دوشنبه, ۱ مرداد, ۱۴۰۳ / 22 July, 2024
مجله ویستا

آنها بر دل می كوبند


آنها بر دل می كوبند

صنعت گردشگری از آن حكایت های بسیار جالب است كه هر از چندگاهی در وسائل ارتباط جمعی به آن پرداخته و پس از چندی از خاطره ها محو می شود ولی ظاهراً این بار مقوله مغفوله صنایع دستی هم به آن اضافه شده است

صنعت گردشگری از آن حكایت های بسیار جالب است كه هر از چندگاهی در وسائل ارتباط جمعی به آن پرداخته و پس از چندی از خاطره ها محو می شود ولی ظاهراً این بار مقوله مغفوله صنایع دستی هم به آن اضافه شده است. هر بار كه مدیریت های كشور دستخوش تحویل و تحول می شود و مدیران جدید كار خود را آغاز می كنند، آمارهای موجود در حوزه های مدیریتی در برابر رسانه های عمومی بازخوانی می شوند؛ «ایران جزء ده كشور اول جهان از حیث جاذبه های گردشگری است» اما چرا ارقام گردشگران خارجی به این كشور چنین اندك است كسی نمی داند، شاید هم می دانند اما تجاهل و نیز درآمدهای به غیرحساب نفتی به ظهور این سرمایه عظیم مجالی نمی دهد. و در باب صنایع دستی گفته می شود كه «با كمترین میزان سرمایه یك شغل ایجاد می شود» و نیازی هم به واردات مواد اولیه نداریم و مراحل تهیه آن در داخل كشور خیلی پیچیده نیست، اما كسی نمی پرسد چه تدابیری باید اندیشه شود تا مشاغل موجود و مرتبط با صنایع دستی حفظ شود و این مقوله كه روبه انقراض است نجات یابد. جذب گردشگران خارجی كه هیچ ما حتی نتوانسته ایم آن دسته از هموطنان خودمان را كه حاضر به هزینه كردن برای گردشگری هستند جذب كنیم و هرساله در ایام نوروز و فصل تابستان كشورهای همجوار و همسایه ما از بركت وجود گردشگران ایرانی به نان و نوایی می رسند و همه می دانیم در ازای خروج سرمایه های نقدی مملكت چه چیزی به آنها ارائه می شود!

اما ما در این بحث قصد كالبدشكافی این معضل را نداریم و فقط می توانیم مدیران ارشد و برنامه ریزان سازمان میراث فرهنگی و گردشگری كشورمان را توصیه به یك سفر علمی كنیم آن هم به كشورهایی همچون: اردن، مصر، امارات، اندونزی و مالزی كه همگی مسلمانند و نه به جزایر یونان و قبرس و جنوب فرانسه! تا حضراتشان ببینند آنها چه كرده اند و از كدام یك از ارزش های خود عدول كرده اند. بلكه هدف ما از ورود به این بحث تامل بیشتر در مقوله صنایع دستی است آن هم خیلی خلاصه و بیشتر به شكل ارائه یك فهرست و البته و صدالبته در نقد عملكرد و شرایط موجود قصد تخطئه زحمات كشیده شده را نداریم. این مطالب فقط انعكاس درد دل ما است و بس!

صنایع دستی ایران كه آینه تمام نمای فرهنگ و تمدن اصیل اسلامی- ایرانی ما است یك وجه دیگر هم دارد و آن بعد اقتصادی این مقوله است.

صنایع دستی به مصنوعاتی اطلاق می شود كه با نیروی مستقیم دست انسان تولید می شود و ماشین در تولید و شكل دهی آن نقشی ندارد. گفته می شود كه بیش از ۱۵۰ گونه از صنایع دستی در ایران تولید می شود. این مصنوعات در سراسر كشور یكسان و هماهنگ نیست. در هر منطقه ای شرایط اقلیمی، نیازها، مواد اولیه، فرهنگ و رسوم خاص آن منطقه در خلق این آثار نقش اساسی دارند. اما آنچه كه از این ۱۵۰ گونه بیشتر مورد توجه است و بیشتر در مراكز جذب گردشگران خارجی عرضه می شود از ۱۰ تا ۱۵ نوع تجاوز نمی كند. پرداختن به مسائل و مشكلات صنایع دستی ناظر به دو وجه است:

