چهارشنبه, ۸ اسفند, ۱۴۰۳ / 26 February, 2025
ریاست طلبی

به نظر شما آیا جای تعجّب است که والدین ریاست طلب،اغلب فرزندانی ریاست طلب دارند؟والدینی که مانند فرماندهان نظامی،چپ و راست به فرزندان خود دستور می دهند،درنهایت فرزندانی را تربیت می کنند و پرورش می دهند،که آنها نیز می خواهند فرمانده گروهانی کوچک باشند،و این مسئله ای کاملاً بدیهی است.
بچّه های کوچک دوست دارند مانند بزرگ ترها رفتار کنند.آنها اگر ببینند که بزرگ ترهای شان اهل ریاست طلبی هستند،آنها نیز در آینده ریاست طلب خواهند شد.بنابراین،ریشه ی این معضل یعنی ریاست طلبی کودکان را باید ابتدا در خودمان به عنوان الگوی اوّلیه فرزندمان جستجو کنیم.به عنوان مثال،اگر به بچّه ها دستور پریدن بدهیم،و انتظار داشته باشیم که بگویند:«چقدر؟»،دراین صورت آنها نیز عادت به دستور دادن می کنند،به طوری که آیینه ی تمام نمای تصوّرات و ذهنیّات ما می شوند.
البتّه،همیشه این گونه نیست که اشتباه از سوی والدین باشد.زیرا حتی پدران و مادرانی که خود ریاست طلب نیستند،گاهی فرزندانی ریاست طلب دارند.اغلب کودکان خیلی راحت به خودرأیی و این که حرف،حرف خودشان باشد، عادت می کنند،و در این بین ریاست بر دیگران، راهی برای دستیابی و رسیدن به این هدف است.حتی گاهی مواقع این کودکان،که هوشیارانه اوضاع را تحت کنترل خویش دارند،با درخواست های خود،بر ما نیز ریاست می کنند،که این مسئله برای ما به عنوان والدین غیرقابل تحمّل خواهد بود.یک راه برای کنترل این وضعیت وجود دارد،و آن داشتن هوشیاری و سرعت عمل به موقع در استفاده ی سریع و به جا از دیگر راه کارها و ابزارهای موجود است:
هنگامی که ریاست طلبی هرچند ناچیزی را از کودک شاهد هستیم،اوّلین پاسخ و واکنش ما به کودک لبخندی معنا دار و ممتد است،این تغییر وضعیت و چرخش ناگهانی و غیرمنتظره در رفتار ما،درحقیقت به کودک فرصتی برای اندیشه و تفکّر می دهد،و او با شگفتی از خود سؤال می کند که توی این دنیا چه اتفاقی در شرف وقوع است.سپس،با آرامش چنین جمله ای را به او می گوییم:«تَمی تلاش خیلی خوبیه.فکر می کنی وقتی همه بخواهند،رئیس باشند،آن وقت توی خانواده ی ما چه اتفاقی می افتد؟آیا این مسئله کمکی به حال ما می کند یا نه؟امّا خواهش می کنم به هیچ وجه حالا جواب نده.فقط کمی فکر کن.»و بعد راه خود را می گیریم و می رویم.
برخورد ما با کودکان ریاست طلب،باید عاری از هرگونه درگیری هیجانی و احساسی باشد.در ضمن،هرگز این موضوع را به آنها متذکر نمی شویم که:«تو جرأت نداری،چپ و راست،به من دستور بدهی!»بلکه باید با صراحت و منطق به رفتار آنها رسیدگی کنیم.
وقتی که فرزندان ما به کودکان دیگر ریاست می کنند،نقش ما به عنوان مشاور،بسیار مهمّ و تأثیرگذار است.بعد از تمامی این ها،ما تنها نقش یک مشاور را داریم،و باید بگوییم،که این مسئله نیز یکی از مشکلات آنهاست نه ما.
ـ مادر:«تَمی،من متوجّه شدم که تو از آن دسته بچّه ها هستی که می خواهی مغرورانه به بقیّه ریاست کنی.و به هیچ وجه نگران نیستی که شاید این برخورد و رفتار باعث شود تا دوستان ات دیگر دوستت نداشته و دیگر هیچ وقت نخواهند که با تو دوست باشند.»
ـ تَمی:«اِه،آنها هنوز هم با من دوست هستند.»
