چهارشنبه, ۸ اسفند, ۱۴۰۳ / 26 February, 2025
مجله ویستا

روایت های ناتمام


روایت های ناتمام

چند نکته در باب ادبیات پایداری به بهانه هفته دفاع مقدس

شاید بیراه نباشد که بگوییم اولین گلوله‌ای که در یکی از شب‌های آخر شهریور سال ۵۹ به سمت خاک ایران شلیک شد پدیدآورنده جریانی در ادبیات ایران باشد به نام ادبیات دفاع مقدس؛ هر چند هنوز هم که ۳۰ سال از آن روز می‌گذرد این جریان ادبی به نام‌های دیگری نیز خوانده می‌شود: ادبیات جنگ و ادبیات پایداری. با این که هر کدام از آنها در مفهوم می‌توانند با یکدیگر تفاوت‌های اساسی داشته باشند، اما منظور از هر کدام از این معادل‌ها، جریانی ادبی است که مقوله جنگ را به عنوان یک پایه و ریشه به همراه خود دارد. این جریان نیز مانند بسیاری از جریان‌های دیگر ادبی مراتب و مراحل مشخصی داشته است، البته این مرزبندی‌ها با رعایت فاصله زمانی نزدیک به ۳ دهه سنجیده می‌شوند. یعنی حالا که ۳ دهه از آغاز جنگ و بیش از ۲ دهه از پایان آن می‌گذرد می‌توان به یک جمعبندی کلی رسید و این نوع ادبیات را در ۳ دسته عمده قرار داد.

اولین داستان‌های شکل گرفته در این جریان مربوط به دوران دفاع مقدس است، یعنی به طور مشخص شامل داستان‌ها و رمان‌هایی می‌شود که در روزهایی متولد شدند که جنگ هنوز ادامه داشت، بنابراین هدف از آن تنها تهییج مردم و مخاطبانش بود. این داستان‌ها قصد داشتند با روایت‌هایی حماسی از اتفاق‌های جنگ، روحیه پایداری و مقاومت را نزد مردمان ایران به عنوان مدافع مرز و بومشان همچنان زنده نگه دارند. داستان‌های این دوره اغلب مبتنی بر حادثه بودند و روایت‌ها در بستری شکل می‌گرفت که با مفاهیمی ‌ارزشی همچون فداکاری، ایثار، شهادت و از خود گذشتگی همسو باشند. در آن زمان شعر به عنوان یکی از گونه‌های هنری به خاطر خصوصیاتش (کوتاه و آهنگین بودن و توانایی انتقال سریع احساس و حماسه) نقش بیشتری داشت، اما در دوره دوم با پایان جنگ تحمیلی رفته‌رفته داستان جای شعر را در این جریان ادبی گرفت و نقشش پر رنگ شد.

بسیاری بر این باورند در سال‌های نخست این دوره، داستان‌هایی که خلق می‌شد متاثر از همان فضای زمان دفاع مقدس بود. در این مرحله می‌توان گفت ادبیات ایران برای خلق آثار فاخر بین خط‌قرمزها و دیده‌ها و باورهای نویسنده‌ها از جنگ مردد بود. اما مرحله سوم که همچنان ادامه دارد، ادبیاتی پا به عرصه گذاشت که این بار به جای تعریف حادثه و تبلیغ آن (مراحل اول و دوم) به جنبه‌های انسانی و باورهای قومی‌ آن تاکید داشت. بدیهی است که در هر ۳ مرحله استثناهایی بودند که همچنان ادبیات ایران به وجودشان می‌نازد.

حالا و پس از گذشت ۳۰ سال از این جریان ادبی چه دلایلی باعث می‌شود این نوع از ادبیات همچنان مورد توجه باشد؟ یا چرا با وجود حجم زیاد آثار منتشر شده هنوز شاهد اثر داستانی جدی در این حوزه نیستیم؟ آفت‌ها و خطرات این جریان ادبی چیست؟ نقش نهادهای دولتی در ترویج این گونه چیست و آیا آنها می‌توانند کمک کننده باشند یا بازدارنده؟

● نگاه سیاسی به ادبیات دفاع

داوود غفارزادگان یکی از نویسنده‌هایی است که آثار قابل توجهی در این عرصه داشته است. او همان ابتدای گفتگو نامگذاری روی ادبیات را اشتباه می‌داند. اشتباهی که باعث ایجاد فاصله می‌شود: «وقتی می‌گوییم دفاع مقدس، یعنی کسی درباره‌ آن حرف نزند؛ در نتیجه، خیلی‌ها هم به دلیل تابویی که ایجاد می‌شود، به سراغ آن نمی‌روند.»