۱) تحلیل عملكرد بخش صنایع دستی و

۲) مشكلات صنفی و درونی خیل كثیر استادان، هنرمندان و كارآموزان صنایع دستی. انتخاب یك مدیر در این حوزه با داشتن گرایشات هنری و آگاهی از مشكلات شاغلان این بخش بسیار مهم است. تنها انگیزه و عاملی كه برای انتخاب مدیران مجموعه سازمان صنایع دستی پذیرفته شده نیست و اقدام به آن مشكلی را از این جامعه صنفی كشور حل نمی كند و بلكه مشكلات و تنگناها را شدت می بخشد، رویكرد سیاسی در گزینش مدیران سازمان صنایع دستی است. نبود اطلاع از ابزارهای رایج در دنیای امروز در معرفی و بازاریابی كالاهای صنایع دستی تبعاتی بس زیان بار داشته و خواهد داشت. یك گشت وگذار در پایگاه های اینترنتی و نحوه تبلیغ جاذبه های گردشگری و صنایع دستی كشورهایی به مراتب كم مایه تر از كشورمان می تواند ضعف آشكار دست اندركاران را نشان دهد. اساساً آیا مدیران این مجموعه كه متولی صنایع دستی هستند می دانند كه قلمزنی روی فلزاتی مثل مس و نقره كه در شهرهایی مثل اصفهان، تبریز و سمنان انجام می شود چه تفاوت هایی با هم دارند؟

از خاتم و منبت و قلم زنی روی فلزات در كشورهای عربی كه دیگر هیچ!

نبود اطلاع از سلیقه و تقاضای مشتریان خارجی و ادامه روند تولید صنایع دستی در شكل و قالب های سنتی از دیگر پیامدهای مدیریت های غیرمتخصص در صنایع دستی است. بخش بازرگانی كشور بدون توجه به مقتضیات بازار فروش این مصنوعات كه در كشور با ركود وصف ناپذیری روبه رو است اجازه ورود پارچه های تزئینی از پاكستان و هندوستان را می دهد و همین چند مترمربع پارچه چیت قلمكار اصفهان هم كه در ایام تعطیل فروش اندكی دارد دچار غربت می شود.

متاسفانه یكی از نقاط ضعف در مجموعه صنایع دستی نبود كنترل كیفی و درجه بندی كالاهایی است كه برای نمایش و فروش در خارج از كشور عرضه می شود. مثال: یك چراغ لوستر مسی كه با رنگ روغنی نقاشی شده بود به جای «مینا» در یك نمایشگاه اختصاصی ایران در برزیل (سان پائولو- ۱۳۸۰) معرفی و فروخته شد. بعضی معتقدند كه اساساً برای رونق بازار صنایع دستی نیاز به صادرات نیست (كه البته این نظر صحیحی نیست) فقط كافی است كه ایران به عنوان یك كشور غنی از لحاظ جاذبه های تاریخی، فرهنگی، مذهبی و طبیعی پذیرای گردشگران خارجی باشد و این خود یعنی رونق بازار. هرساله تعداد زیادی از راهنما های تور آموزش می بینند كه چگونه گردشگران خارجی را در ابنیه تاریخی راهنمایی كنند و از تاریخچه و ویژگی های بناها برای آنها بگویند. چه بجا بود كه این افراد در امر مراحل تولید صنایع دستی هم آموزش هایی می دیدند و یكی از مراكز مورد بازدید گردشگران، كارگاه های صنایع دستی می بود تا یك توریست یا گردشگر خارجی بفهمد كه نقوش زیبای مصنوعات خاتم مدیون صنعت چاپ نیست و یا اینكه چه مراحل دشوار و پیچیده ای در سیر تولید «مینا» طی می شود و هر مترمربع پارچه چیت قلمكار با چند ضربه دست یك استاد كار هنرمند ساخته می شود. متاسفانه نقش بعضی از راهنماهای گردشگران خارجی در مورد صنایع دستی عموماً و فرش دستباف خصوصاً در هدایت گردشگران به فروشگاه های خاص و... خلاصه می شود!

