لیبرال ها و رادیکالها می اندازد . فمینستهای لیبرال در رفع تبعیض علیه زنان ، به کمک مردان و نهادهای اجتماعی موجود امیدوار بودند اما رادیکالها به کلی این امکان را رد می کنند.

● سخن آخر

با وجود انتقاداتی که می توان به فیلم های زن گرایانه تهمینه میلانی و فیلم « تسویه حساب » وارد دانست و برخی از مدعیات آن را اغراق شده فرض کرد اما واقعیت این است که او از چیزهایی می گوید که جامعه ما با آن غریبه و ناآشنا نیست . ستم به زنان ، نادیده گرفتن حقوق آنان ، ضرب و شتم ، تجاوز و ازدواج های اجباری همه این ها جزء واقعیات هر روزه زیست اجتماعی ما به شمار می آیند . چیزهایی که همواره در صفحه حوادث روزنامه ها می خوانیم و در مقابل چشمانمان می بینیم . پس با این وجود باید حضور هنرمندانی چون میلانی در جامعه را قدر بدانیم که به ما این امکان را می دهند که از دریچه هنر هفتم به آسیب های اجتماعی و غفلت های خودمان نگاه کنیم . چرا که بقول خود فیلم ساز حذف صورت مساله و انکار این ناهنجاریها صدمات بیشتری به پیکره جامعه وارد خواهد کرد . « اگر در جامعه ما کسی باشد که زجر بکشد و ما به او بی توجهی کنیم ، مورد اجحاف و ظلم قرار بگیرد ، به او تجاوز شود و ما او را نبینیم ، در واقع به پیکر خودمان ، به پیکر جامعه خودمان صدمه زده ایم . ما وظیفه داریم که این افراد را ببینیم ، توجه کافی کنیم ، با راه انداختنNGO ها یا تحقیقات مفصل در این زمینه ، به یاری آنها بشتابیم تا بتوانیم جامعه سالم و درستی داشته باشیم و آینده بچه هایمان را تضمین کنیم . »

حسن توان

منبع: دوماهنامه چشم انداز ایران، ش ۶۶