به گفته این نویسنده، نگاه حاکم غیرادبی و تبلیغی بر این جریان ادبی خیلی وقت‌ها باعث می‌شود مخاطب از این گونه ادبی بگریزد. غفارزادگان ادبیات جنگ را جزئی از ادبیات می‌داند و معتقد است در این زمینه هم همانند سایر موضوعات کسی خوب می‌نویسد که دغدغه داشته باشد و با موضوع جنگ درگیر بوده باشد، نه این‌که فقط نگاه‌های حاکم را منعکس کند: «مردم نگاه رسمی به جنگ را نمی‌پذیرند و اگر نگاه به جنگ چندصدایی باشد، مردم آن را می‌پسندند.»

به گفته این نویسنده «از یک‌سو، ارگان‌های رسمی انتظار داشتند ادبیات، نگاه رسمی آنها را منعکس کند و اگر اثری از چارچوب‌های رسمی دور می‌شد، با تهمت‌های بسیاری روبه‌رو بود. از دیگر سو، متاسفانه طیف روشنفکر هم هر کاری را که راجع به جنگ صورت می‌گرفت، سفارشی می‌خواند و با نگاه بدبینانه به آن می‌پرداخت.»

● ادبیات سفارشی

سیل کارهای سفارشی در ادبیات دفاع مقدس بخصوص در سال‌های اخیر یکی از دغدغه‌های جدی این جریان ادبی است. در این سال‌هایی که از جنگ می‌گذرد هر وقت جهتگیری‌های مسوولان از جانب حمایت به سمت و سوی سفارش رفت سطح آثار منتشر شده در این حوزه نیز تنزل پیدا کرد. اتفاقی که باعث تولید حجم وسیع کتاب‌های سفارشی شد. بسیاری بر این باورند که در آثار سفارشی، جنبه انسانی جنگ خیلی کم مورد توجه قرار گرفته است و حادثه‌ها بیش از جنبه‌ انسانی جلب توجه می‌کنند. عده‌ای دیگر معتقدند سفارشی بودن به تنهایی آفت محسوب نمی‌شود و نقش هدایت کننده سفارش‌هاست که می‌تواند برای ادبیات داستانی مضر باشد. آنها می‌گویند که اثر سترگ و بزرگی همچون «شاهنامه» نیز اثری سفارشی است، اما هیچ‌کدام از خصوصیات یک اثر سفارشی در آن دیده نمی‌شود.

در سال‌های پس از جنگ هر وقت جهتگیری‌های مسوولان از حمایت به سوی سفارش رفت سطح آثار در این حوزه تنزل پیدا کرد

اما نگاه متفاوت و مخالف این نظر هم وجود دارد، نگاهی که باور دارد ادبیات همیشه ادبیات است و هروقت چیزی را به ادبیات اضافه کنیم، نتیجه‌ معکوس می‌دهد. یعنی ادبیات سفارشی در هر حوزه‌ای (از جمله دفاع مقدس) نه تنها باعث شکوفایی و معرفی نسلی از نویسندگان در کشور نمی‌شود، بلکه می‌تواند مخاطب را از آثار تولید شده دلسرد کند.

آیا سفارش‌های زیاد در حوزه ادبیات دفاع مقدس باعث شده است که آثار فاخر در این حوزه به چشم نیاید؟ آیا فارغ از موضوع دفاع مقدس سفارش ادبی می‌تواند بستر مناسبی برای ظهور نویسندگان خوب باشد یا سطح سلیقه و درک مخاطب را تنزل می‌دهد؟

فیروز زنوزی جلالی، نویسنده و داور چند دوره کتاب سال می‌گوید «سفارشی‌نویسی در مجموع کار بدی نیست اگر اثر برای نویسنده درونی شده باشد. این امر در هر عرصه ای چه ادبیات دفاع مقدس و چه جریان‌های دیگر ادبی باید برای نویسنده به صورت دغدغه درآمده باشد. وقتی این مساله درونی شد واژه‌ها برای نویسنده آشنا می‌شوند و تخیل نویسنده به کمک او می‌آید تا حاصل کار اثر قابل توجهی باشد.»