در صورتی كه می توان با چاپ كتاب های جیبی برای گردشگران به چند زبان زنده دنیا هم نحوه تولید را به آنها معرفی كرد و هم مكانیسمی را طراحی و اجرا كرد كه یك قالیچه ذرع و نیم به چند برابر قیمت به یك گردشگر فروخته نشود و یا لااقل بافنده های زحمتكش فرش از این فروش های نجومی بهره مند شوند. یكی از كشورهای مطرح از حیث معادن سنگ های قیمتی كشور برزیل در آمریكای لاتین است. هنگامی كه شما به عنوان یك گردشگر در یك هتل در ریودوژانیرو اسكان می یابید با استقبال راهنماهایی روبه رو می شوید كه شما را به طور رایگان به دیدن كارگاه های تراش این سنگ ها هدایت می كنند و پس از بازدید از این كارگاه ها به سوی فروشگاه های جواهرات هدایت می شوید. شهر اصفهان كه این روزها افتخار پایتخت فرهنگی جهان اسلام را دارد اگر نگوییم مهم ترین ولی قطعاً یكی از مهم ترین مراكز تولید صنایع دستی كشور است. این شهر كه جمعیت قابل توجهی از اساتید، هنرمندان و كارآموزان شاخه های مختلف صنایع دستی را در خود جای داده و اولین نماد آن فروشگاه های عرضه كننده این اقلام هستند، مشكلات و معضلات زیادی را در پس پرده دارد. بخشی از این مشكلات به مسائل معیشتی دست اندركاران تولید بازمی گردد. تولیدات صنایع دستی تماماً توسط هنرمندان و كارآموزان آنها در كارگاه های كوچك و سنتی شكل می گیرد كه متاسفانه اكثر آنها همواره در تامین معاش و نیازهای روزمره خود دچار مشكل و مضیقه هستند. استثمار و بهره كشی صاحبان سرمایه آنچنان وضعیتی را برای این قشر زحمتكش به وجود آورده است كه آنها برای گذران زندگی خود تابع سیاست های این سرمایه داران مثلاً حامی صنایع دستی هستند و همواره از نظر شخصیتی مورد تحقیر و اهانت قرار می گیرند و هم حاصل دست رنج آنها غارت می شود. فی المثل آیا می دانید یك آینه و دو شمعدان نقره قلمزده كه در اصفهان ساخته می شود در یك فروشگاه لوكس مركز شهر به ۵/۳ الی ۴ برابر قیمت تمام شده به فروش می رسد؟ (قیمت تمام شده نقره به كار رفته اجرت ساخت (زرگری)، دستمزد قلم زنی و پرداخت نهایی اطلاق می شود.) اگر متولیان و مدیران سازمان صنایع دستی عنایت بیشتری می كردند، اولاً این كالاها آنقدر گران به دست مصرف كننده نمی رسید و ثانیاً بهره اقتصادی آن نصیب تولیدكننده می شد و با قوت گرفتن این اقشار هنرمند و صاحبان عزت نفس چقدر توسعه كمی و كیفی حاصل می شد و لازم نبود برای جلوگیری از انقراض این هنرها دست به دامن سخنرانانی شویم كه هیچ درك عمیقی از روح لطیف یك هنرمند و یك استادكار ندارند.

آیا سازمان صنایع دستی می داند كه مابه التفاوت قیمت تمام شده یك «قاب خاتم»، یك مترمربع پارچه «چیت قلمكار»، «یك گلدان مسی» و یا بشقاب «مینا» با آنچه كه در فروشگاه های خوش منظره و زیبای اصفهان فروخته می شود چقدر است؟ حتی تردید دارم كه آنها وضعیت اسفبار كارگاه های كوچك صنایع دستی كه این آثار زیبا و ارزشمند در آنها ساخته و پرداخته می شود را از نزدیك دیده باشند. در خلوت پس كوچه های اصفهان صدای دلنشین چكش یك قلمزن یا بوی چسب یك خاتم ساز نه برای سازمان صنایع دستی مفهومی دارد و نه احساسات یك سرمایه دار را برمی انگیزد و اگر عشق به خلق این زیبایی ها نمی بود هیچ توجیه عقلی و اقتصادی برای ادامه این حركت متصور نبود. ابزارهای زیادی برای معرفی و فروش این كالاها وجود دارد كه به برخی از آنها اشاره ای شد، اما یكی دیگر از ابزارهای معرفی صنایع دستی برگزاری نمایشگاه های خارج از كشور است كه خود حكایتی دردناك دارد. عدم اطلاع و آگاهی تخصصی متولیان امر نمایشگاه ها اعم از نمایشگاه های اختصاصی ایران و با مشاركت ایران در نمایشگاه های بین المللی بزرگترین مانع نیل به مقصود است. طی بیست و چند سال گذشته تصدی نمایشگاه ها در اختیار سه نهاد بوده است:

۱) مركز توسعه صادرات،

۲) شركت های نمایشگاه های بین المللی استان ها و

۳) بخش خصوصی.

برگزاری و مشاركت در این نمایشگاه ها كه با قصد معرفی، بازاریابی و فروش مستقیم اقلام صنایع دستی انجام می شود نقاط ضعف زیادی دارد:

۱) انتخاب كشور محل برگزاری نمایشگاه های اختصاصی یا مشاركت در نمایشگاه های بین المللی كشور هدف با مطالعه و كارشناسی انجام نمی گیرد.