ـ مادر:«تعجّب می کنم،چه طور چنین چیزی امکان دارد.البتّه شاید تو از آن دسته افراد نادری باشی که می توانی مغرورانه به سایرین ریاست و آنها را وادار کنی تا با تو دوست باشند.نظر تو چیه؟آیا دنبال راهی هستی که بتوانی،کاملاً به آنها ریاست کنی،و در عوض انتظار داشته باشی که آنها را به عنوان دوست برای خودت نگهداری و حفظ کنی؟»
ـ تَمی:«نمی دانم.»
ـ مادر:«خب،خیلی مایلم که ببینم،درنهایت اوضاع چه طوری پیش می رود.ولی به هرحال،امیدوارم به نفع تو و آن طور که تو می خواهی مسائل پیش برود.»
البتّه شانس و اقبال همیشه بر وِفق مراد ما نیست،و اوضاع آن طور که می خواهیم پیش نمی رود.این دنیا واقعی است که در مورد مسائل مختلف،درس لازم را به کودکان می دهد.بی احترامی و بی تربیتی به دوستان برابر است با از دست دادن و دشمن ساختن آنها.در این بین برخورد دیگر بچّه ها، با کودکان ریاست طلب چوت تَمی،برای او بسیار آموزنده خواهد بود.
سپس،هنگامی که تَمی با مشکلش نزد مادر می آید،مادر می تواند برای تَمی،ناراحتی و دلخوری دوست اش را این گونه بیان کند:
ـ مادر:«اوه تَمی،پس که این طور،پس واقعاً با ریاست طلبی مشکلی حلّ نشد؟»
ـ تَمی:«نه.»
ـ مادر:«واقعاً ناراحت کننده است.حالا فکر می کنی،برای این که دوستان ات را برگردانی چه کار باید بکنی؟»
تَمی:«نمی دانم.»
ـ مادر:«مطمئنم،این مسئله حلّ می شود.امّا قبل از هرچیز باید بدانم،که آیا تو واقعاً تصمیم گرفتی که از نظرات من در برخورد با دوستان ات استفاده کنی،طوری که دیگر هیچ وقت آنها احساس نکنند،تو قصد ریاست بر آنها را داری.خوشحال می شوم در این باره بیشتر با تو حرف بزنم.»
اگر به کودکان مان بگوییم که ریاست طلبی نکنند،و درعوض خود،بر آنها ریاست کنیم،این عمل باعث می شود که خشم و عصبانیّت آنها متوجّه ی ما شود،و بدین صورت مقوله ی ریاست هم چنان ادامه خواهد یافت.
امّا در صورتی که آنها متوجّه اشتباه خود شوند،و بخواهند معضل ریاست طلبی را در خودشان برطرف نمایند،ما نیز باید با استفاده از سخنان تفکّربرانگیز،بار مشکل را بر دوش آنها بگذاریم،و با این شیوه ی برخورد،آنها را در دستیابی به بهترین راه حلّ ممکن کمک کنیم.
نویسنده : فاستر دبلیو کلاین و جیم فی
مترجم: میترا خطیبی
منبع:کتاب تربیت با عشق و منطق
ایران مسعود پزشکیان دولت چهاردهم پزشکیان مجلس شورای اسلامی محمدرضا عارف دولت مجلس کابینه دولت چهاردهم اسماعیل هنیه کابینه پزشکیان محمدجواد ظریف
پیاده روی اربعین تهران عراق پلیس تصادف هواشناسی شهرداری تهران سرقت بازنشستگان قتل آموزش و پرورش دستگیری
ایران خودرو خودرو وام قیمت طلا قیمت دلار قیمت خودرو بانک مرکزی برق بازار خودرو بورس بازار سرمایه قیمت سکه
میراث فرهنگی میدان آزادی سینما رهبر انقلاب بیتا فرهی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی سینمای ایران تلویزیون کتاب تئاتر موسیقی
وزارت علوم تحقیقات و فناوری آزمون
رژیم صهیونیستی غزه روسیه حماس آمریکا فلسطین جنگ غزه اوکراین حزب الله لبنان دونالد ترامپ طوفان الاقصی ترکیه
پرسپولیس فوتبال ذوب آهن لیگ برتر استقلال لیگ برتر ایران المپیک المپیک 2024 پاریس رئال مادرید لیگ برتر فوتبال ایران مهدی تاج باشگاه پرسپولیس
هوش مصنوعی فناوری سامسونگ ایلان ماسک گوگل تلگرام گوشی ستار هاشمی مریخ روزنامه
فشار خون آلزایمر رژیم غذایی مغز دیابت چاقی افسردگی سلامت پوست