وی می‌گوید: «در بحث سفارش‌نویسی ادبیات ما امتحانات بدی پس داده است و به طبع آن نتایج ناگواری هم گرفته است.»

زنوزی جلالی عملکرد بنیاد مستضعفان را در اوایل دفاع مقدس مثال می‌آورد و می‌گوید: «در همان دوره هم ادبیات دفاع مقدس از کارهای خام و ناپخته‌ای که به صورت سفارشی تولیدی شد ضربه خورده و رفتن این راه با وجود تجربه‌های پیشین اشتباه است.»

● چشم‌انداز ادبیات دفاع مقدس

با این که ۳ دهه از ادبیات دفاع مقدس می‌گذرد، اما هنوز به گفته بسیاری، اثری که نویسندگان و مخاطبان و اهالی ادبیات را راضی کند، نوشته و منتشر نشده است، هر چند بسیاری از نویسندگان در این حوزه گام‌های بلندی برداشته‌اند و در بعضی از موارد به موفقیت‌های جهانی نیز دست پیدا کرده‌اند اما هنوز برخی بر این باورند که در ادبیات دفاع مقدس با اثری ملی مواجه نشده‌اند. از سویی، گذشت حدود ۲۰ سال از پایان جنگ تحمیلی فرصت چندان زیادی برای خلق اثری ملی در این حوزه در اختیار نویسنده قرار نمی‌دهد و زمان بیشتر می‌تواند در خلق اثری قابل توجه کمک کند. از سوی دیگر می‌توان گفت با فاصله‌ای نزدیک به ۲ دهه داستان‌هایی خلق شد که هر چند در حال و هوای جنگ تحمیلی نیستند، اما می‌توانند میان جنگ و زندگی پلی بزنند. جالب این‌که در این مورد تعداد داستان‌هایی که توانسته‌اند این پیوند را برقرار کنند، مورد توجه قرار گرفته‌اند.

فیروز زنوزی جلالی در این رابطه می‌گوید: «اگر نسل بعد از انقلاب را معیار قرار بدهیم این نسل باید الان در اوج دوران رشد و بلوغش قرار داشته باشد و منتظر آثاری منسجم و ماندگار و در شان دفاع مقدس بود.»

او با وجود ضعف‌ها در این حوزه چشم انداز ادبیات دفاع مقدس را روشن می‌بیند و می‌گوید: «از آثار منتشر شده در این حوزه طی چند سال اخیر می‌توان پی برد که این گونه ادبی توانایی بهتر شدن هم دارد.»

داوود غفارزادگان نیز از نویسندگانی چون احمد دهقان، محمدرضا بایرامی، علی‌اصغر شیرزادی، علی موذنی، مجید قیصری، حبیب احمدزاده، رضا امیرخانی،‌ حسین مرتضاییان آبکنار‌، محمدرضا کاتب و حسن بنی‌عامری به عنوان آثاری درخور توجه در این حوزه نام می‌برد و به این نکته هم اشاره می‌کند که آنقدر حجم کارهای سفارشی زیاد است که این کارها در میان آنها گم می‌شوند.

● نکته پایانی

نسل نویسندگانی که جنگ تحمیلی را دیده‌اند حالا در دهه‌های میانی زندگی خود قرار دارند، هر چند زندگی در دوران دفاع مقدس به نویسنده برای خلق اثری قابل باور کمک بسیاری می‌کند، اما توانایی نویسنده تنها به حضور در این دوران محدود نمی‌شود. نسل‌های بعد از طریق نوشته‌ها و مخیلات نویسندگان در عصر حاضر است که می‌توانند به روایتی ناب از دوران ۸ ساله دفاع مقدس بپردازند. بنابراین می‌توان گفت در ادبیات دفاع مقدس تجربه کردن در نوشتن یا تن دادن به ادبیات سفارشی می‌تواند نسلی را که قرار است برای آیندگان بنویسد به بیراهه ببرد.

میثم اسماعیلی