۲) زمان مناسب برای برگزاری نمایشگاه ها با توجه به مناسبت ها و فصول خرید مردم آن كشورها انتخاب نمی شود.

۳) انتخاب غرفه داران و عرضه كنندگان كالاهای صنایع دستی براساس معیارهای روز دنیا صورت نمی گیرد.

۴) اغلب غرفه داران توان ایجاد ارتباط با مردم آن كشورها را ندارند و با مشتری در سطح بسیار نازل برخورد می كنند. هیچ گونه فعالیتی در خصوص معرفی ماهیت كالاها وجود ندارد.

۵) نحوه نمایش و فروش كالا حیثیت ملی ما را خدشه دار می كند. (بسته بندی كالای فروخته شده در روزنامه های قدیمی كه از ایران با خود می برند.)

۶) عدم عرضه كاتالوگ یا بروشور به منظور معرفی مراحل تولید و تاریخچه آنها.

۷) مجریان نمایشگاه ها اعم از بخش دولتی و خصوصی اطلاعات لازم را در خصوص مقررات گمركی كشور هدف به غرفه داران نمی دهند و معمولاً اسناد ارائه شده به گمرك كشور مزبور با مشكل روبه رو می شود. (مانند آنچه كه در نمایشگاه های اختصاصی ایران در قاهره در سال های ۷۸ و ۷۹ و مشاركت ایران در نمایشگاه های بین المللی قاهره در سال های ۱۳۸۰ و ۱۳۸۱ اتفاق افتاد و برخی از غرفه داران مجبور شدند معادل فروش خود به دولت مصر حقوق گمركی بپردازند و نیز نمایشگاه اختصاصی ایران در الجزایر در سال ۱۳۸۰ (توسط بخش خصوصی) كه به توقیف كالاها انجامید و اگر سفر ریاست وقت مجلس شورای اسلامی هم زمان اتفاق نمی افتاد معلوم نبود چه تبعاتی برای غرفه داران می توانست داشته باشد.)

۸) دستگاه های مجری نمایشگاه های خارجی اعم از دولتی یا خصوصی به جای اینكه از یارانه های دولتی در جهت تشویق صادرات استفاده نمایند از محل فروش متراژ غرفه ها به مشاركت كنندگان (غرفه داران) سودهای تضمینی را عاید خود كرده اند. دعواهای تمام نشدنی مركز توسعه صادرات با برگزاركنندگان بخش خصوصی سر مجوزهای نمایشگاهی عملاً پرداخت های یارانه ای را به غرفه داران متوقف و منتفی كرد.

۹) ارائه گزارش های خلاف واقع مدیران اجرایی نمایشگاه ها به مدیریت های ارشد متبوعشان در مورد میزان موفقیت نمایشگاه ها مانع از تجزیه و تحلیل واقعی این نمایشگاه ها بوده است. (مثال: مشاركت ایران در نمایشگاه بین المللی مونیخ آلمان در پاییز ۱۳۷۷.)

۱۰) اگر نمایشگاه های خارج از كشور در بخش صنایع دستی توسط شركت های تعاونی صنوف و شاخص های مختلف صنایع دستی با همكاری كارشناسان مركز توسعه صادرات، بخش اقتصادی وزارت امور خارجه و نمایندگی های جمهوری اسلامی ایران در خارج از كشور مطالعه و برگزار شوند قطعاً نتایج خوبی به همراه خواهند داشت. برای ایجاد پلی بین صنعت گردشگری و صنایع دستی ابتدا باید صنعت گردشگری احیا شود و پای گردشگر به این كشور برسد و نیز صنایع دستی از روند انقراضی و رو به اضمحلال فعلی نجات یابد. متاسفانه در شرایط فعلی با نگاه به سوابق اجرایی دو دهه گذشته نه گردشگری سكوی محكمی برای یك سر این پل است نه صنایع دستی. زحمات زیادی كشیده شده، مطالعات خوبی انجام گرفته اما نمی دانم حلقه مفقوده بین آن تلاش های نظری و این عملكرد اجرایی چیست و كجاست؟ ظاهراً تا زمانی كه كشور نیاز جدی به درآمد گردشگری احساس نكند این مشكل لاینحل و مغفول می ماند و صنایع دستی هم تا زمان حیات هنرمندان عاشق جلو می رود و بعد نمی دانم.

مسعود علاقه مندان